لباس مجازات و محکومین: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''لباس مجازات و محکومین'''، جامههاي مخصوصي که به نشانة بزهکاري و تنبيه مجرمان و محکومان بر تن آنها ميکردند و انواع سرپوشها و تنپوشها را در بر ميگرفت. '''سرپوش''': در قرون اولیه اسلام، مهمترین تنبیه برداشتن کلاه یا سرپوش از سر بزهکاران...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''لباس مجازات و محکومین'''، | '''لباس مجازات و محکومین'''، جامههای مخصوصی که به نشانه بزهکاری و تنبیه مجرمان و محکومان بر تن آنها میکردند و انواع [[سرپوش ها|سرپوشها]] و [[تن پوش|تنپوشها]] را در بر میگرفت. | ||
=== [[سرپوش ها|سرپوش]] === | |||
در قرون اولیه [[اسلام]]، مهمترین تنبیه برداشتن [[کلاه]] یا [[سرپوش ها|سرپوش]] از سر بزهکاران و سربرهنه کردن آنها بود<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج5، ص 578.</ref><ref>'''''تاریخ سیستان'''''. مؤلف ناشناخته، تصحیح محمد تقی بهار، تهران:1314، ص229. </ref><ref>یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. '''''تاریخ.''''' بیروت: دارصادر، 1960م، ج3، ص210.</ref>. مثلاً گذاشتن [[عمامه]] سفید، که نشانه بنیامیه بود بر سر هواخواهان عباسیان، که [[عمامه]] سیاه نشانه آنها بود، نمونهای از این تنبیه به شمار میرفت<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، . ج9، ص625.</ref>. در بیشتر مواقع، نوعی [[کلاه بوقی]] شکل و زنگولهدار نمدی یا [[کلاه]] بلند ابریشمی زنانه که گاه دم روباهی نیز به آن آویخته بودند، بر سر محکومین میگذاشتند<ref name=":0">ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، . ج9، ص 644. </ref>. رنگ این [[کلاه|کلاهها]] اغلب قرمز بود<ref name=":0" /><ref>مرعشی، ظهیرالدین'''''. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران'''''. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران: شرق، 1368، ص176.</ref>. گاهی هم محکوم را با پوست گاوی میپوشانیدند به طوری که، شاخهای گاو بر دو سوی سر او قرار گیرد. در فکین او کلبتین آهنی و بر سر و گردن او نوعی دوشاخه یا یوغ یا تسمه آهنین میبستند به شکلی که اغلب دستها و گردن محکوم را به هم میبست<ref>مسعودی، ابی الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص57.</ref>. | |||
''' | وقتی که بابک خرمدین به اسارت درآمد، [[کلاه بوقی|کلاهی بوقی]] شکل و بزرگ و چند ترک، به رنگهای مختلف و آراسته با سنگهای قیمتی، برسرش نهادند<ref>زرین کوب، عبدالحسین'''''. تاریخ ایران بعد از اسلام'''''. امیرکبیر،1362، ص527.</ref>. گاهی نیز، مقنعه زنانه<ref> ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص187.</ref>،<sup> </sup> یا نوعی مِِنِْطَقه كه [[کمربند]]<sup>*</sup> زنانه بود بر سرشان میبستند. دنباله این نوع سربند، که در زیر گلو محکم بسته شده بود، پشت سر میافتاد<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج7، ص140-141.</ref>. رسم بود، سردارانی که درخواست عفو میکنند، کمربندهای خود را باز کرده و در گردن خود بیاویزند<ref>راوندی، محمد بن علی. '''''راحه الصدور و آیه السرور'''''. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص119.</ref>. همچنین در گوشهای اسراگاه حلقه بندگی میکردند. نوعی از این حلقهها را به سبب بزرگیشان "نعل اسب" میگفتند<ref>ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله. '''''سفرنامه'''''. ترجمه محمد علی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص 252.</ref>. گاه کلاه محکوم را با ریگ میانباشتند و بر گردنش میآویختند<ref>مرعشی، ظهیرالدین'''''. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران'''''. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران: شرق، 1368،ص176.</ref>. همچنین گناهان مجرم را بر تختههای چوبی مینوشتند و از گردن او میآویختند<ref>مرعشی، ظهیرالدین'''''. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران'''''. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران: شرق، 1368، ص205، 262.</ref>. یا اینکه ریش او را میتراشیدند و به جای آن سرخاب و سفیداب میمالیدند (آرایش خاتونانه) و جامه از تنش بیرون میآوردند و سرانجام به صلابهاش میکشیدند<ref>حافظ ابرو، شهابالدین عبدالله هروی. '''''زبده التواریخ'''''. تصحیح و تعلیقات کمال حاج سید جوادی،تهران: نشر نی، 1372، ج1، ص344.