پرش به محتوا

قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''قرآن،''' كتاب مقدس مسلمانان. قرآن، نام كتاب مقدس مسلمانان است كه طي 23 سال، بر محمد بن عبدالله<sup>(ص)</sup>، پيامبر اسلام، نازل گرديد.<sup>1</sup> در لفظ قرآن، اختلاف است. برخي چون، ابن‌كثير، شافعي و سيوطي، قرآن را اسم علم غير مشتق و مخصوص كلام خدا دانست...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''قرآن،''' كتاب مقدس مسلمانان.
[[پرونده:10s.jpg|بندانگشتی|تصویر قرآن، قابل بازیابی از https://ahlolbait.com/content/36802/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85]]
'''قرآن،''' کتاب مقدس مسلمانان.


قرآن، نام كتاب مقدس مسلمانان است كه طي 23 سال، بر محمد بن عبدالله<sup>(ص)</sup>، پيامبر اسلام، نازل گرديد.<sup>1</sup> در لفظ قرآن، اختلاف است. برخي چون، ابن‌كثير، شافعي و سيوطي، قرآن را اسم علم غير مشتق و مخصوص كلام خدا دانسته‌اند،<sup>2</sup> كه در اين صورت، همزة آن، جزء حروف اصلي، محسوب نمي‌شود.<sup>3</sup> برخي ديگر، نظير اشعري و پيروانش، لفظ قرآن را مشتق از «قَرَنَ» به معني ضميمه كردن دانسته‌اند، زيرا ميان سوره‌ها، آيات و حروف آن، مقارنه وجود دارد و ضميمة يكديگرند.<sup>4</sup> فراء، قرآن را مشتق از قرائن، جمع قرينه و بدون همزه خوانده، نون آن را جزء حروف اصلي مي‌داند.<sup>5</sup> عبدالله بن عباس، قرآن را بر وزن رُحجان، به معني قرائت؛ يعني خواندن، دانسته است.<sup>6</sup> طبرسي و لحياني، قرآن را مشتق از «قَرَأ»، «يَقْرَأ» به معني خواندني، به شمار آورده‌اند.<sup>7</sup> تئودور نولدكه، مستشرق آلماني، كلمة «اِقرَء» در ابتداي سورة عَلَق را، تبليغ كردن، معني كرده است.<sup>8</sup> و پروشفسكي، دركتاب اسلام در ايران، قرآن را با صداي بلند خواندن، معني كرد.<sup>9</sup> باري، حاصل كلام آن است كه از نظر قواعد اشتقاق و موارد لغت، عقيدة لحياني و رأي ابن عباس، استوارتر از ساير آراست.<sup>10</sup> مجموعة وحي ‌الهي، بيش از ساير نام‌ها، با لفظ قرآن، شهرت يافته است و در قرآن 68 بار، به همين نام از آن ياد شده است<sup>11</sup> كه از اين 68 بار، 2 مرتبه، مجازاً بر نماز، اطلاق مي‌گردد.<sup>12</sup> اين نام، به صورت معرفه، 50 بار و بدون حرف تعريف 16 بار، در قرآن مجيد آمده است و 2 بار هم به معني قرائت يا خواندن آمده است.<sup>13</sup> از روايات و احاديث و اخبار، چنين برمي‌آيد كه اولين نامي كه بعد از رحلت پيامبر<sup>(ص)</supبه مجموعة آيات الهي نهاده‌اند، ظاهراً «مصحف» بوده است، كه اين نام به همين صورت در قرآن مجيد نيامده است، امّا، هم‌خانوادة اين كلمه؛ يعني «صحف» 8 بار در قرآن مجيد آمده است.<sup>14</sup> صحف، جمع «صحيفه» است و صحيفه، چيزي است كه گسترده و گشاده باشد؛ مصحف، مجموعه صحيفه‌هايي است نوشته شده كه بين دو جلد، قرار گرفته است، گرچه گاهي هم صحف، همين معني را مي‌دهد.<sup>15</sup> قرآن، از زمان ابوبكر در صحفي، جمع‌آوري گرديد و به نام مصحف، خوانده شد، ولي ديري نپاييد كه جاي خود را به نام اصيل‌تري؛ يعني قرآن، داد. چنان‌كه امروزه در سراسر جهان، اين نام براي كتاب خدا، شناخته شده است. خداوند خود، اين نام را بر اين كتاب نهاد.<sup>16</sup> نام ديگر قرآن، فرقان است. اين كلمه، از ريشة «فَرَقَ» به معني بسيار فرق گذار، اخذ شده و قرآن را از آن جهت كه با دلايل خود، ميان حق و باطل، درست و نادرست، فرق مي‌گذارد، فرقان، نام نهاده‌اند. در آية اول سورة فرقان، خداوند، خود، كتابش را فرقان مي‌نامد.<sup>17</sup> از ديگر نام‌هاي قرآن، ذكر است.<sup>18</sup> ذكر در قرآن، به قرآن، اطلاق مي‌شود.<sup>19</sup> ذكر، ياد كردن است، خواه به زبان يا دل، خواه به ادامة حضور ذهن و يادآوري بعد از فراموشي و از آن جهت كه قرآن، ذكر خداست، اين نام را گرفته است.<sup>20</sup> در قرآن، حدود 20 بار، واژة قرآن، آمده است.<sup>21</sup> از نام‌هاي ديگر قرآن، كتاب است.<sup>22</sup> كه مي‌توان گفت، پس از واژة ذكر، به معني قرآن، بيشتر از هر واژه‌اي، دربارة قرآن، چه به صورت مفرد و چه همراه با صفاتي چون «مبين»، «حكيم»، «منير» و... به كار رفته است.