پرش به محتوا

چیستان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''چيستان'''، يا چيست آن؟، نوعي سخن و بيان زباني كه به استعاره و كنايه ويژگي‌ها و نشانه‌هايي از كسي يا چيزي را برشمرند وصف كنند و پاسخ درست آن را بخواهند. فردوسي در داستان زال و رودابه به چيستان‌هايي با عبارت «سخن‌هاي نهفته در پرده» اشاره مي‌...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''چيستان'''، يا چيست آن؟، نوعي سخن و بيان زباني كه به استعاره و كنايه ويژگي‌ها و نشانه‌هايي از كسي يا چيزي را برشمرند وصف كنند و پاسخ درست آن را بخواهند.  
'''چیستان'''، یا چیست آن؟، نوعی سخن و بیان زبانی که به استعاره و کنایه ویژگی‌ها و نشانه‌هایی از کسی یا چیزی را برشمرند وصف کنند و پاسخ درست آن را بخواهند.  


فردوسي در داستان زال و رودابه به چيستان‌هايي با عبارت «سخن‌هاي نهفته در پرده» اشاره مي‌كند.<sup>1</sup> لبيبي، شاعر خراساني اواخر سدة 4 و اوايل سدة 5 قمري (سدة 11 و 12م)، چيستان را به معناي لُغَز و اُغْلوطه آورده و مي‌گويد: «اگر اين چيستان تو بگشايي / گوي دانش ز موبدان ببري».<sup>2</sup> شمس قيس رازي «چيست آن؟» را اصطلاحي از خراساني‌ها براي واژة لُغَز دانسته است.<sup>3</sup>  
فردوسی در داستان زال و رودابه به چیستان‌هایی با عبارت «سخن‌های نهفته در پرده» اشاره می‌کند<ref>فردوسی، ابوالقاسم. '''''شاهنامه'''''. تهران: بروخیم، 1314، جلد 1، ص. 208-209.</ref>. لبیبی، شاعر خراسانی اواخر سده 4 و اوایل سده 5 قمری (سده 11 و 12م)، چیستان را به معنای لُغَز و اُغْلوطه آورده و می‌گوید: <blockquote>«اگر این چیستان تو بگشایی / گوی دانش ز موبدان ببری»<ref>سروری، محمدقاسم. '''''مجمع‌الفرس'''''. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: کتابفروشی علی‌اکبر علمی، 1341 یا ذیل «چیستان»، جلد 1، 399-400. </ref>. </blockquote>شمس قیس رازی «چیست آن؟» را اصطلاحی از خراسانی‌ها برای واژه لُغَز دانسته است<ref>شمس قیس رازی، محمد. '''''المعجم فی معاییر اشعار العجم'''''. به کوشش محمد قزوینی، مدرس رضوی، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص 427.</ref>.


چيستان در شمار نخستين گونه‌هاي ادبي ذهن آدميزادگان در بيان تداعي، سنجش و ادراك همانندي‌ها و ناهمانندي‌ها بوده و احتمالاً بر صورت‌هاي ديگر ادبي تقدم داشته است.<sup>4</sup> در فرهنگ ايران، كهن‌ترين نمونة چيستان‌ها در رساله‌اي به زبان پهلوي به نام '''''يُوشْت فَريان''''' در اواخر دوره‌ي ساساني آمده است. بنا بر روايت اين كتاب اَخْتِ جادوگر به بهانة از ميان بردن مردم شهر چيستان‌هايي مي‌گفت و پاسخ آنها را می‌خواست كساني كه نمي‌توانستند پاسخ‌ دهند، مي‌كشت. سرانجام نوجواني به نام يوشت پاسخ درست چيستان‌هاي او را داد.<sup>5</sup>  
چیستان در شمار نخستین گونه‌های ادبی ذهن آدمیزادگان در بیان تداعی، سنجش و ادراک همانندی‌ها و ناهمانندی‌ها بوده و احتمالاً بر صورت‌های دیگر ادبی تقدم داشته است<ref>Potter, Charles F., "Riddles", Standard Dictionary of Folklore, Mythology and Legend. ed. by Maria Leach New York: 1972, P. 938.</ref>. در فرهنگ ایران، کهن‌ترین نمونه چیستان‌ها در رساله‌ای به زبان پهلوی به نام '''''یُوشْت فَریان''''' در اواخر [[ساسانیان|دوره‌ی ساسانی]] آمده است. بنا بر روایت این کتاب اَخْتِ جادوگر به بهانه از میان بردن مردم شهر چیستان‌هایی می‌گفت و پاسخ آنها را می‌خواست کسانی که نمی‌توانستند پاسخ‌ دهند، می‌کشت. سرانجام نوجوانی به نام یوشت پاسخ درست چیستان‌های او را داد<ref>تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: 1376، انتشارات سخن، ص 251.</ref>.


