شهاب الدین سهروردی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''[[شهاب الدین سهروردی|سهروردی]]،''' ابوالفتوح یحیی پسر حبش امیرک، شهابالدین، مقتول در رجب 587ق/ جولای 1191م، مشهور به شیخ اشراق، فیلسوف عارف مسلک و بنیانگذار حکمت اشراقی. شهرزوری صاحب ''نزهه الارواح'' که شاگرد مکتب او و سخت متأثر از اوست، شرح حالی جانبدارانه از او نگاشته است. سهروردی در سهرورد زنجان به دنیاامد. ظاهراً هوش سرشارش موجب شد تا در نوجوانی | [[پرونده:شهاب-الدین-سهروردی-780x405.jpg|بندانگشتی|شهاب الدین سهروردی برگرفته از وبسایت مردان پارس قابل بازیابی از<nowiki/>https://persian-man.ir/senior/poets/%D8%B3%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C/]] | ||
'''[[شهاب الدین سهروردی|سهروردی]]،''' ابوالفتوح یحیی پسر حبش امیرک، شهابالدین، مقتول در رجب 587ق/ جولای 1191م، مشهور به شیخ اشراق، فیلسوف عارف مسلک و بنیانگذار حکمت اشراقی. شهرزوری صاحب ''نزهه الارواح'' که شاگرد مکتب او و سخت متأثر از اوست، شرح حالی جانبدارانه از او نگاشته است. سهروردی در سهرورد [[زنجان]] به دنیاامد. ظاهراً هوش سرشارش موجب شد تا در نوجوانی برای آموختن به سفر پردازد. نخست در مراغه شاگردی مجدالدین جیلی را کرد سپس به [[اصفهان]] رفت و گویا از ظهیر فارسی علم آموخت. پس ازان نیز سفر بسیار کرد و در جوانی به فلسفهدانی شهرت یافت و سرانجام به حلب رفت. | |||
حاکم حلب ملک ظاهر پسر سلطان صلاحالدین ایوبی او را محترم میداشت اما عالمان دینی شهر او را به خاطر عقایدش برنتافته تکفیرش کردند و از ملک ظاهر قتلش را خواستار شدند. ملک ظاهر به نظرانان وقعی ننهاد. پس به صلاحالدین نوشتند و سلطان را با پسر خویش به تندی واداشتند. صلاحالدین که در بزرگداشت ظواهر دین کوشا بود از نامه علما، که نوشته بودند اگر او زنده بماند دین و دنیا را بر شما بشوراند، احساس خطر کرد و دستور قتل او را به پسرش داد<ref>شهرزوری، شمسالدین محمد. '''''نزهه''''' '''''الارواح''''' '''''و''''' '''''روضه''''' '''''الافراح'''''. ترجمه مقصود علی تبریزی، به کوشش محمدتقی دانشپژوه و محمدسرور مولائی، تهران: 1365، 458، 460- 461، 463.</ref>. ملک ظاهر به ناچار او را گرفت و سهروردی در 38 سالگی در قلعه حلب به قتل رسید و درباره کشته شدنش نیز چند گونه سخن گفته شده است. پس از قتل شیخ اشراق، در شهر حلب درباره او عقاید گوناگونی ابراز میشده و از الحاد تا صلاح و کرامات به او نسبت داده شده است اما بیشتر مردم بر آن بودهاند که او ملحد بوده و به چیزی اعتقاد نداشته است<ref>ابنخلکان، شمسالدین احمد. '''''وفیات الاعیان'''''. به کوشش احسان عباس، قم: 1364، 6/272- 273.</ref>. | |||
با ملاحظه و مطالعه آثار شیخ اشراق روشن میشود که چرا اهل دین و سنت با او به مخالفت برخاستند. وی در آثار خود که برخی را به عربی و برخی را به فارسی نوشته، از فلسفه یونانی و اندیشههای ایرانی پیش از اسلام، امیزهای برساخته و با پرداخت ویژهای، از یک سو شامل یک دستگاه جدید و بدیع اصطلاحسازی غیر ازانچه تاان زمان در فلسفه و کلام رایج بود، و از سوئی با سبک و شیوهای نزدیک به بیان عارفان و [[صوفیه|صوفیان]]، زبانی به کار گرفت که برای آن روزگار تازه، پیچیده، غریب و حتی برای اهل دین سنتی، خطرناک مینمود. وی فلسفه خود را حکمت اشراق نام نهاد و در آن از زبان سمبولیک استفاده کرد و عناصری چون نور و ظلمت و خورشید و ستارگان و غیره را وارد آن نمود. آثار شیخ اشراق بسیارند و برخی به غایت دشوار. چند اثر او از جمله ''حکمهُ الاشراق'' و ''هیاکل النور'' شرح شدهاند. آثار او چه به صورت مفرد و چه در مجموعهها به چاپ رسیدهاند. چاپ کامل همه آثار او یک جا در مجموعه آثار ''شیخ اشراق''، به کوشش هانری کربن و سیدحسین نصر، تهران، 1977م، در چهار مجلد به انجام رسیده است. | |||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [[ملاصدرا]] | |||