<sup>23</sup> قرآن، از جهات فصاحت و بلاغت؛ بيان معارف الهي و اعتقادي مطابق با عقل سليم و موافق با برهان و منطق روشن؛ نظام قانون‌گذاري براساس پاسخ به نيازهاي فطري بشر و تضمين سعادت و كمال افراد و جوامع انساني؛ بيان احوال امت‌هاي پيشين و حقايقي از زندگي پيامبران و اخبار عيني؛ عالي‌ترين و كامل‌ترين برنامة هدايت؛<sup>24</sup> راه و روش تربيت؛ اخلاق؛ فضائل انساني و سير و سلوك نفساني؛ راهنمايي‌هاي علمي؛ هماهنگي و عدم اختلاف؛ اُمي بودن و آورندة  آن،<sup>25</sup> داراي اعجاز است. از  دلايل معجزه بودن قرآن مجيد و وحي بودن آن از جانب خداوند، تحدّي است، كه جهانيان را گاه به آوردن يك سوره و گاه به دو سوره و گاه به كل قرآن، به معارضه طلبيده است.<sup>26</sup> در تاريخ و روايات، به طور مكرر، گفته شده است كه نخستين آيه، در سن 40 سالگي بر پيامبر اسلام، نازل شده است و پس از آن طي مدت 23 سال، اين نزول، ادامه داشته است.<sup>27</sup> منظور از نزول، ظهور وحي است بر پيامبر؛ يعني، پيامبر<sup>(ص)</sup> قرآن كريم را از مقامي بسيار عالي، اخذ كرده است. اين نزول، نزول معنوي و روحاني بوده كه فقط پيامبر<sup>(ص)</sup> آن را درك نموده و حقيقت آن را دانسته‌ است. از آيات 2/185، 44/3، 97/1، چنين درك مي‌شود كه حقيقت قرآن، يكبار، در شب قدر و در ماه رمضان، بر قلب مقدس پيامبر<sup>(ص)</sup> نازل شده است و از 27 رجب، با اولين آيات سورة عَلَق در طول 23 سال، به تدريج، نازل گرديده است<sup>28</sup> كوچك‌ترين واحد، در اصطلاح علوم قرآني، سوره است كه مركب از آياتي است كه گاه از يك، گاه از چند جمله تشكيل شده است.<sup>29</sup> پُر آيه‌ترين سورة قرآن، بقره، با 286 آيه و كم آيه‌ترين سوره، كوثر با 3 آيه است.<sup>30</sup> تعداد كل آيات قرآن 6236 آيه است كه آيات، خود به مكّي و مدني، ناسخ و فسوخ، محكم و متشابه، تقسيم مي‌گردد. گروهي، تقسيم‌بندي آيات، بر مكّي و مدني را براساس مكان نزول<sup>31</sup> و گروهي، براساس اشخاص مورد خطاب،<sup>32</sup> گروهي نيز براساس زمان نزول،<sup>33</sup> انجام مي‌دهند. نسخ، در لغت، بر داشتن و از ميان بردن و گاه، نقل دادن و منتقل ساختن است<sup>34</sup> و در اصطلاح شرع، برداشتن حكمي است كه مدتي به آن عمل مي‌شده است و با سرآمدن مدت معيّن، حكم ديگري، جايگزين آن شده است.<sup>35</sup> محكم، برگرفته از «احكام» به معني اتقان و نيز به معناي كلامي متقن است كه دلالت بر معني و مقصود واضح و روشن دارد و احتمال وجود ديگري نمي‌رود، اين كلمه مأخوذ از «حكم» به معني منع و سه است<sup>36</sup> مراد از كلمه يا آية محكمه، يك وجهي بودن و واضح بودن و غير مبهم بودن آن است.<sup>37</sup> آية متشابه، آن است كه با توجه به ظاهرش، مراد از آن دانسته نشود. مگر آن‌كه قضيه‌اي خارجي، بر آن افزوده شود كه معناي مراد را برساند.<sup>38</sup> مجموعه آيات، سوره‌ها را به وجود آورده كه ميان دو بسم‌الله، به هم پيوسته‌اند. قرآن 114 سوره دارد كه به ترتيب از «فاتحةالكتاب» آغاز و به «ناس» ختم مي‌شود.
قرآن، نام کتاب مقدس مسلمانان است که طی 23 سال، بر محمد بن عبدالله<sup>(ص)</sup>، پیامبر اسلام، نازل گردید<ref name=":0">لغت‌نامه دهخدا. '''''ذیل لغت قرآن'''''. انتشارات تهران، 1373.</ref>. در لفظ قرآن، اختلاف است. برخی چون، ابن‌کثیر، [[شافعی]] و سیوطی، قرآن را اسم علم غیر مشتق و مخصوص کلام خدا دانسته‌اند<ref name=":1">رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص. 17.</ref><ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص. 13.</refکه در این صورت، همزه آن، جزء حروف اصلی، محسوب نمی‌شود<ref name=":0" />. برخی دیگر، نظیر اشعری و پیروانش، لفظ قرآن را مشتق از «قَرَنَ» به معنی ضمیمه کردن دانسته‌اند، زیرا میان سوره‌ها، آیات و حروف آن، مقارنه وجود دارد و ضمیمه یکدیگرند<ref name=":1" /><ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص12.</ref><ref>نوبخت، حبیب‌الله. '''''دیوان دین'''''. تهران: چاپخانه وزارت اطلاعات و جهانگردی، 1353، ص. 42.</ref>.  


