پرش به محتوا

برزخ: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''برزخ،''' به معناي فاصله و حائل ميان دو چيز است. اين كلمه در سه آيه از قرآن آمده است.<sup>1</sup>  برزخ را از دو ديدگاه مي‌توان تعريف كرد: 1) '''از ديدگاه كلامي – اعتقادي،''' برزخ در معاني زير به كار رفته است: '''الف)''' زمان مرگ تا رستاخيز كه مراد فاصلة زمان...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''برزخ،''' به معناي فاصله و حائل ميان دو چيز است. اين كلمه در سه آيه از قرآن آمده است.<sup>1</sup>  برزخ را از دو ديدگاه مي‌توان تعريف كرد: 1) '''از ديدگاه كلامي – اعتقادي،''' برزخ در معاني زير به كار رفته است: '''الف)''' زمان مرگ تا رستاخيز كه مراد فاصلة زماني ميان دنيا و آخرت است،<sup>2</sup> '''ب)''' گور يا قبر كه مراد فاصلة مكاني ميان دنيا و آخرت است.<sup>3</sup> '''ج)''' مانع بين دوزخ و بهشت.<sup>4</sup>
'''برزخ،''' به معنای فاصله و حائل میان دو چیز است. برزخ ظاهراً واژه‌یی‌ست معرب که به‌قول راغب اصفهانی، اصل آن (واژه پارسی) «برزه» بوده است<ref>راغب اصفهانی. '''''مفردات'''''. ماده برزخ.</ref>. این واژه در [[قرآن]] در سه آیه ذکر شده است. در یک آیه در سوره فرقان و در آیـه دیگر در سوره الرحمن، برزخ در معنی فاصله و حاجز میان دو دریا (یکی شور و دیگر شیرین) که به هم نمی‌آمیزند، آمده و در آیـه سوم که از سوره مؤمنون است، در معنی عالم برزخ، یا فاصلـه میان مرگ و رستاخیز:


'''2) از ديدگاه فلسفي – عرفاني'''، برزخ در معاني مختلفي به كار رفته است: '''الف)''' جسم، در حكمت اشراق [←حكمت اشراق].<sup>5</sup> '''ب)''' تعين اول، از ديدگاه عرفا كه نخستين آفريده را به اعتبارات مختلف به نام‌هاي گوناگون ناميده‌اند كه از جمله به اعتبار آن‌كه فاصلة (= برزخ) ميان خالق و مخلوق است به آن '''برزخ جامع''' گويند.<sup>6</sup> '''ج)''' عالم مثال، كه، فروتر از عالم مجردات و فراتر از عالم اجسام قرار دارد<sup>7</sup> و چون فاصلة بين اين دو عالم است، برخي از عرفاً و حكما از آن به برزخ يا عالم برزخ تعبير كرده‌اند.
# «او خدایی‌ست که آب دو دریا را به هم آمیخت، دو دریایی که آبِ یکی از آن دو شیرین و گوارا و آبِ دیگری شور و تلخ و میان این دو آب، فاصله و حائلی قرار داد تا همیشه از هم جدا باشند و به هم نیامیزند»<ref>قرآن کریم، سوره فرقان، آیه 53.</ref>.
# «و میان آن دو دریا فاصله‌یی است که به حدود یک‌دیگر تجاوز نمی‌کنند و به هم نمی‌آمیزند»<ref>قرآن کریم، سوره الرحمن، آیه 20.</ref>.
# «گناهکاران گویند تا شاید به تدارک و جبران گذشته کردار نیک انجام دهم (و به آنان خطاب شود) که هرگز چنین نخواهد شد و (گناهکاران) کلمـه «ارجعونی» را که از سرِ حسرت بر زبان رانند و نتیجه‌یی نگیرند که از عقب آن‌ها عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند»<ref>قرآن کریم، سوره مومنون، آیه 100.</ref>.


اصطلاح «[[اعراف]]» نیز که نام سوره‌یی از قرآن است، در آیات 46 تا 49 آن سوره به‌معنی جایگاهی میان [[بهشت]] و دوزخ است. برزخ در فلسفـه اشراق، دقیقاً معادل جرم و جسم در فلسفـه مشائی‌ست. بنابراین می‌توان برازخ را به علوی و سفلی تقسیم کرد<ref>'''''دایره‌المعارف تشیّع'''''. مدخل‌های «اعراف»، ج 1، ص 271 و «برزخ»، ج 2، ص 176.</ref>.


