پرش به محتوا

فخر الدین عراقی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «عراقي، فخرالدين (610-688ق / 1213-1289م)، عارف، ‌شاعر. شيخ فخرالدين ابراهيم بن بُزُرجمهر همداني فراهاني، مشهور به عراقي. در كُمجان (كُميجان از توابع اراك امروز) زاده شد. خاندان او همه اهل علم بودند.<sup>1</sup> در پنج سالگي به مكتب رفت و در مدت 9 ماه حافظ ''قرآ...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
عراقي، فخرالدين (610-688ق / 1213-1289م)، عارف، ‌شاعر.
عراقی، فخرالدین (610-688ق / 1213-1289م)، عارف، ‌شاعر. شیخ فخرالدین ابراهیم بن بُزُرجمهر همدانی فراهانی، مشهور به عراقی.


شيخ فخرالدين ابراهيم بن بُزُرجمهر همداني فراهاني، مشهور به عراقي.
در کُمجان (کُمیجان از توابع اراک امروز) زاده شد. خاندان او همه اهل علم بودند<ref>صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 567ـ570.</ref>.<sup>1</sup> در پنج سالگی به مکتب رفت و در مدت 9 ماه حافظ ''[[قرآن]]'' مجید شد. گویا صوتی خوش و بیانی نافذ داشت، به گونه‌ای که هرگاه ''[[قرآن]]'' را به آواز حزین می‌خواند، هر شنونده‌ای را بی طاقت می‌کرد<ref>محتشم (خزاعی)، ‌نسرین. مقدمه بر '''''مجموعه آثار فخرالدین عراقی'''''. تهران: زوّار، چ 1، 1372، ص هشت (سرآغاز).</ref>. پس از آن به تحصیل علوم روی آورد، چنان که گویند در هفده سالگی در بعضی از مدارس مشهور [[همدان]] به افادت مشغول بود<ref>جامی، عبدالرحمان. '''''نفحات الانس من حضرات القدس'''''. به كوشش محمود عابدی، تهران: انتشارات اطلاعات، ‌1375، ص 599.</ref>. بنابر برخی روایات روزی سرگرم درس در مدرسه بود که جماعتی از قلندران، ‌غزل خوانان و سماع کنان به مدرسه درآمدند. با شنیدن غزل آنان انقلابی در عراقی پدید آمد و پس از آنکه قلندران راه [[اصفهان]] را در پیش گرفتند، عراقی کتاب‌ها را به دور انداخت و همسفر آنان شد<ref>ظفری، ولی‌الله. «عراقی»، '''''‌نگرشی بر آثار عراقی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 254.</ref>. صاحبان بعضی از روایات نیز عراقی را مرید مستقیم شهاب‌الدین عمر سهروردی (د 632ق / 1236م) شمرده و آورده‌اند که شهاب‌الدین به سبب گستاخی شاگردش از او رنجید و او را برای تأدیب به هندوستان نزد شیخ بهاءالدین زکریا مولتانی (د 666ق / 1268م) فرستاد<ref>صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ‌ب 1،  ص 572 ـ573.</ref>. در آنجا به سلک مریدان بهاءالدین زکریا پیوست و از وی خرقه گرفت. سپس بهاءالدین دخترش را به نکاح او درآورد و عراقی از این پیوند صاحب پسری به نام کبیرالدین شد. پس از 25 سال بهاءالدین او را خلیفه خود خواند<ref name=":0">نفیسی، ‌سعید. مقدمه بر ''کلیات '''شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی متخلص به عراقی'''''. تهران: سنایی، 1335، ‌ص ط (مقدمه).</ref>. چون مشایخ آن دیار با وی سازش نداشتند، از آنجا به قصد حج بیرون آمد و به عمّان و بحرین رفت و از آنجا به دیار روم شتافت و به خدمت شیخ صدرالدین قونیوی (د 673ق / 1274م) رسید<ref>شاهرودی (بیدار)، ‌اسماعیل. مقدمه بر '''''دیوان کامل شیخ فخرالدین عراقی'''''. ‌تهران: فخر رازی، چ 3، 1374، ص 8 (مقدمه ‌مصحح).</ref>. در قونیه، چنان که نوشته‌اند، ''فُصوص‌الحِکَم'' محیی‌الدین بن عربی (د 638ق / 1240م) را در مجلس درس آن استاد شنید و در اثنای آن ''لمعات'' را نوشت. هم در آنجا معین‌الدین پروانه (د 675ق / 1276م) وزیر سلاجقه، مرید عراقی شد و خانقاهی برای وی ساخت<ref>بیانی، مهدی. '''''کارنامه بزرگان ایران'''''. تهران: اداره کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 311ـ312.</ref>. افزون بر این، عراقی در قونیه با بزرگان [[تصوف]] که در آن شهر گرد آمده بودند، مانند جلال‌الدین محمد مولوی<sup>*</sup> (د 672ق / 1273م)، شمس‌الدین ماردینی و سعید فرغانی و جز آنان معاصر و معاشر بود و مولوی توجه خاصی به وی داشت<ref>صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ‌ب 1،  ص 574.</ref>. پس از مرگ معین‌الدین پروانه، عراقی به مصر رفت و سلطان مصر به سلک مریدان او درآمد. سپس رهسپار شام شد و 6 ماه در آنجا به سر برد. سرانجام در 687 یا 688ق / 1288 یا 1289م بیمار شد و پسرش را بر بالینش خواند و به او وصیت کرد و سپس درگذشت<ref name=":0" />. پیکرش را در صالحیه دمشق به خاک سپردند. از آثارش می‌توان ''دیوان شعر'' شامل حدود 5000 بیت در انواع شعر منظومه ''ده نامه'' یا ''عشاق نامه'' شامل 10 غزل و 10 مثنوی و رساله‌ ''لمعات'' را که از نفیس‌ترین کتاب‌های متصوفه به شمار می‌رود و بر آن شروح متعددی نوشته‌اند، ‌یاد کرد<ref>حکیمیان، ‌ابوالفتح. '''''فهرست مشاهیر ایران'''''. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 226ـ 227.</ref>. ‌عراقی از محیی‌الدین عربی، احمد غزالی<sup>*</sup>، [[سنایی غزنوی]]<sup>*</sup>، ‌[[عطار نیشابوری]]<sup>*</sup>، فردوسی<sup>*</sup>، ‌[[ابوسعید ابوالخیر]]<sup>*</sup> و باباطاهر همدانی<sup>*</sup> متأثر بود. [[جامی|عبدالرحمان جامی]]<sup>*</sup> در ''اشعه اللمعات''، ‌[[حافظ شیرازی]]<sup>*</sup>، ‌شیخ محمود شبستری<sup>*</sup> در ''گلشن راز''، [[فرخی یزدی|فرّخی یزدی]]<sup>*</sup> و فخرالدین مزارعی نیز از او تأثیر پذیرفته‌اند<ref>«تأثیر پذیری عراقی از بزرگان ادب و عرفان همعصر، پیش و بعد از خود»، '''''نگرشی بر آثار عراقی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 200، 202، 204، 206ـ208.</ref>. مهم‌ترین ویژگی زبان عراقی، سادگی، ‌روانی و طبیعی بودن آن است. او مانند مولوی و بسیاری از شاعران عارف مسلک بیش از لفظ به معنا توجه داشت<ref>صیادکوه، ‌علی‌اکبر. «نگاهی اجمالی به شیوه زبان و نحوه بیان عراقی»، '''''همان'''''، ص 58.</ref>. اشعار عراقی با مرور زمان به دورترین نقاط شبه قاره رخنه کرد و بسیاری از شاعران و عارفان مشهور شبه قاره در اشعار فارسی، اردو و پنجابی خود به وی تأسی می‌جسته‌اند. از این گروه می‌توان به خواجه میردرد دهلوی (د 1199ق / 1785م)، سیدعلی حیدر ملتانی (د 1177ق / 1763م)، پیر مهرعلیشاه گولروی و علامه اقبال لاهوری اشاره کرد<ref>اختر، محمدسلیم. '''''هفت گفتار درباره سنائی و عطار و عراقی'''''. تهران: دبیرخانه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1375، ص 137ـ138.</ref>.