فراء، قرآن را مشتق از قرائن، جمع قرینه و بدون همزه خوانده، نون آن را جزء حروف اصلی می‌داند<ref name=":0" />. عبدالله بن عباس، قرآن را بر وزن رُحجان، به معنی قرائت؛ یعنی خواندن، دانسته است<ref name=":2">رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص15.</ref>. طبرسی و لحیانی، قرآن را مشتق از «قَرَأ»، «یَقْرَأ» به معنی خواندنی، به شمار آورده‌اند<ref>رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369،. ص16.</ref><ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص13.</ref>. تئودور نولدکه، مستشرق آلمانی، کلمه «اِقرَء» در ابتدای سوره عَلَق را، تبلیغ کردن، معنی کرده است<ref name=":3">رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369،. ص18.</ref>. و پروشفسکی، درکتاب اسلام در ایران، قرآن را با صدای بلند خواندن، معنی کرد<ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص10.</ref>. باری، حاصل کلام آن است که از نظر قواعد اشتقاق و موارد لغت، عقیده لحیانی و رأی ابن عباس، استوارتر از سایر آراست<ref name=":2" />. مجموعه وحی ‌الهی، بیش از سایر نام‌ها، با لفظ قرآن، شهرت یافته است و در قرآن 68 بار، به همین نام از آن یاد شده است<ref name=":3" /> که از این 68 بار، 2 مرتبه، مجازاً بر نماز، اطلاق می‌گردد<ref>قرآن کریم،  17/ 78</ref>. این نام، به صورت معرفه، 50 بار و بدون حرف تعریف 16 بار، در قرآن مجید آمده است و 2 بار هم به معنی قرائت یا خواندن آمده است<ref>رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص. 13-14.</ref>. از روایات و احادیث و اخبار، چنین برمی‌آید که اولین نامی که بعد از رحلت پیامبر<sup>(ص)</sup>، به مجموعه آیات الهی نهاده‌اند، ظاهراً «مصحف» بوده است، که این نام به همین صورت در قرآن مجید نیامده است، امّا، هم‌خانواده این کلمه؛ یعنی «صحف» 8 بار در قرآن مجید آمده است<ref>قرآن کریم،87/19؛ 53/36؛ 20/33؛ 87/18؛ 80/13؛ 74/52؛ 81/10؛ 98/2.</ref>. صحف، جمع «صحیفه» است و صحیفه، چیزی است که گسترده و گشاده باشد؛ مصحف، مجموعه صحیفه‌هایی است نوشته شده که بین دو جلد، قرار گرفته است، گرچه گاهی هم صحف، همین معنی را می‌دهد<ref>رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص10- 9.</ref><ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375،ص15.</ref>.