'''مآخذ:'''
برزخ را از دو دیدگاه می‌توان تعریف کرد:  


1.   فرقان، 53؛ رحمن، 20؛ مؤمنون، 100.
=== از دیدگاه کلامی – اعتقادی ===
برزخ در معانی زیر به کار رفته است:


2.   شيخ‌طوسي، '''''تفسير تبيان'''''. 7/394؛ راغب، '''''مفردات'''''. 41؛ لاهيجي، عبدالرزاق، '''گوهر مراد'''. 474.
# زمان مرگ تا رستاخیز که مراد فاصله زمانی میان دنیا و [[آخرت]] است<ref>شیخ‌طوسی، '''''تفسیر تبیان'''''. 7/394.</ref><ref>راغب، '''''مفردات'''''. 41.</ref><ref>لاهیجی، عبدالرزاق، '''گوهر مراد'''. 474.</ref>؛
# گور یا قبر که مراد فاصله مکانی میان دنیا و [[آخرت]] است<ref>شیخ‌طوسی، '''''تفسیر تبیان'''''. 7/294.</ref><ref>طبرسی، '''''تفسیر مجمع‌البیان'''''. 7/118.</ref>؛
# مانع بین دوزخ و [[بهشت]]<ref>تهانوی، '''''کشف اصطلاحات.''''' 1/114.</ref>.


3.   شيخ‌طوسي، '''''تفسير تبيان'''''. 7/294؛ طبرسي، '''''تفسير مجمع‌البيان'''''. 7/118.
=== از دیدگاه فلسفی – عرفانی ===
برزخ در معانی مختلفی به کار رفته است:


4.   تهانوي، '''''كشف اصطلاحات.''''' 1/114.
# جسم، در حکمت اشراق [←حکمت اشراق]<ref>سهروردی، یحیی بن حبش. '''''مجموعه مصنفات.''''' 2/107.</ref>؛
# تعین اول، از دیدگاه عرفا که نخستین آفریده را به اعتبارات مختلف به نام‌های گوناگون نامیده‌اند که از جمله به اعتبار آن‌که فاصله (= برزخ) میان خالق و مخلوق است به آن '''برزخ جامع''' گویند<ref>آملی، سیدحیدر. '''''نقدالنقود.''''' 690 – 694.</ref>؛
# عالم مثال، که، فروتر از عالم مجردات و فراتر از عالم اجسام قرار دارد<ref>قطب‌الدین شیرازی، '''''شرح حکمه الاشراق'''''. 511- 512.</ref><ref>لاهیجی، ملاعبدالرزاق. '''''گوهر مراد'''''. 434- 437.</ref><ref>سبزواری، ملاهادی. '''''شرح منظومه'''''. 183.</ref> و چون فاصله بین این دو عالم است، برخی از عرفاً و حکما از آن به برزخ یا عالم برزخ تعبیر کرده‌اند<ref>دادبه، اصغر. «برزخ». '''''دایره المعارف تشیع'''''، 1380، ج 3/176-177.</ref>.


5.   سهروردي، يحيي بن حبش. '''''مجموعة مصنفات.''''' 2/107.
== نیز نگاه کنید به ==


6.   آملي، سيدحيدر. '''''نقدالنقود.''''' 690 – 694.
* [[اسلام]]


7.   قطب‌الدين شيرازي، '''''شرح حكمة الاشراق'''''. 511- 512؛ لاهيجي، ملاعبدالرزاق. '''''گوهر مراد'''''. 434- 437؛ سبزواري، ملاهادي. '''''شرح منظومه'''''. 183.
* [[اعراف]]
* [[بهشت]]
* [[آخرت]]


نيزنك: دادبه، اصغر. «برزخ». '''''دايرة المعارف تشيع'''''، 1380، ج 3/176-177.
== مآخذ ==
<references />


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


اصغر دادبه
== نویسندگان مقاله ==
اصغر دادبه و سید حسن امین
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۱

برزخ، به معنای فاصله و حائل میان دو چیز است. برزخ ظاهراً واژه‌یی‌ست معرب که به‌قول راغب اصفهانی، اصل آن (واژه پارسی) «برزه» بوده است[۱]. این واژه در قرآن در سه آیه ذکر شده است. در یک آیه در سوره فرقان و در آیـه دیگر در سوره الرحمن، برزخ در معنی فاصله و حاجز میان دو دریا (یکی شور و دیگر شیرین) که به هم نمی‌آمیزند، آمده و در آیـه سوم که از سوره مؤمنون است، در معنی عالم برزخ، یا فاصلـه میان مرگ و رستاخیز:

  1. «او خدایی‌ست که آب دو دریا را به هم آمیخت، دو دریایی که آبِ یکی از آن دو شیرین و گوارا و آبِ دیگری شور و تلخ و میان این دو آب، فاصله و حائلی قرار داد تا همیشه از هم جدا باشند و به هم نیامیزند»[۲].
  2. «و میان آن دو دریا فاصله‌یی است که به حدود یک‌دیگر تجاوز نمی‌کنند و به هم نمی‌آمیزند»[۳].
  3. «گناهکاران گویند تا شاید به تدارک و جبران گذشته کردار نیک انجام دهم (و به آنان خطاب شود) که هرگز چنین نخواهد شد و (گناهکاران) کلمـه «ارجعونی» را که از سرِ حسرت بر زبان رانند و نتیجه‌یی نگیرند که از عقب آن‌ها عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند»[۴].

اصطلاح «اعراف» نیز که نام سوره‌یی از قرآن است، در آیات 46 تا 49 آن سوره به‌معنی جایگاهی میان بهشت و دوزخ است. برزخ در فلسفـه اشراق، دقیقاً معادل جرم و جسم در فلسفـه مشائی‌ست. بنابراین می‌توان برازخ را به علوی و سفلی تقسیم کرد[۵].

برزخ را از دو دیدگاه می‌توان تعریف کرد:

از دیدگاه کلامی – اعتقادی

برزخ در معانی زیر به کار رفته است:

  1. زمان مرگ تا رستاخیز که مراد فاصله زمانی میان دنیا و آخرت است[۶][۷][۸]؛
  2. گور یا قبر که مراد فاصله مکانی میان دنیا و آخرت است[۹][۱۰]؛
  3. مانع بین دوزخ و بهشت[۱۱].

از دیدگاه فلسفی – عرفانی

برزخ در معانی مختلفی به کار رفته است:

  1. جسم، در حکمت اشراق [←حکمت اشراق][۱۲]؛
  2. تعین اول، از دیدگاه عرفا که نخستین آفریده را به اعتبارات مختلف به نام‌های گوناگون نامیده‌اند که از جمله به اعتبار آن‌که فاصله (= برزخ) میان خالق و مخلوق است به آن برزخ جامع گویند[۱۳]؛
  3. عالم مثال، که، فروتر از عالم مجردات و فراتر از عالم اجسام قرار دارد[۱۴][۱۵][۱۶] و چون فاصله بین این دو عالم است، برخی از عرفاً و حکما از آن به برزخ یا عالم برزخ تعبیر کرده‌اند[۱۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. راغب اصفهانی. مفردات. ماده برزخ.
  2. قرآن کریم، سوره فرقان، آیه 53.
  3. قرآن کریم، سوره الرحمن، آیه 20.
  4. قرآن کریم، سوره مومنون، آیه 100.
  5. دایره‌المعارف تشیّع. مدخل‌های «اعراف»، ج 1، ص 271 و «برزخ»، ج 2، ص 176.
  6. شیخ‌طوسی، تفسیر تبیان. 7/394.
  7. راغب، مفردات. 41.
  8. لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد. 474.
  9. شیخ‌طوسی، تفسیر تبیان. 7/294.
  10. طبرسی، تفسیر مجمع‌البیان. 7/118.
  11. تهانوی، کشف اصطلاحات. 1/114.
  12. سهروردی، یحیی بن حبش. مجموعه مصنفات. 2/107.
  13. آملی، سیدحیدر. نقدالنقود. 690 – 694.
  14. قطب‌الدین شیرازی، شرح حکمه الاشراق. 511- 512.
  15. لاهیجی، ملاعبدالرزاق. گوهر مراد. 434- 437.
  16. سبزواری، ملاهادی. شرح منظومه. 183.
  17. دادبه، اصغر. «برزخ». دایره المعارف تشیع، 1380، ج 3/176-177.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسندگان مقاله

اصغر دادبه و سید حسن امین