فرهنگ عامه
«فرهنگ عامه»، یکی از برابر نهادهای اصطلاح Folklore انگلیسی است[۱] دیگر برابر نهادهای این اصطلاح در فارسی عبارتند از: «دانش عوام»،[۲] «تودهشناسی»،[۳] «فرهنگ توده»[۴] و «فرهنگ مردم»[۵]. همچنین «فرهنگ عامیانه»، «فرهنگ عوامانه»، «فرهنگ عوام» و یا عبارتهایی مانند «عقاید و رسوم و آئینها و باورها»، یا حتی همین اصطلاح انگلیسی به خط فارسی و با املاهای «فلکلر»، «فولکلر»، «فولکلور»، «فلکلر»، «فلکلور» و «فلک لور» در متون فارسی از 1310ش به بعد دیده می شوند[۶]. «فرهنگ عامه» مجموعه معارف و دانستههای گروهی خاص از مردم است و میتواند به اعتبار ویژگیهای اقتصادی، جغرافیایی، قومی و ... گروههای اجتماعی تقسیم شود[۷]. قلمرو این دانش در پژوهشهای ایرانی در هر دو مفهوم «هنر شفاهی یا زبانی» (Verbal art) و «زندگی عامه» (Folklife) مورد توجه قرار گرفته است. در اینجا نیز «زندگی عامه» مورد نظر است. «فرهنگ عامه» را به دو بخش مادی و معنوی تقسیم کردهاند. بخش مادی به محیط زندگی، خانه، خوراک، پوشاک، وسایل زندگی و حمل و نقل، پیشهها، تفریح و آسایش، املاک و داراییها و ... و آئینها و باورهای مربوط به آنها میپردازد و بخش معنوی موضوعاتی چون دانش عوام، حکمت عامیانه، هنر عامیانه، زندگی اسرارآمیز، مذهب عامیانه، آئینها، باورها، جشنها، قصهها، ترانهها، نمایش، ضربالمثلها و ... را در برمیگیرد[۸][۹].
پژوهشهای فرهنگ عامه در ادبیات نوین پس از انقلاب مشروطه و در نتیجه تأثیرپذیری از ایرانشناسان غربی آغاز شد. با این همه در سنت ادبی ایرانیان به گونهای ناآگاهانه آثار ارزشمندی پدید آمده که امروزه در چهارچوب علمی این دانش پذیرفتنی هستند. نمونههایی از این آثار که به طور پراکنده در میان نوشتههای پیش از اسلام تا روزگار قاجار در قالبهای گوناگون علمی و ادبی دیده میشوند، عبارتند از: رساله «خسرو قبادان و ریدک»، اندرزنامههای پهلوی، التاج، غُرَرُ اخبارِ الفُرس و سیرهم»، الاغانی، الابنیه عن الحقایق الادویه، متون جغرافیایی و تاریخهای محلی، شاهنامه، کلیله و دمنه، سمک عیار، دیوان البسه، کنز الاشتها، عقاید النساء یا «کلثوم ننه»، مجمع الامثال، جامع التمثیل، ترجمه هزار و یک شب، امیر ارسلان رومی، مصطلحات میرزا حبیب لشگرنویس یا «مراه البلها»، مصطلحات میرزا رضا حکیمخراسانی، رساله ملا جعفری خروسباز جانمازدار، و ... [۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶]. رویدادن انقلاب مشروطه و اهمیت یافتن مفاهیمی چون «توده»، «مردم» و «ملت» در گفتمان سیاسی عصر مشروطیت سبب شد تا ادبیات نوین ایران از فرهنگ عامه بهره بیشتری بگیرد. نوشتهها و رمانهای روشنگرانه، نمایش و روزنامهنگاری سه قالب مهم ادبیات نوین هستند که فراوان از ادبیات عامه استفاده کردند[۱۷]. میرزا علیاکبر دهخدا* و حسن مقدم* دو تن از روزنامهنگاران و نمایشنامه نویسان روزگار مشروطه هستند که آگاهانه به گردآوری و پژوهش در فرهنگ عامه پرداختند[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱].
جهانگردان اروپایی سده 19م در نوشتههای خود به فرهنگ عامه ایران توجه کردند ولی ایران شناسان سده بیستم هم به مطالعه ادبیات شفاهی ایران و هم به ترغیب پژوهشگران ایرانی برای گردآوری فرهنگ عامه پرداختند: آلکساندر چودزکو (Aleksander chodźko)، والنتین ژوکوفسکی، بریکتو، لوریمر، راماسکوویچ، زاروبین، گالونو، کریستین سن، هانری ماسه، دونالدسون، ویلهلم ایلرس، الول ساتن، آدرین بولون، اریکا فریدن و.... پژوهشگرانی هستند که در سراسر سده بیستم به پژوهش در فرهنگ عامه ایران از جمله گویشها، قصهها و باورهای عامیانه ایرانیان پرداختند[۲۲][۲۳][۲۴]. همکاری مراکز پژوهشی خارجی با مراکز ایرانی دهههای 40 و 50، نمونهای دیگر از تأثیر و تلاش غیر ایرانیان برای پژوهش در فرهنگ عامه ایران است[۲۵][۲۶]. همچنین باید از تلاش اولریش مارزلف در دایرهالمعارف قصه وابسته به دانشگاه گوتینگن یاد کرد که فعالیت گستردهای برای مطالعه و طبقهبندی قصههای ایرانی انجام داده است[۲۷]. ادیبان و نویسندگان ایرانی با تأثیر پذیرفتن از ایرانشناسان اروپایی به تدریج در سالهای 1300- 1310 به اهمیت فرهنگ عامه پی بردند:
ملکالشعرا بهار* در کنار پژوهشهای ادبی و تاریخی به مطالعه «بازیهای ایرانی» پرداخت[۲۸]. همچنین، حسین کوهیکرمانی* را به اهمیت فرهنگ عامه و گردآوری آن آشنا ساخت. کوهیکرمانی زیر نظر بهار نخستین آثارش را منتشر کرد[۲۹] و در روزگار پهلوی اول از سوی وزارت فرهنگ مأمور گردآوری و پژوهش فرهنگ عامه ایران شد[۲۹][۳۰]. نویسندگان نوگرای ایران بیش از هر کس از ادبیات عامه تأثیر پذیرفتند و در گردآوری فرهنگ عامه کوشیدند: محمد علی جمالزاده* «سادهنویسی» و «انشای حکایتی» را رواج داد و «لغات عامیانه»* را تدوین کرد[۳۱]. صادق هدایت* نخستین ایرانی است که آرشیوی از ادبیات عامه ایران را تشکیل داد و در فاصله 1310- 1324 کوشید تا مبانی دانش فولکلور را در ایران رواج بخشد. اوج کار او انتشار مقالاتی با نام «فلکلر یا فرهنگ توده» در مجله سخن (1323- 1324) بود که به طبقهبندی فرهنگ مردم دست زد[۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷]. جلال آلاحمد*، صمد بهرنگی*، غلامحسین ساعدی* و از جمله نویسندگانی هستند که در گردآوری و مطالعه فرهنگ عامه نقش ارزندهای داشتند[۳۸][۳۹][۴۰][۴۱]. دولت ایران زیر تأثیر تلاشهای پژوهشگران، ادیبان و نویسندگان نوگرا، از جمله هدایت،[۴۲]به فرهنگ عامه توجه کرد و گردآوری آن را در بند 7 ماده دوم اساسنامه فرهنگستان اول گنجاند[۴۳].
در 1314- 1315 اقداماتی برای گردآوری فرهنگ عامه توسط معلمان و دانشآموزان سراسر کشور صورت گرفت[۴۴][۴۵][۴۶]. در 1316 اساسنامه «مؤسسه مردمشناسی» تصویب شد که یک شعبه آن به «تودهشناسی» (فولکلر) اختصاص داشت[۴۷]. این موسسه در 1317 به «بنگاه مردمشناسی» تغییر نام داد[۴۸][۴۹]. غلامرضا رشیدیاسمی، پروفسور هاز آلمانی و محمدعلی فروغی چهرههای علمی فعال در بنگاه مردمشناسی بودند[۵۰]. بنگاه مردمشناسی در دهه 20 در قالب موزه مردمشناسی* به فعالیت خود ادامه داد. در 1329 «اداره موزهها و فرهنگ عامه» در اداره کل هنرهای زیبا پدید آمد[۵۱][۵۲]. 1343 که وزارت فرهنگ و هنر تشکیل شد، «اداره فرهنگ عامه» در آن وزارتخانه به وجود آمد و تا 1352 به فعالیت ادامه داد[۵۳]. صادقکیا در دهه 40 گرداننده اصلی «فرهنگ عامه» بود. او به یاری پژوهشگران جوان به گردآوری و پژوهش فرهنگ عامه در لابهلای متون کهن پرداخت[۵۴][۵۵]. در 1352 «مرکز ملی پژوهشهای مردمشناسی و فرهنگ عامه» در وزارت فرهنگ و هنر ایجاد شد که در 1354 به «مرکز مردمشناسی ایران»* تغییر نام داد[۵۶][۵۷]. این مرکز تا پیروزی انقلاب اسلامی فعال بود و افزون بر حفظ میراث «اداره فرهنگ عامه»، با همکاری پژوهشگران خارجی به پژوهشهای میدانی روی آورد. نتایج پژوهشها در قالب آثار مستقل و یا مجله «مردمشناسی و فرهنگ عامه»* منتشر شد[۵۸][۵۹]. «پژوهشکده مردمشناسی»* سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ادامه کار مرکز مردمشناسی است[۶۰][۶۱].
همچنین آرشیوهای آن امروز در مرکز اسناد و مدارک این سازمان نگهداری میشود. در کنار فعالیتهای منظم دولت در وزارتخانههای فرهنگ و فرهنگ و هنر، برخی از سازمانها و مؤسسات دولتی به پژوهشهای مردمشناسی و فرهنگ عامه پرداختند: فضلالله مهتدی مشهور به صبحی* در دهه 20 به قصهگویی در رادیو ایران پرداخت و آثاری منتشر کرد[۶۲]. سیدابوالقاسم انجوی شیرازی* در فروردین 1340 نخستین برنامه رادیویی فرهنگ مردم را اجرا کرد و در 1351 «مرکز فرهنگ مردم»* را در رادیو تلویزیون ملی ایران تأسیس کرد و تا 1358 به فعالیت ادامه داد[۶۳][۶۴][۶۵]. همپای فعالیتهای بخش دولتی پژوهشگران مستقل چه به صورت گروهی و چه فردی نقش چشمگیری در مطالعه و پژوهش فرهنگ عامه داشتهاند. آنها در مطبوعات و یا تکنگاریهای قومی و محلی به گردآوری فرهنگ عامه همت گماشتند: 1319- 1321 مطالب خوانندگان مجله راهنمای زندگی در زمینه ادبیات عامه زیر عنوان «یادگارهای توده» منتشر میشد[۶۶]. احمد شاملو و علی بلوکباشی در 1340- 1341 کوششهای برای گردآوری فرهنگ عامه در مجله «کتاب هفته» صورت دادند[۶۷]. علی قلی امینی*، پرتوی آملی، احمد پناهی سمنانی و دهها پژوهشگر که از دهه 40 به این سو به گردآوری فرهنگ عامه پرداختهاند،[۶۸] نمونهای از تلاشهای غیر دولتیان برای حفظ و گردآوری فرهنگ مردم است. پس از انقلاب اسلامی در برخی مراکز دولتی مانند صدا و سیما، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، سازمان میراث فرهنگی ... به پژوهشهای فرهنگ عامه توجه شده است. با این حال پژوهشگران آزاد فعالیت گستردهتری در زمینه گردآوری و پژوهش در فرهنگ عامه ایران داشتهاند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ رشیدیاسمی، غلامرضا. «در باب فولکلور». مجله تعلیم و تربیت، سال 6، ش1 (فروردین 1315)، ص87.