چيستان‌ها به دو صورت اديبانه و عاميانه در فرهنگ ايران رايج بوده است. چيستان‌هاي اديبانه غالباً منظوم و معمولاً با سرايندگان شناخته شده و چيستان‌هاي عاميانه به دو صورت نظم و نثر و با گويندگان ناشناخته بوده‌اند.<sup>6</sup> «قالي لب بافته، گُل به گُل انداخته، قدرت پروردگار خوب به هم انداخته!» (پاسخ: آسمان)<sup>7</sup> و «آن چيست كه يك دم بزند چرخ به عالم؟» (پاسخ: باد)<sup>8</sup> به ترتیب دو نمونه از چيستان‌هاي عاميانه و اديبانه‌اند.
چیستان‌ها به دو صورت ادیبانه و عامیانه در فرهنگ ایران رایج بوده است. چیستان‌های ادیبانه غالباً منظوم و معمولاً با سرایندگان شناخته شده و چیستان‌های عامیانه به دو صورت نظم و نثر و با گویندگان ناشناخته بوده‌اند<ref>بلوکباشی، علی. «چیستان»، '''''چیستان‌نامه دزفولی'''''. گردآورده سید محمد علی امام، تهران: 1379، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص 22-23.</ref>. <blockquote>«قالی لب بافته، گُل به گُل انداخته، قدرت پروردگار خوب به هم انداخته!» (پاسخ: آسمان)<ref>بلوکباشی، علی. «چیستان»، '''''چیستان‌نامه دزفولی'''''. گردآورده سید محمد علی امام، تهران: 1379، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص 23.</ref>  


و «آن چیست که یک دم بزند چرخ به عالم؟» (پاسخ: باد)<ref>امام، محمد علی. '''''چیستان‌نامه دزفولی'''''. تهران: 1379، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص 127.</ref> </blockquote>به ترتیب دو نمونه از چیستان‌های عامیانه و ادیبانه‌اند.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1-     فردوسي، ابوالقاسم. '''''شاهنامه'''''. تهران: بروخيم، 1314، 1/208-209.
* [[فرهنگ عامه]]
* [[ساسانیان]]


2-     سروري، محمدقاسم. '''''مجمع‌الفرس'''''. به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران: كتابفروشي علي‌اكبر علمي، 1341 يا ذيل «چيستان» 1/399-400.
 
3-     شمس قيس رازي، محمد. '''''المعجم في معايير اشعار العجم'''''. به كوشش محمد قزويني، مدرس رضوي، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص 427.
 
4-    Potter, Charles F., "Riddles", Standard Dictionary of Folklore, Mythology and Legend. ed. by Maria Leach New York: 1972, P. 938.
 
5-     تفضلي، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: 1376، انتشارات سخن، ص 251.
 
6-     بلوكباشي، علي. «چيستان»، '''''چيستان‌نامة دزفولي'''''. گردآوردة سيد محمد علي امام، تهران: 1379، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، ص 22-23.
 
