پرش به محتوا

اسماعیلیه

از ویکی ایران

اسماعیلیه، فرقه‌ای افتراقی از شیعه با چندین شعبه، از آن میان، نزاری (اسماعیلیان ایران، 483 – 654ق/ 1090 – 1257م).

پیدایش (ظهور)

پس از فوت امام جعفر صادق(ع) (148ق/ 765م) آنان که در برابر امام موسی کاظم(ع) (امامیه= دوازده امامی)، امامت اسماعیل را پذیرفتند 2 گروه بودند: یکی آنان‌که مرگ اسماعیل را پیش از مرگ امام صادق انکار کرده او را مهدی موعود خواندند (اسماعیلیه خالصه یا واقفه یا خطابیه). دیگر آنان‌که مرگ او را تأیید کرده [۱](اسماعیلیه مبارکیه)، امامت پسرش محمد را به عنوان مهدی موعود پذیرفتند (سَبْعیّه= هفت امامی) و برخی از آنان پسرش عبدالله را مهدی موعود دانستند[۲].

دوره ستر

از فوت محمد بن اسماعیل تا 286ق/ 899م دوره امامان مستور خوانده می‌شود که خوزستان، جنوب عراق و سرانجام سلمیه در شمال سوریه مرکز نشر دعوت بودند و میمون قدّاح از رهبران اسماعیلیان بود[۳]. در این مدت، دستگاه خلافت عباسی، اسماعیلیان را به عنوان باطنی (معتقد به دستیابی به حقایق باطنی از طریق تأویل و ملاحده و از آن‌جا که همدان قرمط در 260ق/ 874م دعوت را آشکار کرد به نام قرمطی، در خوزستان، فارس، خراسان، ماوراءالنهر، یمن و... مورد تعقیب قرار می‌دادند[۴].

افتراق و خلافت فاطمیان

در 286ق/ 899م، عبیدالله مهدی، با اعلام امامت خود و انکار مهدویت محمد بن اسماعیل، اصلاحاتی آغاز کرد که در سلمیه با مخالفت پیروان قرمط و زکرویه بن مهرویه داعی قرمطی قرار گرفت[۵] و به مغرب (مراکش) رفت. در آن‌جا به یاری سپاهی از بربرانِ اسماعیلی در شمال آفریقا و به مرکزیت قاهره سلسله فاطمیان (منتسب به فاطمه دختر پیامبر(ص) را بنیانگذاری کرد (ربیع‌الآخر 297ق) که در محرم 567ق (سپتامبر 1171م) صلاح‌الدین ایوبی این سلسله را برچید[۶]. در 487ق/ 1094م مستنصر هشتمین خلیفه فاطمی درگذشت و با پیروزی یافتن المستعلی بالله بر خلیفه بر حق، نزار،[۷] فاطمیان دو شاخه مستعولی و نزاری و بعدها مستعولیان خود به شاخه‌های دیگری تقسیم شدند.[۸]

نزاریان ایران

در 483ق/ 1090م حسن صباح داعی اسماعیلی با یاری پیروانش با چیرگی بر قلاع دیلمان و قهستان صاحب قدرت شد و پس از فوت مستنصر با حمایت از نزار، عملاً اسماعیلیان ایران نهضت نزاری را بنیان‌گذاری کردند. حسن فرزند علی بن محمد صباح حِمیری یمنی، در خانواده‌ای شیعی دوازده امامی در قم، به دنیا آمد (دهه 440ق/ 1050م) و نزد امیره ضراب ابونصر سَراج و عبدالملک عطاش تعالیم اسماعیلی را آموخت. در 469- 473ق به قاهره مرکز خلفای فاطمی سفر کرد[۹] و پس از قتل نزار توسط مستعلی، روابط خود را با فاطمیان مصر قطع و به عنوان داعی‌الموت نهضت نزاری را استوار ساخت. او آموزه «دعوت جدیده» را در برابر «دعوت قدیمه» با ارائه اصل تعلیم و خداشناسی توسط امام نه براساس عقل، قرارداد[۱۰] که در رساله دینی او به زبان فارسی با نام فصول اربعه (چهارگانه) انعکاس یافت و امام محمد غزالی در کتاب المستظهره به رد نظریات او پرداخت. در زمان حسن صباح بسیاری از رجال سیاسی خلافت عباسی و حکومت سلجوقی، از آن میان خواجه نظام‌الملک طوسی*، کشته شدند و سپاهیان آنان نتوانستند قلاع اسماعیلی را تصرف کنند. او در 518ق/ 1124م درگذشت و کیا بزرگ امید رودباری در رأس شورائی چهار نفره جانشین او شد و سرگذشت باباسیدنا در 596ق/ 1199م در شرح احوال حسن صباح تألیف شد[۱۱].

کیا بزرگ تا 532ق/ 1138م به عنوان داعی دیلم بر جامعه نزاری حکومت می‌کرد و عمده درگیری‌های سیاسی – نظامی او با سلجوقیان، از آن میان، سلطان سنجر (فوت 522ق/ 1157م) در شرق بود[۱۲]. او پسر خود، محمد را به جانشینی منصوب کرد و از این زمان رهبری نزاریان ارثی شد، در دوره داعی سوم محمد (532–557ق/ 1138–1162م)، سلجوقیان دچار کشمکش درونی و ضعف بودند. نزاریان بر سپاهیان سلجوقی پیروزی یافتند حتی خلفای عباسی، راشد و المسترشد و سلطان سلجوقی، داود (538ق/ 1143م) و برخی حکمرانان و قضات با دشنه فداییان نزاری کشته شدند. اما در واپسین سال‌های حکومت و، حسن بن محمد جانشین جنبشی متأثر از اندیشه ظهور امام مستور که مؤمنان تندرو در انتظارش بودند به راه انداخت[۱۳].

حسن به عنوان چهارمین داعی جانشین پدر شد (559ق/ 1164م) و با اعلام این‌که جهت امام، خلیفه، یا نماینده است دور قیامت را با لقب «علی ذکره سلام» آغاز کرد و مهدی امام معرفی شد اما در 561ق/ 1161م کشته شد و پسرش نورالدین محمد دوم به جای او نشست. از آن‌جا که نَسَب این دو را به نزار ختم کردند این دوره را قیامت یا کشف روحانی خواندند که امام حاضر خواهد بود[۱۴]. در این زمان اقتدار سلجوقیان از هم پاشید، علاءالدین تکش دامنه اقتدار خوارزمشاهیان* را گسترش و طغرل سوم سلجوقی را در ری شکست داد (590ق / 1194م) و خوارزمشاهیان با نزاریان درگیر منازعات سیاسی – نظامی شدند. جلال‌الدین حسن سوم، ششمین داعی اسماعیلی، همزمان با سلطان محمد خوارزمشاه* و خلافت الناصرلدین‌لله خلیفه عباسی، با نص پدر رهبر نزاریان شد و با گرویدن به مذهب اهل سنت، رابطه با خلیفه عباسی را آغاز کرد[۱۵]. به پیشنهاد او، فقهای اهل سنت از کتابخانه الموت بازدید کرده، کتب مذهبی نزاری را سوزاندند، خلیفه نیز راست‌کیشی او را تأیید و به این ترتیب ملقب به نو مسلمان شد[۱۶]. او که پیش از دیگران خطر جدی یورش مغولان را دریافته بود در 618ق/ 1221م فوت کرد و پسرش علاءالدین محمد سوم که جانشین او بود در حالی که جامعه‌نزاری درگیر مباحث کلامی پیرامون ستر، دور قیامت و پذیرش مذهب سنت بود به حکومت رسید[۱۷].