- ↑ هدایت، صادق. «دیباچه نیرنگستان». فرهنگ عامیانه مردم ایران. گردآورنده جهانگیر هدایت، تهران: نشر چشمه، 1379، ص33.
- ↑ «اساسنامه مؤسسه مردمشناسی». مجله تعلیم و تربیت. سال 7، ش9 و 10، (آذر و دی 1316)، ص583.
- ↑ هدایت، صادق. «فلکلر یا فرهنگ توده»، فرهنگ عامیانه مردم ایران. ص233.
- ↑ انجویشیرازی، سیدابوالقاسم. «مقدمه [بر فرهنگ مردم سروستان]، فرهنگ مردم سروستان. گردآوری و تألیف صادق همایونی، تهران: دفتر مرکزی فرهنگ مردم، 1348، ص3- 4.
- ↑ محجوب، محمدجعفر. «فرهنگ عوام»، ادبیات عامیانه ایران (مجموعه مقالات). به کوشش حسن ذوالفقاری، تهران: نشر چشمه، 1382، ج1، ص35.
- ↑ بلوکباشی، علی. «فولکلور و ضرورت توجه به نقش آن». آوا ، ص22.
- ↑ رشیدیاسمی، غلامرضا. «در باب فولکلور». مجله تعلیم و تربیت، سال 6، ش1 (فروردین 1315)، ص92- 93.
- ↑ هدایت، صادق. «طرح کلی برای کاوش فلکلر یک منطقه»، فرهنگ عامیانه مردم ایران. ص242- 257.
- ↑ محجوب، محمدجعفر. «فرهنگ عوام»، ادبیات عامیانه ایران (مجموعه مقالات). به کوشش حسن ذوالفقاری، تهران: نشر چشمه، 1382، ج1، ص47- 52.
- ↑ خلیقی، محمود. «مقدمه [مردمشناسی و فرهنگ عامه]»، مردمشناسی و فرهنگ عامه. ش1، (تابستان 1354)، ص7- 12.
- ↑ منزوی، احمد. فهرستواره کتابهای فارسی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1374، ج1، ص265- 502.
- ↑ خوانساری، آقاجمال. عقاید النساء و مرآت البلها. دو رساله انتقادی در فرهنگ توده. به کوشش محمود کتیرایی، تهران: کتابفروشی طهوری، 1349، سراسر کتاب.
- ↑ هبلهرودی، محمدعلی. مجمعالامثال. ویراسته صادقکیا، تهران: انتشارات اداره فرهنگ عامه، 1344، سراسر کتاب.
- ↑ دالوند، حمیدرضا. «تاریخ پژوهشهای فرهنگ مردم، تلاشهای ناآگاهانه». فصلنامه فرهنگ مردم. سال 4، ش 14 و 15، ص5- 14.
- ↑ هبلهرودی، محمدعلی. کلیات جامع التمثیل شامل احادیث نبوی، حکایات و اندرزهای دنیوی و اخروی. تهران: مطبوعاتی حسینی، 1363، سراسر کتاب.
- ↑ دالوند، حمیدرضا. «تاریخ پژوهشهای فرهنگ مردم، تلاشهای ناآگاهانه». فصلنامه فرهنگ مردم. سال 4، ش 14 و 15، ص14- 25.
- ↑ دهخدا، علیاکبر و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، تهران: انتشارات رودکی، ص1361، «ستون چرند و پرند»، همه شمارهها.
- ↑ دهخدا، «امثال و حکم». تهران: امیرکبیر، 1361، 4ج، سراسر کتاب.