'''مآخذ:'''
قرآن، از زمان ابوبکر در صحفی، جمع‌آوری گردید و به نام مصحف، خوانده شد، ولی دیری نپایید که جای خود را به نام اصیل‌تری؛ یعنی قرآن، داد. چنان‌که امروزه در سراسر جهان، این نام برای کتاب خدا، شناخته شده است. خداوند خود، این نام را بر این کتاب نهاد<ref>قرآن کریم،  85/22-21؛ 56/78-77؛ 73/4.</ref>. نام دیگر قرآن، فرقان است. این کلمه، از ریشه «فَرَقَ» به معنی بسیار فرق گذار، اخذ شده و قرآن را از آن جهت که با دلایل خود، میان [[حق]] و باطل، درست و نادرست، فرق می‌گذارد، فرقان، نام نهاده‌اند. در آیه اول سوره فرقان، خداوند، خود، کتابش را فرقان می‌نامد<ref>رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص23. </ref><ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص13.</ref>. از دیگر نام‌های قرآن، ذکر است<ref>رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص32- 31.</ref>. ذکر در قرآن، به قرآن، اطلاق می‌شود<ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص16.</ref>. ذکر، یاد کردن است، خواه به زبان یا دل، خواه به ادامه حضور ذهن و یادآوری بعد از فراموشی و از آن جهت که قرآن، ذکر خداست، این نام را گرفته است<ref>رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص30.</ref>. در قرآن، حدود 20 بار، واژه قرآن، آمده است<ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص17.</ref>. از نام‌های دیگر قرآن، کتاب است<ref>رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص27.</ref>. که می‌توان گفت، پس از واژه ذکر، به معنی قرآن، بیشتر از هر واژه‌ای، درباره قرآن، چه به صورت مفرد و چه همراه با صفاتی چون «مبین»، «حکیم»، «منیر» و... به کار رفته است<ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص17.</ref>.
[[پرونده:13317.jpg|بندانگشتی|تصویر قرآن، قابل بازیابی از https://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=13317&Itemid=&lang=fa]]
قرآن، از جهات فصاحت و بلاغت؛ بیان معارف الهی و اعتقادی مطابق با عقل سلیم و موافق با برهان و منطق روشن؛ نظام قانون‌گذاری براساس پاسخ به نیازهای فطری بشر و تضمین سعادت و کمال افراد و جوامع انسانی؛ بیان احوال امت‌های پیشین و حقایقی از زندگی پیامبران و اخبار عینی؛ عالی‌ترین و کامل‌ترین برنامه هدایت<ref>رادمنش، سیدمحمد. '''''آشنایی با علوم قرآنی'''''. تهران: انتشارات رسالت قلم، 1372، ص45-46.</ref>؛ راه و روش تربیت؛ اخلاق؛ فضائل انسانی و سیر و سلوک نفسانی؛ راهنمایی‌های علمی؛ هماهنگی و عدم اختلاف؛ اُمی بودن و آورنده  آن<ref>مصباح‌یزدی، محمدتقی. '''''قرآن شناسی'''''. تهران: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام‌ خمینی، 1376، ج1، ص154 و 177.</ref>، دارای اعجاز است. از  دلایل معجزه بودن قرآن مجید و وحی بودن آن از جانب خداوند، تحدّی است، که جهانیان را گاه به آوردن یک سوره و گاه به دو سوره و گاه به کل قرآن، به معارضه طلبیده است<ref>مصباح‌یزدی، محمدتقی. '''''قرآن شناسی'''''. تهران: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام‌ خمینی، 1376، ج1، ص154 و 177.</ref>. در تاریخ و روایات، به طور مکرر، گفته شده است که نخستین آیه، در سن 40 سالگی بر پیامبر اسلام، نازل شده است و پس از آن طی مدت 23 سال، این نزول، ادامه داشته است<ref>قرآن کریم،  17/ 106.</ref>. منظور از نزول، ظهور وحی است بر پیامبر؛ یعنی، پیامبر<sup>(ص)</sup> قرآن کریم را از مقامی بسیار عالی، اخذ کرده است. این نزول، نزول معنوی و روحانی بوده که فقط پیامبر<sup>(ص)</sup> آن را درک نموده و حقیقت آن را دانسته‌ است. از آیات 2/185، 44/3، 97/1، چنین درک می‌شود که حقیقت قرآن، یکبار، در شب قدر و در ماه رمضان، بر قلب مقدس پیامبر<sup>(ص)</sup> نازل شده است و از 27 رجب، با اولین آیات سوره عَلَق در طول 23 سال، به تدریج، نازل گردیده است<ref>رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص.190.</ref> کوچک‌ترین واحد، در اصطلاح علوم قرآنی، سوره است که مرکب از آیاتی است که گاه از یک، گاه از چند جمله تشکیل شده است<ref>خرمشاهی، بهاءالدین. '''''دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی'''''. تهران: انتشارات دوستان، ناهید، 1377، ص12.</ref>.


