پرش به محتوا

استکبار، مستکبر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «استكبار، مستكبر سيروس خندان استكبار: در مقابل استضعاف به معني بزرگ شمردن خود بر ديگران و خود را بزرگ‌مرتبه ديدن گرچه في‌الواقع بزرگ‌منش نباشد. استكبر استكباراً يعني طلب بزرگي و مجاهده نمودن در به دست آوردن آن است كه اگر از راه پسنديده و صو...» ایجاد کرد
 
Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
استكبار، مستكبر
در مقابل [[استضعاف، مستضعف|استضعاف]] به معنی بزرگ شمردن خود بر دیگران و خود را بزرگ‌مرتبه دیدن گرچه فی‌الواقع بزرگ‌منش نباشد. استكبر استكباراً یعنی طلب بزرگی و مجاهده نمودن در به دست آوردن آن است كه اگر از راه پسندیده و صواب باشد خوب والا قبیح و مذموم است. بدترین انواع آن سرپیچی از فرمانِ خدای تعالی و رسول اوست<ref>قریب، محمّد، فرهنگ لغات قرآن (جلد دوم)، تهران، انتشارات بنیاد، چاپ اول، 1362، ص343.</ref> مستكبر، كسی است كه مبتلا به استكبار است. و اسم فاعل از مصدر استكبار است. مستكبر می‌خواهد به بزرگی دست یابد و آن را به رخ دیگران بكشد.<ref>[علامه] طباطبایی، المیزان، جلد 12، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، بی‌تا، ص234.</ref> استكبار از دیدگاه قرآن خصلتی است كه در هر فرد و جامعه‌ای بروز كند، آن را علی‌رغم شایستگی‌ها و ارزش‌های والایی كه دارد به ضد خداوند و دشمن خلق و ارزشِ منفی تبدیل می‌كند. استكبار هیچ‌گاه موضع حق ندارد و همواره از هواهای نفسانی و خواسته‌های شیطانی سرچشمه می‌گیرد. (عمید زنجانی، 72) استكبار در دو حوزه‌ی فردی و اجتماعی قابل تقسیم است همان‌طور كه مستكبران نیز در دو حوزه مختلف قابل تفكیک‌اند. می‌توان استكبار فردی را مقدمه‌ای برای استكبار اجتماعی دانست. به این صورت كه شخص مستكبر ممكن است قوانین نظام اجتماعی را نپذیرد. استكبار فردی بیشتر در حوزه‌ی اخلاق مطرح می‌شود كه ریشه در پیروی از شهوات و هواهای نفسانی دارد. مستكبر در این حوزه خود را در مقایسه با دیگران افضل می‌شمارد. اولین مستكبر این حوزه شیطان است كه با وجود عبادت‌های طولانی از پیروی امر خدا مبنی بر سجده بر انسان خودداری كرد و فضل‌فروشی كرد كه جنسِ من از آتش و جنس انسان از خاک است و آتش بر خاك افضل است. امّا استكبار اجتماعی كه در سطح جامعه و بین‌الملل مطرح می‌شود و غالباً مفهومی سیاسی دارد تا اخلاقِ محض، استكباری در سطح كلان است نه فرد. به این صورت كه یک كشور خود را بر سایر كشورها ترجیح دهد و به غارت اموال كشورهای دیگر بپردازد و بقیه كشورها را در خدمت و اسیر خود پندارد، كه در طول تاریخ به صورت‌های مختلف بر اساس شرایط زمانی و مكانی به اشكال مختلف در عملكرد حكومت‌های مستبد و انسان‌های مستبد ظهور نموده است. در عهد باستان به صورت پرستش الهه‌ها و خدایان، در دوران فئودالی به صورت مالكیت بر سرزمین‌ها و در عصر جدید یعنی عصر سرمایه‌داری به شكل تسلط بر شریان‌های اقتصادی دنیا تلاش در جهت كسب سرمایه در آن سوی مرزها نمودار شده است.<ref>مهدوی، اصغر، استكبار از دیدگاه قرآت و عترت، پایان‌نامه كارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق (ع)، 1369، ص188.189.</ref> مشكلی كه جهانِ امروز را تهدید می‌كند استكبار اجتماعی و سیاسی است كه خود ناشی از روی‌گردانی بشر جدید از تعالیم شرایع آسمانی و تبعیت از شهوانیات و لذایذ نفسانی است. واژه‌ی امپریالیسم یا استعمار می‌تواند معادلی برای استكبار سیاسی و اجتماعی باشد همان‌طور كه سوسیالیسم در روزگار خود مبتلا به این استكبار شد و لیبرالیسم و كاپیتالیسم در روزگار معاصر به بهانه‌ی [[آزادی]] و انتخاب رأی و دموكراسی و... بشر جدید را زیر چرخ‌های خود لِه كرده و ضعیف نگه داشته است، زمزمه‌های جهانی شدن نیز دارد به سمت و سوی استكباری كه همان جهانی‌سازی و ساختن جهان به دست یك گروه و یك كشور خاص و نظارت آن كشور بر تمام كشورها و بلكه كره‌ی خاكی است، پیش می‌رود و طبیعی است كه اگر منظور از جهانی شدن جهانی‌سازی لیبرالیسم یا جهانی شدن سرمایه‌داری باشد، كشورهای زیادی هستند كه در این چرخه، روز به روز گرفتار استضعاف بیشتری می‌شوند. تقسیماتی نظیر كشورهای شملا و جنوب یا كشورهای با توسعه یا در حال توسعه و... ناشی از همین رویكرد است. مستكبران قرون اخیر دارای چنین ویژگی‌هایی هستند:


سيروس خندان
# منفعت‌طلبی: دو واه‌ی لذت و منفعت از كلید واژه‌های تمدن جدید كه مبنای آن انسان‌محوری (اومانیسم) است، می‌باشند. مستكبران جدید نگاه مادی و ابزاری به بشر دارند. در واقع اومانیسم انسان ابزاری است نه انسان‌محوری. چراكه فقط به نیازهای مادی و حیوانی انسان می‌پردازد و در راه كسب این لذت‌ها از هر وسیله‌ای برای مطلوب استفاده می‌كند. از ساحت روحانی و غیر مادی بشر غافل است.
# آقایی كردن بر جهان و گسترش سلطه‌ی روزافزون خود: مستكبران جدید در پی كشف سلطه جهانی و تصاحب ذخایر جهان و به دست گرفتن شریان‌های اقتصادی هستند تا بیشتر ذخیره كنند و بهشت زمینی خود را رونق بیشتری بدهند.
# تضعیف مستضعفان: بر اساس این ویژگی، هیچ مستكبری، مستكبر نشده مگر این‌كه مستضعفی در كنار او بوده و به فرمایش [[امام خمینی]] (ره) هیچ كاخی برافراشته نشده مگر این‌كه كوخی ویران شده است. انگلیس، مستكبر نشده مگر این‌كه به استعمار دولت عثمانی و خاورمیانه پرداخته است. در روزگار فعلی نیز آمریكا علم استكبار را به دست گرفته است كه صهیونیسم یكی از پشتوانه‌های جدّی آن است.
# اضطراب درونی: این اضطراب ناشی از حمله‌ی احتمالی مستضعفان است، شخص مستكبر طمع دارد و گرسنگی‌اش سیری ناپذیر است بر همین اساس در پی كسب منافع و منابع دیگران، یک لحظه آرام و قرار ندارد.
# غارت ذخایر اقتصادی و فرهنگی مستضعفان: مستكبران هر چیزی را كه برایشان بهره‌ی مالی و مادی دارد در صددند كه از طرف مختلف از آن بهره‌برداری كنند. اغلب آثار مهم فرهنگی كشورهای مستعمره و ضعیف در كشورهای استعماری است كه از آن بهره‌برداری مادی می‌شود، مانند موزه‌های انگلیسی و آمریكا.
# ایجاد اختلاف میان كشورهای مستضعف، سیاستِ «فَرِّق تَسُدّ» تفرقه بینداز و حكومت كن یكی از نقشه‌های مهم استكبار است. مانند طرح اختلافات فعلی میان شیعه و سنی كه از سیاست‌های استكبار جدید برای ادامه‌ی سلطه‌ی خود بر كشورهای مسلمان و مشغول داشتن آنها به اختلافات داخلی است.
# ترویج فساد و فحشا: یكی دیگر از حربه‌های استعمار برای سست كردن مقاومت كشورهای ضعیف رواج فساد و فشحاست. چنانچه فرانسه الجزایر را با این روش غافلگیر كرد یا این‌كه مسلمانان در جنگ‌های صلیبی، اسیر این حربه‌ی دشمن شدند.


برای مبارزه با سیطره‌ی استكبار، مستضعفان دو راه در پیش دارند:


استكبار: در مقابل استضعاف به معني بزرگ شمردن خود بر ديگران و خود را بزرگ‌مرتبه ديدن گرچه في‌الواقع بزرگ‌منش نباشد. استكبر استكباراً يعني طلب بزرگي و مجاهده نمودن در به دست آوردن آن است كه اگر از راه پسنديده و صواب باشد خوب والا قبيح و مذموم است. بدترين انواع آن سرپيچي از فرمانِ خداي تعالي و رسول اوست (قريب، ج 2، 343) مستكبر، كسي است كه مبتلا به استكبار است. و اسم فاعل از مصدر استكبار است. مستكبر مي‌خواهد به بزرگي دست يابد و آن را به رخ ديگران بكشد. (علامه طباطبايي، ج 12، 234) استكبار از ديدگاه قرآن خصلتي است كه در هر فرد و جامعه‌اي بروز كند، آن را علي‌رغم شايستگي‌ها و ارزش‌هاي والايي كه دارد به ضد خداوند و دشمن خلق و ارزشِ منفي تبديل مي‌كند. استكبار هيچ‌گاه موضع حق ندارد و همواره از هواهاي نفساني و خواسته‌هاي شيطاني سرچشمه مي‌گيرد. (عميد زنجاني، 72) استكبار در دو حوزه‌ي فردي و اجتماعي قابل تقسيم است همان‌طور كه مستكبران نيز در دو حوزه مختلف قابل تفكيك‌اند. مي‌توان استكبار فردي را مقدمه‌اي براي استكبار اجتماعي دانست. به اين صورت كه شخص مستكبر ممكن است قوانين نظام اجتماعي را نپذيرد. استكبار فردي بيشتر در حوزه‌ي اخلاق مطرح مي‌شود كه ريشه در پيروي از شهوات و هواهاي نفساني دارد. مستكبر در اين حوزه خود را در مقايسه با ديگران افضل مي‌شمارد. اولين مستكبر اين حوزه شيطان است كه با وجود عبادت‌هاي طولاني از پيروي امر خدا مبني بر سجده بر انسان خودداري كرد و فضل‌فروشي كرد كه جنسِ من از آتش و جنس انسان از خاك است و آتش بر خاك افضل است. امّا استكبار اجتماعي كه در سطح جامعه و بين‌الملل مطرح مي‌شود و غالباً مفهومي سياسي دارد تا اخلاقِ محض، استكباري در سطح كلان است نه فرد. به اين صورت كه يك كشور خود را بر ساير كشورها ترجيح دهد و به غارت اموال كشورهاي ديگر بپردازد و بقيه كشورها را در خدمت و اسير خود پندارد، كه در طول تاريخ به صورت‌هاي مختلف بر اساس شرايط زماني و مكاني به اشكال مختلف در عملكرد حكومت‌هاي مستبد و انسان‌هاي مستبد ظهور نموده است. در عهد باستان به صورت پرستش الهه‌ها و خدايان، در دوران فئودالي به صورت مالكيت بر سرزمين‌ها و در عصر جديد يعني عصر سرمايه‌داري به شكل تسلط بر شريان‌هاي اقتصادي دنيا تلاش در جهت كسب سرمايه در آن سوي مرزها نمودار شده است. (مهدوي، 189- 188) مشكلي كه جهانِ امروز را تهديد مي‌كند استكبار اجتماعي و سياسي است كه خود ناشي از روي‌گرداني بشر جديد از تعاليم شرايع آسماني و تبعيت از شهوانيات و لذايذ نفساني است. واژه‌ي امپرياليسم يا استعمار مي‌تواند معادلي براي استكبار سياسي و اجتماعي باشد همان‌طور كه سوسياليسم در روزگار خود مبتلا به اين استكبار شد و ليبراليسم و كاپيتاليسم در روزگار معاصر به بهانه‌ي آزادي و انتخاب رأي و دموكراسي و... بشر جديد را زير چرخ‌هاي خود لِه كرده و ضعيف نگه داشته است، زمزمه‌هاي جهاني شدن نيز دارد به سمت و سويِ استكباري كه همان جهاني‌سازي و ساختن جهان به دست يك گروه و يك كشور خاص و نظارت آن كشور بر تمام كشورها و بلكه كره‌ي خاكي است، پيش مي‌رود و طبيعي است كه اگر منظور از جهاني شدن جهاني‌سازي ليبراليسم يا جهاني شدن سرمايه‌داري باشد، كشورهاي زيادي هستند كه در اين چرخه، روز به روز گرفتار استضعاف بيشتري مي‌شوند. تقسيماتي نظير كشورهاي شملا و جنوب يا كشورهاي با توسعه يا در حال توسعه و... ناشي از همين رويكرد است. مستكبران قرون اخير داراي چنين ويژگي‌هايي هستند: 1- منفعت‌طلبي: دو واه‌ي لذت و منفعت از كليد واژه‌هاي تمدن جديد كه مبناي آن انسان‌محوري (اومانيسم) است، مي‌باشند. مستكبران جديد نگاه مادي و ابزاري به بشر دارند. در واقع اومانيسم انسان ابزاري است نه انسان‌محوري. چراكه فقط به نيازهاي مادي و حيواني انسان مي‌پردازد و در راه كسب اين لذت‌ها از هر وسيله‌اي برايِ مطلوب استفاده مي‌كند. از ساحت روحاني و غير مادي بشر غافل است. 2- آقايي كردن بر جهان و گسترش سلطه‌ي روزافزون خود: مستكبران جديد در پي كشف سلطه جهاني و تصاحب ذخاير جهان و به دست گرفتن شريان‌هاي اقتصادي هستند تا بيشتر ذخيره كنند و بهشت زميني خود را رونق بيشتري بدهند. 3- تضعيف مستضعفان: بر اساس اين ويژگي، هيچ مستكبري، مستكبر نشده مگر اين‌كه مستضعفي در كنار او بوده و به فرمايش امام خميني (ره) هيچ كاخي برافراشته نشده مگر اين‌كه كوخي ويران شده است. انگليس، مستكبر نشده مگر اين‌كه به استعمار دولت عثماني و خاورميانه پرداخته است. در روزگار فعلي نيز آمريكا علم استكبار را به دست گرفته است كه صهيونيسم يكي از پشتوانه‌هاي جدّي آن است. 4- اضطراب دروني: اين اضطراب ناشي از حمله‌ي احتمالي مستضعفان است، شخص مستكبر طمع دارد و گرسنگي‌اش سيري ناپذير است بر همين اساس در پي كسب منافع و منابع ديگران، يك لحظه آرام و قرار ندارد. 5- غارت ذخاير اقتصادي و فرهنگي مستضعفان: مستكبران هر چيزي را كه برايشان بهره‌ي مالي و مادي دارد در صددند كه از طرف مختلف از آن بهره‌برداري كنند. اغلب آثار مهم فرهنگي كشورهاي مستعمره و ضعيف در كشورهاي استعماري است كه از آن بهره‌برداري مادي مي‌شود، مانند موزه‌هاي انگليسي و آمريكا. 6- ايجاد اختلاف ميان كشورهاي مستضعف، سياستِ «فَرِّق تَسُدّ» تفرقه بينداز و حكومت كن يكي از نقشه‌هاي مهم استكبار است. مانند طرح اختلافات فعلي ميان شيعه و سني كه از سياست‌هاي استكبار جديد براي ادامه‌ي سلطه‌ي خود بر كشورهاي مسلمان و مشغول داشتن آنها به اختلافات داخلي است. 7- ترويج فساد و فحشا: يكي ديگر از حربه‌هاي استعمار براي سست كردن مقاومت كشورهاي ضعيف رواج فساد و فشحاست. چنانچه فرانسه الجزاير را با اين روش غافلگير كرد يا اين‌كه مسلمانان در جنگ‌هاي صليبي، اسير اين حربه‌ي دشمن شدند. براي مبارزه با سيطره‌ي استكبار، مستضعفان دو راه در پيش دارند: 1- حمله نظامي مستقيم و رو در رو: چنانچه حزب‌الله لبنان با روش مقاومت، در برابر زياده‌خواهي‌هاي دشمن متجاوز ايستاد. اين مقاومت مي‌تواند به صورت ديگري نيز جلوه كند. مانند اين‌كه كشورهاي مسلمان با همديگر هم‌پيمان شوند كه نفتِ خود را به مدت 1 ماه يا بيشتر يا كمتر بر كشورهاي استعماري ببندند تا جلوي زياده‌خواهي‌هاي دشمن را بگيرند و خوي استكباري او را نرم كنند. در عرصه‌ي فرهنگي نيز مي‌توانند روحيه‌ي استكبارستيزي را از طرف مختلف (كتاب، تأليفات، رسانه‌ها، روزنامه‌ها، خبرگزاري‌ها و...) به پيكره‌ي جهان تزريق كنند. اين راه در درازمدت تأثيرات بيشتري خواهد داشت. در عرصه سياست، وحدت داخلي عنصر مهمي براي استكبارستيزي و جلوگيري از نفوذ دشمن تلقي مي‌شود. راه دوم مبارزه‌ي غير مستقيم است كه خود مي‌تواند به روش‌هاي مختلف صورت گيرد: 1- مبارزه فرهنگي كه بهترين راه براي مبارزه با فرهنگ استكباري است. يكي از مؤلفه‌هاي مهم مبارزه‌ي فرهنگي و مقابله با تهاجم فرهنگي، خودباوري و عزت نفس است. طرح شعار جدايي دين از سياست، تبليغات گوناگون عليه شعائر اسلامي و خشن جلوه دادن تعاليم اسلامي از نقشه‌هاي استكبار براي تحقير فرهنگ مسلمانان است. و راه‌حل آن دفاع منطقي و معقول همراه با تبليغات فراوان است، چنانچه امام خميني (ره) در اين عرصه، هنميه‌ي پوشالي استكبار را بر همگان آشكار ساخت. 2- مبارزه‌ي سياسي، ارتباط بيشتر كشورهاي مسلمان با يكديگر و با ديگر كشورهاي آزاده جهان كه حاضر نيستند ظلم را تحمل كنند و تشكيل حلقه استكبارستيزانه آنها مي‌تواند در دل دشمن رعب و وحشت ايجاد كند. آنچنان كه كشور آمريكا از پيوند جمهوري اسلامي با كشورهاي جنبش عدم تعهد، سخت در هراس است. 3- مبارزه اقتصادي: تشكيل بورس مشترك و واحد پولي مشترك و صندوق‌هاي پولي مشترك مي‌تواند علاوه بر افزايش ارز زمينه‌اي براي مقابله با استكبار فراهم كند. در عهد كنوني، انقلاب اسلامي ايران نقطه‌ي اوج استكبارستيزي تلقي مي‌شود كه توانسته در عرصه‌هاي مختلف منافع استكبار را به خطر اندازد. پيام ظلم‌ستيزي و مقابله با استكبارِ امام خميني (ره) مستضعفان جهان را بيدار كرده و آنها را به قيام عليه مستكبران دعوت كرده و به فرموده‌ي امام (ره) اين قيام استكبارستيزانه تا پيروزي كامل مستضعفان ادامه دارد و تا بانك لااِلهَ‌الاالله و محمّد رسول‌الله بر جهان طنين نيفكند و تا زماني كه مستكبرين وجود دارند، اين قيام و مبارزه ادامه دارد. (امام، صحيفه نور، ج 11، 266) و اين امري است كه وعده‌ي آن در قرآن داده شده است و زمين به وارثت مستضعفين خواهد رسيد. (قصص/ 5)
حمله نظامی مستقیم و رو در رو: چنانچه حزب‌الله لبنان با روش مقاومت، در برابر زیاده‌خواهی‌های دشمن متجاوز ایستاد. این مقاومت می‌تواند به صورت دیگری نیز جلوه كند. مانند این‌كه كشورهای مسلمان با همدیگر هم‌پیمان شوند كه نفتِ خود را به مدت 1 ماه یا بیشتر یا كمتر بر كشورهای استعماری ببندند تا جلوی زیاده‌خواهی‌های دشمن را بگیرند و خوی استكباری او را نرم كنند. در عرصه‌ی فرهنگی نیز می‌توانند روحیه‌ی استكبارستیزی را از طرف مختلف (كتاب، تألیفات، رسانه‌ها، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و...) به پیكره‌ی جهان تزریق كنند. این راه در درازمدت تأثیرات بیشتری خواهد داشت. در عرصه سیاست، وحدت داخلی عنصر مهمی برای استكبارستیزی و جلوگیری از نفوذ دشمن تلقی می‌شود.


فهرست منابع و مآخذ:
راه دوم مبارزه‌ی غیر مستقیم است كه خود می‌تواند به روش‌های مختلف صورت گیرد:


قرآن كريم
# مبارزه فرهنگی كه بهترین راه برای مبارزه با فرهنگ استكباری است. یكی از مؤلفه‌های مهم مبارزه‌ی فرهنگی و مقابله با تهاجم فرهنگی، خودباوری و عزت نفس است. طرح شعار جدایی دین از سیاست، تبلیغات گوناگون علیه شعائر اسلامی و خشن جلوه دادن تعالیم اسلامی از نقشه‌های استكبار برای تحقیر فرهنگ مسلمانان است. و راه‌حل آن دفاع منطقی و معقول همراه با تبلیغات فراوان است، چنانچه [[امام خمینی]] (ره) در این عرصه، هنمیه‌ی پوشالی استكبار را بر همگان آشكار ساخت.
# مبارزه‌ی سیاسی، ارتباط بیشتر كشورهای مسلمان با یكدیگر و با دیگر كشورهای آزاده جهان كه حاضر نیستند ظلم را تحمل كنند و تشكیل حلقه استكبارستیزانه آنها می‌تواند در دل دشمن رعب و وحشت ایجاد كند. آنچنان كه كشور آمریكا از پیوند [[جمهوری اسلامی]] با كشورهای جنبش عدم تعهد، سخت در هراس است.
# مبارزه اقتصادی: تشكیل بورس مشترك و واحد پولی مشترك و صندوق‌های پولی مشترك می‌تواند علاوه بر افزایش ارز زمینه‌ای برای مقابله با استكبار فراهم كند. در عهد كنونی، [[انقلاب اسلامی ایران]] نقطه‌ی اوج استكبارستیزی تلقی می‌شود كه توانسته در عرصه‌های مختلف منافع استكبار را به خطر اندازد. پیام ظلم‌ستیزی و مقابله با استكبارِ امام خمینی (ره) مستضعفان جهان را بیدار كرده و آنها را به قیام علیه مستكبران دعوت كرده و به فرموده‌ی امام (ره) این قیام استكبارستیزانه تا پیروزی كامل مستضعفان ادامه دارد و تا بانك لااِلهَ‌الاالله و محمّد رسول‌الله بر جهان طنین نیفكند و تا زمانی كه مستكبرین وجود دارند، این قیام و مبارزه ادامه دارد.<ref>[امام] خمینی، روح‌الله، صحیفه نور، جلد 11، تهران، چاپخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1361، ص266.</ref> و این امری است كه وعده‌ی آن در قرآن داده شده است و زمین به وارثت مستضعفین خواهد رسید.<ref>قرآن کریم</ref> (قصص: 5)


نهج‌البلاغه (دشتي- شهيدي)


1- دهخدا، علي‌اكبر، لغت‌نامه، جلد 2، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1372
فهرست منابع و مآخذ:


2- زرشناس، شهريار، واژه‌نامه فرهنگي، سياسي، تهران، كتاب صبح، چاپ اول، 1382
نهج‌البلاغه (دشتی- شهیدی)


3- [امام] خميني، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 11، تهران، چاپخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1361
1- دهخدا، علی‌اكبر، لغت‌نامه، جلد 2، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1372


4- [امام] خميني، روح‌الله، صحيفه امام، جلد 1، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، چاپ سوم، 1379
2- زرشناس، شهریار، واژه‌نامه فرهنگی، سیاسی، تهران، كتاب صبح، چاپ اول، 1382


5- خرمشاهي، بهاءالدين، فرهنگ اصلاحات علوم و تمدن اسلام (فارسي- انگليسيبنياد پژوهشي آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1370
4- [امام] خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، جلد 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ سوم، 1379


6- رهبر، محمدتقي، استكبار و استضعاف از ديدگاه قرآن، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1362
5- خرمشاهی، بهاءالدین، فرهنگ اصلاحات علوم و تمدن اسلام (فارسی- انگلیسی)، بنیاد پژوهشی آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1370


7- [علامه] طباطبايي، الميزان، جلد 12، قم، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، بي‌تا
6- رهبر، محمدتقی، استكبار و استضعاف از دیدگاه قرآن، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1362


8- طبرسي، مجمع‌البيان، جلد 6، ترجمه احمد    ؟    ، تهران، مؤسسه انتشاراتي فرهاني، چاپ اول، 1350
8- طبرسی، مجمع‌البیان، جلد 6، ترجمه احمد    ؟    ، تهران، مؤسسه انتشاراتی فرهانی، چاپ اول، 1350


9- قاضي‌زاده، كاظم، انديشه‌هاي فقهي- سياسي امام خميني، تهران، مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري، چاپ اول، 1377
9- قاضی‌زاده، كاظم، اندیشه‌های فقهی- سیاسی امام خمینی، تهران، مركز تحقیقات استراتژیك ریاست جمهوری، چاپ اول، 1377


10- قريب، محمّد، فرهنگ لغات قرآن (جلد دوم)، تهران، انتشارات بنياد، چاپ اول، 1362
12- نجفی، موسی، تعامل دیانت و سیاست در ایران، تهران، بنیاد مطالعات تاریخ معاصر ایران، بنیاد مستضعفان و جانبازان، چاپ اول، 1378


11- مهدوي، اصغر، استكبار از ديدگاه قرآت و عترت، پايان‌نامه كارشناسي ارشد دانشگاه امام صادق (ع1369
13- استكبار و استضعاف از منظر امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (رهچاپ اول، 1381


12- نجفي، موسي، تعامل ديانت و سياست در ايران، تهران، بنياد مطالعات تاريخ معاصر ايران، بنياد مستضعفان و جانبازان، چاپ اول، 1378
== مآخذ ==
<references />


13- استكبار و استضعاف از منظر امام خميني، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (رهچاپ اول، 1381
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی]، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401درآمدی بر دانشنامه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی].
 
== نویسنده مقاله ==
سيروس خندان
[[رده:انقلاب اسلامی]]

نسخهٔ ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۱۶

در مقابل استضعاف به معنی بزرگ شمردن خود بر دیگران و خود را بزرگ‌مرتبه دیدن گرچه فی‌الواقع بزرگ‌منش نباشد. استكبر استكباراً یعنی طلب بزرگی و مجاهده نمودن در به دست آوردن آن است كه اگر از راه پسندیده و صواب باشد خوب والا قبیح و مذموم است. بدترین انواع آن سرپیچی از فرمانِ خدای تعالی و رسول اوست[۱] مستكبر، كسی است كه مبتلا به استكبار است. و اسم فاعل از مصدر استكبار است. مستكبر می‌خواهد به بزرگی دست یابد و آن را به رخ دیگران بكشد.[۲] استكبار از دیدگاه قرآن خصلتی است كه در هر فرد و جامعه‌ای بروز كند، آن را علی‌رغم شایستگی‌ها و ارزش‌های والایی كه دارد به ضد خداوند و دشمن خلق و ارزشِ منفی تبدیل می‌كند. استكبار هیچ‌گاه موضع حق ندارد و همواره از هواهای نفسانی و خواسته‌های شیطانی سرچشمه می‌گیرد. (عمید زنجانی، 72) استكبار در دو حوزه‌ی فردی و اجتماعی قابل تقسیم است همان‌طور كه مستكبران نیز در دو حوزه مختلف قابل تفكیک‌اند. می‌توان استكبار فردی را مقدمه‌ای برای استكبار اجتماعی دانست. به این صورت كه شخص مستكبر ممكن است قوانین نظام اجتماعی را نپذیرد. استكبار فردی بیشتر در حوزه‌ی اخلاق مطرح می‌شود كه ریشه در پیروی از شهوات و هواهای نفسانی دارد. مستكبر در این حوزه خود را در مقایسه با دیگران افضل می‌شمارد. اولین مستكبر این حوزه شیطان است كه با وجود عبادت‌های طولانی از پیروی امر خدا مبنی بر سجده بر انسان خودداری كرد و فضل‌فروشی كرد كه جنسِ من از آتش و جنس انسان از خاک است و آتش بر خاك افضل است. امّا استكبار اجتماعی كه در سطح جامعه و بین‌الملل مطرح می‌شود و غالباً مفهومی سیاسی دارد تا اخلاقِ محض، استكباری در سطح كلان است نه فرد. به این صورت كه یک كشور خود را بر سایر كشورها ترجیح دهد و به غارت اموال كشورهای دیگر بپردازد و بقیه كشورها را در خدمت و اسیر خود پندارد، كه در طول تاریخ به صورت‌های مختلف بر اساس شرایط زمانی و مكانی به اشكال مختلف در عملكرد حكومت‌های مستبد و انسان‌های مستبد ظهور نموده است. در عهد باستان به صورت پرستش الهه‌ها و خدایان، در دوران فئودالی به صورت مالكیت بر سرزمین‌ها و در عصر جدید یعنی عصر سرمایه‌داری به شكل تسلط بر شریان‌های اقتصادی دنیا تلاش در جهت كسب سرمایه در آن سوی مرزها نمودار شده است.[۳] مشكلی كه جهانِ امروز را تهدید می‌كند استكبار اجتماعی و سیاسی است كه خود ناشی از روی‌گردانی بشر جدید از تعالیم شرایع آسمانی و تبعیت از شهوانیات و لذایذ نفسانی است. واژه‌ی امپریالیسم یا استعمار می‌تواند معادلی برای استكبار سیاسی و اجتماعی باشد همان‌طور كه سوسیالیسم در روزگار خود مبتلا به این استكبار شد و لیبرالیسم و كاپیتالیسم در روزگار معاصر به بهانه‌ی آزادی و انتخاب رأی و دموكراسی و... بشر جدید را زیر چرخ‌های خود لِه كرده و ضعیف نگه داشته است، زمزمه‌های جهانی شدن نیز دارد به سمت و سوی استكباری كه همان جهانی‌سازی و ساختن جهان به دست یك گروه و یك كشور خاص و نظارت آن كشور بر تمام كشورها و بلكه كره‌ی خاكی است، پیش می‌رود و طبیعی است كه اگر منظور از جهانی شدن جهانی‌سازی لیبرالیسم یا جهانی شدن سرمایه‌داری باشد، كشورهای زیادی هستند كه در این چرخه، روز به روز گرفتار استضعاف بیشتری می‌شوند. تقسیماتی نظیر كشورهای شملا و جنوب یا كشورهای با توسعه یا در حال توسعه و... ناشی از همین رویكرد است. مستكبران قرون اخیر دارای چنین ویژگی‌هایی هستند:

