کریم شیره ای: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:کریم شیره ای.jpg|بندانگشتی|کریم شیره ای برگرفته از سایت بیتاکتاب قابل بازیابی از https://www.bitabook.ir/product/%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D9%82%DA%A9-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C/]] | [[پرونده:کریم شیره ای.jpg|بندانگشتی|کریم شیره ای برگرفته از سایت بیتاکتاب قابل بازیابی از https://www.bitabook.ir/product/%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D9%82%DA%A9-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C/]] | ||
کریم شیرهای، (1311ـ1260ق / ؟ م)<ref>بیضایی، بهرام'''''. نمایش در ایران'''''. تهران: چاپ كاویان، مهرماه 1344، ص176.</ref><ref>'''''تقویم یكصد و پنج ساله تطبیقی'''''. گردآورنده: احمد نجمآبادی، تهران: انتشارات شركت سهامی تحریر ایران، 1334، ص58 و 59.</ref>، بازیگر مسخره و از مقلدان مشهور دربار ناصری. متولد [[اصفهان]] اولین شبی که وارد تهران شد، مجلس عروسی شخصی، نظر او را جلب کرد و وارد آن مکان گردید. میان مطربها جایی برای نشستن پیدا کرد. صاحب مجلس متوجه او شد و پیش رفت و اسمش را پرسید: «من دلقک اصفهونم که برای پیدا کردن کاری بتهرون آمدم»<ref>نوربخش، حسین. '''''کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه.''''' تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)، ص33.</ref> کریم در ادامه گفت: «کارم خندانیدن مردم تو این قبیل جشنهاست و میتوانم نهصد و هشتاد چشمه از هزار مسخرگی را به خوبی انجام دهم»<ref>نوربخش، حسین. '''''کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه.''''' تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)، ص64.</ref>. کریم در مدت کوتاهی در [[استان تهران|تهران]] مشهور شد و برای خود، دار و دستهای فراهم و در اکثر جشن و سرورها، او و دار و دستهاش را دعوت میکردند.شهرت او بالا گرفت تا اینکه یکی از درباریان و نزدیکان شاه او را به خانه دعوت نمود و روز بعد در حضور [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]]، کریم کارهای اعجاب آورش را در خصوص لودگی و مسخرگی به نمایش گذارد<ref>نوربخش، حسین. '''''کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه.''''' تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)،ص 66و67.</ref>. بدین ترتیب به دربار و خلوت شاه راه پیدا کرد. بذله گویی و شوخیهای او در حضور همایونی معروف است<ref>'''''دایرهالمعارف فارسی''''': به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، چاپ سوم 1381، جلد دوم، بخش اول (ش ـ ل)، ص2217.</ref>. وقتی از محبوبیتش نزد شاه مطمئن شد، به همه کس لیچار (لچر) میگفت؛ و از این جهت دست کریم باز بود. احتمالاً لقب شیرهای که به او اطلاق میگردید، شاید حرکات و زبان شیرین او در بذله گویی بوده است<ref>مستوفی، عبدالله. '''''شرح زندگانی من.''''' تهران: زوار، 1340، جلد اول، ص483.</ref>. مایههای اصلی نمایش کریم شیرهای، انتقادهای تند و صریحی، همراه با مطایبه، شوخی و متلک از اوضاع کشور، رفتار و حرکات درباریان و حاکمهای ولایت و شهرهای ایران و بعضی از روحانی نماها بود<ref>نوربخش، حسین. '''''کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه.''''' تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)، ص40.</ref>. کریم، از طرف رئیس بیوتات سلطنتی، نایب نقارهخانه شده بود و نقارهچیها را تحت اداره داشت و به دلیل شغل خود بر دستههای مطربی درجه دوم و سومی غیر دولتی شهر تهران هم ریاست کرده و در مقابل اجازه «حق الپرچینی» از آنها میگرفت<ref>ملکپور، جمشید. '''''ادبیات نمایشی در ایران'''''. تهران: انتشارات توس، چاپ اول 1363، جلد اول، ص274.</ref>. به هر حال کریم شیرهای با وجود اینکه دلقک دربار ناصرالدین شاه بود، «مسخره ملی» نیز محسوب میشد و همراه دوست هنرمندش اسماعیل بزاز در مناسبتهای مهم از قبیل: اعیاد و جشنهای بزرگ شرکت میکرد و برای اکثر اقشار ملت نمایشهایی ترتیب میداد<ref>'''''تئاتر کریم شیرهای: ادبیات مشروطه 4.''''' با مقدمه و حواشی باقر مؤمنی، تهران: نشر سپیده، چاپ اول 2537 (1357)، ص36.</ref>. | کریم شیرهای، (1311ـ1260ق / ؟ م)<ref>بیضایی، بهرام'''''. نمایش در ایران'''''. تهران: چاپ كاویان، مهرماه 1344، ص176.</ref><ref>'''''تقویم یكصد و پنج ساله تطبیقی'''''. گردآورنده: احمد نجمآبادی، تهران: انتشارات شركت سهامی تحریر ایران، 1334، ص58 و 59.