در كُمجان (كُميجان از توابع اراك امروز) زاده شد. خاندان او همه اهل علم بودند.<sup>1</sup> در پنج سالگي به مكتب رفت و در مدت 9 ماه حافظ ''قرآن'' مجيد شد. گويا صوتي خوش و بياني نافذ داشت، به گونه‌اي كه هرگاه ''قرآن'' را به آواز حزين مي‌خواند، هر شنونده‌اي را بي طاقت مي‌كرد.<sup>2</sup> پس از آن به تحصيل علوم روي آورد، چنان كه گويند در هفده سالگي در بعضي از مدارس مشهور همدان به افادت مشغول بود.<sup>3</sup> بنابر برخي روايات روزي سرگرم درس در مدرسه بود كه جماعتي از قلندران، ‌غزل خوانان و سماع كنان به مدرسه درآمدند. با شنيدن غزل آنان انقلابي در عراقي پديد آمد و پس از آنكه قلندران راه اصفهان را در پيش گرفتند، عراقي كتاب‌ها را به دور انداخت و همسفر آنان شد.<sup>4</sup> صاحبان بعضي از روايات نيز عراقي را مريد مستقيم شهاب‌الدين عمر سهروردي (د 632ق / 1236م) شمرده و آورده‌اند كه شهاب‌الدين به سبب گستاخي شاگردش از او رنجيد و او را براي تأديب به هندوستان نزد شيخ بهاءالدين زكريا مولتاني (د 666ق / 1268م) فرستاد.<sup>5</sup> در آنجا به سلك مريدان بهاءالدين زكريا پيوست و از وي خرقه گرفت. سپس بهاءالدين دخترش را به نكاح او درآورد و عراقي از اين پيوند صاحب پسري به نام كبيرالدين شد. پس از 25 سال بهاءالدين او را خليفة خود خواند.<sup>6</sup> چون مشايخ آن ديار با وي سازش نداشتند، از آنجا به قصد حج بيرون آمد و به عمّان و بحرين رفت و از آنجا به ديار روم شتافت و به خدمت شيخ صدرالدين قونيوي (د 673ق / 1274م) رسيد.<sup>7</sup> در قونيه، چنان كه نوشته‌اند، ''فُصوص‌الحِكَم'' محيي‌الدين بن عربي (د 638ق / 1240م) را در مجلس درس آن استاد شنيد و در اثناي آن ''لمعات'' را نوشت. هم در آنجا معين‌الدين پروانه (د 675ق / 1276م) وزير سلاجقه، مريد عراقي شد و خانقاهي براي وي ساخت.<sup>8</sup> افزون بر اين، عراقي در قونيه با بزرگان تصوف كه در آن شهر گرد آمده بودند، مانند جلال‌الدين محمد مولوي<sup>*</sup> (د 672ق / 1273م)، شمس‌الدين مارديني و سعيد فرغاني و جز آنان معاصر و معاشر بود و مولوي توجه خاصي به وي داشت.<sup>9</sup> پس از مرگ معين‌الدين پروانه، عراقي به مصر رفت و سلطان مصر به سلك مريدان او درآمد. سپس رهسپار شام شد و 6 ماه در آنجا به سر برد. سرانجام در 687 يا 688ق / 1288 يا 1289م بيمار شد و پسرش را بر بالينش خواند و به او وصيت كرد و سپس درگذشت.<sup>10</sup> پيكرش را در صالحية دمشق به خاك سپردند. از آثارش مي‌توان ''ديوان شعر'' شامل حدود 5000 بيت در انواع شعر منظومة ''ده نامه'' يا ''عشاق نامه'' شامل 10 غزل و 10 مثنوي و رسالة‌ ''لمعات'' را كه از نفيس‌ترين كتاب‌هاي متصوفه به شمار مي‌رود و بر آن شروح متعددي نوشته‌اند، ‌ياد كرد.<sup>11</sup> ‌عراقي از محيي‌الدين عربي، احمد غزالي<sup>*</sup>، سنايي غزنوي<sup>*</sup>، ‌عطار نيشابوري<sup>*</sup>، فردوسي<sup>*</sup>، ‌ابوسعيد ابوالخير<sup>*</sup> و باباطاهر همداني<sup>*</sup> متأثر بود. عبدالرحمان جامي<sup>*</sup> در ''اشعة اللمعات''، ‌حافظ شيرازي<sup>*</sup>، ‌شيخ محمود شبستري<sup>*</sup> در ''گلشن راز''، فرّخي يزدي<sup>*</sup> و فخرالدين مزارعي نيز از او تأثير پذيرفته‌اند.<sup>12</sup> مهم‌ترين ويژگي زبان عراقي، سادگي، ‌رواني و طبيعي بودن آن است. او مانند مولوي و بسياري از شاعران عارف مسلك بيش از لفظ به معنا توجه داشت.<sup>13</sup> اشعار عراقي با مرور زمان به دورترين نقاط شبه قاره رخنه كرد و بسياري از شاعران و عارفان مشهور شبه قاره در اشعار فارسي، اردو و پنجابي خود به وي تأسي مي‌جسته‌اند. از اين گروه مي‌توان به خواجه ميردرد دهلوي (د 1199ق / 1785م)، سيدعلي حيدر ملتاني (د 1177ق / 1763م)، پير مهرعليشاه گولروي و علامه اقبال لاهوري اشاره كرد.<sup>14</sup>
== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[تصوف]]
* [[سنایی غزنوی]]
* [[عطار نیشابوری]]
* [[جامی]]


# صفا، ‌ذبيح‌الله. '''''تاريخ ادبيات در ايران'''''. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 567ـ570.
== مآخذ ==
# محتشم (خزاعي)، ‌نسرين. مقدمه بر '''''مجموعة آثار فخرالدين عراقي'''''. تهران: زوّار، چ 1، 1372، ص هشت (سرآغاز).
<references />
# جامي، عبدالرحمان. '''''نفحات الانس من حضرات القدس'''''. به كوشش محمود عابدي، تهران: انتشارات اطلاعات، ‌1375، ص 599.
# ظفري، ولي‌الله. «عراقي»، '''''‌نگرشي بر آثار عراقي'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1376، ص 254.
# صفا. '''''همان'''''. ص 572 ـ573.
# نفيسي، ‌سعيد. مقدمه بر ''كليات '''شيخ فخرالدين ابراهيم همداني متخلص به عراقي'''''. تهران: سنايي، 1335، ‌ص ط (مقدمه).
# شاهرودي (بيدار)، ‌اسماعيل. مقدمه بر '''''ديوان كامل شيخ فخرالدين عراقي'''''. ‌تهران: فخر رازي، چ 3، 1374، ص 8 (مقدمة ‌مصحح).
# بياني، مهدي. '''''كارنامة بزرگان ايران'''''. تهران: اداره كل انتشارات و راديو، 1340، ص 311ـ312.
# صفا. '''''همان'''''. ص 574.
# نفيسي. همانجا.
# حكيميان، ‌ابوالفتح. '''''فهرست مشاهير ايران'''''. تهران: دانشگاه ملي ايران، 1357، ج 2، ص 226ـ 227.
# «تأثير پذيري عراقي از بزرگان ادب و عرفان همعصر، پيش و بعد از خود»، '''''نگرشي بر آثار عراقي'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1376، ص 200، 202، 204، 206ـ208.
# صيادكوه، ‌علي‌اكبر. «نگاهي اجمالي به شيوة زبان و نحوة بيان عراقي»، '''''همان'''''، ص 58.
# اختر، محمدسليم. '''''هفت گفتار دربارة سنائي و عطار و عراقي'''''. تهران: دبيرخانة شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، 1375، ص 137ـ138.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۵

عراقی، فخرالدین (610-688ق / 1213-1289م)، عارف، ‌شاعر. شیخ فخرالدین ابراهیم بن بُزُرجمهر همدانی فراهانی، مشهور به عراقی.

در کُمجان (کُمیجان از توابع اراک امروز) زاده شد. خاندان او همه اهل علم بودند[۱].1 در پنج سالگی به مکتب رفت و در مدت 9 ماه حافظ قرآن مجید شد. گویا صوتی خوش و بیانی نافذ داشت، به گونه‌ای که هرگاه قرآن را به آواز حزین می‌خواند، هر شنونده‌ای را بی طاقت می‌کرد[۲]. پس از آن به تحصیل علوم روی آورد، چنان که گویند در هفده سالگی در بعضی از مدارس مشهور همدان به افادت مشغول بود[۳]. بنابر برخی روایات روزی سرگرم درس در مدرسه بود که جماعتی از قلندران، ‌غزل خوانان و سماع کنان به مدرسه درآمدند. با شنیدن غزل آنان انقلابی در عراقی پدید آمد و پس از آنکه قلندران راه اصفهان را در پیش گرفتند، عراقی کتاب‌ها را به دور انداخت و همسفر آنان شد[۴]. صاحبان بعضی از روایات نیز عراقی را مرید مستقیم شهاب‌الدین عمر سهروردی (د 632ق / 1236م) شمرده و آورده‌اند که شهاب‌الدین به سبب گستاخی شاگردش از او رنجید و او را برای تأدیب به هندوستان نزد شیخ بهاءالدین زکریا مولتانی (د 666ق / 1268م) فرستاد[۵]. در آنجا به سلک مریدان بهاءالدین زکریا پیوست و از وی خرقه گرفت. سپس بهاءالدین دخترش را به نکاح او درآورد و عراقی از این پیوند صاحب پسری به نام کبیرالدین شد. پس از 25 سال بهاءالدین او را خلیفه خود خواند[۶]. چون مشایخ آن دیار با وی سازش نداشتند، از آنجا به قصد حج بیرون آمد و به عمّان و بحرین رفت و از آنجا به دیار روم شتافت و به خدمت شیخ صدرالدین قونیوی (د 673ق / 1274م) رسید[۷]. در قونیه، چنان که نوشته‌اند، فُصوص‌الحِکَم محیی‌الدین بن عربی (د 638ق / 1240م) را در مجلس درس آن استاد شنید و در اثنای آن لمعات را نوشت. هم در آنجا معین‌الدین پروانه (د 675ق / 1276م) وزیر سلاجقه، مرید عراقی شد و خانقاهی برای وی ساخت[۸]. افزون بر این، عراقی در قونیه با بزرگان تصوف که در آن شهر گرد آمده بودند، مانند جلال‌الدین محمد مولوی* (د 672ق / 1273م)، شمس‌الدین ماردینی و سعید فرغانی و جز آنان معاصر و معاشر بود و مولوی توجه خاصی به وی داشت[۹]. پس از مرگ معین‌الدین پروانه، عراقی به مصر رفت و سلطان مصر به سلک مریدان او درآمد. سپس رهسپار شام شد و 6 ماه در آنجا به سر برد. سرانجام در 687 یا 688ق / 1288 یا 1289م بیمار شد و پسرش را بر بالینش خواند و به او وصیت کرد و سپس درگذشت[۶]. پیکرش را در صالحیه دمشق به خاک سپردند. از آثارش می‌توان دیوان شعر شامل حدود 5000 بیت در انواع شعر منظومه ده نامه یا عشاق نامه شامل 10 غزل و 10 مثنوی و رساله‌ لمعات را که از نفیس‌ترین کتاب‌های متصوفه به شمار می‌رود و بر آن شروح متعددی نوشته‌اند، ‌یاد کرد[۱۰]. ‌عراقی از محیی‌الدین عربی، احمد غزالی*، سنایی غزنوی*، ‌عطار نیشابوری*، فردوسی*، ‌ابوسعید ابوالخیر* و باباطاهر همدانی* متأثر بود. عبدالرحمان جامی* در اشعه اللمعات، ‌حافظ شیرازی*، ‌شیخ محمود شبستری* در گلشن راز، فرّخی یزدی* و فخرالدین مزارعی نیز از او تأثیر پذیرفته‌اند[۱۱]. مهم‌ترین ویژگی زبان عراقی، سادگی، ‌روانی و طبیعی بودن آن است. او مانند مولوی و بسیاری از شاعران عارف مسلک بیش از لفظ به معنا توجه داشت[۱۲]. اشعار عراقی با مرور زمان به دورترین نقاط شبه قاره رخنه کرد و بسیاری از شاعران و عارفان مشهور شبه قاره در اشعار فارسی، اردو و پنجابی خود به وی تأسی می‌جسته‌اند. از این گروه می‌توان به خواجه میردرد دهلوی (د 1199ق / 1785م)، سیدعلی حیدر ملتانی (د 1177ق / 1763م)، پیر مهرعلیشاه گولروی و علامه اقبال لاهوری اشاره کرد[۱۳].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صفا، ‌ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 567ـ570.
  2. محتشم (خزاعی)، ‌نسرین. مقدمه بر مجموعه آثار فخرالدین عراقی. تهران: زوّار، چ 1، 1372، ص هشت (سرآغاز).
  3. جامی، عبدالرحمان. نفحات الانس من حضرات القدس. به كوشش محمود عابدی، تهران: انتشارات اطلاعات، ‌1375، ص 599.
  4. ظفری، ولی‌الله. «عراقی»، ‌نگرشی بر آثار عراقی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 254.
  5. صفا، ‌ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 572 ـ573.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ نفیسی، ‌سعید. مقدمه بر کلیات شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی متخلص به عراقی. تهران: سنایی، 1335، ‌ص ط (مقدمه).
  7. شاهرودی (بیدار)، ‌اسماعیل. مقدمه بر دیوان کامل شیخ فخرالدین عراقی. ‌تهران: فخر رازی، چ 3، 1374، ص 8 (مقدمه ‌مصحح).
  8. بیانی، مهدی. کارنامه بزرگان ایران. تهران: اداره کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 311ـ312.
  9. صفا، ‌ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 574.
  10. حکیمیان، ‌ابوالفتح. فهرست مشاهیر ایران. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 226ـ 227.
  11. «تأثیر پذیری عراقی از بزرگان ادب و عرفان همعصر، پیش و بعد از خود»، نگرشی بر آثار عراقی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 200، 202، 204، 206ـ208.
  12. صیادکوه، ‌علی‌اکبر. «نگاهی اجمالی به شیوه زبان و نحوه بیان عراقی»، همان، ص 58.
  13. اختر، محمدسلیم. هفت گفتار درباره سنائی و عطار و عراقی. تهران: دبیرخانه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1375، ص 137ـ138.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر