پرش به محتوا

سیزده بدر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''سیزد به در'''، مراسم گشت و گذار و تفریح و شادی در در و دشت، در آخرین روز جشن‌های نوروزی و در سیزدة فروردین. در این روز مردم بنا به یک سنّت دیرپای فرهنگی از خانه‌های خود بیرون و به دَر یعنی دشت و باغ می‌روند و آن روز را در کنار سبزه و آب روان چشمه...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''سیزد به در'''، مراسم گشت و گذار و تفریح و شادی در در و دشت، در آخرین روز جشن‌های نوروزی و در سیزدة فروردین.
'''[[سیزده بدر|سیزد به در]]'''، مراسم گشت و گذار و تفریح و شادی در در و دشت، در آخرین روز جشن‌های نوروزی و در سیزده فروردین.


در این روز مردم بنا به یک سنّت دیرپای فرهنگی از خانه‌های خود بیرون و به دَر یعنی دشت و باغ می‌روند و آن روز را در کنار سبزه و آب روان چشمه‌ها و جویبارها و زیر درختان باع به بازی و شادی می‌گذرانند.<sup>1</sup> از این رو سیزدة نوروز در روایات اساطیری و تاریخی و متون ادب کهن ایران و مراسم بیرون رفتن از خانه‌ها ذکری نیامده است. در این مَزْدیَسنا، روز سیزده هر ماه به تیر<sup>*</sup>، ایزد باران تعلق دارد و به نام او تیر خوانده می‌شود. ایرانیان باستان در روز 13 هر ماه، به ویژه روز 13 تیرماه، ایزد باران را نیایش می‌کردند تا باران آورد و زمین را با رویاندن سبزه و گیاه تازه و شاداب کند.<sup>2</sup>  
در این روز مردم بنا به یک سنّت دیرپای فرهنگی از خانه‌های خود بیرون و به دَر یعنی دشت و [[باغ]] می‌روند و آن روز را در کنار سبزه و آب روان چشمه‌ها و جویبارها و زیر درختان [[باغ]] به بازی و شادی می‌گذرانند<ref>بلوکباشی، علی. '''''نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص 89.</ref>. از این رو سیزده نوروز در روایات اساطیری و تاریخی و متون ادب کهن ایران و مراسم بیرون رفتن از خانه‌ها ذکری نیامده است. در این مَزْدیَسنا، روز سیزده هر ماه به تیر<sup>*</sup>، ایزد باران تعلق دارد و به نام او تیر خوانده می‌شود. [[ایران باستان|ایرانیان باستان]] در روز 13 هر ماه، به ویژه روز 13 تیرماه، ایزد باران را نیایش می‌کردند تا باران آورد و زمین را با رویاندن سبزه و گیاه تازه و شاداب کند<ref>بلوکباشی، علی. '''''نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص 92.</ref>.


در بارة خاستگاه سیزده به در نظرهایی گوناگون داده‌اند. در آن میان نخستین 13 نوروز را روز یک‌شنبه و شب بَدْر و (شبی که صورت ماه گرد و تمام دیده شود) و از جشن‌های قدیم آریایی<sup>3</sup>؛ تمثیلی از هزارة 13 عمر جهان و احتمالاً از اعتقادات هند و اروپایی<sup>4</sup>؛ «روز ویژة طلب باران برای کشتزارهای نو دمیده<sup>5</sup>؛ روزی نامقدس و معرّفِ آشوب اَزلی در پیش از آفرینش و نظم گرفتن امور زندگی<sup>6</sup> و به سبب عدد 13، روزی نحس و ناخجسته<sup>7</sup> انگاشته‌اند.
در باره خاستگاه [[سیزده بدر|سیزده به در]] نظرهایی گوناگون داده‌اند. در آن میان نخستین 13 نوروز را روز یک‌شنبه و شب بَدْر و (شبی که صورت ماه گرد و تمام دیده شود) و از جشن‌های قدیم آریایی<ref>بهروز، ذبیح. «نوروز بهاری»، '''''ماهنامه فرهنگ'''''. اسفند 1340ش، س1، شمر/3.</ref>؛ تمثیلی از هزاره 13 عمر جهان و احتمالاً از اعتقادات هند و اروپایی<ref>فره‌وشی، بهرام. '''''جهان‌ فروری'''''. تهران: کاویان، 1364ش، ص 69.</ref>؛ «روز ویژه طلب باران برای کشتزارهای نو دمیده<ref>فره‌وشی، بهرام. '''''جهان‌ فروری'''''. تهران: کاویان، 1364ش، ص110.</ref>؛ روزی نامقدس و معرّفِ آشوب اَزلی در پیش از آفرینش و نظم گرفتن امور زندگی<ref>بهار، مهرداد. از '''''اسطوره تا تاریخ'''''. به کوشش ابوالقاسم اسماعیل‌پور. تهران: نشر چشمه 1376ش.</ref> و به سبب عدد 13، روزی نحس و ناخجسته<ref>بلوکباشی، علی. '''''نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص90- 91.</ref> انگاشته‌اند.


سیزدة نوروز را مردم دور از هر قید و تکلیف اجتماعی و با شادی و نوشکامی و پرداختن به بازی‌های مختلف، به ویژه تاب‌ بازی می‌گذرانند و سبزه‌های رویانده برای عید را از خانه بیرون می‌برند و به آب می‌افکنند و دختران جوان به نشانة پیوند زناشویی درسال نو دو «رشتة» سبز علف‌های صحرایی را با گره به هم پیوند می‌زنند<sup>8</sup>، و آنانی هم که به نحوست سیزدة نوروز باور دارند، این نحوست را از خود و خانواده و خانة خود دور می‌کنند.
سیزده نوروز را مردم دور از هر قید و تکلیف اجتماعی و با شادی و نوشکامی و پرداختن به بازی‌های مختلف، به ویژه تاب‌ بازی می‌گذرانند و سبزه‌های رویانده برای عید را از خانه بیرون می‌برند و به آب می‌افکنند و دختران جوان به نشانه پیوند زناشویی درسال نو دو «رشته» سبز علف‌های صحرایی را با گره به هم پیوند می‌زنند<ref>بلوکباشی، علی. '''''نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص 98، 109.</ref>، و آنانی هم که به نحوست سیزده نوروز باور دارند، این نحوست را از خود و خانواده و خانه خود دور می‌کنند<ref>بلوکباشی، علی. '''''نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص 89- 103.</ref><ref>مستوفی، عبدالله. '''''شرح زندگانی من: تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه'''''. تهران: زوار، 1371ش، 1/364- 366.</ref><ref>  فره‌وشی، بهرام. '''''جهان‌ فروری'''''. تهران: کاویان، 1364ش، ص 70- 72.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''''مآخذ:'''''
* [[ایران باستان]]
* [[سبزه نوروزی]]


1.      بلوکباشی، علی. '''''نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، 89.
== '''''مآخذ''''' ==
 
<references />
2.      همان، 92.
 
3.      بهروز، ذبیح. «نوروز بهاری»، '''''ماهنامة فرهنگ'''''. اسفند 1340ش، س1، شمر/3.
 
4.      فره‌وشی، بهرام. '''''جهان‌ فروری'''''. تهران: کاویان، 1364ش، 69.
 
5.      همو، 110.
 
6.      بهار، مهرداد. از '''''اسطوره تا تاریخ'''''. به کوشش ابوالقاسم اسماعیل‌پور. تهران: نشر چشمه 1376ش.
 
7.      بلوکباشی، همانجا، 90- 91.
 
8.      همو، 98، 109.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
علی بلوکباشی
علی بلوکباشی
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:مردم شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۴۹

سیزد به در، مراسم گشت و گذار و تفریح و شادی در در و دشت، در آخرین روز جشن‌های نوروزی و در سیزده فروردین.

در این روز مردم بنا به یک سنّت دیرپای فرهنگی از خانه‌های خود بیرون و به دَر یعنی دشت و باغ می‌روند و آن روز را در کنار سبزه و آب روان چشمه‌ها و جویبارها و زیر درختان باغ به بازی و شادی می‌گذرانند[۱]. از این رو سیزده نوروز در روایات اساطیری و تاریخی و متون ادب کهن ایران و مراسم بیرون رفتن از خانه‌ها ذکری نیامده است. در این مَزْدیَسنا، روز سیزده هر ماه به تیر*، ایزد باران تعلق دارد و به نام او تیر خوانده می‌شود. ایرانیان باستان در روز 13 هر ماه، به ویژه روز 13 تیرماه، ایزد باران را نیایش می‌کردند تا باران آورد و زمین را با رویاندن سبزه و گیاه تازه و شاداب کند[۲].

در باره خاستگاه سیزده به در نظرهایی گوناگون داده‌اند. در آن میان نخستین 13 نوروز را روز یک‌شنبه و شب بَدْر و (شبی که صورت ماه گرد و تمام دیده شود) و از جشن‌های قدیم آریایی[۳]؛ تمثیلی از هزاره 13 عمر جهان و احتمالاً از اعتقادات هند و اروپایی[۴]؛ «روز ویژه طلب باران برای کشتزارهای نو دمیده[۵]؛ روزی نامقدس و معرّفِ آشوب اَزلی در پیش از آفرینش و نظم گرفتن امور زندگی[۶] و به سبب عدد 13، روزی نحس و ناخجسته[۷] انگاشته‌اند.

سیزده نوروز را مردم دور از هر قید و تکلیف اجتماعی و با شادی و نوشکامی و پرداختن به بازی‌های مختلف، به ویژه تاب‌ بازی می‌گذرانند و سبزه‌های رویانده برای عید را از خانه بیرون می‌برند و به آب می‌افکنند و دختران جوان به نشانه پیوند زناشویی درسال نو دو «رشته» سبز علف‌های صحرایی را با گره به هم پیوند می‌زنند[۸]، و آنانی هم که به نحوست سیزده نوروز باور دارند، این نحوست را از خود و خانواده و خانه خود دور می‌کنند[۹][۱۰][۱۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بلوکباشی، علی. نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص 89.
  2. بلوکباشی، علی. نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص 92.
  3. بهروز، ذبیح. «نوروز بهاری»، ماهنامه فرهنگ. اسفند 1340ش، س1، شمر/3.
  4. فره‌وشی، بهرام. جهان‌ فروری. تهران: کاویان، 1364ش، ص 69.
  5. فره‌وشی، بهرام. جهان‌ فروری. تهران: کاویان، 1364ش، ص110.
  6. بهار، مهرداد. از اسطوره تا تاریخ. به کوشش ابوالقاسم اسماعیل‌پور. تهران: نشر چشمه 1376ش.
  7. بلوکباشی، علی. نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص90- 91.
  8. بلوکباشی، علی. نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص 98، 109.
  9. بلوکباشی، علی. نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص 89- 103.
  10. مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من: تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه. تهران: زوار، 1371ش، 1/364- 366.
  11.   فره‌وشی، بهرام. جهان‌ فروری. تهران: کاویان، 1364ش، ص 70- 72.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی