برزخ: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''برزخ،''' به معنای فاصله و حائل میان دو چیز است. برزخ ظاهراً واژهییست معرب که بهقول راغب اصفهانی، اصل آن (واژه پارسی) «برزه» بوده است<ref>راغب اصفهانی. '''''مفردات'''''. ماده برزخ.</ref>. این واژه در قرآن در سه آیه ذکر شده است. در یک آیه در سوره فرقان و در آیـه دیگر در سوره الرحمن، برزخ در معنی فاصله و حاجز میان دو دریا (یکی شور و دیگر شیرین) که به هم نمیآمیزند، آمده و در آیـه سوم که از سوره مؤمنون است، در معنی عالم برزخ، یا فاصلـه میان مرگ و رستاخیز: | '''برزخ،''' به معنای فاصله و حائل میان دو چیز است. برزخ ظاهراً واژهییست معرب که بهقول راغب اصفهانی، اصل آن (واژه پارسی) «برزه» بوده است<ref>راغب اصفهانی. '''''مفردات'''''. ماده برزخ.</ref>. این واژه در قرآن در سه آیه ذکر شده است. در یک آیه در سوره فرقان و در آیـه دیگر در سوره الرحمن، برزخ در معنی فاصله و حاجز میان دو دریا (یکی شور و دیگر شیرین) که به هم نمیآمیزند، آمده و در آیـه سوم که از سوره مؤمنون است، در معنی عالم برزخ، یا فاصلـه میان مرگ و رستاخیز: | ||
# «او خداییست که آب دو دریا را به هم آمیخت، دو دریایی که آبِ یکی از آن دو شیرین و گوارا و آبِ دیگری شور و تلخ و میان این دو آب، فاصله و حائلی قرار داد تا همیشه از هم جدا باشند و به هم نیامیزند»<ref>قرآن کریم، سوره فرقان، آیه 53.</ref>. | |||
# «و میان آن دو دریا فاصلهیی است که به حدود یکدیگر تجاوز نمیکنند و به هم نمیآمیزند»<ref>قرآن کریم، سوره الرحمن، آیه 20.</ref>. | |||
# «گناهکاران گویند تا شاید به تدارک و جبران گذشته کردار نیک انجام دهم (و به آنان خطاب شود) که هرگز چنین نخواهد شد و (گناهکاران) کلمـه «ارجعونی» را که از سرِ حسرت بر زبان رانند و نتیجهیی نگیرند که از عقب آنها عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند»<ref>قرآن کریم، سوره مومنون، آیه 100.</ref>. | |||
اصطلاح «[[اعراف]]» نیز که نام سورهیی از قرآن است، در آیات 46 تا 49 آن سوره بهمعنی جایگاهی میان [[بهشت]] و دوزخ است. برزخ در فلسفـه اشراق، دقیقاً معادل جرم و جسم در فلسفـه مشائیست. بنابراین میتوان برازخ را به علوی و سفلی تقسیم کرد<ref>'''''دایرهالمعارف تشیّع'''''. مدخلهای «اعراف»، ج 1، ص 271 و «برزخ»، ج 2، ص 176.</ref>. | |||
اصطلاح | |||
برزخ را از دو دیدگاه میتوان تعریف کرد: | برزخ را از دو دیدگاه میتوان تعریف کرد: | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۲: | ||
برزخ در معانی زیر به کار رفته است: | برزخ در معانی زیر به کار رفته است: | ||
# زمان مرگ تا رستاخیز که مراد فاصله زمانی میان دنیا و آخرت است<ref>شیخطوسی، '''''تفسیر تبیان'''''. 7/394.</ref><ref>راغب، '''''مفردات'''''. 41.</ref><ref>لاهیجی، عبدالرزاق، '''گوهر مراد'''. 474.</ref>؛ | # زمان مرگ تا رستاخیز که مراد فاصله زمانی میان دنیا و [[آخرت]] است<ref>شیخطوسی، '''''تفسیر تبیان'''''. 7/394.</ref><ref>راغب، '''''مفردات'''''. 41.</ref><ref>لاهیجی، عبدالرزاق، '''گوهر مراد'''. 474.</ref>؛ | ||
# گور یا قبر که مراد فاصله مکانی میان دنیا و آخرت است<ref>شیخطوسی، '''''تفسیر تبیان'''''. 7/294.</ref><ref>طبرسی، '''''تفسیر مجمعالبیان'''''. 7/118.</ref>؛ | # گور یا قبر که مراد فاصله مکانی میان دنیا و [[آخرت]] است<ref>شیخطوسی، '''''تفسیر تبیان'''''. 7/294.</ref><ref>طبرسی، '''''تفسیر مجمعالبیان'''''. 7/118.</ref>؛ | ||
# مانع بین دوزخ و بهشت<ref>تهانوی، '''''کشف اصطلاحات.''''' 1/114.</ref>. | # مانع بین دوزخ و [[بهشت]]<ref>تهانوی، '''''کشف اصطلاحات.''''' 1/114.</ref>. | ||
=== از دیدگاه فلسفی – عرفانی === | === از دیدگاه فلسفی – عرفانی === | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۴: | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [[اسلام]] | |||
* [[اعراف]] | |||
* [[بهشت]] | |||
* [[آخرت]] | |||
== مآخذ == | == مآخذ == | ||
نسخهٔ ۱۷ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۵۸
برزخ، به معنای فاصله و حائل میان دو چیز است. برزخ ظاهراً واژهییست معرب که بهقول راغب اصفهانی، اصل آن (واژه پارسی) «برزه» بوده است[۱]. این واژه در قرآن در سه آیه ذکر شده است. در یک آیه در سوره فرقان و در آیـه دیگر در سوره الرحمن، برزخ در معنی فاصله و حاجز میان دو دریا (یکی شور و دیگر شیرین) که به هم نمیآمیزند، آمده و در آیـه سوم که از سوره مؤمنون است، در معنی عالم برزخ، یا فاصلـه میان مرگ و رستاخیز:
- «او خداییست که آب دو دریا را به هم آمیخت، دو دریایی که آبِ یکی از آن دو شیرین و گوارا و آبِ دیگری شور و تلخ و میان این دو آب، فاصله و حائلی قرار داد تا همیشه از هم جدا باشند و به هم نیامیزند»[۲].
- «و میان آن دو دریا فاصلهیی است که به حدود یکدیگر تجاوز نمیکنند و به هم نمیآمیزند»[۳].
- «گناهکاران گویند تا شاید به تدارک و جبران گذشته کردار نیک انجام دهم (و به آنان خطاب شود) که هرگز چنین نخواهد شد و (گناهکاران) کلمـه «ارجعونی» را که از سرِ حسرت بر زبان رانند و نتیجهیی نگیرند که از عقب آنها عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند»[۴].
اصطلاح «اعراف» نیز که نام سورهیی از قرآن است، در آیات 46 تا 49 آن سوره بهمعنی جایگاهی میان بهشت و دوزخ است. برزخ در فلسفـه اشراق، دقیقاً معادل جرم و جسم در فلسفـه مشائیست. بنابراین میتوان برازخ را به علوی و سفلی تقسیم کرد[۵].
برزخ را از دو دیدگاه میتوان تعریف کرد:
از دیدگاه کلامی – اعتقادی
برزخ در معانی زیر به کار رفته است:
- زمان مرگ تا رستاخیز که مراد فاصله زمانی میان دنیا و آخرت است[۶][۷][۸]؛
- گور یا قبر که مراد فاصله مکانی میان دنیا و آخرت است[۹][۱۰]؛
- مانع بین دوزخ و بهشت[۱۱].
از دیدگاه فلسفی – عرفانی
برزخ در معانی مختلفی به کار رفته است:
- جسم، در حکمت اشراق [←حکمت اشراق][۱۲]؛
- تعین اول، از دیدگاه عرفا که نخستین آفریده را به اعتبارات مختلف به نامهای گوناگون نامیدهاند که از جمله به اعتبار آنکه فاصله (= برزخ) میان خالق و مخلوق است به آن برزخ جامع گویند[۱۳]؛
- عالم مثال، که، فروتر از عالم مجردات و فراتر از عالم اجسام قرار دارد[۱۴][۱۵][۱۶] و چون فاصله بین این دو عالم است، برخی از عرفاً و حکما از آن به برزخ یا عالم برزخ تعبیر کردهاند[۱۷].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ راغب اصفهانی. مفردات. ماده برزخ.
- ↑ قرآن کریم، سوره فرقان، آیه 53.
- ↑ قرآن کریم، سوره الرحمن، آیه 20.
- ↑ قرآن کریم، سوره مومنون، آیه 100.
- ↑ دایرهالمعارف تشیّع. مدخلهای «اعراف»، ج 1، ص 271 و «برزخ»، ج 2، ص 176.
- ↑ شیخطوسی، تفسیر تبیان. 7/394.
- ↑ راغب، مفردات. 41.
- ↑ لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد. 474.
- ↑ شیخطوسی، تفسیر تبیان. 7/294.
- ↑ طبرسی، تفسیر مجمعالبیان. 7/118.
- ↑ تهانوی، کشف اصطلاحات. 1/114.
- ↑ سهروردی، یحیی بن حبش. مجموعه مصنفات. 2/107.
- ↑ آملی، سیدحیدر. نقدالنقود. 690 – 694.
- ↑ قطبالدین شیرازی، شرح حکمه الاشراق. 511- 512.
- ↑ لاهیجی، ملاعبدالرزاق. گوهر مراد. 434- 437.
- ↑ سبزواری، ملاهادی. شرح منظومه. 183.
- ↑ دادبه، اصغر. «برزخ». دایره المعارف تشیع، 1380، ج 3/176-177.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسندگان مقاله
اصغر دادبه و سید حسن امین