7-     '''''همان'''''. ص 23.


8-     امام، محمد علي. '''''چيستان‌نامة دزفولي'''''. تهران: 1379، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، ص 127.
== مآخذ ==
<references />


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
علی بلوکباشی
علی بلوکباشی
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:مردم شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۰۵

چیستان، یا چیست آن؟، نوعی سخن و بیان زبانی که به استعاره و کنایه ویژگی‌ها و نشانه‌هایی از کسی یا چیزی را برشمرند وصف کنند و پاسخ درست آن را بخواهند.

فردوسی در داستان زال و رودابه به چیستان‌هایی با عبارت «سخن‌های نهفته در پرده» اشاره می‌کند[۱]. لبیبی، شاعر خراسانی اواخر سده 4 و اوایل سده 5 قمری (سده 11 و 12م)، چیستان را به معنای لُغَز و اُغْلوطه آورده و می‌گوید:

«اگر این چیستان تو بگشایی / گوی دانش ز موبدان ببری»[۲].

شمس قیس رازی «چیست آن؟» را اصطلاحی از خراسانی‌ها برای واژه لُغَز دانسته است[۳].

چیستان در شمار نخستین گونه‌های ادبی ذهن آدمیزادگان در بیان تداعی، سنجش و ادراک همانندی‌ها و ناهمانندی‌ها بوده و احتمالاً بر صورت‌های دیگر ادبی تقدم داشته است[۴]. در فرهنگ ایران، کهن‌ترین نمونه چیستان‌ها در رساله‌ای به زبان پهلوی به نام یُوشْت فَریان در اواخر دوره‌ی ساسانی آمده است. بنا بر روایت این کتاب اَخْتِ جادوگر به بهانه از میان بردن مردم شهر چیستان‌هایی می‌گفت و پاسخ آنها را می‌خواست کسانی که نمی‌توانستند پاسخ‌ دهند، می‌کشت. سرانجام نوجوانی به نام یوشت پاسخ درست چیستان‌های او را داد[۵].

چیستان‌ها به دو صورت ادیبانه و عامیانه در فرهنگ ایران رایج بوده است. چیستان‌های ادیبانه غالباً منظوم و معمولاً با سرایندگان شناخته شده و چیستان‌های عامیانه به دو صورت نظم و نثر و با گویندگان ناشناخته بوده‌اند[۶].

«قالی لب بافته، گُل به گُل انداخته، قدرت پروردگار خوب به هم انداخته!» (پاسخ: آسمان)[۷] و «آن چیست که یک دم بزند چرخ به عالم؟» (پاسخ: باد)[۸]

به ترتیب دو نمونه از چیستان‌های عامیانه و ادیبانه‌اند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. فردوسی، ابوالقاسم. شاهنامه. تهران: بروخیم، 1314، جلد 1، ص. 208-209.
  2. سروری، محمدقاسم. مجمع‌الفرس. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: کتابفروشی علی‌اکبر علمی، 1341 یا ذیل «چیستان»، جلد 1، 399-400.
  3. شمس قیس رازی، محمد. المعجم فی معاییر اشعار العجم. به کوشش محمد قزوینی، مدرس رضوی، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص 427.
  4. Potter, Charles F., "Riddles", Standard Dictionary of Folklore, Mythology and Legend. ed. by Maria Leach New York: 1972, P. 938.
  5. تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: 1376، انتشارات سخن، ص 251.
  6. بلوکباشی، علی. «چیستان»، چیستان‌نامه دزفولی. گردآورده سید محمد علی امام، تهران: 1379، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص 22-23.
  7. بلوکباشی، علی. «چیستان»، چیستان‌نامه دزفولی. گردآورده سید محمد علی امام، تهران: 1379، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص 23.
  8. امام، محمد علی. چیستان‌نامه دزفولی. تهران: 1379، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص 127.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی