پرش به محتوا

شمس تبریزی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:شمس تبریزی.jpg|بندانگشتی|مجسمه شمس تبریزی برگرفته از سایت ایمنا قابل بازیابی از https://www.imna.ir/news/446726/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1]]
[[پرونده:شمس تبریزی.jpg|بندانگشتی|مجسمه شمس تبریزی برگرفته از سایت ایمنا قابل بازیابی از https://www.imna.ir/news/446726/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1]]
شمس تبریزی (د 645ق / 1247م)، صوفی و مراد جلال‌الدین مولوی.
شمس تبریزی (د 645ق / 1247م)، [[صوفیه|صوفی]] و مراد [[مولوی، جلال الدین محمد|جلال‌الدین مولوی]].


شمس الدین محمد بن علی بن ملک داد تبریزی معروف به شمس تبریزی از اکابر مشایخ [[صوفیه]] در سده‌های 6 و 7 ق است. بخش بزرگی از شهرتش در ایران و در ادبیات فارسی، مدیون ارادتی است که [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]]٭ (604-672ق / 1207-1273م) عارف بنام ایران به وی داشته است<ref>حکیمیان، ابوالفتح. '''''فهرست مشاهیر ایران'''''. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 44.</ref>. از کودکی به وعظ و درس و مطالعه احوال مشایخ بزرگ صوفیه علاقه داشت<ref>صاحب‌الزمانی، ناصرالدین. '''''خطّ سوم'''''. تهران: عطایی، 1351، ص 77ـ آ.</ref>. مدتی در [[تبریز]] به فراگرفتن دانش و ادب پرداخت و نزد شیخ رکن الدین سُجاسی، بابا کمال جُندی و ابوبکر سَلّه باف (زنبیل باف) تبریزی تعلیم و تربیت گرفت<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: دانشگاه تهران، چ 3، 1358، ج 3، ب 1، ص 454.</ref>. با چند تن از مشایخ صوفیه در عراق و سوریه دیدار کرد. داستان ملاقات او با اوحدالدین کرمانی شهرت دارد<ref>شیمل، آن. ماری. '''''شکوه شمس'''''. ترجمة حسن لاهوتی، با مقدمة جلال الدین آشتیانی، تهران: انتشارات علمی‌و فرهنگی، 1367، ص 37.</ref>. به سبب سفرهای بسیارش به «شمس پرنده» و به پاس کمال معنویات خود به «کامل تبریزی» لقب یافت<ref>گولپینارلی، ‌عبدالباقی. '''''مولانا جلال الدین'''''. ترجمه و توضیحات توفیق سبحانی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375، ص 127.</ref>. در 640ق / 1243م پس از ورود به قونیه چندان بر [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] تأثیر گذاشت که او را از مسند تدریس و منبر و وعظ در حلقه رقص و سماع کشید<ref>موّحد، محمدعلی. '''''مقالات شمس تبریزی'''''. تهران: خوارزمی‌، چ 1، 1369، ص 22.</ref>. سرانجام در 645ق / 1247م گروهی از حاسدان و مریدان [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] کمر به قتل شمس بستند و او ناپدید شد. برخی گویند که در کنار مزار بهاءالدین ولد، پدر مولوی مدفون است<ref>افلاکی، احمد. '''''مناقب العارفین'''''. به کوشش تحسین یازیچی، ‌آنکارا، انجمن تاریخ ترک، 1961 م، ج 2، ص 700.</ref>. مجموعه سخنانش را که سلطان ولد فرزند مولوی گردآوری و پرداخته است، مقالات نامیده‌اند<ref>موّحد، محمدعلی. '''''مقالات شمس تبریزی'''''. تهران: خوارزمی‌، چ 1، 1369، ص 39.</ref>. شمس شخصیتی تاریخی، پیر و پیرو، ‌مرید و مراد، شورآفرین و و اژگون گر و به یک سخن زایشگر تولد دوباره مولوی است<ref>'''''قحط خورشید'''''. ‌برگزیده اشعار دیوان شمس تبریز، ترجمه ر. ا. نیکلسن، به کوشش مجید روشنگر، تهران: مروارید، چ 1، 1358، ص 24.</ref>.
شمس الدین محمد بن علی بن ملک داد تبریزی معروف به شمس تبریزی از اکابر مشایخ [[صوفیه]] در سده‌های 6 و 7 ق است. بخش بزرگی از شهرتش در ایران و در ادبیات فارسی، مدیون ارادتی است که [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] (604-672ق / 1207-1273م) عارف بنام [[کشور ایران|ایران]] به وی داشته است<ref>حکیمیان، ابوالفتح. '''''فهرست مشاهیر ایران'''''. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 44.</ref>. از کودکی به وعظ و درس و مطالعه احوال مشایخ بزرگ [[صوفیه]] علاقه داشت<ref>صاحب‌الزمانی، ناصرالدین. '''''خطّ سوم'''''. تهران: عطایی، 1351، ص 77ـ آ.</ref>. مدتی در [[تبریز]] به فراگرفتن دانش و ادب پرداخت و نزد شیخ رکن الدین سُجاسی، بابا کمال جُندی و ابوبکر سَلّه باف (زنبیل باف) تبریزی تعلیم و تربیت گرفت<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: دانشگاه تهران، چ 3، 1358، ج 3، ب 1، ص 454.</ref>. با چند تن از مشایخ [[صوفیه]] در [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87 سوریه] دیدار کرد. داستان ملاقات او با اوحدالدین کرمانی شهرت دارد<ref>شیمل، آن. ماری. '''''شکوه شمس'''''. ترجمة حسن لاهوتی، با مقدمة جلال الدین آشتیانی، تهران: انتشارات علمی‌و فرهنگی، 1367، ص 37.</ref>. به سبب سفرهای بسیارش به «شمس پرنده» و به پاس کمال معنویات خود به «کامل تبریزی» لقب یافت<ref>گولپینارلی، ‌عبدالباقی. '''''مولانا جلال الدین'''''. ترجمه و توضیحات توفیق سبحانی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375، ص 127.</ref>. در 640ق / 1243م پس از ورود به قونیه چندان بر [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] تأثیر گذاشت که او را از مسند تدریس و منبر و وعظ در حلقه رقص و سماع کشید<ref>موّحد، محمدعلی. '''''مقالات شمس تبریزی'''''. تهران: خوارزمی‌، چ 1، 1369، ص 22.</ref>. سرانجام در 645ق / 1247م گروهی از حاسدان و مریدان [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] کمر به قتل شمس بستند و او ناپدید شد. برخی گویند که در کنار مزار بهاءالدین ولد، پدر [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] مدفون است<ref>افلاکی، احمد. '''''مناقب العارفین'''''. به کوشش تحسین یازیچی، ‌آنکارا، انجمن تاریخ ترک، 1961 م، ج 2، ص 700.</ref>. مجموعه سخنانش را که سلطان ولد فرزند [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] گردآوری و پرداخته است، مقالات نامیده‌اند<ref>موّحد، محمدعلی. '''''مقالات شمس تبریزی'''''. تهران: خوارزمی‌، چ 1، 1369، ص 39.</ref>. شمس شخصیتی تاریخی، پیر و پیرو، ‌مرید و مراد، شورآفرین و و اژگون گر و به یک سخن زایشگر تولد دوباره [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] است<ref>'''''قحط خورشید'''''. ‌برگزیده اشعار دیوان شمس تبریز، ترجمه ر. ا. نیکلسن، به کوشش مجید روشنگر، تهران: مروارید، چ 1، 1358، ص 24.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==
خط ۱۰: خط ۱۰:


