فخرالدین اسعد گرگانی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''فخرالدين اسعد گرگاني''' (د پس از 446ق / 1054م)، شاعر، داستانسرا. از شاعران بنام ايران در دو سدة 4 و 5ق است. نخست در گرگان ميزيست، سپس عازم عراق و ري شد و در سلك شاعران دربار طغرل (429-455ق / 1038-1063م) و ملكشاه سلجوقي (465-485ق / 1073-1092م) درآمد.<sup>1</sup> از اكثر علو...» ایجاد کرد |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''فخرالدین اسعد گرگانی''' (د پس از 446ق / 1054م)، شاعر، داستانسرا. | ||
از شاعران بنام | از شاعران بنام [[کشور ایران|ایران]] در دو سده 4 و 5ق است. نخست در [[گرگان]] میزیست، سپس عازم عراق و ری شد و در سلک شاعران دربار طغرل (429-455ق / 1038-1063م) و ملکشاه سلجوقی (465-485ق / 1073-1092م) درآمد<ref>حکیمیان، ابوالفتح. '''''فهرست مشاهیر ایران'''''. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 309.</ref>. از اکثر علوم متداول عصر بهره داشت و با معانی فلسفی و کلامی نیز تا اندازهای آشنا بود. در نجوم دستی داشت و اصطلاحهای علمی و نجوم را به خوبی میدانست<ref>محجوب، محمدجعفر. مقدمه بر '''''ویس و رامین'''''. تهران: نشر اندیشه، 1337/ 1959م، ص 12 (مقدمه).</ref>. گویا در فتح [[اصفهان]] با طغرل همراه بود، اما پس از عزیمت سلطان از [[اصفهان]] به [[همدان]] (ح 445ق / 1053م) مدتی نزد عمید ابوالفتح مظفر نیشابوری، حکمران [[اصفهان]] باقی ماند و به تشویق او به نظم ''ویس و رامین'' پرداخت<ref>صفا، ذبیحالله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 372ـ 373.</ref>. بنابر برخی اشارات در ''ویس و رامین''، گویا با شعر و ادب [[عربی]] هم آشنا بوده است<ref>زرین کوب، عبدالحسین. '''''با کاروان حلّه'''''. تهران: ابن سینا، چ 9، 1374، ص 72ـ 73.</ref><ref>فروزانفر، بدیع الزمان. '''''سخن و سخنوران'''''. تهران: خوارزمی، 1350، ج.2، ص 365.</ref>. او مردی متدین، وفادار به حامیان خویش، مفتون میهن خود، به ویژه خراسان و مرو بوده است. در معانی و بیان مهارت داشت، ولیکن با وجود این گاهی در استفاده از این مهارت در شعر ناتوان مینماید<ref>ریپکا، یان. '''''تاریخ ادبیات ایران'''''. ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 290.</ref>. اشعار او همه طبیعی و از هرگونه تکلّف خالی است. در تعبیرات، تشبیه و استعاره به تقلید از گذشتگان پایبند نیست و رعایت قواعد علم قافیه را چندان لازم نمیداند. به جز مثنوی مشهور ''ویس و رامین''، اشعار متفرقه، یک قطعه در شکایت از ثقه الملک نامی و یک رباعی از دیگر آثار او هستند<ref>فروزانفر، بدیع الزمان. '''''سخن و سخنوران'''''. تهران: خوارزمی، 1350، ج.2، ص 362، 363، 366 و 371.</ref>. ظاهراً فخری تخلص میکرده است، زیرا هرجا فرهنگها اشعاری از وی شاهد آوردهاند، نام او را فخری گرگانی نوشتهاند<ref>محجوب، محمدجعفر. مقدمه بر '''''ویس و رامین'''''. تهران: نشر اندیشه، 1337/ 1959م، ص 13 (مقدمه).</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[سلجوقیان]] | |||
* [[اصفهان]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
ابوالقاسم رادفر | ابوالقاسم رادفر | ||
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]] | |||
[[رده:ادبیات]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۲۷
فخرالدین اسعد گرگانی (د پس از 446ق / 1054م)، شاعر، داستانسرا.
از شاعران بنام ایران در دو سده 4 و 5ق است. نخست در گرگان میزیست، سپس عازم عراق و ری شد و در سلک شاعران دربار طغرل (429-455ق / 1038-1063م) و ملکشاه سلجوقی (465-485ق / 1073-1092م) درآمد[۱]. از اکثر علوم متداول عصر بهره داشت و با معانی فلسفی و کلامی نیز تا اندازهای آشنا بود. در نجوم دستی داشت و اصطلاحهای علمی و نجوم را به خوبی میدانست[۲]. گویا در فتح اصفهان با طغرل همراه بود، اما پس از عزیمت سلطان از اصفهان به همدان (ح 445ق / 1053م) مدتی نزد عمید ابوالفتح مظفر نیشابوری، حکمران اصفهان باقی ماند و به تشویق او به نظم ویس و رامین پرداخت[۳]. بنابر برخی اشارات در ویس و رامین، گویا با شعر و ادب عربی هم آشنا بوده است[۴][۵]. او مردی متدین، وفادار به حامیان خویش، مفتون میهن خود، به ویژه خراسان و مرو بوده است. در معانی و بیان مهارت داشت، ولیکن با وجود این گاهی در استفاده از این مهارت در شعر ناتوان مینماید[۶]. اشعار او همه طبیعی و از هرگونه تکلّف خالی است. در تعبیرات، تشبیه و استعاره به تقلید از گذشتگان پایبند نیست و رعایت قواعد علم قافیه را چندان لازم نمیداند. به جز مثنوی مشهور ویس و رامین، اشعار متفرقه، یک قطعه در شکایت از ثقه الملک نامی و یک رباعی از دیگر آثار او هستند[۷]. ظاهراً فخری تخلص میکرده است، زیرا هرجا فرهنگها اشعاری از وی شاهد آوردهاند، نام او را فخری گرگانی نوشتهاند[۸].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ حکیمیان، ابوالفتح. فهرست مشاهیر ایران. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 309.
- ↑ محجوب، محمدجعفر. مقدمه بر ویس و رامین. تهران: نشر اندیشه، 1337/ 1959م، ص 12 (مقدمه).
- ↑ صفا، ذبیحالله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 372ـ 373.
- ↑ زرین کوب، عبدالحسین. با کاروان حلّه. تهران: ابن سینا، چ 9، 1374، ص 72ـ 73.
- ↑ فروزانفر، بدیع الزمان. سخن و سخنوران. تهران: خوارزمی، 1350، ج.2، ص 365.
- ↑ ریپکا، یان. تاریخ ادبیات ایران. ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 290.
- ↑ فروزانفر، بدیع الزمان. سخن و سخنوران. تهران: خوارزمی، 1350، ج.2، ص 362، 363، 366 و 371.
- ↑ محجوب، محمدجعفر. مقدمه بر ویس و رامین. تهران: نشر اندیشه، 1337/ 1959م، ص 13 (مقدمه).
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
ابوالقاسم رادفر