پرش به محتوا

چوپانیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''[[چوپانیان]]،''' یا آل چوپان، سلسله‌ای از امیران [[مغول ها|مغول]] (حک 738-758ق/1338-1357م) از اعقاب مغول بودند که نسب به سورغان از قبیله سلدوز می‌رساندند. جد آن‌ها امیر چوپان از امرای دربار ارغون، گیخاتو، غازان و الجایتو بود<ref>ابن خلدون، عبدالرحمن'''''. العبر'''''. ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1368، ج4، ص789.</ref> که از طرف آنان به حکومت [[استان گیلان|گیلان]] رفت<ref>میرخواند. '''''روضه الصفا'''''. خیام، تهران: 1339، ج5، ص545.</ref>.
'''[[چوپانیان]]،''' یا آل چوپان، سلسله‌ای از امیران [[مغول ها|مغول]] (حک 738-758ق/1338-1357م) از اعقاب [[مغول ها|مغول]] بودند که نسب به سورغان از قبیله سلدوز می‌رساندند. جد آن‌ها امیر چوپان از امرای دربار ارغون، گیخاتو، غازان و الجایتو بود<ref>ابن خلدون، عبدالرحمن'''''. العبر'''''. ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1368، ج4، ص789.</ref> که از طرف آنان به حکومت [[استان گیلان|گیلان]] رفت<ref>میرخواند. '''''روضه الصفا'''''. خیام، تهران: 1339، ج5، ص545.</ref>.


در دوران ابوسعید ایلخانی به دلیل خردسالی ابوسعید، امیر چوپان، از ازبک‌خان خواست تا حکومت عراق عرب و عجم را به وی سپارد اما قتلغ تمر نایب ازبک‌خان او را از این امر بر حذر داشت و امیر چوپان ناگزیر با ابوسعید بیعت نمود و حامی سلطنت او شد<ref>خواند‌میر، غیاث‌الدین همام حسینی. '''''حبیب‌السیر'''''. خیام، تهران: 1353، ج3، ص226.</ref>.  او خراسان را برای ابوسعید از دست یسور بن براق بن اسن دوا نواده جغتای فرمانروای خوارزم گرفت و سرگرم نبرد در خراسان بود که ابوسعید پسرش دمشق خواجه را دربند نمود و امیر چوپان قیام کرد. گروهی دیگر نیز معتقدند که چون او راضی نشد دخترش بغداد‌خاتون را از حسن جلایری گرفته به ابوسعید تسلیم نماید ابوسعید چنین اقدامی نموده است<ref>سمرقندی، عبدالرزاق. '''''مطلع سعدین و مجمع بحرین'''''. چاپ عبدالحسین نوایی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1372، ج1، ص 170.</ref>.
در دوران ابوسعید ایلخانی به دلیل خردسالی ابوسعید، امیر چوپان، از ازبک‌خان خواست تا حکومت عراق عرب و عجم را به وی سپارد اما قتلغ تمر نایب ازبک‌خان او را از این امر بر حذر داشت و امیر چوپان ناگزیر با ابوسعید بیعت نمود و حامی سلطنت او شد<ref>خواند‌میر، غیاث‌الدین همام حسینی. '''''حبیب‌السیر'''''. خیام، تهران: 1353، ج3، ص226.</ref>.  او خراسان را برای ابوسعید از دست یسور بن براق بن اسن دوا نواده جغتای فرمانروای خوارزم گرفت و سرگرم نبرد در خراسان بود که ابوسعید پسرش دمشق خواجه را دربند نمود و امیر چوپان قیام کرد. گروهی دیگر نیز معتقدند که چون او راضی نشد دخترش بغداد‌خاتون را از حسن جلایری گرفته به ابوسعید تسلیم نماید ابوسعید چنین اقدامی نموده است<ref>سمرقندی، عبدالرزاق. '''''مطلع سعدین و مجمع بحرین'''''. چاپ عبدالحسین نوایی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1372، ج1، ص 170.</ref>.
خط ۲۰: خط ۲۰:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
کورش صالحی
کورش صالحی
[[رده:تاریخ]]
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۳۰

چوپانیان، یا آل چوپان، سلسله‌ای از امیران مغول (حک 738-758ق/1338-1357م) از اعقاب مغول بودند که نسب به سورغان از قبیله سلدوز می‌رساندند. جد آن‌ها امیر چوپان از امرای دربار ارغون، گیخاتو، غازان و الجایتو بود[۱] که از طرف آنان به حکومت گیلان رفت[۲].

