پرش به محتوا

گفتگوی تمدن ها: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «گفتگوي تمدن‌ها مهدي جاوداني تمدن در لغت به معناي همكاري افراد يك جامعه در امور اجتماعي، اقتصادي، ديني و سياسي مي‌باشد. اين مفهوم به معناي خو گرفتن با اخلاق و آداب شهرنشينان نيز آمده است (معين، ذيل واژه) اگرچه واژه تمدن از مدينه به معني شهر ري...» ایجاد کرد
 
Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
گفتگوي تمدن‌ها
تمدن در لغت به معنای همکاری افراد یک جامعه در امور اجتماعی، اقتصادی، دینی و سیاسی می‌باشد. این مفهوم به معنای خو گرفتن با اخلاق و آداب شهرنشینان نیز آمده است.<ref>معین، محمّد، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ 4، 1360.</ref> اگرچه واژه تمدن از مدینه به معنی شهر ریشه می‌گیرد ولی در اصل شهر معلول تمدن بوده است و نه علت آن لذا مقصود از تمدن مجموعه اعمال و آدابی است که در هر جامعه افراد انسانی از بزرگتران خود فرا می‌گیرند و به نسل جوان تحویل می‌دهند.<ref>رالینتون، سیر تمدن، ترجمه پرویز مرزبان، تهران، چاپخانه تابان با همکاری مؤسسه انتشارات فرانکلین، 1337، ص3.</ref> گفتگوی تمدن‌ها به معنای ایجاد ارتباط مستقیم تمدن‌ها، تبادل آرمان‌ها، گسترش و مبادله ایده‌ها و فرهنگ‌هاست و ابعاد دیگر ارتباطی یعنی جنبه‌های اقتصادی و نظامی را به هیچ‌وجه مطمع نظر ندارد.<ref>ازغندی، علیرضا، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، قومس، 1381، ص42.</ref> اگرچه نظریه گفتگوی تمدن‌ها محور [[سیاست خارجی ایران]] در دوران ریاست جمهوری سید محمّد خاتمی بوده است و گفتگوی تمدن‌ها نظریه بدیل و مقابل جنگ تمدن‌های هانتینگتون تلقی می‌شود امّا مقوله گفتگوی بین فرهنگ‌ها و اهمیت آن در جهان کنونی موضوعی است که از سالیان پیش به آن پرداخته شده است. این ایده در سال 1972 از جانب روژه گارودی به یونسکو پیشنهاد شده بود و نخستین‌بار در [[کشور ایران|ایران]] نیز در سال 1356 نخستین مجمع جهانی گفتگوی فرهنگ‌ها به این مسأله پرداخت. سمینارهای سال 1356 در سال بعد در کتابی تحت عنوان «تأثیر تفکر غرب آیا امکان گفتگوی واقعی بین تمدن‌ها را فراهم می‌آورد» در پاریس به چاپ رسید.<ref>اژدری، محسن، اندیشه غربی و گفتگوی تمدن‌ها (مجموع مقالات)، تهران، نشر و پژوهش فرزان، 1379، ص17.</ref> با این وجود، تحولات پس از پایان جنگ سرد و طرح نظریه جنگ تمدن‌ها و سپس گفتگوی تمدن‌ها و اقدام مجمع عمومی سازمان ملل که به پیشنهاد آقای خاتمی سال 2001 سال گفتگوی تمدن‌ها نامیده شد سبب شد تا گفتگوی تمدن‌ها با نام [[کشور ایران|ایران]] و سیاست خارجی خاتمی در تقابل با جنگ تمدن‌ها مشهور گردد.<ref>مجموع مقالات همایش بین‌المللی حقوق بشر و گفتگوی تمدن‌ها، تهران، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، 1380، ص6.</ref> در واقع [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] ملت ایران که انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بود و براندازی شاه با کلام صورت گرفت در دوران ساختن و آباد کردن بیشتر و بهتر می‌تواند متکی بر کلام و منطق باشد و به همین جهت نیز به جای جنگ تمدن‌ها منادی گفتگوی میان تمدن‌ها و فرهنگ‌ها باشد.<ref>مجموع مقالات همایش بین‌المللی حقوق بشر و گفتگوی تمدن‌ها، تهران، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، 1380، ص3.</ref> اگرچه نظریه گفتگوی تمدن‌ها در تقابل با نظریه جنگ تمدن‌های هانتینگتون طرح شده است امّا نظریه جنگ تمدن‌ها نیز پیش از هانتینگتون به شکل بسیار صریح در سال 1947 توسط توین بی طرح شده بود و در کتاب تمدن در بوته آزمایش در مقالاتی تحت عنوان «برخورد میان تمدن‌ها، جنگ تمدن‌ها» «اسلام آینده و غرب» و... نوع تعامل تمدن‌ها بررسی شده بود.<ref>چیستی گفتگوی تمدن‌ها (مجموعه مقالات)، تهران، سازمان مدارک فرهنگ انقلاب اسلامی، 1377، ص3.</ref> امّا هانتینگتون در شرایط پس از جنگ سرد و پایان رقابت‌های ایدئولوژیک میان سرمایه‌داری و کمونیسم نظریه رویارویی تمدن‌ها را به عنوان جایگزین تضادهای ایدئولوژیک مطرح کرده است به نظر او اکنون تقسیم‌بندی جهان بر حسب دولت- کشور و یا سطح توسعه اقتصادی و یا قطب‌بندی ایدئولوژیک اهمیت خود را از دست داده و بر حسب تمدن و فرهنگ صورت می‌گیرد. بنابراین جهان آینده جهانی است که در آن رقابت بر محور حوزه‌های تمدنی صورت می‌گیرد.


مهدي جاوداني
به نظر هانتینگتون جهان آینده عرصه کنش و واکنش میان 7 یا 8 تمدن بزرگ یعنی تمدن غربی، کنفوسیوسی، ژاپنی، اسلامی، هندو، اسلاوی ارتدوکس، تمدن آمریکای لاتین و احتمالاً تمدن آفریقایی است به اعتقاد هانتینگتون گسترش فرهنگ جهانی همگن‌ساز (جهانی شدن فرهنگ) و خودآگاهی تمدنی و خاص‌گرایی‌های قومی، مذهبی و... در تقابل این روند سبب رویارویی و تقابل هویت‌های فرهنگی و تمدنی می‌گردد. بنابراین آینده جهان با جنگ تمدنی رقم خواهد خورد.<ref>امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، هانتینگتون و منتقدانش، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1384، ص5.</ref> نظریه گفتگوی تمدن‌ها برخلاف جنگ تمدن‌ها معتقد است که مصائب و مشکلاتی که در گذشته گریبان‌گیر بشریت بوده جملگی ناشی از عدم تفاهم میان ملت‌ها بوده است و بشر در آستانه ورود به هزاره سوم تاریخ خود با درس‌آموزی از وقایع گذشته می‌تواند از طریق گفتگو و مفاهمه مانع بروز جنگ و تکرار دوباره مصائب تلخ در روابط کشورها گردد. گفتگوی تمدن‌ها با فرض رقابت بین تمدن‌ها قاعده بازی را بر اساس حاصل جمع غیر صفر یا نتیجه ارزیابی می‌کند و برخلاف دیدگاه هانتینگتون، مفاهمه و  گفتگوی تمدن‌ها را جایگزین رویارویی و جنگ تمدن‌ها می‌نماید.<ref>ازغندی، علیرضا، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، قومس، 1381، ص40.</ref>


تمدن در لغت به معناي همكاري افراد يك جامعه در امور اجتماعي، اقتصادي، ديني و سياسي مي‌باشد. اين مفهوم به معناي خو گرفتن با اخلاق و آداب شهرنشينان نيز آمده است (معين، ذيل واژه) اگرچه واژه تمدن از مدينه به معني شهر ريشه مي‌گيرد ولي در اصل شهر معلول تمدن بوده است و نه علت آن لذا مقصود از تمدن مجموعه اعمال و آدابي است كه در هر جامعه افراد انساني از بزرگتران خود فرا مي‌گيرند و به نسل جوان تحويل مي‌دهند (رالينتون، 3) گفتگوي تمدن‌ها به معناي ايجاد ارتباط مستقيم تمدن‌ها، تبادل آرمان‌ها، گسترش و مبادله ايده‌ها و فرهنگ‌هاست و ابعاد ديگر ارتباطي يعني جنبه‌هاي اقتصادي و نظامي را به هيچ‌وجه مطمع نظر ندارد (ازغندي، 42) اگرچه نظريه گفتگوي تمدن‌ها محور سياست خارجي ايران در دوران رياست جمهوري سيّد محمّد خاتمي بوده است و گفتگوي تمدن‌ها نظريه بديل و مقابل جنگ تمدن‌هاي هانتينگتون تلقي مي‌شود امّا مقوله گفتگوي بين فرهنگ‌ها و اهميت آن در جهان كنوني موضوعي است كه از ساليان پيش به آن پرداخته شده است. اين ايده در سال 1972 از جانب روژه گارودي به يونسكو پيشنهاد شده بود و نخستين‌بار در ايران نيز در سال 1356 نخستين مجمع جهاني گفتگوي فرهنگ‌ها به اين مسأله پرداخت. سمينارهاي سال 1356 در سال بعد در كتابي تحت عنوان «تأثير تفكر غرب آيا امكان گفتگوي واقعي بين تمدن‌ها را فراهم مي‌آورد» در پاريس به چاپ رسيد (اژدري، 17) با اين وجود، تحولات پس از پايان جنگ سرد و طرح نظريه جنگ تمدن‌ها و سپس گفتگوي تمدن‌ها و اقدام مجمع عمومي سازمان ملل كه به پيشنهاد آقاي خاتمي سال 2001 سال گفتگوي تمدن‌ها ناميده شد سبب شد تا گفتگوي تمدن‌ها با نام ايران و سياست خارجي خاتمي در تقابل با جنگ تمدن‌ها مشهور گردد (مجموعه مقالات همايش بين‌المللي حقوق بشر و گفتگوي تمدن‌ها، 6) در واقع انقلاب اسلامي ملت ايران كه انقلاب كلام در برابر زور و سركوب بود و براندازي شاه با كلام صورت گرفت در دوران ساختن و آباد كردن بيشتر و بهتر مي‌تواند متكي بر كلام و منطق باشد و به همين جهت نيز به جاي جنگ تمدن‌ها منادي گفتگوي ميان تمدن‌ها و فرهنگ‌ها باشد (عبادي و ديگران، 3) اگرچه نظريه گفتگوي تمدن‌ها در تقابل با نظريه جنگ تمدن‌هاي هانتينگتون طرح شده است امّا نظريه جنگ تمدن‌ها نيز پيش از هانتينگتون به شكل بسيار صريح در سال 1947 توسط توين بي طرح شده بود و در كتاب تمدن در بوته آزمايش در مقالاتي تحت عنوان «برخورد ميان تمدن‌ها، جنگ تمدن‌ها» «اسلام آينده و غرب» و... نوع تعامل تمدن‌ها بررسي شده بود (چيستي گفتگوي تمدن‌ها، 3) امّا هانتينگتون در شرايط پس از جنگ سرد و پايان رقابت‌هاي ايدئولوژيك ميان سرمايه‌داري و كمونيسم نظريه رويارويي تمدن‌ها را به عنوان جايگزين تضادهاي ايدئولوژيك مطرح كرده است به نظر او اكنون تقسيم‌بندي جهان بر حسب دولت- كشور و يا سطح توسعه اقتصادي و يا قطب‌بندي ايدئولوژيك اهميت خود را از دست داده و بر حسب تمدن و فرهنگ صورت مي‌گيرد. بنابراين جهان آينده جهاني است كه در آن رقابت بر محور حوزه‌هاي تمدني صورت مي‌گيرد.
هدف اصلی گفتگوی تمدن‌ها آن است که شرایط لازم برای آگاهی یافتن را فراهم کند و روشن سازد که مشکل‌های جهانی امروزه را که مهمترین آنها محصول سلطه درازمدت و انحصاری غرب است را جز از راه گفتگو با تمدن‌های غیر غربی به منظور پی افکندن طرح روابط تازه میان بشر و طبیعت، میان افراد بشر با یکدیگر، میان بشر و امر لاهوتی و زیستن در دامان این روابط نمی‌توان حل کرد.<ref>اژدری، محسن، اندیشه غربی و گفتگوی تمدن‌ها (مجموع مقالات)، تهران، نشر و پژوهش فرزان، 1379، ص80.</ref>


به نظر هانتينگتون جهان آينده عرصه كنش و واكنش ميان 7 يا 8 تمدن بزرگ يعني تمدن غربي، كنفوسيوسي، ژاپني، اسلامي، هندو، اسلاوي ارتدوكس، تمدن آمريكاي لاتين و احتمالاً تمدن آفريقايي است به اعتقاد هانتينگتون گسترش فرهنگ جهاني همگن‌ساز (جهاني شدن فرهنگ) و خودآگاهي تمدني و خاص‌گرايي‌هاي قومي، مذهبي و... در تقابل اين روند سبب رويارويي و تقابل هويت‌هاي فرهنگي و تمدني مي‌گردد. بنابراين آينده جهان با جنگ تمدني رقم خواهد خورد. (اميري، 5) نظريه گفتگوي تمدن‌ها برخلاف جنگ تمدن‌ها معتقد است كه مصائب و مشكلاتي كه در گذشته گريبان‌گير بشريت بوده جملگي ناشي از عدم تفاهم ميان ملت‌ها بوده است و بشر در آستانه ورود به هزاره سوم تاريخ خود با درس‌آموزي از وقايع گذشته مي‌تواند از طريق گفتگو و مفاهمه مانع بروز جنگ و تكرار دوباره مصائب تلخ در روابط كشورها گردد. گفتگوي تمدن‌ها با فرض رقابت بين تمدن‌ها قاعده بازي را بر اساس حاصل جمع غير صفر يا نتيجه ارزيابي مي‌كند و برخلاف ديدگاه هانتينگتون، مفاهمه و  گفتگوي تمدن‌ها را جايگزين رويارويي و جنگ تمدن‌ها مي‌نمايد. (ازغندي، 40)
نظریه گفتگوی تمدن‌ها دیدگاهی است واقع‌گرا و ارزش‌گرا. واقع‌گراست چون بخشی از واقعیت‌های جهان پس از جنگ سرد را تبیین می‌کند و ارزش‌گراست چون که جوامع و تمدن‌ها را از خشونت و دشمنی به تحمل و همکاری فرا می‌خواند. گفتگوی تمدن‌ها مبتنی بر برابری (گفتگو از موضع برابر) بوده و تنوع فرهنگ‌ها را زمینه‌ساز همکاری دانسته و توجه به زمینه‌های مشترک برای شروع همکاری دارد به علاوه به دنبال ایجاد پل‌های اعتماد بین طرفین، شفافیت برای همکاری و سازندگی، به کارگیری، عقل، اخلاق و... است. این ایده کاملاً برخلاف جنگ تمدن‌هاست که مبتنی بر تبعیض و نابرابری بوده و تنوع را زمینه ایجاد تضاد می‌داند و تأکید بر خطوط تمایز برای شروع درگیری دارد و به احداث دیوار بی‌اعتمادی میان ملت‌ها می‌پردازد لذا تنها گفتگوی تمدن‌ها می‌تواند برطرف‌کننده سوءدریافت‌ها و سوءنظرات باشد.<ref>چیستی گفتگوی تمدن‌ها (مجموعه مقالات)، تهران، سازمان مدارک فرهنگ انقلاب اسلامی، 1377، ص107-108.</ref>


هدف اصلي گفتگوي تمدن‌ها آن است كه شرايط لازم براي آگاهي يافتن را فراهم كند و روشن سازد كه مشكل‌هاي جهاني امروزه را كه مهمترين آنها محصول سلطه درازمدت و انحصاري غرب است را جز از راه گفتگو با تمدن‌هاي غير غربي به منظور پي افكندن طرح روابط تازه ميان بشر و طبيعت، ميان افراد بشر با يكديگر، ميان بشر و امر لاهوتي و زيستن در دامان اين روابط نمي‌توان حل كرد. (اژدري، 80)
== نیز نگاه کنید به ==


نظريه گفتگوي تمدن‌ها ديدگاهي است واقع‌گرا و ارزش‌گرا. واقع‌گراست چون بخشي از واقعيت‌هاي جهان پس از جنگ سرد را تبيين مي‌كند و ارزش‌گراست چون كه جوامع و تمدن‌ها را از خشونت و دشمني به تحمل و همكاري فرا مي‌خواند. گفتگوي تمدن‌ها مبتني بر برابري (گفتگو از موضع برابر) بوده و تنوع فرهنگ‌ها را زمينه‌ساز همكاري دانسته و توجه به زمينه‌هاي مشترك براي شروع همكاري دارد به علاوه به دنبال ايجاد پل‌هاي اعتماد بين طرفين، شفافيت براي همكاري و سازندگي، به كارگيري، عقل، اخلاق و... است. اين ايده كاملاً برخلاف جنگ تمدن‌هاست كه مبتني بر تبعيض و نابرابري بوده و تنوع را زمينه ايجاد تضاد مي‌داند و تأكيد بر خطوط تمايز براي شروع درگيري دارد و به احداث ديوار بي‌اعتمادي ميان ملت‌ها مي‌پردازد لذا تنها گفتگوي تمدن‌ها مي‌تواند برطرف‌كننده سوءدريافت‌ها و سوءنظرات باشد (چيستي گفتگوي تمدن‌ها، 108- 107)
* [[سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی ایران]]
* [[جمهوری اسلامی]]
* [[کشور ایران]]


'''منابع:'''
== مآخذ ==
<references />


1- معين، محمّد، فرهنگ فارسي، تهران، انتشارات اميركبير، چاپ 4، 1360
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی]، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی].


2- رالينتون، سير تمدن، ترجمه پرويز مرزبان، تهران، چاپخانه تابان با همكاري مؤسسه انتشارات فرانكلين، 1337
== نویسنده مقاله ==
 
مهدی جاودانی
3- ازغندي، عليرضا، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تهران، قومس، 1381
[[رده:انقلاب اسلامی]]
 
4- اژدري، محسن، انديشه غربي و گفتگوي تمدن‌ها (مجموع مقالات)، تهران، نشر و پژوهش فرزان، 1379
 
5- مجموع مقالات همايش بين‌المللي حقوق بشر و گفتگوي تمدن‌ها، تهران، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، 1380
 
6- چيستي گفتگوي تمدن‌ها (مجموعه مقالات)، تهران، سازمان مدارك فرهنگ انقلاب اسلامي، 1377
 
7- اميري، مجتبي، نظريه برخورد تمدن‌ها، هانتينگتون و منتقدانش، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي، 1384

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۴:۵۷

تمدن در لغت به معنای همکاری افراد یک جامعه در امور اجتماعی، اقتصادی، دینی و سیاسی می‌باشد. این مفهوم به معنای خو گرفتن با اخلاق و آداب شهرنشینان نیز آمده است.[۱] اگرچه واژه تمدن از مدینه به معنی شهر ریشه می‌گیرد ولی در اصل شهر معلول تمدن بوده است و نه علت آن لذا مقصود از تمدن مجموعه اعمال و آدابی است که در هر جامعه افراد انسانی از بزرگتران خود فرا می‌گیرند و به نسل جوان تحویل می‌دهند.[۲] گفتگوی تمدن‌ها به معنای ایجاد ارتباط مستقیم تمدن‌ها، تبادل آرمان‌ها، گسترش و مبادله ایده‌ها و فرهنگ‌هاست و ابعاد دیگر ارتباطی یعنی جنبه‌های اقتصادی و نظامی را به هیچ‌وجه مطمع نظر ندارد.[۳] اگرچه نظریه گفتگوی تمدن‌ها محور سیاست خارجی ایران در دوران ریاست جمهوری سید محمّد خاتمی بوده است و گفتگوی تمدن‌ها نظریه بدیل و مقابل جنگ تمدن‌های هانتینگتون تلقی می‌شود امّا مقوله گفتگوی بین فرهنگ‌ها و اهمیت آن در جهان کنونی موضوعی است که از سالیان پیش به آن پرداخته شده است. این ایده در سال 1972 از جانب روژه گارودی به یونسکو پیشنهاد شده بود و نخستین‌بار در ایران نیز در سال 1356 نخستین مجمع جهانی گفتگوی فرهنگ‌ها به این مسأله پرداخت. سمینارهای سال 1356 در سال بعد در کتابی تحت عنوان «تأثیر تفکر غرب آیا امکان گفتگوی واقعی بین تمدن‌ها را فراهم می‌آورد» در پاریس به چاپ رسید.[۴] با این وجود، تحولات پس از پایان جنگ سرد و طرح نظریه جنگ تمدن‌ها و سپس گفتگوی تمدن‌ها و اقدام مجمع عمومی سازمان ملل که به پیشنهاد آقای خاتمی سال 2001 سال گفتگوی تمدن‌ها نامیده شد سبب شد تا گفتگوی تمدن‌ها با نام ایران و سیاست خارجی خاتمی در تقابل با جنگ تمدن‌ها مشهور گردد.[۵] در واقع انقلاب اسلامی ملت ایران که انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بود و براندازی شاه با کلام صورت گرفت در دوران ساختن و آباد کردن بیشتر و بهتر می‌تواند متکی بر کلام و منطق باشد و به همین جهت نیز به جای جنگ تمدن‌ها منادی گفتگوی میان تمدن‌ها و فرهنگ‌ها باشد.[۶] اگرچه نظریه گفتگوی تمدن‌ها در تقابل با نظریه جنگ تمدن‌های هانتینگتون طرح شده است امّا نظریه جنگ تمدن‌ها نیز پیش از هانتینگتون به شکل بسیار صریح در سال 1947 توسط توین بی طرح شده بود و در کتاب تمدن در بوته آزمایش در مقالاتی تحت عنوان «برخورد میان تمدن‌ها، جنگ تمدن‌ها» «اسلام آینده و غرب» و... نوع تعامل تمدن‌ها بررسی شده بود.[۷] امّا هانتینگتون در شرایط پس از جنگ سرد و پایان رقابت‌های ایدئولوژیک میان سرمایه‌داری و کمونیسم نظریه رویارویی تمدن‌ها را به عنوان جایگزین تضادهای ایدئولوژیک مطرح کرده است به نظر او اکنون تقسیم‌بندی جهان بر حسب دولت- کشور و یا سطح توسعه اقتصادی و یا قطب‌بندی ایدئولوژیک اهمیت خود را از دست داده و بر حسب تمدن و فرهنگ صورت می‌گیرد. بنابراین جهان آینده جهانی است که در آن رقابت بر محور حوزه‌های تمدنی صورت می‌گیرد.

به نظر هانتینگتون جهان آینده عرصه کنش و واکنش میان 7 یا 8 تمدن بزرگ یعنی تمدن غربی، کنفوسیوسی، ژاپنی، اسلامی، هندو، اسلاوی ارتدوکس، تمدن آمریکای لاتین و احتمالاً تمدن آفریقایی است به اعتقاد هانتینگتون گسترش فرهنگ جهانی همگن‌ساز (جهانی شدن فرهنگ) و خودآگاهی تمدنی و خاص‌گرایی‌های قومی، مذهبی و... در تقابل این روند سبب رویارویی و تقابل هویت‌های فرهنگی و تمدنی می‌گردد. بنابراین آینده جهان با جنگ تمدنی رقم خواهد خورد.[۸] نظریه گفتگوی تمدن‌ها برخلاف جنگ تمدن‌ها معتقد است که مصائب و مشکلاتی که در گذشته گریبان‌گیر بشریت بوده جملگی ناشی از عدم تفاهم میان ملت‌ها بوده است و بشر در آستانه ورود به هزاره سوم تاریخ خود با درس‌آموزی از وقایع گذشته می‌تواند از طریق گفتگو و مفاهمه مانع بروز جنگ و تکرار دوباره مصائب تلخ در روابط کشورها گردد. گفتگوی تمدن‌ها با فرض رقابت بین تمدن‌ها قاعده بازی را بر اساس حاصل جمع غیر صفر یا نتیجه ارزیابی می‌کند و برخلاف دیدگاه هانتینگتون، مفاهمه و  گفتگوی تمدن‌ها را جایگزین رویارویی و جنگ تمدن‌ها می‌نماید.[۹]

هدف اصلی گفتگوی تمدن‌ها آن است که شرایط لازم برای آگاهی یافتن را فراهم کند و روشن سازد که مشکل‌های جهانی امروزه را که مهمترین آنها محصول سلطه درازمدت و انحصاری غرب است را جز از راه گفتگو با تمدن‌های غیر غربی به منظور پی افکندن طرح روابط تازه میان بشر و طبیعت، میان افراد بشر با یکدیگر، میان بشر و امر لاهوتی و زیستن در دامان این روابط نمی‌توان حل کرد.[۱۰]

نظریه گفتگوی تمدن‌ها دیدگاهی است واقع‌گرا و ارزش‌گرا. واقع‌گراست چون بخشی از واقعیت‌های جهان پس از جنگ سرد را تبیین می‌کند و ارزش‌گراست چون که جوامع و تمدن‌ها را از خشونت و دشمنی به تحمل و همکاری فرا می‌خواند. گفتگوی تمدن‌ها مبتنی بر برابری (گفتگو از موضع برابر) بوده و تنوع فرهنگ‌ها را زمینه‌ساز همکاری دانسته و توجه به زمینه‌های مشترک برای شروع همکاری دارد به علاوه به دنبال ایجاد پل‌های اعتماد بین طرفین، شفافیت برای همکاری و سازندگی، به کارگیری، عقل، اخلاق و... است. این ایده کاملاً برخلاف جنگ تمدن‌هاست که مبتنی بر تبعیض و نابرابری بوده و تنوع را زمینه ایجاد تضاد می‌داند و تأکید بر خطوط تمایز برای شروع درگیری دارد و به احداث دیوار بی‌اعتمادی میان ملت‌ها می‌پردازد لذا تنها گفتگوی تمدن‌ها می‌تواند برطرف‌کننده سوءدریافت‌ها و سوءنظرات باشد.[۱۱]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. معین، محمّد، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ 4، 1360.
  2. رالینتون، سیر تمدن، ترجمه پرویز مرزبان، تهران، چاپخانه تابان با همکاری مؤسسه انتشارات فرانکلین، 1337، ص3.
  3. ازغندی، علیرضا، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، قومس، 1381، ص42.
  4. اژدری، محسن، اندیشه غربی و گفتگوی تمدن‌ها (مجموع مقالات)، تهران، نشر و پژوهش فرزان، 1379، ص17.
  5. مجموع مقالات همایش بین‌المللی حقوق بشر و گفتگوی تمدن‌ها، تهران، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، 1380، ص6.
  6. مجموع مقالات همایش بین‌المللی حقوق بشر و گفتگوی تمدن‌ها، تهران، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، 1380، ص3.
  7. چیستی گفتگوی تمدن‌ها (مجموعه مقالات)، تهران، سازمان مدارک فرهنگ انقلاب اسلامی، 1377، ص3.
  8. امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، هانتینگتون و منتقدانش، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1384، ص5.
  9. ازغندی، علیرضا، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، قومس، 1381، ص40.
  10. اژدری، محسن، اندیشه غربی و گفتگوی تمدن‌ها (مجموع مقالات)، تهران، نشر و پژوهش فرزان، 1379، ص80.
  11. چیستی گفتگوی تمدن‌ها (مجموعه مقالات)، تهران، سازمان مدارک فرهنگ انقلاب اسلامی، 1377، ص107-108.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

مهدی جاودانی