پرش به محتوا

بوف کور: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''بوف کور'''، داستان بلند اعتراف‌گونه و تک گفتار درونی از صادق هدایت (1320ق / 1902م ـ 1330ش)، داستان‌نویس معاصر. داستان سرگذشت مرد نومیدی است که در جهانی دشمن کیش، در آرزوی رهایی، ‌آزادی و عشق واقعی به سر می‌برد.<sup>1</sup> هدایت نوشتن این داستان را که...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''بوف کور'''، داستان بلند اعتراف‌گونه و تک گفتار درونی از [[صادق هدایت]] (1320ق / 1902م ـ 1330ش)، داستان‌نویس معاصر.  
بوف کور، داستان بلند اعتراف‌گونه و تک گفتار درونی از [[صادق هدایت]] (1320ق / 1902م ـ 1330ش)، داستان‌نویس معاصر.  


داستان سرگذشت مرد نومیدی است که در جهانی دشمن کیش، در آرزوی رهایی، ‌آزادی و عشق واقعی به سر می‌برد.<sup>1</sup> هدایت نوشتن این داستان را که از شاهکارهای ادبیات معاصر به شمار می‌رود، نخست در تهران آغاز کرد و سپس در 1315ش، هنگامی‌که در هندوستان می‌زیست، آن را پایان بخشید و در همان سال در تهران چاپ کرد.<sup>2</sup> ''بوف کور'' نه داستان کوتاه است و نه رُمان. محاکات یا مکالمه‌ای با درون و کاوشی در خاطرات است. جُنگی از شک قدیم آریایی، نیروانای بودا، عرفان ایرانی، گریزیک ایرانی و شرقی به درون مفرّی برای حرمان‌ها، وازدگی‌ها، آه و اسف‌هاست.<sup>3</sup> به نظر بسیاری از منتقدان، ''‌بوف کور'' انعکاس روحی مردمی زیر فشار، از ذهن کاراکتری بیمار است.<sup>4</sup> این کتاب مبیّن تحوّل مهمی در رمان فارسی است. با انتشار ''بوف کور'' جنبه‌های هنری و زیبایی شناختی رمان به عنوان یک فرم مستقل ادبی نیز اهمیت یافت.<sup>5</sup> قهرمان ''بوف کور''، ‌همان موجود عجیب داستان ''تاریک‌خانه'' و همان سخنگوی داستان ''زنده به گور'' است.<sup>6</sup> ''بوف کور'' هدایت را بارها نویسندگانی چون آل احمد، گلشیری، ‌دست غیب، مقدادی و دیگران نقد کرده‌اند،<sup>7</sup> و به دفعات به زبان‌های زندة دنیا ترجمه شده است.
داستان سرگذشت مرد نومیدی است که در جهانی دشمن کیش، در آرزوی رهایی، ‌آزادی و عشق واقعی به سر می‌برد<ref>دست غیب، عبدالعلی. '''''نقد آثار صادق هدایت'''''. ‌تهران: مرکز نشر سپهر، بی تا، ص 116.</ref>.[[صادق هدایت|هدایت]] نوشتن این داستان را که از شاهکارهای ادبیات معاصر به شمار می‌رود، نخست در [[استان تهران|تهران]] آغاز کرد و سپس در 1315ش، هنگامی‌که در هندوستان می‌زیست، آن را پایان بخشید و در همان سال در [[استان تهران|تهران]] چاپ کرد<ref>آرین پور، یحیی. '''''زندگی و آثار هدایت'''''. تهران: زوّار، 1380، ص 19ـ 20.</ref>. بوف کور نه داستان کوتاه است و نه رُمان. محاکات یا مکالمه‌ای با درون و کاوشی در خاطرات است. جُنگی از شک قدیم آریایی، نیروانای بودا، عرفان ایرانی، گریزیک ایرانی و شرقی به درون مفرّی برای حرمان‌ها، وازدگی‌ها، آه و اسف‌هاست<ref>آل احمد، جلال. «هدایت بوف کور»، '''''‌صادق هدایت در بوته نقد و نظر'''''. به‌کوشش مریم دانایی برومند، تهران: نشر بوم، 1377، ص 177، 178.</ref>. به نظر بسیاری از منتقدان، ‌بوف کور انعکاس روحی مردمی زیر فشار، از ذهن کاراکتری بیمار است<ref>سپانلو، محمدعلی. '''''نویسندگان پیشرو ایران'''''. تهران: کتاب زمان، 1362، ص 99.</ref>.این کتاب مبیّن تحوّل مهمی در رمان [[فارسی]] است. با انتشار بوف کور جنبه‌های هنری و زیبایی شناختی رمان به عنوان یک فرم مستقل ادبی نیز اهمیت یافت<ref>عابدینی، حسن. '''''صد سال داستان نویسی در ایران'''''. تهران: نشر تندر، 1369، ج 2، ص 364.</ref>. قهرمان بوف کور، ‌همان موجود عجیب داستان تاریک‌خانه و همان سخنگوی داستان زنده به گور است<ref>لازار، ژیلبر. «صادق هدایت پیشرو رآلیسم ایران»، '''''درباره صادق هدایت زندگی و آثار او'''''. ‌ترجمه حسن قائمیان، ‌تهران: کتاب‌های پرستو، چ 3، 1343، ص 160.</ref>. بوف کور هدایت را بارها نویسندگانی چون آل احمد، گلشیری، ‌دست غیب، مقدادی و دیگران نقد کرده‌اند<ref>ذوالفقاری، محسن. '''''تحلیل سیر نقد داستان در ایران'''''. تهران: نشر آتیه، 1379، ص 61.</ref>،و به دفعات به زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده است.
 
'''مآخذ:'''
 
1.     دست غیب، عبدالعلی. '''''نقد آثار صادق هدایت'''''. ‌تهران: مرکز نشر سپهر، بی تا، ص 116.
 
2.     آرین پور، یحیی. '''''زندگی و آثار هدایت'''''. تهران: زوّار، 1380، ص 19ـ 20.
 
3.     آل احمد، جلال. «هدایت بوف کور»، '''''‌صادق هدایت در بوتة نقد و نظر'''''. به‌کوشش مریم دانایی برومند، تهران: نشر بوم، 1377، ص 177، 178.
 
4.     سپانلو، محمدعلی. '''''نویسندگان پیشرو ایران'''''. تهران: کتاب زمان، 1362، ص 99.
 
5.     عابدینی، حسن. '''''صد سال داستان نویسی در ایران'''''. تهران: نشر تندر، 1369، ج 2، ص 364.
 
6.     لازار، ژیلبر. «صادق هدایت پیشرو رآلیسم ایران»، '''''دربارة صادق هدایت زندگی و آثار او'''''. ‌ترجمة حسن قائمیان، ‌تهران: کتاب‌های پرستو، چ 3، 1343، ص 160.
 
7.     ذوالفقاری، محسن. '''''تحلیل سیر نقد داستان در ایران'''''. تهران: نشر آتیه، 1379، ص 61.
 
ابوالقاسم رادفر

نسخهٔ ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۵۴

بوف کور، داستان بلند اعتراف‌گونه و تک گفتار درونی از صادق هدایت (1320ق / 1902م ـ 1330ش)، داستان‌نویس معاصر.

داستان سرگذشت مرد نومیدی است که در جهانی دشمن کیش، در آرزوی رهایی، ‌آزادی و عشق واقعی به سر می‌برد[۱].هدایت نوشتن این داستان را که از شاهکارهای ادبیات معاصر به شمار می‌رود، نخست در تهران آغاز کرد و سپس در 1315ش، هنگامی‌که در هندوستان می‌زیست، آن را پایان بخشید و در همان سال در تهران چاپ کرد[۲]. بوف کور نه داستان کوتاه است و نه رُمان. محاکات یا مکالمه‌ای با درون و کاوشی در خاطرات است. جُنگی از شک قدیم آریایی، نیروانای بودا، عرفان ایرانی، گریزیک ایرانی و شرقی به درون مفرّی برای حرمان‌ها، وازدگی‌ها، آه و اسف‌هاست[۳]. به نظر بسیاری از منتقدان، ‌بوف کور انعکاس روحی مردمی زیر فشار، از ذهن کاراکتری بیمار است[۴].این کتاب مبیّن تحوّل مهمی در رمان فارسی است. با انتشار بوف کور جنبه‌های هنری و زیبایی شناختی رمان به عنوان یک فرم مستقل ادبی نیز اهمیت یافت[۵]. قهرمان بوف کور، ‌همان موجود عجیب داستان تاریک‌خانه و همان سخنگوی داستان زنده به گور است[۶]. بوف کور هدایت را بارها نویسندگانی چون آل احمد، گلشیری، ‌دست غیب، مقدادی و دیگران نقد کرده‌اند[۷]،و به دفعات به زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده است.

  1. دست غیب، عبدالعلی. نقد آثار صادق هدایت. ‌تهران: مرکز نشر سپهر، بی تا، ص 116.
  2. آرین پور، یحیی. زندگی و آثار هدایت. تهران: زوّار، 1380، ص 19ـ 20.
  3. آل احمد، جلال. «هدایت بوف کور»، ‌صادق هدایت در بوته نقد و نظر. به‌کوشش مریم دانایی برومند، تهران: نشر بوم، 1377، ص 177، 178.
  4. سپانلو، محمدعلی. نویسندگان پیشرو ایران. تهران: کتاب زمان، 1362، ص 99.
  5. عابدینی، حسن. صد سال داستان نویسی در ایران. تهران: نشر تندر، 1369، ج 2، ص 364.
  6. لازار، ژیلبر. «صادق هدایت پیشرو رآلیسم ایران»، درباره صادق هدایت زندگی و آثار او. ‌ترجمه حسن قائمیان، ‌تهران: کتاب‌های پرستو، چ 3، 1343، ص 160.
  7. ذوالفقاری، محسن. تحلیل سیر نقد داستان در ایران. تهران: نشر آتیه، 1379، ص 61.