در دوران ابوسعید ایلخانی به دلیل خردسالی ابوسعید، امیر چوپان، از ازبک‌خان خواست تا حکومت عراق عرب و عجم را به وی سپارد اما قتلغ تمر نایب ازبک‌خان او را از این امر بر حذر داشت و امیر چوپان ناگزیر با ابوسعید بیعت نمود و حامی سلطنت او شد[۳]. او خراسان را برای ابوسعید از دست یسور بن براق بن اسن دوا نواده جغتای فرمانروای خوارزم گرفت و سرگرم نبرد در خراسان بود که ابوسعید پسرش دمشق خواجه را دربند نمود و امیر چوپان قیام کرد. گروهی دیگر نیز معتقدند که چون او راضی نشد دخترش بغداد‌خاتون را از حسن جلایری گرفته به ابوسعید تسلیم نماید ابوسعید چنین اقدامی نموده است[۴].

در نبرد با ابوسعید شکست خورد و به هرات نزد ملک غیاث‌الدین کرت گریخت که توسط او نیز کشته شد (728ق/1328م) مهم‌ترین جانشین او تیمورتاش بود که از طرف الجایتو حاکم روم گردید که در آن‌جا طغیان نمود و بعد از فرار به مصر در همان‌جا کشته شد[۵].

شیخ حسن کوچک(738-744ق/1338-1344م) پسر تیمورتاش در آستانه سقوط ایلخانان مقتدر شد. او آذربایجان و قسمتی از آسیای صغیر را گرفت و ساتی بیک خواهر ابوسعید ایلخانی را ایلخان ایران نمود اما مدتی بعد از سلیمان خان نامی حمایت نمود[۶]. او با شیخ حسن بزرگ جلایری جنگ‌ها نمود و سرانجام در (744ق/1344م) در تبریز به دست زن خود کشته شد. برادرش اشرف، انوشیروان نامی را لقب عادل داده و به ایلخان گماشت و با ظلم و جور به حکومت پرداخت [۷] (744-758ق/1344-1357م) مردم آذربایجان از جانی‌بیک قبچاقی دعوت نمودند او نیز سپاهش را به آذربایجان آورده به قتلش رساند(751ق/1351م) و چوپانیان را منقرض ساخت. چوپانیان در تاریخ به‌جز قتل و غارت نام دیگری ندارند. آنان گرایش‌های سنی داشتند[۸].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ابن خلدون، عبدالرحمن. العبر. ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1368، ج4، ص789.
  2. میرخواند. روضه الصفا. خیام، تهران: 1339، ج5، ص545.
  3. خواند‌میر، غیاث‌الدین همام حسینی. حبیب‌السیر. خیام، تهران: 1353، ج3، ص226.
  4. سمرقندی، عبدالرزاق. مطلع سعدین و مجمع بحرین. چاپ عبدالحسین نوایی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1372، ج1، ص 170.
  5.   بیات، عزیزالله، کلیات تاریخ ایران. میراث ملل، 1370، ص373.
  6. نبئی، ابوالفضل. تاریخ آل‌چوپان. دانش امروز، تهران: 1352.
  7.    نبئی، ابوالفضل. اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران درقرن هشتم هجری. دانشگاه فردوسی مشهد، 1375.
  8. مزاوی، میشل. پیدایش دولت صفوی. ترجمه یعقوب آژند، گستره، 1368، ص5.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

کورش صالحی