  1. منفعت‌طلبی: دو واه‌ی لذت و منفعت از كلید واژه‌های تمدن جدید كه مبنای آن انسان‌محوری (اومانیسم) است، می‌باشند. مستكبران جدید نگاه مادی و ابزاری به بشر دارند. در واقع اومانیسم انسان ابزاری است نه انسان‌محوری. چراكه فقط به نیازهای مادی و حیوانی انسان می‌پردازد و در راه كسب این لذت‌ها از هر وسیله‌ای برای مطلوب استفاده می‌كند. از ساحت روحانی و غیر مادی بشر غافل است.
  2. آقایی كردن بر جهان و گسترش سلطه‌ی روزافزون خود: مستكبران جدید در پی كشف سلطه جهانی و تصاحب ذخایر جهان و به دست گرفتن شریان‌های اقتصادی هستند تا بیشتر ذخیره كنند و بهشت زمینی خود را رونق بیشتری بدهند.
  3. تضعیف مستضعفان: بر اساس این ویژگی، هیچ مستكبری، مستكبر نشده مگر این‌كه مستضعفی در كنار او بوده و به فرمایش امام خمینی (ره) هیچ كاخی برافراشته نشده مگر این‌كه كوخی ویران شده است. انگلیس، مستكبر نشده مگر این‌كه به استعمار دولت عثمانی و خاورمیانه پرداخته است. در روزگار فعلی نیز آمریكا علم استكبار را به دست گرفته است كه صهیونیسم یكی از پشتوانه‌های جدّی آن است.
  4. اضطراب درونی: این اضطراب ناشی از حمله‌ی احتمالی مستضعفان است، شخص مستكبر طمع دارد و گرسنگی‌اش سیری ناپذیر است بر همین اساس در پی كسب منافع و منابع دیگران، یک لحظه آرام و قرار ندارد.
  5. غارت ذخایر اقتصادی و فرهنگی مستضعفان: مستكبران هر چیزی را كه برایشان بهره‌ی مالی و مادی دارد در صددند كه از طرف مختلف از آن بهره‌برداری كنند. اغلب آثار مهم فرهنگی كشورهای مستعمره و ضعیف در كشورهای استعماری است كه از آن بهره‌برداری مادی می‌شود، مانند موزه‌های انگلیسی و آمریكا.
  6. ایجاد اختلاف میان كشورهای مستضعف، سیاستِ «فَرِّق تَسُدّ» تفرقه بینداز و حكومت كن یكی از نقشه‌های مهم استكبار است. مانند طرح اختلافات فعلی میان شیعه و سنی كه از سیاست‌های استكبار جدید برای ادامه‌ی سلطه‌ی خود بر كشورهای مسلمان و مشغول داشتن آنها به اختلافات داخلی است.
  7. ترویج فساد و فحشا: یكی دیگر از حربه‌های استعمار برای سست كردن مقاومت كشورهای ضعیف رواج فساد و فشحاست. چنانچه فرانسه الجزایر را با این روش غافلگیر كرد یا این‌كه مسلمانان در جنگ‌های صلیبی، اسیر این حربه‌ی دشمن شدند.