</ref>. به استهزا، کلاهی به نام «کلاه دولت» را که ظاهراً کلاهی کلهقندی بود و منگولههایی در بالای خود داشت، برای استهزای محکوم بر سرش میگذاشتند<ref>حافظ ابرو، شهابالدین عبدالله هروی. '''''زبده التواریخ'''''. تصحیح و تعلیقات کمال حاج سید جوادی،تهران: نشر نی، 1372، ج1، ص344، ج2، 839.</ref>. به هنگام شفاعت کسی، در نزد پادشاه و یا بزرگی، سر را برهنه میکردند<ref>خواندمیر، '''''حبیب السیر فی اخبار افراد البشر'''''. تهران: کتابفروشی خیام، 1333-1334، ج4، ص106. </ref>. در [[تیموریان|دوره تیموریان]] برای عذر تقصیر رسم «تابوغ» معمول بود، به این گونه که در برابر تخت پادشاه، [[کلاه]] از سر برمیداشتند و یک گوش خود را به دست میگرفتند و تعظیم میکردند<ref>خواندمیر، '''''حبیب السیر فی اخبار افراد البشر'''''. تهران: کتابفروشی خیام، 1333-1334، ج4، ص132.</ref>. کسی که امان میخواست، سر را برهنه میکرد، شمشیر خود را به گردن میآویخت و گاه پارچه سفیدی به علامت کفن به دست میگرفت<ref>خواندمیر، '''''حبیب السیر فی اخبار افراد البشر'''''. تهران: کتابفروشی خیام، 1333-1334، ج4، ص229.</ref>. | ||
''' | === [[تن پوش]] === | ||
محکومین را اغلب جامههای خشن و پشمی و گاه جامههایی مویین و قرمز رنگ میپوشاندند. یا اینکه [[دُراعه|دُراعه]]<sup>*</sup>های دیبای زنانه با رنگهای تند و زنانه بر تنشان میکردند<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص600، 625.</ref>. گاهی نیز قبایی سفید به نشانه تمایل به بنیامیه بر آنها میپوشاندند<ref>یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. '''''تاریخ.''''' بیروت: دارصادر، 1960م، ج3، ص210. </ref>.<sup> </sup> بابک را، [[دُراعه|دُراعه]]<sup>*</sup>ای از حریر سرخ پوشاندند که روی سینه آن سنگهای قیمتی نشانده بودند<ref>مسعودی، ابی الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید،الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص57.</ref>. از جامههای رنگین زنانه<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625.</ref> یا دُراعههای حریر زرد رنگ نیز برای تنبیه مجرمان، استفاده میشد<ref>مسعودی، ابی الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص 268، 272.</ref>. گاهی محکومین را، لبادههای پشمینه میپوشاندند<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج5، ص 505- 506.</ref>. محکومین مرد را، ایستاده و برهنه، در حالی که فقط عورتشان پوشیده شده بود و زنان را اغلب نشسته و با لباس، حد میزدند<ref>محمد بن منور، '''''اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید'''''. تصحیح محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران: آگاه، 1367، ص122. </ref>.<sup> </sup> امرا به نشانه فرمانبرداری نوعی لوحههای نقرهای را به کمر خود میآویختند<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج11، ص84.</ref>. در سالهای اخیر پیراهن و شلواری یک رنگِ خاکستری راه راه و گاهی با طرح زمینه ترازوی عدالت [[قوه قضاییه]]، لباس زندانیان را نشان میدهد. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[سرپوش ها]] | |||
* [[تن پوش]] | |||
* [[دُراعه]] | |||
* [[عمامه]] | |||
* [[کلاه بوقی]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
محمدرضا چیت ساز | محمدرضا چیت ساز | ||
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]] | |||
[[رده:پوشاک]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۸
لباس مجازات و محکومین، جامههای مخصوصی که به نشانه بزهکاری و تنبیه مجرمان و محکومان بر تن آنها میکردند و انواع سرپوشها و تنپوشها را در بر میگرفت.
سرپوش
در قرون اولیه اسلام، مهمترین تنبیه برداشتن کلاه یا سرپوش از سر بزهکاران و سربرهنه کردن آنها بود[۱][۲][۳]. مثلاً گذاشتن عمامه سفید، که نشانه بنیامیه بود بر سر هواخواهان عباسیان، که عمامه سیاه نشانه آنها بود، نمونهای از این تنبیه به شمار میرفت[۴]. در بیشتر مواقع، نوعی کلاه بوقی شکل و زنگولهدار نمدی یا کلاه بلند ابریشمی زنانه که گاه دم روباهی نیز به آن آویخته بودند، بر سر محکومین میگذاشتند[۵]. رنگ این کلاهها اغلب قرمز بود[۵][۶]. گاهی هم محکوم را با پوست گاوی میپوشانیدند به طوری که، شاخهای گاو بر دو سوی سر او قرار گیرد. در فکین او کلبتین آهنی و بر سر و گردن او نوعی دوشاخه یا یوغ یا تسمه آهنین میبستند به شکلی که اغلب دستها و گردن محکوم را به هم میبست[۷].
وقتی که بابک خرمدین به اسارت درآمد، کلاهی بوقی شکل و بزرگ و چند ترک، به رنگهای مختلف و آراسته با سنگهای قیمتی، برسرش نهادند[۸]. گاهی نیز، مقنعه زنانه[۹]، یا نوعی مِِنِْطَقه كه کمربند* زنانه بود بر سرشان میبستند. دنباله این نوع سربند، که در زیر گلو محکم بسته شده بود، پشت سر میافتاد[۱۰]. رسم بود، سردارانی که درخواست عفو میکنند، کمربندهای خود را باز کرده و در گردن خود بیاویزند[۱۱]. همچنین در گوشهای اسراگاه حلقه بندگی میکردند. نوعی از این حلقهها را به سبب بزرگیشان "نعل اسب" میگفتند[۱۲]. گاه کلاه محکوم را با ریگ میانباشتند و بر گردنش میآویختند[۱۳]. همچنین گناهان مجرم را بر تختههای چوبی مینوشتند و از گردن او میآویختند[۱۴]. یا اینکه ریش او را میتراشیدند و به جای آن سرخاب و سفیداب میمالیدند (آرایش خاتونانه) و جامه از تنش بیرون میآوردند و سرانجام به صلابهاش میکشیدند[۱۵]. به استهزا، کلاهی به نام «کلاه دولت» را که ظاهراً کلاهی کلهقندی بود و منگولههایی در بالای خود داشت، برای استهزای محکوم بر سرش میگذاشتند[۱۶]. به هنگام شفاعت کسی، در نزد پادشاه و یا بزرگی، سر را برهنه میکردند[۱۷]. در دوره تیموریان برای عذر تقصیر رسم «تابوغ» معمول بود، به این گونه که در برابر تخت پادشاه، کلاه از سر برمیداشتند و یک گوش خود را به دست میگرفتند و تعظیم میکردند[۱۸]. کسی که امان میخواست، سر را برهنه میکرد، شمشیر خود را به گردن میآویخت و گاه پارچه سفیدی به علامت کفن به دست میگرفت[۱۹].
تن پوش
محکومین را اغلب جامههای خشن و پشمی و گاه جامههایی مویین و قرمز رنگ میپوشاندند. یا اینکه دُراعه*های دیبای زنانه با رنگهای تند و زنانه بر تنشان میکردند[۲۰]. گاهی نیز قبایی سفید به نشانه تمایل به بنیامیه بر آنها میپوشاندند[۲۱]. بابک را، دُراعه*ای از حریر سرخ پوشاندند که روی سینه آن سنگهای قیمتی نشانده بودند[۲۲]. از جامههای رنگین زنانه[۲۳] یا دُراعههای حریر زرد رنگ نیز برای تنبیه مجرمان، استفاده میشد[۲۴]. گاهی محکومین را، لبادههای پشمینه میپوشاندند[۲۵]. محکومین مرد را، ایستاده و برهنه، در حالی که فقط عورتشان پوشیده شده بود و زنان را اغلب نشسته و با لباس، حد میزدند[۲۶]. امرا به نشانه فرمانبرداری نوعی لوحههای نقرهای را به کمر خود میآویختند[۲۷]. در سالهای اخیر پیراهن و شلواری یک رنگِ خاکستری راه راه و گاهی با طرح زمینه ترازوی عدالت قوه قضاییه، لباس زندانیان را نشان میدهد.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج5، ص 578.
- ↑ تاریخ سیستان. مؤلف ناشناخته، تصحیح محمد تقی بهار، تهران:1314، ص229.
- ↑ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ. بیروت: دارصادر، 1960م، ج3، ص210.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، . ج9، ص625.
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، . ج9، ص 644.
- ↑ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران: شرق، 1368، ص176.
- ↑ مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. بتحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص57.
- ↑ زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ ایران بعد از اسلام. امیرکبیر،1362، ص527.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص187.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج7، ص140-141.
- ↑ راوندی، محمد بن علی. راحه الصدور و آیه السرور. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص119.
- ↑ ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمه محمد علی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص 252.
- ↑ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران: شرق، 1368،ص176.
- ↑ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران: شرق، 1368، ص205، 262.
- ↑ حافظ ابرو، شهابالدین عبدالله هروی. زبده التواریخ. تصحیح و تعلیقات کمال حاج سید جوادی،تهران: نشر نی، 1372، ج1، ص344.
- ↑ حافظ ابرو، شهابالدین عبدالله هروی. زبده التواریخ. تصحیح و تعلیقات کمال حاج سید جوادی،تهران: نشر نی، 1372، ج1، ص344، ج2، 839.
- ↑ خواندمیر، حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333-1334، ج4، ص106.
- ↑ خواندمیر، حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333-1334، ج4، ص132.
- ↑ خواندمیر، حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333-1334، ج4، ص229.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص600، 625.
- ↑ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ. بیروت: دارصادر، 1960م، ج3، ص210.
- ↑ مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. بتحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید،الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص57.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625.
- ↑ مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. بتحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص 268، 272.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج5، ص 505- 506.
- ↑ محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید. تصحیح محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران: آگاه، 1367، ص122.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج11، ص84.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمدرضا چیت ساز