</ref>، بازیگر مسخره و از مقلدان مشهور دربار ناصری. متولد [[اصفهان]] اولین شبی که وارد تهران شد، مجلس عروسی شخصی، نظر او را جلب کرد و وارد آن مکان گردید. میان مطربها جایی برای نشستن پیدا کرد. صاحب مجلس متوجه او شد و پیش رفت و اسمش را پرسید: <blockquote>«من دلقک اصفهونم که برای پیدا کردن کاری بتهرون آمدم»<ref>نوربخش، حسین. '''''کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه.''''' تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)، ص33.</ref> </blockquote>کریم در ادامه گفت: <blockquote>«کارم خندانیدن مردم تو این قبیل جشنهاست و میتوانم نهصد و هشتاد چشمه از هزار مسخرگی را به خوبی انجام دهم»<ref>نوربخش، حسین. '''''کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه.''''' تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)، ص64.</ref>. </blockquote>کریم در مدت کوتاهی در [[استان تهران|تهران]] مشهور شد و برای خود، دار و دستهای فراهم و در اکثر جشن و سرورها، او و دار و دستهاش را دعوت میکردند.شهرت او بالا گرفت تا اینکه یکی از درباریان و نزدیکان شاه او را به خانه دعوت نمود و روز بعد در حضور [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]]، کریم کارهای اعجاب آورش را در خصوص لودگی و مسخرگی به نمایش گذارد<ref>نوربخش، حسین. '''''کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه.''''' تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)،ص 66و67.</ref>. بدین ترتیب به دربار و خلوت شاه راه پیدا کرد. بذله گویی و شوخیهای او در حضور همایونی معروف است<ref>'''''دایرهالمعارف فارسی''''': به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، چاپ سوم 1381، جلد دوم، بخش اول (ش ـ ل)، ص2217.</ref>. | ||
وقتی از محبوبیتش نزد شاه مطمئن شد، به همه کس لیچار (لچر) میگفت؛ و از این جهت دست کریم باز بود. احتمالاً لقب شیرهای که به او اطلاق میگردید، شاید حرکات و زبان شیرین او در بذله گویی بوده است<ref>مستوفی، عبدالله. '''''شرح زندگانی من.''''' تهران: زوار، 1340، جلد اول، ص483.</ref>. مایههای اصلی نمایش کریم شیرهای، انتقادهای تند و صریحی، همراه با مطایبه، شوخی و متلک از اوضاع کشور، رفتار و حرکات درباریان و حاکمهای ولایت و شهرهای ایران و بعضی از روحانی نماها بود<ref>نوربخش، حسین. '''''کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه.''''' تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)، ص40.</ref>. | |||
کریم، از طرف رئیس بیوتات سلطنتی، نایب نقارهخانه شده بود و نقارهچیها را تحت اداره داشت و به دلیل شغل خود بر دستههای مطربی درجه دوم و سومی غیر دولتی شهر [[استان تهران|تهران]] هم ریاست کرده و در مقابل اجازه «حق الپرچینی» از آنها میگرفت<ref>ملکپور، جمشید. '''''ادبیات نمایشی در ایران'''''. تهران: انتشارات توس، چاپ اول 1363، جلد اول، ص274.</ref>. به هر حال کریم شیرهای با وجود اینکه دلقک دربار [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] بود، «مسخره ملی» نیز محسوب میشد و همراه دوست هنرمندش اسماعیل بزاز در مناسبتهای مهم از قبیل: اعیاد و جشنهای بزرگ شرکت میکرد و برای اکثر اقشار ملت نمایشهایی ترتیب میداد<ref>'''''تئاتر کریم شیرهای: ادبیات مشروطه 4.''''' با مقدمه و حواشی باقر مؤمنی، تهران: نشر سپیده، چاپ اول 2537 (1357)، ص36.</ref>. | |||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [[قاجاریه]] | |||
* [[اصفهان]] | * [[اصفهان]] | ||
* [[استان تهران]] | * [[استان تهران]] | ||
| خط ۹: | خط ۱۴: | ||
== مآخذ == | == مآخذ == | ||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
محمود عزیزی | |||
[[رده:هنر]] | |||
[[رده:تئاتر]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۰۶

کریم شیرهای، (1311ـ1260ق / ؟ م)[۱][۲]، بازیگر مسخره و از مقلدان مشهور دربار ناصری. متولد اصفهان اولین شبی که وارد تهران شد، مجلس عروسی شخصی، نظر او را جلب کرد و وارد آن مکان گردید. میان مطربها جایی برای نشستن پیدا کرد. صاحب مجلس متوجه او شد و پیش رفت و اسمش را پرسید:
«من دلقک اصفهونم که برای پیدا کردن کاری بتهرون آمدم»[۳]
کریم در ادامه گفت:
«کارم خندانیدن مردم تو این قبیل جشنهاست و میتوانم نهصد و هشتاد چشمه از هزار مسخرگی را به خوبی انجام دهم»[۴].
کریم در مدت کوتاهی در تهران مشهور شد و برای خود، دار و دستهای فراهم و در اکثر جشن و سرورها، او و دار و دستهاش را دعوت میکردند.شهرت او بالا گرفت تا اینکه یکی از درباریان و نزدیکان شاه او را به خانه دعوت نمود و روز بعد در حضور ناصرالدین شاه، کریم کارهای اعجاب آورش را در خصوص لودگی و مسخرگی به نمایش گذارد[۵]. بدین ترتیب به دربار و خلوت شاه راه پیدا کرد. بذله گویی و شوخیهای او در حضور همایونی معروف است[۶].
وقتی از محبوبیتش نزد شاه مطمئن شد، به همه کس لیچار (لچر) میگفت؛ و از این جهت دست کریم باز بود. احتمالاً لقب شیرهای که به او اطلاق میگردید، شاید حرکات و زبان شیرین او در بذله گویی بوده است[۷]. مایههای اصلی نمایش کریم شیرهای، انتقادهای تند و صریحی، همراه با مطایبه، شوخی و متلک از اوضاع کشور، رفتار و حرکات درباریان و حاکمهای ولایت و شهرهای ایران و بعضی از روحانی نماها بود[۸].
کریم، از طرف رئیس بیوتات سلطنتی، نایب نقارهخانه شده بود و نقارهچیها را تحت اداره داشت و به دلیل شغل خود بر دستههای مطربی درجه دوم و سومی غیر دولتی شهر تهران هم ریاست کرده و در مقابل اجازه «حق الپرچینی» از آنها میگرفت[۹]. به هر حال کریم شیرهای با وجود اینکه دلقک دربار ناصرالدین شاه بود، «مسخره ملی» نیز محسوب میشد و همراه دوست هنرمندش اسماعیل بزاز در مناسبتهای مهم از قبیل: اعیاد و جشنهای بزرگ شرکت میکرد و برای اکثر اقشار ملت نمایشهایی ترتیب میداد[۱۰].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: چاپ كاویان، مهرماه 1344، ص176.
- ↑ تقویم یكصد و پنج ساله تطبیقی. گردآورنده: احمد نجمآبادی، تهران: انتشارات شركت سهامی تحریر ایران، 1334، ص58 و 59.
- ↑ نوربخش، حسین. کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه. تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)، ص33.
- ↑ نوربخش، حسین. کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه. تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)، ص64.
- ↑ نوربخش، حسین. کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه. تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)،ص 66و67.
- ↑ دایرهالمعارف فارسی: به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، چاپ سوم 1381، جلد دوم، بخش اول (ش ـ ل)، ص2217.
- ↑ مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من. تهران: زوار، 1340، جلد اول، ص483.
- ↑ نوربخش، حسین. کریم شیرهای، دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه. تهران: انتشارات سنائی، چاپ چهارم 2536 (1356)، ص40.
- ↑ ملکپور، جمشید. ادبیات نمایشی در ایران. تهران: انتشارات توس، چاپ اول 1363، جلد اول، ص274.
- ↑ تئاتر کریم شیرهای: ادبیات مشروطه 4. با مقدمه و حواشی باقر مؤمنی، تهران: نشر سپیده، چاپ اول 2537 (1357)، ص36.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمود عزیزی