پرش به محتوا

امام موسی بن جعفر کاظم(ع): تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''موسي بن جعفر (ع)'''، امام كاظم، امام هفتم از ائمـﺔ اثني‌عشر. تولد آن حضرت در ابواء (منزلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد. به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فروخوردن خشم و صبر بر مشقّات و آل...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''موسي بن جعفر (ع)'''، امام كاظم، امام هفتم از ائمـﺔ اثني‌عشر. تولد آن حضرت در ابواء (منزلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد. به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فروخوردن خشم و صبر بر مشقّات و آلام زمانه، مشهور به الكاظم گرديد. مادر آن حضرت حميده، كنيزي از اهل بربر (مغرب) يا از اهل اندلس (اسپانيا) بوده است.  
موسی بن جعفر (ع)، امام کاظم، امام هفتم از ائمـه اثنی‌عشر. تولد آن حضرت در ابواء (منزلی میان [[مکه]] و [[مدینه]]) به روز یکشنبه هفتم صفر سال 128 یا 129 ق واقع شد. به جهت کثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فروخوردن خشم و صبر بر مشقّات و آلام زمانه، مشهور به الکاظم گردید. مادر آن حضرت حمیده، کنیزی از اهل بربر (مغرب) یا از اهل اندلس (اسپانیا) بوده است.  


در زمان حيات امام صادق، كساني از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. امّا اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت، ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را هم‌چنان امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند پس از وفات حضرت صادق بزرگ‌ترين فرزند ايشان عبدالله افطح، چون بزرگ‌ترين برادرانش از جهت سن و سال بود، ادعاي امامت كرد و برخي نيز از او پيروي كردند كه به فطحيه موسوم هستند. امّا جلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع حضرت امام موسي كاظم به قدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق نص صريح امامت حضرت موسي الكاظم را از امام صادق روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد. حضرتش در علم و حلم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضرب‌المثل بود. بدان و بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت مي‌فرمود. شب‌ها به‌طور ناشناس در كوچه‌هاي مدينه مي‌گشت و به مستمندان كمك مي‌كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه‌ها مي‌گذاشت و در مدينه ميان زندانيان قسمت مي‌كرد. مع‌ذلك در اتاقي كه نماز مي‌گزارد، جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.
در زمان حیات [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|امام صادق]]، کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. امّا اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت، ولی کسانی مرگ او را باور نکردند و او را هم‌چنان امام دانستند و [[اسماعیلیه]] امروز بر این عقیده هستند پس از وفات [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|حضرت صادق]] بزرگ‌ترین فرزند ایشان عبدالله افطح، چون بزرگ‌ترین برادرانش از جهت سن و سال بود، ادعای [[امامت]] کرد و برخی نیز از او پیروی کردند که به فطحیه موسوم هستند. امّا جلالت قدر و علو شأن و مکارم اخلاق و دانش وسیع حضرت امام موسی کاظم به قدری بارز و روشن بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیاری از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق نص صریح امامت حضرت موسی الکاظم را از امام صادق روایت کردند و بدین ترتیب [[امامت]] ایشان در نظر اکثریت شیعه مسجل گردید. حضرتش در علم و حلم و تواضع و مکارم اخلاق و کثرت صدقات و سخاوت و بخشندگی ضرب‌المثل بود. بدان و بداندیشان را با عفو و احسان بیکران خویش تربیت می‌فرمود. شب‌ها به‌طور ناشناس در کوچه‌های مدینه می‌گشت و به مستمندان کمک می‌کرد. مبلغ دویست، سیصد و چهارصد دینار در کیسه‌ها می‌گذاشت و در مدینه میان زندانیان قسمت می‌کرد. مع‌ذلک در اتاقی که نماز می‌گزارد، جز بوریا و مصحف و شمشیر چیزی نبود.


مهدي، خليفـﺔ عباسي، امام را در بغداد بازداشت كرد، امّا بر اثر خوابي كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام، از او عذرخواهي نمود و به مدينه‌اش بازگرداند. گويند كه مهدي از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش خروج نكند. اين روايت نشان مي‌دهد كه امام كاظم خروج و قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمي‌دانسته است و با آن‌كه از جهت كثرت عبادت و زهد به العبدالصالح معروف بوده است، به قدري در انظار مردم مقامي والا و ارجمند داشته است كه او را شايستـﺔ مقام خلافت و امامت ظاهري نيز مي‌دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدي به حبس او فرمان داده است.
مهدی، خلیفـه عباسی، امام را در بغداد بازداشت کرد، امّا بر اثر خوابی که دید و نیز تحت تأثیر شخصیت امام، از او عذرخواهی نمود و به مدینه‌اش بازگرداند. گویند که مهدی از امام تعهد گرفت که بر او و فرزندانش خروج نکند. این روایت نشان می‌دهد که امام کاظم خروج و قیام را در آن زمان صلاح و شایسته نمی‌دانسته است و با آن‌که از جهت کثرت عبادت و زهد به العبدالصالح معروف بوده است، به قدری در انظار مردم مقامی والا و ارجمند داشته است که او را شایستـه مقام خلافت و [[امامت]] ظاهری نیز می‌دانستند و همین امر موجب تشویش و اضطراب دستگاه خلافت گردیده و مهدی به حبس او فرمان داده است.


درباره‌ي حبس امام موسي به‌دست هارون‌الرشيد، شيخ مفيد در ''ارشاد'' روايت مي‌كند كه علّت گرفتاري و زنداني‌شدن امام، يحيي بن خالد برمكي بوده است، زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود كه شيعه بود، سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد، او كه قايل به امامت امام موسي بود، برمكيان را از صدارت دور كند، لذا يكي از برادرزادگان امام را به بغداد فرا خواند و به‌وسيلـﺔ او به هارون گزارش كرد كه مي‌گويند از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به موسي بن جعفر مي‌دهند تا آن‌جا كه ملكي را توانست به سي هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. امّا هارون در قبر حضرت رسول گفت: يا رسول‌الله، از تو پوزش مي‌خواهم كه مي‌خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم، زيرا او مي‌خواهد امت تو را بر هم زند و خون‌شان را بريزد.  آن‌گاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند. هارون امام را به بغداد آورد و حبس كرد و پس از چندين سال، امام را به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه بينند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به‌نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته‌اند.
درباره‌ی حبس امام موسی به‌دست هارون‌الرشید، شیخ مفید در ''ارشاد'' روایت می‌کند که علّت گرفتاری و زندانی‌شدن امام، یحیی بن خالد برمکی بوده است، زیرا هارون فرزند خود امین را به یکی از مقربان خود که شیعه بود، سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد، او که قایل به [[امامت]] امام موسی بود، برمکیان را از صدارت دور کند، لذا یکی از برادرزادگان امام را به بغداد فرا خواند و به‌وسیلـه او به هارون گزارش کرد که می‌گویند از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به موسی بن جعفر می‌دهند تا آن‌جا که ملکی را توانست به سی هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. امّا هارون در قبر حضرت رسول گفت: یا رسول‌الله، از تو پوزش می‌خواهم که می‌خواهم موسی بن جعفر را به زندان افکنم، زیرا او می‌خواهد امت تو را بر هم زند و خون‌شان را بریزد.  آن‌گاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند. هارون امام را به بغداد آورد و حبس کرد و پس از چندین سال، امام را به سندی بن شاهک سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم کرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که بینند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به‌نام مقابر قریش دفن کردند. تاریخ وفات آن حضرت جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته‌اند.


امام هفتم با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و علي‌رغم موانع بسيار  در راه وظايف الهي تا آن‌جا پايداري نمود كه جان خود را فدا ساخت.
امام هفتم با جمع روایات و احادیث و احکام و احیای سنن پدر گرامی و تعلیم و ارشاد شیعیان، [[اسلام]] راستین را که با تعالیم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد نظم و استحکام یافته بود حفظ و تقویت کرد و علی‌رغم موانع بسیار  در راه وظایف الهی تا آن‌جا پایداری نمود که جان خود را فدا ساخت<ref>مجلسی. '''''بحارالانوار'''''. ج 48، ص 4 به بعد.</ref><ref>امین، سیدمحسن. '''''اعیان الشیعه'''''. ج 2.</ref><ref>شیخ مفید. '''''الارشاد الی حجج‌اله علی العباد.'''''</ref><ref>ابن اثیر. '''''الکامل فی التاریخ'''''. (حوادث سال 183).</ref><ref>خطیب بغدادی. '''''تاریخ بغداد'''''. ج 13.</ref><ref>ذهبی. '''''سیر اعلام النبلاء'''''. ج 6.</ref>.


تلخيص از: '''''زندگينامـﺔ چهارده معصوم'''''
== نیز نگاه کنید به ==


* [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)]]
* [[اسماعیلیه]]
* [[امامت]]


'''مآخذ:'''
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


1.    مجلسي. '''''بحارالانوار'''''. ج 48، ص 4 به بعد؛ امين، سيدمحسن. '''''اعيان الشيعه'''''. ج 2؛ شيخ مفيد. '''''الارشاد الي حجج‌اله علي العباد'''''؛ ابن اثير. '''''الكامل في التاريخ'''''. (حوادث سال 183)؛ خطيب بغدادي. '''''تاريخ بغداد'''''. ج 13؛ ذهبي. '''''سير اعلام النبلاء'''''. ج 6.
== نویسنده مقاله ==
سید حسن امین


 
تلخیص از: زندگینامـه چهارده معصوم
سید حسن امین
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۱۴

موسی بن جعفر (ع)، امام کاظم، امام هفتم از ائمـه اثنی‌عشر. تولد آن حضرت در ابواء (منزلی میان مکه و مدینه) به روز یکشنبه هفتم صفر سال 128 یا 129 ق واقع شد. به جهت کثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فروخوردن خشم و صبر بر مشقّات و آلام زمانه، مشهور به الکاظم گردید. مادر آن حضرت حمیده، کنیزی از اهل بربر (مغرب) یا از اهل اندلس (اسپانیا) بوده است.

در زمان حیات امام صادق، کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. امّا اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت، ولی کسانی مرگ او را باور نکردند و او را هم‌چنان امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند پس از وفات حضرت صادق بزرگ‌ترین فرزند ایشان عبدالله افطح، چون بزرگ‌ترین برادرانش از جهت سن و سال بود، ادعای امامت کرد و برخی نیز از او پیروی کردند که به فطحیه موسوم هستند. امّا جلالت قدر و علو شأن و مکارم اخلاق و دانش وسیع حضرت امام موسی کاظم به قدری بارز و روشن بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیاری از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق نص صریح امامت حضرت موسی الکاظم را از امام صادق روایت کردند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظر اکثریت شیعه مسجل گردید. حضرتش در علم و حلم و تواضع و مکارم اخلاق و کثرت صدقات و سخاوت و بخشندگی ضرب‌المثل بود. بدان و بداندیشان را با عفو و احسان بیکران خویش تربیت می‌فرمود. شب‌ها به‌طور ناشناس در کوچه‌های مدینه می‌گشت و به مستمندان کمک می‌کرد. مبلغ دویست، سیصد و چهارصد دینار در کیسه‌ها می‌گذاشت و در مدینه میان زندانیان قسمت می‌کرد. مع‌ذلک در اتاقی که نماز می‌گزارد، جز بوریا و مصحف و شمشیر چیزی نبود.

مهدی، خلیفـه عباسی، امام را در بغداد بازداشت کرد، امّا بر اثر خوابی که دید و نیز تحت تأثیر شخصیت امام، از او عذرخواهی نمود و به مدینه‌اش بازگرداند. گویند که مهدی از امام تعهد گرفت که بر او و فرزندانش خروج نکند. این روایت نشان می‌دهد که امام کاظم خروج و قیام را در آن زمان صلاح و شایسته نمی‌دانسته است و با آن‌که از جهت کثرت عبادت و زهد به العبدالصالح معروف بوده است، به قدری در انظار مردم مقامی والا و ارجمند داشته است که او را شایستـه مقام خلافت و امامت ظاهری نیز می‌دانستند و همین امر موجب تشویش و اضطراب دستگاه خلافت گردیده و مهدی به حبس او فرمان داده است.

درباره‌ی حبس امام موسی به‌دست هارون‌الرشید، شیخ مفید در ارشاد روایت می‌کند که علّت گرفتاری و زندانی‌شدن امام، یحیی بن خالد برمکی بوده است، زیرا هارون فرزند خود امین را به یکی از مقربان خود که شیعه بود، سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد، او که قایل به امامت امام موسی بود، برمکیان را از صدارت دور کند، لذا یکی از برادرزادگان امام را به بغداد فرا خواند و به‌وسیلـه او به هارون گزارش کرد که می‌گویند از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به موسی بن جعفر می‌دهند تا آن‌جا که ملکی را توانست به سی هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. امّا هارون در قبر حضرت رسول گفت: یا رسول‌الله، از تو پوزش می‌خواهم که می‌خواهم موسی بن جعفر را به زندان افکنم، زیرا او می‌خواهد امت تو را بر هم زند و خون‌شان را بریزد.  آن‌گاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند. هارون امام را به بغداد آورد و حبس کرد و پس از چندین سال، امام را به سندی بن شاهک سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم کرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که بینند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به‌نام مقابر قریش دفن کردند. تاریخ وفات آن حضرت جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته‌اند.

امام هفتم با جمع روایات و احادیث و احکام و احیای سنن پدر گرامی و تعلیم و ارشاد شیعیان، اسلام راستین را که با تعالیم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد نظم و استحکام یافته بود حفظ و تقویت کرد و علی‌رغم موانع بسیار  در راه وظایف الهی تا آن‌جا پایداری نمود که جان خود را فدا ساخت[۱][۲][۳][۴][۵][۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. مجلسی. بحارالانوار. ج 48، ص 4 به بعد.
  2. امین، سیدمحسن. اعیان الشیعه. ج 2.
  3. شیخ مفید. الارشاد الی حجج‌اله علی العباد.
  4. ابن اثیر. الکامل فی التاریخ. (حوادث سال 183).
  5. خطیب بغدادی. تاریخ بغداد. ج 13.
  6. ذهبی. سیر اعلام النبلاء. ج 6.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

سید حسن امین

تلخیص از: زندگینامـه چهارده معصوم