== مآخذ ==
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۱۵

مجسمه شمس تبریزی برگرفته از سایت ایمنا قابل بازیابی از https://www.imna.ir/news/446726/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1

شمس تبریزی (د 645ق / 1247م)، صوفی و مراد جلال‌الدین مولوی.

شمس الدین محمد بن علی بن ملک داد تبریزی معروف به شمس تبریزی از اکابر مشایخ صوفیه در سده‌های 6 و 7 ق است. بخش بزرگی از شهرتش در ایران و در ادبیات فارسی، مدیون ارادتی است که مولوی (604-672ق / 1207-1273م) عارف بنام ایران به وی داشته است[۱]. از کودکی به وعظ و درس و مطالعه احوال مشایخ بزرگ صوفیه علاقه داشت[۲]. مدتی در تبریز به فراگرفتن دانش و ادب پرداخت و نزد شیخ رکن الدین سُجاسی، بابا کمال جُندی و ابوبکر سَلّه باف (زنبیل باف) تبریزی تعلیم و تربیت گرفت[۳]. با چند تن از مشایخ صوفیه در عراق و سوریه دیدار کرد. داستان ملاقات او با اوحدالدین کرمانی شهرت دارد[۴]. به سبب سفرهای بسیارش به «شمس پرنده» و به پاس کمال معنویات خود به «کامل تبریزی» لقب یافت[۵]. در 640ق / 1243م پس از ورود به قونیه چندان بر مولوی تأثیر گذاشت که او را از مسند تدریس و منبر و وعظ در حلقه رقص و سماع کشید[۶]. سرانجام در 645ق / 1247م گروهی از حاسدان و مریدان مولوی کمر به قتل شمس بستند و او ناپدید شد. برخی گویند که در کنار مزار بهاءالدین ولد، پدر مولوی مدفون است[۷]. مجموعه سخنانش را که سلطان ولد فرزند مولوی گردآوری و پرداخته است، مقالات نامیده‌اند[۸]. شمس شخصیتی تاریخی، پیر و پیرو، ‌مرید و مراد، شورآفرین و و اژگون گر و به یک سخن زایشگر تولد دوباره مولوی است[۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. حکیمیان، ابوالفتح. فهرست مشاهیر ایران. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 44.
  2. صاحب‌الزمانی، ناصرالدین. خطّ سوم. تهران: عطایی، 1351، ص 77ـ آ.
  3. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: دانشگاه تهران، چ 3، 1358، ج 3، ب 1، ص 454.
  4. شیمل، آن. ماری. شکوه شمس. ترجمة حسن لاهوتی، با مقدمة جلال الدین آشتیانی، تهران: انتشارات علمی‌و فرهنگی، 1367، ص 37.
  5. گولپینارلی، ‌عبدالباقی. مولانا جلال الدین. ترجمه و توضیحات توفیق سبحانی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375، ص 127.
  6. موّحد، محمدعلی. مقالات شمس تبریزی. تهران: خوارزمی‌، چ 1، 1369، ص 22.
  7. افلاکی، احمد. مناقب العارفین. به کوشش تحسین یازیچی، ‌آنکارا، انجمن تاریخ ترک، 1961 م، ج 2، ص 700.
  8. موّحد، محمدعلی. مقالات شمس تبریزی. تهران: خوارزمی‌، چ 1، 1369، ص 39.
  9. قحط خورشید. ‌برگزیده اشعار دیوان شمس تبریز، ترجمه ر. ا. نیکلسن، به کوشش مجید روشنگر، تهران: مروارید، چ 1، 1358، ص 24.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر