پرش به محتوا

استقلال: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «استقلال عبداله علي‌آبادي استقلال به معني در دست گرفتن كاري بدون دخالت ديگران است. و صاحب اختياري و آزادي عمل يك كشور در امور سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي بدون اعمال نفوذ خارجيان مي‌باشد. (معين، جلد 1، ص 257) استقلال صفت ملت يا دولتي است كه از...» ایجاد کرد
 
Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
استقلال
استقلال به معنی در دست گرفتن كاری بدون دخالت ديگران است. و صاحب اختياری و [[آزادی]] عمل يک كشور در امور سياسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی بدون اعمال نفوذ خارجيان می‌باشد.<ref>محمّد معين، فرهنگ معين، جلد 1، انتشارات اميركبير، چاپ هشتم، تهران، 1371، ص257.</ref> استقلال صفت ملت يا دولتی است كه از حاكميت ملی برخوردار باشد. نقطه مقابل آن تبعيت، دست‌نشاندگی تحت‌الحمايگی و مستعمره بودن است و به نظام سياسی و اقتصادی اطلاق می‌شود كه به موجب آن دولتی به تبعيت و اطاعت سياسی از دولت ديگری در می‌آيد. به طوری كه دولت تابع در داخل قلمرو خود و در جامعه بين‌المللی نمی‌تواند از حق حاكميت استفاده كند و سياستی را كه می‌خواهد در پيش بگيرد.<ref>جلال‌الدين فارسی، فرهنگ واژه‌های انقلاب اسلامی، بنياد فرهنگي امام رضا عليه‌السلام، چاپ اول، پاييز 1374، ص85.</ref>


عبداله علي‌آبادي
كشورهای بزرگ و قدرتمند همواره در تلاش برای تسلط بر منابع اقتصادی كشورهای كوچكتر بودند و در اين راه، استقلال كشورهای ضعيف در معرض خطر قرار داشته است. <ref name=":0">دايرﺓ‌المعارف انقلاب اسلامی، سوره مهر، وابسته به حوزه هنری دفتر ادبيات انقلاب اسلامی، ج اول، تهران 1383، ص50.</ref> تسلط كشورهای قدرتمند بر كشورهای ضعيف ريشه تاريخی دارد. از زمان ايجاد اولين امپراتوری در جهان آغاز شده و تا به امروز همچنان ادامه دارد. كشورهای قدرتمند شيوه‌های عمل تسلط خود را به تناسب شرايط و اوضاع و احوال هر منطقه‌ای انتخاب می‌كردند و همچنين در ادوار تاريخی نوع آن را تغيير می‌دادند.<ref>محمّد‌حسين ملكوتی، استعمار و امپرياليسم، ج اول، انتشارات ملكوتی، بی‌تا، ص9-10.</ref>


بعد از جنگ جهانی دوم با تصويب اعلاميه جهانی حقوق بشر در سازمان ملل متحد كليه ملل دارای حق خودمختاری و استقلال شدند و به موجب آن كشورها وضع سياسی خود را آزادانه تعيين و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را آزادانه تعيين می‌كردند. اين اقدامات به خصوص در جهت تشويق و تسريع اعطای استقلال به سرزمين‌های تحت استعمار و تحت قيموميت قابل توجه بود. چراكه بسياری از ملل در سه قاره آسيا، آفريقا و آمريكای لاتين تحت نفوذ و استيلای چند قدرت خارجی از هيچ استقلالی برخوردار نبوده و عملاً تحت‌الحمايه آنها قرار گرفته بودند.<ref>بهمن آقايی، فرهنگ حقوق بشر، انتشارات كتابخانه دانش، چاپ اول، 1376، ص67.68.</ref>


استقلال به معني در دست گرفتن كاري بدون دخالت ديگران است. و صاحب اختياري و آزادي عمل يك كشور در امور سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي بدون اعمال نفوذ خارجيان مي‌باشد. (معين، جلد 1، ص 257) استقلال صفت ملت يا دولتي است كه از حاكميت ملي برخوردار باشد. نقطه مقابل آن تبعيت، دست‌نشاندگي تحت‌الحمايگي و مستعمره بودن است و به نظام سياسي و اقتصادي اطلاق مي‌شود كه به موجب آن دولتي به تبعيت و اطاعت سياسي از دولت ديگري در مي‌آيد. به طوري كه دولت تابع در داخل قلمرو خود و در جامعه بين‌المللي نمي‌تواند از حق حاكميت استفاده كند و سياستي را كه مي‌خواهد در پيش بگيرد. (فارسي، ص 85)
استقلال ايران ديرزمانی بود كه همدوش با [[آزادی]] ذهن مردم [[کشور ایران|ايران]] را همچون ملت‌های ديگر به خود مشغول كرده بودند. ايرانی‌ها همواره در اين فكر بودند كه چرا با وجود منابع پرارزش اقتصادی و نيز فرهنگ پربار ايرانی- اسلامی، برای اداره امور كشور بايد منتظر دستور كشورهای ديگر باشند. اين سؤال زمانی در [[کشور ایران|ايران]] به يك پرسش بزرگ تبديل شد كه مردم، حضور مستشاران نظامی، سرمايه‌داران و سياستمداران خارجی را در مركز تصميم‌گيری داخلی، مشاهده می‌كردند و می‌ديدند كه كارگزاران حكومت در برابر آنها كم‌ترين اختياری را ندارند.<ref name=":0" /> استقلال اولين شعار از سه شعار اصلی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی ايران]] بود. و مردم ايران با شعار استقلال می‌خواستند اراده ملی خود را از نفوذ و دخالت ابرقدرت‌های خارجی رها و آزاد سازند تا بتوانند هم حيات طيبه خود را سامان بخشند و هم در صحنه بين‌المللی به مصلحت مسلمانان اقدام نمايند. دولت‌هايی كه نتوانند از قدرت توليدی لازم يا قدرت دفاعی كافی برخوردار شوند، از اراده سياسی ملی كامل هم برخوردار نخواهند بود. اراده‌ی آن‌ها تحت تأثير نيازهای حياتی به تبعيت از دولت‌های خارجی در خواهد آمد. از اين رو برای هر دولتی شرط لازم استقلال يا آزادی سياسی در صحنه بين‌المللی و امور داخلی رسيدن به خودكفايی نسبی و قدرت توليد و دفاع كافی است.<ref>جلال‌الدين فارسی، فرهنگ واژه‌های انقلاب اسلامی، بنياد فرهنگي امام رضا عليه‌السلام، چاپ اول، پاييز 1374، ص84.</ref> [[امام خمینی|امام خمينی]] (ره) در وصف دولت شاهنشاهی [[کشور ایران|ايران]] فرمودند:<blockquote>«يك مملكتی كه استقلال ندارد و وابسته به غير است نمی‌شود كه يك مملكت متمدن ...»<ref>امام خمينی (ره)، صحيفه نور، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی، ج 2، چاپ اول، 1372، ص407.</ref></blockquote>با وجود همه وابستگی‌هايی كه سلسله‌های معاصر در [[کشور ایران|ايران]] از جمله پهلوی به قدرت‌های خارجی داشتند و آن‌ها را در استفاده از منابع داخلی شريك می‌كردند، امّا مردم ايران هرگز اجازه دست‌اندازی به استقلال ايران را به هيچ قدرتی ندادند و همواره از آن چون جان خويش محافظت كردند.<ref name=":0" /> گرچه قيام‌هايی همچون قيام [[میرزا کوچک خان جنگلی|ميرزا كوچک‌خان جنگلی]]، [[شیخ محمد خیابانی|شيخ محمّد خيابانی]]، رئيسعلی دلواری، 15 خرداد 42 به رهبری [[امام خمینی|امام خمينی]] (ره) در ظاهر به شكست انجاميد، امّا همه اين‌ها مقدمه‌ای بود تا اين‌كه مردم [[کشور ایران|ايران]] در 22 بهمن 1357 ه‍. ش با شعار استقلال، [[آزادی]] و [[جمهوری اسلامی]] و همچنين نه شرقی و نه غربی [[جمهوری اسلامی]] نظام وابسته‌ی شاهنشاهی را بر انداخته و [[جمهوری اسلامی]] را به وجود آورند.


كشورهاي بزرگ و قدرتمند همواره در تلاش براي تسلط بر منابع اقتصادي كشورهاي كوچكتر بودند و در اين راه، استقلال كشورهاي ضعيف در معرض خطر قرار داشته است. (دايرﺓ‌المعارف انقلاب اسلامي، ص 50) تسلط كشورهاي قدرتمند بر كشورهاي ضعيف ريشه تاريخي دارد. از زمان ايجاد اولين امپراتوري در جهان آغاز شده و تا به امروز همچنان ادامه دارد. كشورهاي قدرتمند شيوه‌هاي عمل تسلط خود را به تناسب شرايط و اوضاع و احوال هر منطقه‌اي انتخاب مي‌كردند و همچنين در ادوار تاريخي نوع آن را تغيير مي‌دادند. (ملكوتي، صص 10- 9)
پس از پيروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] و تصويب قانون اساسی [[جمهوری اسلامی ایران، احیاگر جاده ابریشم|جمهوری اسلامی ايران]]، استقلال به همراه [[آزادی]] و وحدت و تماميت ارضی كشور، از اصول تفكيك‌ناپذير [[کشور ایران|ايران]] قلمداد شد و بر اساس آن دولت و ملت موظف به حفظ آن شدند. بر اساس اصل نهم قانون اساسی، هيچ فرد يا گروه يا مقامی حق ندارد به نام استفاده از [[آزادی]] به استقلال سياسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی و تماميت ارضی ايران كمترين خدشه‌ای وارد كند.<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران مصوب 1368، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ سوم، 1373، ص25.</ref>


بعد از جنگ جهاني دوم با تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر در سازمان ملل متحد كليه ملل داراي حق خودمختاري و استقلال شدند و به موجب آن كشورها وضع سياسي خود را آزادانه تعيين و توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خود را آزادانه تعيين مي‌كردند. اين اقدامات به خصوص در جهت تشويق و تسريع اعطاي استقلال به سرزمين‌هاي تحت استعمار و تحت قيموميت قابل توجه بود. چراكه بسياري از ملل در سه قاره آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين تحت نفوذ و استيلاي چند قدرت خارجي از هيچ استقلالي برخوردار نبوده و عملاً تحت‌الحمايه آنها قرار گرفته بودند. (آقايي، صص 68 و 67)
== مآخذ ==
<references />


استقلال ايران ديرزماني بود كه همدوش با آزادي ذهن مردم ايران را همچون ملت‌هاي ديگر به خود مشغول كرده بودند. ايراني‌ها همواره در اين فكر بودند كه چرا با وجود منابع پرارزش اقتصادي و نيز فرهنگ پربار ايراني- اسلامي، براي اداره امور كشور بايد منتظر دستور كشورهاي ديگر باشند. اين سؤال زماني در ايران به يك پرسش بزرگ تبديل شد كه مردم، حضور مستشاران نظامي، سرمايه‌داران و سياستمداران خارجي را در مركز تصميم‌گيري داخلي، مشاهده مي‌كردند و مي‌ديدند كه كارگزاران حكومت در برابر آنها كم‌ترين اختياري را ندارند. (دايرﺓ‌المعارف انقلاب اسلامي، ص 50) استقلال اولين شعار از سه شعار اصلي انقلاب اسلامي ايران بود. و مردم ايران با شعار استقلال مي‌خواستند اراده ملي خود را از نفوذ و دخالت ابرقدرت‌هاي خارجي رها و آزاد سازند تا بتوانند هم حيات طيبه خود را سامان بخشند و هم در صحنه بين‌المللي به مصلحت مسلمانان اقدام نمايند. دولت‌هايي كه نتوانند از قدرت توليدي لازم يا قدرت دفاعي كافي برخوردار شوند، از اراده سياسي ملي كامل هم برخوردار نخواهند بود. اراده‌ي آنها تحت تأثير نيازهاي حياتي به تبعيت از دولت‌هاي خارجي در خواهد آمد. از اين رو براي هر دولتي شرط لازم استقلال يا آزادي سياسي در صحنه بين‌المللي و امور داخلي رسيدن به خودكفايي نسبي و قدرت توليد و دفاع كافي است. (فارسي، ص 84) امام خميني (ره) در وصف دولت شاهنشاهي ايران فرمودند: «يك مملكتي كه استقلال ندارد و وابسته به غير است نمي‌شود كه يك مملكت متمدن ...» (امام خميني، ج 2 صحيفه نور، ص 407)
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی]، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی].


با وجود همه وابستگي‌هايي كه سلسله‌هاي معاصر در ايران از جمله پهلوي به قدرت‌هاي خارجي داشتند و آنها را در استفاده از منابع داخلي شريك مي‌كردند، امّا مردم ايران هرگز اجازه دست‌اندازي به استقلال ايران را به هيچ قدرتي ندادند و همواره از آن چون جان خويش محافظت كردند. (دايرﺓ‌المعارف انقلاب اسلامي، ص 50) گرچه قيام‌هايي همچون قيام ميرزا كوچك‌خان جنگلي، شيخ محمّد خياباني، رئيسعلي دلواري، 15 خرداد 42 به رهبري امام خميني (ره) در ظاهر به شكست انجاميد، امّا همه اينها مقدمه‌اي بود تا اين‌كه مردم ايران در 22 بهمن 1357 ه‍. ش با شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي و همچنين نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي نظام وابسته‌ي شاهنشاهي را بر انداخته و جمهوري اسلامي را به وجود آورند.
== نویسنده مقاله ==
 
عبداله علی‌آبادی
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، استقلال به همراه آزادي و وحدت و تماميت ارضي كشور، از اصول تفكيك‌ناپذير ايران قلمداد شد و بر اساس آن دولت و ملت موظف به حفظ آن شدند. بر اساس اصل نهم قانون اساسي، هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشه‌اي وارد كند. (قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، ص 25)
[[رده:انقلاب اسلامی]]
 
'''منابع'''
 
- محمّد معين، فرهنگ معين، انتشارات اميركبير، چاپ هشتم، تهران، 1371
 
- جلال‌الدين فارسي، فرهنگ واژه‌هاي انقلاب اسلامي، بنياد فرهنگي امام رضا عليه‌السلام، چاپ اول، پاييز 1374
 
- دايرﺓ‌المعارف انقلاب اسلامي، سوره مهر، وابسته به حوزه هنري دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، ج اول، تهران 1383
 
- محمّد‌حسين ملكوتي، استعمار و امپرياليسم، ج اول، انتشارات ملكوتي، بي‌تا
 
- بهمن آقايي، فرهنگ حقوق بشر، انتشارات كتابخانه دانش، چاپ اول، 1376
 
- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب 1368، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ سوم، 1373
 
- امام خميني (ره)، صحيفه نور، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، ج 2، چاپ اول، 1372

نسخهٔ ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۷

استقلال به معنی در دست گرفتن كاری بدون دخالت ديگران است. و صاحب اختياری و آزادی عمل يک كشور در امور سياسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی بدون اعمال نفوذ خارجيان می‌باشد.[۱] استقلال صفت ملت يا دولتی است كه از حاكميت ملی برخوردار باشد. نقطه مقابل آن تبعيت، دست‌نشاندگی تحت‌الحمايگی و مستعمره بودن است و به نظام سياسی و اقتصادی اطلاق می‌شود كه به موجب آن دولتی به تبعيت و اطاعت سياسی از دولت ديگری در می‌آيد. به طوری كه دولت تابع در داخل قلمرو خود و در جامعه بين‌المللی نمی‌تواند از حق حاكميت استفاده كند و سياستی را كه می‌خواهد در پيش بگيرد.[۲]

كشورهای بزرگ و قدرتمند همواره در تلاش برای تسلط بر منابع اقتصادی كشورهای كوچكتر بودند و در اين راه، استقلال كشورهای ضعيف در معرض خطر قرار داشته است. [۳] تسلط كشورهای قدرتمند بر كشورهای ضعيف ريشه تاريخی دارد. از زمان ايجاد اولين امپراتوری در جهان آغاز شده و تا به امروز همچنان ادامه دارد. كشورهای قدرتمند شيوه‌های عمل تسلط خود را به تناسب شرايط و اوضاع و احوال هر منطقه‌ای انتخاب می‌كردند و همچنين در ادوار تاريخی نوع آن را تغيير می‌دادند.[۴]

بعد از جنگ جهانی دوم با تصويب اعلاميه جهانی حقوق بشر در سازمان ملل متحد كليه ملل دارای حق خودمختاری و استقلال شدند و به موجب آن كشورها وضع سياسی خود را آزادانه تعيين و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را آزادانه تعيين می‌كردند. اين اقدامات به خصوص در جهت تشويق و تسريع اعطای استقلال به سرزمين‌های تحت استعمار و تحت قيموميت قابل توجه بود. چراكه بسياری از ملل در سه قاره آسيا، آفريقا و آمريكای لاتين تحت نفوذ و استيلای چند قدرت خارجی از هيچ استقلالی برخوردار نبوده و عملاً تحت‌الحمايه آنها قرار گرفته بودند.[۵]

استقلال ايران ديرزمانی بود كه همدوش با آزادی ذهن مردم ايران را همچون ملت‌های ديگر به خود مشغول كرده بودند. ايرانی‌ها همواره در اين فكر بودند كه چرا با وجود منابع پرارزش اقتصادی و نيز فرهنگ پربار ايرانی- اسلامی، برای اداره امور كشور بايد منتظر دستور كشورهای ديگر باشند. اين سؤال زمانی در ايران به يك پرسش بزرگ تبديل شد كه مردم، حضور مستشاران نظامی، سرمايه‌داران و سياستمداران خارجی را در مركز تصميم‌گيری داخلی، مشاهده می‌كردند و می‌ديدند كه كارگزاران حكومت در برابر آنها كم‌ترين اختياری را ندارند.[۳] استقلال اولين شعار از سه شعار اصلی انقلاب اسلامی ايران بود. و مردم ايران با شعار استقلال می‌خواستند اراده ملی خود را از نفوذ و دخالت ابرقدرت‌های خارجی رها و آزاد سازند تا بتوانند هم حيات طيبه خود را سامان بخشند و هم در صحنه بين‌المللی به مصلحت مسلمانان اقدام نمايند. دولت‌هايی كه نتوانند از قدرت توليدی لازم يا قدرت دفاعی كافی برخوردار شوند، از اراده سياسی ملی كامل هم برخوردار نخواهند بود. اراده‌ی آن‌ها تحت تأثير نيازهای حياتی به تبعيت از دولت‌های خارجی در خواهد آمد. از اين رو برای هر دولتی شرط لازم استقلال يا آزادی سياسی در صحنه بين‌المللی و امور داخلی رسيدن به خودكفايی نسبی و قدرت توليد و دفاع كافی است.[۶] امام خمينی (ره) در وصف دولت شاهنشاهی ايران فرمودند:

«يك مملكتی كه استقلال ندارد و وابسته به غير است نمی‌شود كه يك مملكت متمدن ...»[۷]

با وجود همه وابستگی‌هايی كه سلسله‌های معاصر در ايران از جمله پهلوی به قدرت‌های خارجی داشتند و آن‌ها را در استفاده از منابع داخلی شريك می‌كردند، امّا مردم ايران هرگز اجازه دست‌اندازی به استقلال ايران را به هيچ قدرتی ندادند و همواره از آن چون جان خويش محافظت كردند.[۳] گرچه قيام‌هايی همچون قيام ميرزا كوچک‌خان جنگلی، شيخ محمّد خيابانی، رئيسعلی دلواری، 15 خرداد 42 به رهبری امام خمينی (ره) در ظاهر به شكست انجاميد، امّا همه اين‌ها مقدمه‌ای بود تا اين‌كه مردم ايران در 22 بهمن 1357 ه‍. ش با شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی و همچنين نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی نظام وابسته‌ی شاهنشاهی را بر انداخته و جمهوری اسلامی را به وجود آورند.

پس از پيروزی انقلاب اسلامی و تصويب قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، استقلال به همراه آزادی و وحدت و تماميت ارضی كشور، از اصول تفكيك‌ناپذير ايران قلمداد شد و بر اساس آن دولت و ملت موظف به حفظ آن شدند. بر اساس اصل نهم قانون اساسی، هيچ فرد يا گروه يا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سياسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی و تماميت ارضی ايران كمترين خدشه‌ای وارد كند.[۸]

مآخذ

  1. محمّد معين، فرهنگ معين، جلد 1، انتشارات اميركبير، چاپ هشتم، تهران، 1371، ص257.
  2. جلال‌الدين فارسی، فرهنگ واژه‌های انقلاب اسلامی، بنياد فرهنگي امام رضا عليه‌السلام، چاپ اول، پاييز 1374، ص85.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ دايرﺓ‌المعارف انقلاب اسلامی، سوره مهر، وابسته به حوزه هنری دفتر ادبيات انقلاب اسلامی، ج اول، تهران 1383، ص50.
  4. محمّد‌حسين ملكوتی، استعمار و امپرياليسم، ج اول، انتشارات ملكوتی، بی‌تا، ص9-10.
  5. بهمن آقايی، فرهنگ حقوق بشر، انتشارات كتابخانه دانش، چاپ اول، 1376، ص67.68.
  6. جلال‌الدين فارسی، فرهنگ واژه‌های انقلاب اسلامی، بنياد فرهنگي امام رضا عليه‌السلام، چاپ اول، پاييز 1374، ص84.
  7. امام خمينی (ره)، صحيفه نور، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی، ج 2، چاپ اول، 1372، ص407.
  8. قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران مصوب 1368، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ سوم، 1373، ص25.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

عبداله علی‌آبادی