* [[میرداماد]] | |||
* [[تصوف]]<br /> | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
دانشنامه ایران | [https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
منوچهر پزشک | منوچهر پزشک | ||
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۱۹

سهروردی، ابوالفتوح یحیی پسر حبش امیرک، شهابالدین، مقتول در رجب 587ق/ جولای 1191م، مشهور به شیخ اشراق، فیلسوف عارف مسلک و بنیانگذار حکمت اشراقی. شهرزوری صاحب نزهه الارواح که شاگرد مکتب او و سخت متأثر از اوست، شرح حالی جانبدارانه از او نگاشته است. سهروردی در سهرورد زنجان به دنیاامد. ظاهراً هوش سرشارش موجب شد تا در نوجوانی برای آموختن به سفر پردازد. نخست در مراغه شاگردی مجدالدین جیلی را کرد سپس به اصفهان رفت و گویا از ظهیر فارسی علم آموخت. پس ازان نیز سفر بسیار کرد و در جوانی به فلسفهدانی شهرت یافت و سرانجام به حلب رفت.
حاکم حلب ملک ظاهر پسر سلطان صلاحالدین ایوبی او را محترم میداشت اما عالمان دینی شهر او را به خاطر عقایدش برنتافته تکفیرش کردند و از ملک ظاهر قتلش را خواستار شدند. ملک ظاهر به نظرانان وقعی ننهاد. پس به صلاحالدین نوشتند و سلطان را با پسر خویش به تندی واداشتند. صلاحالدین که در بزرگداشت ظواهر دین کوشا بود از نامه علما، که نوشته بودند اگر او زنده بماند دین و دنیا را بر شما بشوراند، احساس خطر کرد و دستور قتل او را به پسرش داد[۱]. ملک ظاهر به ناچار او را گرفت و سهروردی در 38 سالگی در قلعه حلب به قتل رسید و درباره کشته شدنش نیز چند گونه سخن گفته شده است. پس از قتل شیخ اشراق، در شهر حلب درباره او عقاید گوناگونی ابراز میشده و از الحاد تا صلاح و کرامات به او نسبت داده شده است اما بیشتر مردم بر آن بودهاند که او ملحد بوده و به چیزی اعتقاد نداشته است[۲].
با ملاحظه و مطالعه آثار شیخ اشراق روشن میشود که چرا اهل دین و سنت با او به مخالفت برخاستند. وی در آثار خود که برخی را به عربی و برخی را به فارسی نوشته، از فلسفه یونانی و اندیشههای ایرانی پیش از اسلام، امیزهای برساخته و با پرداخت ویژهای، از یک سو شامل یک دستگاه جدید و بدیع اصطلاحسازی غیر ازانچه تاان زمان در فلسفه و کلام رایج بود، و از سوئی با سبک و شیوهای نزدیک به بیان عارفان و صوفیان، زبانی به کار گرفت که برای آن روزگار تازه، پیچیده، غریب و حتی برای اهل دین سنتی، خطرناک مینمود. وی فلسفه خود را حکمت اشراق نام نهاد و در آن از زبان سمبولیک استفاده کرد و عناصری چون نور و ظلمت و خورشید و ستارگان و غیره را وارد آن نمود. آثار شیخ اشراق بسیارند و برخی به غایت دشوار. چند اثر او از جمله حکمهُ الاشراق و هیاکل النور شرح شدهاند. آثار او چه به صورت مفرد و چه در مجموعهها به چاپ رسیدهاند. چاپ کامل همه آثار او یک جا در مجموعه آثار شیخ اشراق، به کوشش هانری کربن و سیدحسین نصر، تهران، 1977م، در چهار مجلد به انجام رسیده است.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
منوچهر پزشک