- ↑ نویسنده میراث ملی، [مقالات] ویژه یکصدمین سال تولد حسن مقدم»، صحنه (فصلنامه تخصصی تئاتر، ش4 (بهار 1378)، ص51- 75.
- ↑ Moghadam, Hassan; Proverbes Persans recueillis et treduits", (in: Massages d’ Orient, Avril 1926), PP. 87-92.
- ↑ مارزلف، اولریش. طبقهبندی قصههای ایرانی. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: سروش، 1371، ص17-22.
- ↑ Marzolph, U., "Folklore Studies" IRANICA, vol. 10, P.71.
- ↑ هدایت، صادق. «فلکلر یا فرهنگ توده». ص239-240.
- ↑ خلیقی، محمود. «مقدمه [مردمشناسی و فرهنگ عامه]»، مردمشناسی و فرهنگ عامه. ش1، (تابستان 1354)، ص20.
- ↑ بول ون، آدرین، «اسلوب علمی تنظیم مواد و قصههای عامیانه». سخن دوره 21، ش12 (تیر 1351)، ص1159، 1166- 1170.
- ↑ مارزلف. طبقهبندی قصههای ایرانی. سراسر کتاب.
- ↑ بهار، محمدتقی. «بازیهای ایرانی». تعلیم و تربیت، سال 4، ش11 (بهمن 1313)، ص641- 647؛ ش12 (اسفند 1313)، ص710-718.
- ↑ ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ کوهیکرمانی، حسین. پانزده افسانه از افسانههای روستایی ایران. تهران: کتابفروشی ابنسینا، 1348، ص5-7.
- ↑ کوهیکرمانی، حسین. هفتصد ترانه از ترانههای روستایی. تهران: کتابفروشی ابنسینا، 1345، سراسر کتاب.
- ↑ هسته اولیه «فرهنگ لغات عامیانه» نخست به پیوست «یکی بود یکی نبود» منتشر شد سپس در 1341 با مقدمهای یکصد صفحهای به قلم نویسنده و به کوشش محمدجعفر محجوب به چاپ رسید: جمالزاده، محمدعلی. فرهنگ لغات عامیانه. به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران: انجمن فرهنگ ایران باستان، 1341.
- ↑ شهشهانی، سهیلا. «صادق هدایت پایهگذار انسانشناسی در ایران»، هفتاد مقاله. گردآوری یحیی مهدوی و ایرج افشار، تهران: اساطیر، 1369، ج1، ص371-375.
- ↑ هدایت،صادق. اوسانه. تهران: مجموعه آریانکوده، 1310.
- ↑ هدایت،صادق. نیرنگستان، تهران: امیرکبیر، 1342، سراسر کتاب.
- ↑ هدایت،صادق. «ترانههای عامیانه» و «متلهای فارسی». فرهنگ عامیانه مردم ایران، ص200- 232.
- ↑ هدایت، صادق. «طرح کلی برای کاوش فلکلر یک منطقه»، فرهنگ عامیانه مردم ایران. ص242- 273.
- ↑ هدایت،صادق. «فلکلر یا فرهنگ توده». ص233- 241.
- ↑ آلاحمد، جلال. تاتنشینهای بلوک زهرا. تهران: امیرکبیر، 1356، سراسر کتاب.
- ↑ ساعدی، غلامحسین. خیا و یا مشکینشهر، کعبه ییلاقات شاهسون. تهران: امیرکبیر، 1354.
- ↑ بهرنگی، صمد. افسانههای آذربایجان. تهران: دنیا، 1358.
- ↑ بهرنگی، صمد، (با همکاری بهروز دهقانی)، متلها و چیستانها. تهران: [بینا]1357.
- ↑ هدایت، صادق. «فلکلر یا فرهنگ توده». ص237.
- ↑ «اساسنامه فرهنگستان ایران». تعلیم و تربیت. سال 5، ش3 (خرداد 1314)، ص167.
- ↑ تعلیم و تربیت. سال 6، ش1 (فروردین 1315)، ص1-3، 6-8، 10-13، 26-28 و 41.
- ↑ هاز، «وظایف موزه مردمشناسی. تعلیم و تربیت. سال 6، ش1 (فروردین 1315)، ص94- 96؛ تعلیم و تربیت، سال 6، ش 3 (خرداد 1315)، ص241- 245.
- ↑ رشیدیاسمی، غلامرضا. «در باب فولکلور». مجله تعلیم و تربیت، سال 6، ش1 (فروردین 1315)، ص86-93.
- ↑ «اساسنامه مؤسسه مردمشناسی». ص583- 586.
- ↑ تعلیم و تربیت. سال 8، ش 3 و 4 (خرداد و تیر 1317)، ص110.
- ↑ آموزش و پرورش. سال 8، ش 10 (دی 1317)، ص76.
- ↑ آموزش و پرورش. سال 8، ش 9 (آذر 1317)، [ویژه مردمشناسی]، سراسر مجله.
- ↑ ایران در عصر پهلوی (پیشرفتهای فرهنگی و هنری)، تهران: واحد طرح و بررسیهای سازمان نمایشگاههای بینالمللی ایران، 1355، ج3، ص856.
- ↑ دفتر مطالعات و برنامهریزی فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر، تاریخچه وزارت فرهنگ و هنر. تهران: معاونت طرح و بررسیهای وزارت فرهنگ و هنر، 1357، ج1، ص22.
- ↑ دفتر مطالعات و برنامهریزی فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر، تاریخچه وزارت فرهنگ و هنر. ج1، ص23-31 و 118.
- ↑ ایران در عصر پهلوی (پیشرفتهای فرهنگی و هنری)، ج3، ص885.
- ↑ کیا، صادق. «بررسی در نوشتههای فارسی از نظر مردمشناسی، بخشی از کارهای اداره کل موزهها و فرهنگ عامه»، هنر و مردم. ش9 (تیر 1342)، ص20-21.
- ↑ دفتر مطالعات و برنامهریزی فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر، تاریخچه وزارت فرهنگ و هنر. ج1، ص118.
- ↑ خلیقی، «مقدمه [مردمشناسی و فرهنگ عامه]»، ص15-21.
- ↑ «گزارش فعالیتهای مرکز مردمشناسی ایران»، مردمشناسی و فرهنگ عامه. ش2، پائیز 1354)، ص114-118.
- ↑ ایران در عصر پهلوی (پیشرفتهای فرهنگی و هنری)، ج3، ص887- 889.
- ↑ Marzolph, U., "Folklore Studies" IRANICA, vol. 10, P.72.
- ↑ شهشهانی، سهیلا. سرمقاله [انسانشناسی]، انسانشناسی. سال اول، ش 1 (بهار و تابستان 1380)، ص4.
- ↑ مارزلف. طبقهبندی قصههای ایرانی. ص18-19.
- ↑ Marzolph, U., "Folklore Studies" IRANICA, vol. 10, P. 71-2.
- ↑ انجوی شیرازی، سیدابوالقاسم. «مقدمه [بر فرهنگ مردم سروستان]». ص14-20.
- ↑ وکیلیان، سیداحمد. «بزرگداشت دهمین سالگرد خاموشی زندهیاد انجوی شیرازی، فصلنامه فرهنگ مردم. سال 1، ش 3 و 4 (پائیز و زمستان 1381)، ص103-108.
- ↑ انجویشیرازی، سیدابوالقاسم. مقدمه [بر فرهنگ مردم سروستان]. ص11.
- ↑ بلوکباشی، علی. «فولکلور و ضرورت توجه به نقش آن». ص21.
- ↑ انجویشیرازی، سیدابوالقاسم. «فرهنگ مردم». ص124- 126.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
حمیدرضا دالوند