1.     لغت‌نامة دهخدا. '''''ذيل لغت قرآن'''''. انتشارات تهران، 1373.
پُر آیه‌ترین سوره قرآن، بقره، با 286 آیه و کم آیه‌ترین سوره، کوثر با 3 آیه است<ref>خرمشاهی، بهاءالدین. '''''دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی'''''. تهران: انتشارات دوستان، ناهید، 1377، ص12- 13.</ref>. تعداد کل آیات قرآن 6236 آیه است که آیات، خود به مکّی و مدنی، ناسخ و فسوخ، محکم و متشابه، تقسیم می‌گردد. گروهی، تقسیم‌بندی آیات، بر مکّی و مدنی را براساس مکان نزول<ref>رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص602- 601. </ref><ref>خرمشاهی، بهاءالدین. '''''دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی'''''. انتشارات دوستان، ناهید، 1377،ص2146- 2145.</ref> و گروهی، براساس اشخاص مورد خطاب، گروهی نیز براساس زمان نزول<ref>رامیار، محمود. '''''تاریخ قرآن'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص603- 602.</ref>، انجام می‌دهند. نسخ، در لغت، بر داشتن و از میان بردن و گاه، نقل دادن و منتقل ساختن است<ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص277.</ref><ref>خرمشاهی، بهاءالدین. '''''قرآن''''' '''''شناخت'''''. ص78، انتشارات طرح نو، 1375.</ref> و در اصطلاح [[شرع]]، برداشتن حکمی است که مدتی به آن عمل می‌شده است و با سرآمدن مدت معیّن، حکم دیگری، جایگزین آن شده است<ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص277.</ref>. محکم، برگرفته از «احکام» به معنی اتقان و نیز به معنای کلامی متقن است که دلالت بر معنی و مقصود واضح و روشن دارد و احتمال وجود دیگری نمی‌رود، این کلمه مأخوذ از «حکم» به معنی منع و سه است<ref>جعفری، یعقوب. '''''سیری در علوم قرآن'''''. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص285.</ref> مراد از کلمه یا آیه محکمه، یک وجهی بودن و واضح بودن و غیر مبهم بودن آن است<ref name=":4">خرمشاهی، بهاءالدین. '''''قرآن''''' '''''پژوهی'''''. تهران: انتشارات دوستان، ناهید، 1377، ص38.</ref>. آیه متشابه، آن است که با توجه به ظاهرش، مراد از آن دانسته نشود. مگر آن‌که قضیه‌ای خارجی، بر آن افزوده شود که معنای مراد را برساند<ref name=":4" />. مجموعه آیات، سوره‌ها را به وجود آورده که میان دو بسم‌الله، به هم پیوسته‌اند. قرآن 114 سوره دارد که به ترتیب از «فاتحه الکتاب» آغاز و به «ناس» ختم می‌شود.


2.     راميار، محمود. '''''تاريخ قرآن'''''. ص17، انتشارات اميركبير، 1369؛ جعفري، يعقوب. '''''سيري در علوم قرآن'''''. ص13، انتشارات اسوه، 1375.
== نیز نگاه کنید به ==


3.     دهخدا. '''''همانجا.'''''
* [[اسلام]]
* [[شرع]]
* [[صحیفه سجادیه]]


4.     راميار، '''''همانجا'''''؛ جعفري، ص12؛ نوبخت، حبيب‌الله. '''''ديوان دين'''''. ص42، چاپخانة وزارت اطلاعات و جهانگردي، 1353.
== مآخذ ==
 
<references />
5.     دهخدا. '''''همانجا'''''.
 
6.     راميار، ص15.
 
7.     '''''همان'''''. ص16؛ جعفري. ص13.
 
8.     راميار. ص18.
 
9.     جعفري. ص10.
 
10.  راميار. ص15..
 
11.  جعفري. ص10.
 
12.  17/ 78، دوبار
 
13.  75/18 – 17؛ راميار. ص14- 13.
 
14.  87/19؛ 53/36؛ 20/33؛ 87/18؛ 80/13؛ 74/52؛ 81/10؛ 98/2.
 
15.  راميار. ص10- 9؛ جعفري. ص15.
 
16.  85/22-21؛ 56/78-77؛ 73/4.
 
17.  راميار. ص23؛ جعفري. ص13.
 
18.  راميار. ص32- 31.
 
19.  جعفري. ص16.
 
20.  راميار. ص30.
 
21.  جعفري. ص17.
 
22.  راميار. ص27.
 
23.  جعفري. ص17.
 
24.  رادمنش، سيدمحمد. '''''آشنايي با علوم قرآني'''''. ص46- 45، انتشارات رسالت قلم، 1372.
 
25.  مصباح‌يزدي، محمدتقي. '''''قرآن شناسي'''''. ج1، ص154 و 177، انتشارات مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام‌ خميني، 1376.
 
26.  '''''همان.''''' ص129.
 
27.  17/ 106.
 
28.  راميار. 190.
 
29.  خرمشاهي، بهاءالدين. '''''دانشنامة قرآن و قرآن پژوهي'''''. انتشارات دوستان، ناهيد، 1377: قرآن پژوهي، همو. ص12.
 
30.  '''همان'''. ص13- 12.
 
31.  راميار، ص602- 601؛ خرمشاهي. ص2146- 2145.
 
32.  ؟
 
33.  راميار. ص603- 602.
 
34.  جعفري. ص277؛ خرمشاهي، بهاءالدين. '''''قرآن''''' '''''شناخت'''''. ص78، انتشارات طرح نو، 1375.
 
35.  جعفري. ص277.
 
36.  '''''همو'''''. ص285.
 
37.  خرمشاهي. '''''قرآن''''' '''''پژوهي'''''. ص38


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
اسدالله معظمی گودرزی
اسدالله معظمی گودرزی
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۷

تصویر قرآن، قابل بازیابی از https://ahlolbait.com/content/36802/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85

قرآن، کتاب مقدس مسلمانان.

قرآن، نام کتاب مقدس مسلمانان است که طی 23 سال، بر محمد بن عبدالله(ص)، پیامبر اسلام، نازل گردید[۱]. در لفظ قرآن، اختلاف است. برخی چون، ابن‌کثیر، شافعی و سیوطی، قرآن را اسم علم غیر مشتق و مخصوص کلام خدا دانسته‌اند[۲][۳]، که در این صورت، همزه آن، جزء حروف اصلی، محسوب نمی‌شود[۱]. برخی دیگر، نظیر اشعری و پیروانش، لفظ قرآن را مشتق از «قَرَنَ» به معنی ضمیمه کردن دانسته‌اند، زیرا میان سوره‌ها، آیات و حروف آن، مقارنه وجود دارد و ضمیمه یکدیگرند[۲][۴][۵].

فراء، قرآن را مشتق از قرائن، جمع قرینه و بدون همزه خوانده، نون آن را جزء حروف اصلی می‌داند[۱]. عبدالله بن عباس، قرآن را بر وزن رُحجان، به معنی قرائت؛ یعنی خواندن، دانسته است[۶]. طبرسی و لحیانی، قرآن را مشتق از «قَرَأ»، «یَقْرَأ» به معنی خواندنی، به شمار آورده‌اند[۷][۸]. تئودور نولدکه، مستشرق آلمانی، کلمه «اِقرَء» در ابتدای سوره عَلَق را، تبلیغ کردن، معنی کرده است[۹]. و پروشفسکی، درکتاب اسلام در ایران، قرآن را با صدای بلند خواندن، معنی کرد[۱۰]. باری، حاصل کلام آن است که از نظر قواعد اشتقاق و موارد لغت، عقیده لحیانی و رأی ابن عباس، استوارتر از سایر آراست[۶]. مجموعه وحی ‌الهی، بیش از سایر نام‌ها، با لفظ قرآن، شهرت یافته است و در قرآن 68 بار، به همین نام از آن یاد شده است[۹] که از این 68 بار، 2 مرتبه، مجازاً بر نماز، اطلاق می‌گردد[۱۱]. این نام، به صورت معرفه، 50 بار و بدون حرف تعریف 16 بار، در قرآن مجید آمده است و 2 بار هم به معنی قرائت یا خواندن آمده است[۱۲]. از روایات و احادیث و اخبار، چنین برمی‌آید که اولین نامی که بعد از رحلت پیامبر(ص)، به مجموعه آیات الهی نهاده‌اند، ظاهراً «مصحف» بوده است، که این نام به همین صورت در قرآن مجید نیامده است، امّا، هم‌خانواده این کلمه؛ یعنی «صحف» 8 بار در قرآن مجید آمده است[۱۳]. صحف، جمع «صحیفه» است و صحیفه، چیزی است که گسترده و گشاده باشد؛ مصحف، مجموعه صحیفه‌هایی است نوشته شده که بین دو جلد، قرار گرفته است، گرچه گاهی هم صحف، همین معنی را می‌دهد[۱۴][۱۵].

قرآن، از زمان ابوبکر در صحفی، جمع‌آوری گردید و به نام مصحف، خوانده شد، ولی دیری نپایید که جای خود را به نام اصیل‌تری؛ یعنی قرآن، داد. چنان‌که امروزه در سراسر جهان، این نام برای کتاب خدا، شناخته شده است. خداوند خود، این نام را بر این کتاب نهاد[۱۶]. نام دیگر قرآن، فرقان است. این کلمه، از ریشه «فَرَقَ» به معنی بسیار فرق گذار، اخذ شده و قرآن را از آن جهت که با دلایل خود، میان حق و باطل، درست و نادرست، فرق می‌گذارد، فرقان، نام نهاده‌اند. در آیه اول سوره فرقان، خداوند، خود، کتابش را فرقان می‌نامد[۱۷][۱۸]. از دیگر نام‌های قرآن، ذکر است[۱۹]. ذکر در قرآن، به قرآن، اطلاق می‌شود[۲۰]. ذکر، یاد کردن است، خواه به زبان یا دل، خواه به ادامه حضور ذهن و یادآوری بعد از فراموشی و از آن جهت که قرآن، ذکر خداست، این نام را گرفته است[۲۱]. در قرآن، حدود 20 بار، واژه قرآن، آمده است[۲۲]. از نام‌های دیگر قرآن، کتاب است[۲۳]. که می‌توان گفت، پس از واژه ذکر، به معنی قرآن، بیشتر از هر واژه‌ای، درباره قرآن، چه به صورت مفرد و چه همراه با صفاتی چون «مبین»، «حکیم»، «منیر» و... به کار رفته است[۲۴].

تصویر قرآن، قابل بازیابی از https://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=13317&Itemid=&lang=fa

قرآن، از جهات فصاحت و بلاغت؛ بیان معارف الهی و اعتقادی مطابق با عقل سلیم و موافق با برهان و منطق روشن؛ نظام قانون‌گذاری براساس پاسخ به نیازهای فطری بشر و تضمین سعادت و کمال افراد و جوامع انسانی؛ بیان احوال امت‌های پیشین و حقایقی از زندگی پیامبران و اخبار عینی؛ عالی‌ترین و کامل‌ترین برنامه هدایت[۲۵]؛ راه و روش تربیت؛ اخلاق؛ فضائل انسانی و سیر و سلوک نفسانی؛ راهنمایی‌های علمی؛ هماهنگی و عدم اختلاف؛ اُمی بودن و آورنده  آن[۲۶]، دارای اعجاز است. از  دلایل معجزه بودن قرآن مجید و وحی بودن آن از جانب خداوند، تحدّی است، که جهانیان را گاه به آوردن یک سوره و گاه به دو سوره و گاه به کل قرآن، به معارضه طلبیده است[۲۷]. در تاریخ و روایات، به طور مکرر، گفته شده است که نخستین آیه، در سن 40 سالگی بر پیامبر اسلام، نازل شده است و پس از آن طی مدت 23 سال، این نزول، ادامه داشته است[۲۸]. منظور از نزول، ظهور وحی است بر پیامبر؛ یعنی، پیامبر(ص) قرآن کریم را از مقامی بسیار عالی، اخذ کرده است. این نزول، نزول معنوی و روحانی بوده که فقط پیامبر(ص) آن را درک نموده و حقیقت آن را دانسته‌ است. از آیات 2/185، 44/3، 97/1، چنین درک می‌شود که حقیقت قرآن، یکبار، در شب قدر و در ماه رمضان، بر قلب مقدس پیامبر(ص) نازل شده است و از 27 رجب، با اولین آیات سوره عَلَق در طول 23 سال، به تدریج، نازل گردیده است[۲۹] کوچک‌ترین واحد، در اصطلاح علوم قرآنی، سوره است که مرکب از آیاتی است که گاه از یک، گاه از چند جمله تشکیل شده است[۳۰].

پُر آیه‌ترین سوره قرآن، بقره، با 286 آیه و کم آیه‌ترین سوره، کوثر با 3 آیه است[۳۱]. تعداد کل آیات قرآن 6236 آیه است که آیات، خود به مکّی و مدنی، ناسخ و فسوخ، محکم و متشابه، تقسیم می‌گردد. گروهی، تقسیم‌بندی آیات، بر مکّی و مدنی را براساس مکان نزول[۳۲][۳۳] و گروهی، براساس اشخاص مورد خطاب، گروهی نیز براساس زمان نزول[۳۴]، انجام می‌دهند. نسخ، در لغت، بر داشتن و از میان بردن و گاه، نقل دادن و منتقل ساختن است[۳۵][۳۶] و در اصطلاح شرع، برداشتن حکمی است که مدتی به آن عمل می‌شده است و با سرآمدن مدت معیّن، حکم دیگری، جایگزین آن شده است[۳۷]. محکم، برگرفته از «احکام» به معنی اتقان و نیز به معنای کلامی متقن است که دلالت بر معنی و مقصود واضح و روشن دارد و احتمال وجود دیگری نمی‌رود، این کلمه مأخوذ از «حکم» به معنی منع و سه است[۳۸] مراد از کلمه یا آیه محکمه، یک وجهی بودن و واضح بودن و غیر مبهم بودن آن است[۳۹]. آیه متشابه، آن است که با توجه به ظاهرش، مراد از آن دانسته نشود. مگر آن‌که قضیه‌ای خارجی، بر آن افزوده شود که معنای مراد را برساند[۳۹]. مجموعه آیات، سوره‌ها را به وجود آورده که میان دو بسم‌الله، به هم پیوسته‌اند. قرآن 114 سوره دارد که به ترتیب از «فاتحه الکتاب» آغاز و به «ناس» ختم می‌شود.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ لغت‌نامه دهخدا. ذیل لغت قرآن. انتشارات تهران، 1373.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص. 17.
  3. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص. 13.
  4. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص12.
  5. نوبخت، حبیب‌الله. دیوان دین. تهران: چاپخانه وزارت اطلاعات و جهانگردی، 1353، ص. 42.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص15.
  7. رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369،. ص16.
  8. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص13.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369،. ص18.
  10. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص10.
  11. قرآن کریم، 17/ 78
  12. رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص. 13-14.
  13. قرآن کریم،87/19؛ 53/36؛ 20/33؛ 87/18؛ 80/13؛ 74/52؛ 81/10؛ 98/2.
  14. رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص10- 9.
  15. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375،ص15.
  16. قرآن کریم، 85/22-21؛ 56/78-77؛ 73/4.
  17. رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص23.
  18. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص13.
  19. رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص32- 31.
  20. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص16.
  21. رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص30.
  22. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص17.
  23. رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص27.
  24. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص17.
  25. رادمنش، سیدمحمد. آشنایی با علوم قرآنی. تهران: انتشارات رسالت قلم، 1372، ص45-46.
  26. مصباح‌یزدی، محمدتقی. قرآن شناسی. تهران: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام‌ خمینی، 1376، ج1، ص154 و 177.
  27. مصباح‌یزدی، محمدتقی. قرآن شناسی. تهران: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام‌ خمینی، 1376، ج1، ص154 و 177.
  28. قرآن کریم، 17/ 106.
  29. رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص.190.
  30. خرمشاهی، بهاءالدین. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی. تهران: انتشارات دوستان، ناهید، 1377، ص12.
  31. خرمشاهی، بهاءالدین. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی. تهران: انتشارات دوستان، ناهید، 1377، ص12- 13.
  32. رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص602- 601.
  33. خرمشاهی، بهاءالدین. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی. انتشارات دوستان، ناهید، 1377،ص2146- 2145.
  34. رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369، ص603- 602.
  35. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص277.
  36. خرمشاهی، بهاءالدین. قرآن شناخت. ص78، انتشارات طرح نو، 1375.
  37. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص277.
  38. جعفری، یعقوب. سیری در علوم قرآن. تهران: انتشارات اسوه، 1375، ص285.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ خرمشاهی، بهاءالدین. قرآن پژوهی. تهران: انتشارات دوستان، ناهید، 1377، ص38.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اسدالله معظمی گودرزی