پس از او، پسرش رکن‌الدین خورشاه به عنوان هشتمین و آخرین داعی نزاری در 653ق/ 1255م روی کار آمد که همزمان با شکست‌های خوارزمشاهیان و خلافت عباسی از مغولان بود. نزاریان در برابر سپاهیان هلاکوخان مغول شکست خوردند و الموت، لمسر و سرانجام گرد کوه به تدریج سقوط کردند[۱۸]. با کشته شدن رکن‌الدین خورشاه در اسارت مغولان (654ق/ 1257م) نهضت نزاریان برچیده شد[۱۹]. در سال‌های پایانی حیات سیاسی نزاریان برخی دانشمندان مانند خواجه نصیرالدین طوسی* از امکانات و کتابخانه عظیم الموت که بعدها توسط مغولان نابود شد، بهره می‌بردند[۲۰]. شیوه حکومت و برخورد نزاریان با مخالفان باعث شد تا افسانه سازی‌هایی درباره گروه‌های فدایی یا به تعبیر اروپاییان، حشاشین/ اساسین به وجود آید که بسیاری از مطالب این چنینی واقعیت تاریخی ندارد[۲۱]. گروه‌های پراکنده نزاری در دیلم، قهستان، پیرامون خراسان و هند به حیات خود ادامه دادند و از اواخر دوره زندیه تا تلاش‌های نافرجام آقاخان محلاتی (1259ق/ 1843م) در دوره قاجاریه[۲۲] مدتی حکمرانی کوتاه مدتی در محلات، کرمان و یزد داشتند و اکنون گروه‌های نزاری در ایران، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، هند، چین، سوریه، کنیا، تانزانیا، انگلستان و آمریکای شمالی پراکنده‌اند و رهبر آنان لقب آقاخان دارد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1.   برای آگاهی بیشتر← شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالکریم. الملل و النحل. ترجمة افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی، تصحیح سیدمحمدرضا جلالی، نائینی، تهران: اقبال، 1350، ص128، 140، 152و 153.
  2. لویس، برنارد «پیدایش اسماعیلیه» در اسماعیلیان در تاریخ. ترجمة یعقوب آژند، تهران: مولی، 1368، ص50- 51 و مادلونگ، فرقه‌های اسلامی. ترجمة ابوالقاسم سری، تهران: اساطیر، 1377، ص156- 158.
  3. دفتری، فرهاد «اسماعیلیه» در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1377، ج8، ص683.
  4. برای آگاهی بیشتر← دخویه، میخائل‌یان. قرمطیان بحرین و فاطمیان. ترجمة محمدباقر امیرخانی، تهران: سروش، 1371.
  5. مادلونگ، ویلفرد. «فاطمیان و قرمطیان بحرین» در، تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه. تنظیم و تدوین فرهاد دفتری، ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌روز، 1382، ص41- 44. برای آگاهی بیشتر ← Halm, Heinz, The Fatimids and Their Traditions of Learning. London: The Institute of Ismaili Studies, 1997.
  6. حمدانی، عباس. «دولت فاطمیان». در اسماعیلیان در تاریخ. ترجمة یعقوب آژند، تهران: مولی، 1368، ص244- 246.
  7. Daftary, Farhad. A Short History of the Ismailis Traditions of a Muslim Community, Edinburgh University, 1998.
  8. فیضی، آصف. «اسماعیلیان هند»، در اسماعیلیان در تاریخ. ترجمة یعقوب آژند، تهران: مولی، 1368، ص391- 401.
  9. دفتری، فرهاد. «حسن صباح و سرآغاز جنبش اسماعیلی نزاری»، در تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه . تنظیم و تدوین فرهاد دفتری، ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌‌روز، 1382، ص330- 331.
  10. خواجه‌رشیدالدین فضل‌الله همدانی. جامع التواریخ (قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان و داعیان و رفیقان). به اهتمام محمدتقی دانش‌پژوه و محمد مدرسی زنجانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356، ص106- 107.
  11. هاجسن، مارشال. گ. س. فرقه اسماعیلیه. ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: علمی و فرهنگی، 1383، ص366.
  12. دفتری، فرهاد. تاریخ و عقاید اسماعیلیه. ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌روز، 1383، ص415- 421.
  13. هاجسن، مارشال. گ. س. «دولت اسماعیلی»، در تاریخ ایران (از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان پژوهش دانشگاه کمبریج). گردآورنده جی. آ. بویل. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1371، ج5، ص425- 430.
  14. دفتری. تاریخ و عقاید اسماعیلیه. ص447.
  15. خلعتبری، الهیار و شرفی، محبوبه. خوارزمشاهیان. تهران: سمت، 1380، ص29- 33.
  16. هاجسن. فرقه اسماعیلیه. ص282- 289.
  17. برای آگاهی بیشتر ← اقبال‌آشتیانی، عباس. تایخ مفصل مغول تهران. امیرکبیر، 1341.
  18. برای آگاهی بیشتر ← ستوده، منوچهر. قلاع اسماعیلیه در رشته‌کوه‌های البرز. تهران: طهوری، 1362.
  19. عطاملک علاءالدین جوینی. تاریخ جهان‌گشای جوینی. تصحیح محمد بن عبدالوهاب قزوینی، هلند، لیدن: بریل، 1355ق/ 1937م، ج3، ص275- 278.
  20. دباشی، حمید. «فیلسوف، وزیر خواجه نصیرالدین طوسی و اسماعیلیان»، در تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه. تنظیم و تدوین فرهاد دفتری، ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌فر، 1382، ص287.
  21. Daftary, Farhad. The Assassin Legends (myths of the Ismailis), London and New York, I. B. Tauris & Coltd. 1994, p 131- 135.
  22. برای آگاهی بیشتر← الگار، حامد. شورش آقاخان محلاتی، و چند مقاله دیگر. ترجمة ابوالقاسم سری، تهران: توس، 1375

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

پیوند به بیرون

کتابخانه عمومی حسن صباح، قابل بازیابی از https://117009.samanpl.ir/

نویسنده مقاله

اللهیار خلعتبری