برای مبارزه با سیطره‌ی استكبار، مستضعفان دو راه در پیش دارند:

حمله نظامی مستقیم و رو در رو: چنانچه حزب‌الله لبنان با روش مقاومت، در برابر زیاده‌خواهی‌های دشمن متجاوز ایستاد. این مقاومت می‌تواند به صورت دیگری نیز جلوه كند. مانند این‌كه كشورهای مسلمان با همدیگر هم‌پیمان شوند كه نفتِ خود را به مدت 1 ماه یا بیشتر یا كمتر بر كشورهای استعماری ببندند تا جلوی زیاده‌خواهی‌های دشمن را بگیرند و خوی استكباری او را نرم كنند. در عرصه‌ی فرهنگی نیز می‌توانند روحیه‌ی استكبارستیزی را از طرف مختلف (كتاب، تألیفات، رسانه‌ها، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و...) به پیكره‌ی جهان تزریق كنند. این راه در درازمدت تأثیرات بیشتری خواهد داشت. در عرصه سیاست، وحدت داخلی عنصر مهمی برای استكبارستیزی و جلوگیری از نفوذ دشمن تلقی می‌شود.

راه دوم مبارزه‌ی غیر مستقیم است كه خود می‌تواند به روش‌های مختلف صورت گیرد:

  1. مبارزه فرهنگی كه بهترین راه برای مبارزه با فرهنگ استكباری است. یكی از مؤلفه‌های مهم مبارزه‌ی فرهنگی و مقابله با تهاجم فرهنگی، خودباوری و عزت نفس است. طرح شعار جدایی دین از سیاست، تبلیغات گوناگون علیه شعائر اسلامی و خشن جلوه دادن تعالیم اسلامی از نقشه‌های استكبار برای تحقیر فرهنگ مسلمانان است. و راه‌حل آن دفاع منطقی و معقول همراه با تبلیغات فراوان است، چنانچه امام خمینی (ره) در این عرصه، هنمیه‌ی پوشالی استكبار را بر همگان آشكار ساخت.
  2. مبارزه‌ی سیاسی، ارتباط بیشتر كشورهای مسلمان با یكدیگر و با دیگر كشورهای آزاده جهان كه حاضر نیستند ظلم را تحمل كنند و تشكیل حلقه استكبارستیزانه آنها می‌تواند در دل دشمن رعب و وحشت ایجاد كند. آنچنان كه كشور آمریكا از پیوند جمهوری اسلامی با كشورهای جنبش عدم تعهد، سخت در هراس است.
  3. مبارزه اقتصادی: تشكیل بورس مشترك و واحد پولی مشترك و صندوق‌های پولی مشترك می‌تواند علاوه بر افزایش ارز زمینه‌ای برای مقابله با استكبار فراهم كند. در عهد كنونی، انقلاب اسلامی ایران نقطه‌ی اوج استكبارستیزی تلقی می‌شود كه توانسته در عرصه‌های مختلف منافع استكبار را به خطر اندازد. پیام ظلم‌ستیزی و مقابله با استكبارِ امام خمینی (ره) مستضعفان جهان را بیدار كرده و آنها را به قیام علیه مستكبران دعوت كرده و به فرموده‌ی امام (ره) این قیام استكبارستیزانه تا پیروزی كامل مستضعفان ادامه دارد و تا بانك لااِلهَ‌الاالله و محمّد رسول‌الله بر جهان طنین نیفكند و تا زمانی كه مستكبرین وجود دارند، این قیام و مبارزه ادامه دارد.[۴] و این امری است كه وعده‌ی آن در قرآن داده شده است و زمین به وارثت مستضعفین خواهد رسید.[۵] (قصص: 5)


فهرست منابع و مآخذ:

نهج‌البلاغه (دشتی- شهیدی)

1- دهخدا، علی‌اكبر، لغت‌نامه، جلد 2، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1372

2- زرشناس، شهریار، واژه‌نامه فرهنگی، سیاسی، تهران، كتاب صبح، چاپ اول، 1382

4- [امام] خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، جلد 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ سوم، 1379

5- خرمشاهی، بهاءالدین، فرهنگ اصلاحات علوم و تمدن اسلام (فارسی- انگلیسی)، بنیاد پژوهشی آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1370

6- رهبر، محمدتقی، استكبار و استضعاف از دیدگاه قرآن، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1362

8- طبرسی، مجمع‌البیان، جلد 6، ترجمه احمد    ؟    ، تهران، مؤسسه انتشاراتی فرهانی، چاپ اول، 1350

9- قاضی‌زاده، كاظم، اندیشه‌های فقهی- سیاسی امام خمینی، تهران، مركز تحقیقات استراتژیك ریاست جمهوری، چاپ اول، 1377

12- نجفی، موسی، تعامل دیانت و سیاست در ایران، تهران، بنیاد مطالعات تاریخ معاصر ایران، بنیاد مستضعفان و جانبازان، چاپ اول، 1378

13- استكبار و استضعاف از منظر امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ اول، 1381

مآخذ

  1. قریب، محمّد، فرهنگ لغات قرآن (جلد دوم)، تهران، انتشارات بنیاد، چاپ اول، 1362، ص343.
  2. [علامه] طباطبایی، المیزان، جلد 12، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، بی‌تا، ص234.
  3. مهدوی، اصغر، استكبار از دیدگاه قرآت و عترت، پایان‌نامه كارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق (ع)، 1369، ص188.189.
  4. [امام] خمینی، روح‌الله، صحیفه نور، جلد 11، تهران، چاپخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1361، ص266.
  5. قرآن کریم

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

سيروس خندان