پرش به محتوا

قصاص: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''قصاص،''' مجازات جرايم قتل و نقص عضو. قصاص، اسم مصدر از ريشة «قصِّ يَقُصَّ» به معناي پيگيري نمودن اثر چيزي است.<sup>1</sup> قصاص از نظر لغوي، پيگيري و دنبال نمودن اثر جنايت است، به گونه‌اي كه قصاص‌كننده عين عمل جاني را نسبت به او انجام دهد.<sup>2</sup> قص...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''قصاص،''' مجازات جرايم قتل و نقص عضو.
'''قصاص،''' مجازات جرایم قتل و نقص عضو.


قصاص، اسم مصدر از ريشة «قصِّ يَقُصَّ» به معناي پيگيري نمودن اثر چيزي است.<sup>1</sup> قصاص از نظر لغوي، پيگيري و دنبال نمودن اثر جنايت است، به گونه‌اي كه قصاص‌كننده عين عمل جاني را نسبت به او انجام دهد.<sup>2</sup> قصاص در لغت فارسي به معني سزاي كار بد دادن است<sup>3</sup> كه با عناويني چون مجازات، عِقاب، تلافي، يا مقابله به مثل، برابري مي‌كند.<sup>4</sup> قصاص، استيفاء از جنايت است، خواه، آن جنايت قتل، ضرب و جرح يا نقص عضو باشد؛<sup>5</sup> يعني انجام دادن فعلي، همانند آن‌چه فاعل انجام داده است.<sup>6</sup> مادة 14 قانون مجازات اسلامي قصاص، چنين تعريف مي‌كند؛ قصاص كيفري است كه جاني، به آن محكوم مي‌شود و بايد با جنايت او برابر باشد.<sup>7</sup> قصاص، داراي دو وجه «حق‌اللهي» و «حق‌الناسي» است، كه اولين وجه، تكليف مجريان قانون و ديگري حق متضر، از جرم است و بر جنبة اوّل غلبه دارد.<sup>8</sup>
قصاص، اسم مصدر از ریشه «قصِّ یَقُصَّ» به معنای پیگیری نمودن اثر چیزی است<ref>ابن‌منظور، '''''لسان‌العرب'''''. ج11، ص190.</ref>. قصاص از نظر لغوی، پیگیری و دنبال نمودن اثر جنایت است، به گونه‌ای که قصاص‌کننده عین عمل جانی را نسبت به او انجام دهد<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالكلام.''''' ج42، ص7.</ref>. قصاص در لغت فارسی به معنی سزای کار بد دادن است<ref>'''''قرآن'''''. سوره البقره 2/178- 194.</ref><ref name=":0">ازهری هروی (370ق). '''''تهذیب اللغه'''''. جلد 3، ص. 225، جلد 15، ص. 597-598.</ref>، که با عناوینی چون مجازات، عِقاب، تلافی، یا مقابله به مثل، برابری می‌کند<ref>اجتهادی، مصطفی. '''''دایره المعارف زن ایرانی'''''. تهران: مرکز امور مشارکت زنان؛ بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. ج2، ص753.</ref>. [[قصاص]]، استیفاء از جنایت است، خواه، آن جنایت قتل، ضرب و جرح یا نقص عضو باشد<ref name=":0" />؛ یعنی انجام دادن فعلی، همانند آن‌چه فاعل انجام داده است<ref>جرجانی، علی بن محمد. '''''التعریفات'''''. دارالکتاب المصری، ص190.</ref>. ماده 14 [[قانون]] مجازات اسلامی قصاص، چنین تعریف می‌کند؛ قصاص کیفری است که جانی، به آن محکوم می‌شود و باید با جنایت او برابر باشد<ref>ماده 14 قانون مجازات اسلامی.</ref>. قصاص، دارای دو وجه «حق‌اللهی» و «[[حق|حق‌]]<nowiki/>الناسی» است، که اولین وجه، تکلیف مجریان [[قانون]] و دیگری [[حق]] متضر، از [[جرم]] است و بر جنبه اوّل غلبه دارد<ref name=":1">اجتهادی، مصطفی. '''''دایره المعارف زن ایرانی'''''. تهران: مرکز امور مشارکت زنان؛ بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. ج2، ص751.</ref>.


قصاص بر دو نوع است: قصاص عضو و قصاص نفس. قصاص در جرائم نقص عضو يا ايراد جرح، قصاص عضو<sup>9</sup> است كه در مقابل قصاص نفس استعمال مي‌شود.
قصاص بر دو نوع است: قصاص عضو و قصاص نفس. قصاص در جرائم نقص عضو یا ایراد جرح، قصاص عضو<ref name=":1" /><ref>ماده 269 به بعد قانون مجازات اسلامی.</ref><ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام.''''' جلد 60، ص. 550، 593-594، 603 به بعد.    </ref> است که در مقابل قصاص نفس استعمال می‌شود.


قصاص، ناظر به جرايم عمدي بدني و اجراي آن واجب است،<sup>10</sup> امّا به موجب مادة 257 قانون مجازات اسلامي، «قتل عمد» موجب قصاص است، ولي با رضايت ولّي دم و قاتل به مقدار ديه كامله يا كمتر يا بيشتر از آن، تبديل مي‌شود كه نظر بر جنبة حق‌الناسي قصاص دارد.<sup>11</sup>  
قصاص، ناظر به جرایم عمدی بدنی و اجرای آن [[واجب]] است<ref name=":2">اجتهادی، مصطفی. '''''دایره المعارف زن ایرانی'''''.  تهران: مرکز امور مشارکت زنان؛ بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. ج1، ص751.</ref>، امّا به موجب ماده 257 [[قانون]] مجازات اسلامی، «قتل عمد» موجب قصاص است، ولی با رضایت ولّی دم و قاتل به مقدار [[دیه]] کامله یا کمتر یا بیشتر از آن، تبدیل می‌شود که نظر بر جنبه حق‌الناسی قصاص دارد<ref name=":2" />.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1. ابن‌منظور، '''''لسان‌العرب'''''. ج11، ص190.
* [[اسلام]]
* [[حقوق]]
* [[حق]]
* [[دیه]]


2. نجفي، محمدحسن. '''''جواهرالكلام.''''' ج42، ص7.
== مآخذ ==
<references />


3. البقره 2/178- 194؛ ازهري هروي (370ق). '''''تهذيب اللغة'''''. 3/225؛ '''''همان'''''. 15/597- 598.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


4. اجتهادي، مصطفي. '''''دايرةالمعارف زن ايراني'''''. مركز امور مشاركت زنان؛ بنياد دانشنامة بزرگ فارسي. ج2، ص753.
== نویسنده مقاله ==
 
سید حسن امین
5. '''''همان.'''''
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]
 
6. جرجاني، علي بن محمد. '''''التعريفات'''''. دارالكتاب المصري، ص190.
 
7. ماده 14 قانون مجازات اسلامي.
 
8. '''''دايرةالمعارف زن ايراني.''''' ج2، ص751.
 
9. '''''همان'''''؛ ماده 269 به بعد قانون مجازات اسلامي؛ '''''جواهرالكلام''''' 60/550- 593- 594- 603 به بعد.
 
10.    '''''دايرةالمعارف زن ايراني'''''. ج1، ص751.
 
11.    '''''همانجا.'''''

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۵۴

قصاص، مجازات جرایم قتل و نقص عضو.

قصاص، اسم مصدر از ریشه «قصِّ یَقُصَّ» به معنای پیگیری نمودن اثر چیزی است[۱]. قصاص از نظر لغوی، پیگیری و دنبال نمودن اثر جنایت است، به گونه‌ای که قصاص‌کننده عین عمل جانی را نسبت به او انجام دهد[۲]. قصاص در لغت فارسی به معنی سزای کار بد دادن است[۳][۴]، که با عناوینی چون مجازات، عِقاب، تلافی، یا مقابله به مثل، برابری می‌کند[۵]. قصاص، استیفاء از جنایت است، خواه، آن جنایت قتل، ضرب و جرح یا نقص عضو باشد[۴]؛ یعنی انجام دادن فعلی، همانند آن‌چه فاعل انجام داده است[۶]. ماده 14 قانون مجازات اسلامی قصاص، چنین تعریف می‌کند؛ قصاص کیفری است که جانی، به آن محکوم می‌شود و باید با جنایت او برابر باشد[۷]. قصاص، دارای دو وجه «حق‌اللهی» و «حق‌الناسی» است، که اولین وجه، تکلیف مجریان قانون و دیگری حق متضر، از جرم است و بر جنبه اوّل غلبه دارد[۸].

قصاص بر دو نوع است: قصاص عضو و قصاص نفس. قصاص در جرائم نقص عضو یا ایراد جرح، قصاص عضو[۸][۹][۱۰] است که در مقابل قصاص نفس استعمال می‌شود.

قصاص، ناظر به جرایم عمدی بدنی و اجرای آن واجب است[۱۱]، امّا به موجب ماده 257 قانون مجازات اسلامی، «قتل عمد» موجب قصاص است، ولی با رضایت ولّی دم و قاتل به مقدار دیه کامله یا کمتر یا بیشتر از آن، تبدیل می‌شود که نظر بر جنبه حق‌الناسی قصاص دارد[۱۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ابن‌منظور، لسان‌العرب. ج11، ص190.
  2. نجفی، محمدحسن. جواهرالكلام. ج42، ص7.
  3. قرآن. سوره البقره 2/178- 194.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ازهری هروی (370ق). تهذیب اللغه. جلد 3، ص. 225، جلد 15، ص. 597-598.
  5. اجتهادی، مصطفی. دایره المعارف زن ایرانی. تهران: مرکز امور مشارکت زنان؛ بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. ج2، ص753.
  6. جرجانی، علی بن محمد. التعریفات. دارالکتاب المصری، ص190.
  7. ماده 14 قانون مجازات اسلامی.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ اجتهادی، مصطفی. دایره المعارف زن ایرانی. تهران: مرکز امور مشارکت زنان؛ بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. ج2، ص751.
  9. ماده 269 به بعد قانون مجازات اسلامی.
  10. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. جلد 60، ص. 550، 593-594، 603 به بعد.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ اجتهادی، مصطفی. دایره المعارف زن ایرانی. تهران: مرکز امور مشارکت زنان؛ بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. ج1، ص751.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

سید حسن امین