پرش به محتوا

سید عبدالله بهبهانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''بهبهاني، سيد عبدالله'''، مشهور به "شاه عبدالله" و "شاه سياه"، (1260-1327ه.ق)<sup>1</sup> مجتهد و آزاديخواه و از رهبران مشروطه. او فرزند سيد اسماعيل بود، از آن‌كه در نجف به درجه اجتهاد رسيد در 1295ق / ؟ م  به تهران آمد و پس از فوت پدر مقام او را احراز كرد.
'''بهبهانی، سید عبدالله'''، مشهور به "شاه عبدالله" و "شاه سیاه"، (1260-1327ه.ق)<ref>صفائی، ابراهیم. '''''رهبران مشروطه'''''. تهران: انتشارات جاویدان علمی، چاپ اول 1343، ص 203-173.</ref> مجتهد و آزادیخواه و از رهبران [[نهضت مشروطه|مشروطه]]. او فرزند سید اسماعیل بود، از آن‌كه در نجف به درجه اجتهاد رسید در 1295ق / ؟ م  به [[استان تهران|تهران]] آمد و پس از فوت پدر مقام او را احراز كرد.


از آن‌جا كه با تحريم تنباكو مخالف بود، با استعمالِ علني تنباكو در جلسة علما متهم به رشوه‌گيري شد.<sup>2</sup>  
از آن‌جا كه با تحریم تنباكو مخالف بود، با استعمالِ علنی تنباكو در جلسه علما متهم به رشوه‌گیری شد<ref>الگار، حامد. '''''نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت'''''. ترجمه ابوالقاسم سری، انتشارات توس، چاپ دوم، 1359، ص 297-298.</ref>.


در جهت پيشرفت مشروطه‌خواهي با طباطبائي متحد شد.<sup>3</sup> مهاجرت‌ها با تأييد و رهبري سياسي<sup>4</sup> آنان به صدر فرمان مشروطه انجاميد.<sup>5</sup>  
در جهت پیشرفت مشروطه‌خواهی با طباطبائی متحد شد<ref>كسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. انتشارات امیركبیر، چاپ نهم، 1351، ص 48-49.</ref>. مهاجرت‌ها با تأیید و رهبری سیاسی<ref>دولت آبادی‌، یحیی. '''''حیات یحیی'''''. انتشارات كتابخانه ابن‌سینا، بی‌تا، ج2، ص 36-34.</ref> آنان به صدر فرمان [[نهضت مشروطه|مشروطه]] انجامید<ref>ملک زاده، مهدی. '''''تاریخ انقلاب مشروطیت ایران'''''. انتشارات علمی، چاپ دوم، 1363، ج2، ص 338-246.</ref>.


وي كه وكيل مجلس اول بود اختلافاتي با شيخ فضل‌الله نوري داشت و پس از بمباران مجلس(1326ه.ق) به نجف تبعيد و پس از بازگشت در رجب 1328 شبانه در منزل كشته شد.<sup>6</sup>  
وی كه وكیل مجلس اول بود اختلافاتی با شیخ فضل‌الله نوری داشت و پس از بمباران مجلس(1326ه.ق) به نجف تبعید و پس از بازگشت در رجب 1328 شبانه در منزل كشته شد<ref>'''''روزنامه مجلس'''''. سال سوم، شماره 138، 11 رجب 1328ق.</ref>.


كتب فقهي و حاشيه‌اي بر كتاب جواهر از آثار قلمي او است.<sup>7</sup>  
كتب فقهی و حاشیه‌ای بر كتاب جواهر از آثار قلمی او است<ref>مرتضوی برازجانی، اسماعیل. '''''زندانی بزهرود'''''. طبع و نشر انجمن دوستان، چاپ اول، 1337، صص106-104'''''.'''''</ref>


'''مآخذ:'''
== مآخذ ==
1.   صفائی، ابراهیم. '''''رهبران مشروطه'''''. تهران: انتشارات جاویدان علمی، چاپ اول 1343، ص 203-173.


1.   صفائي، ابراهيم. '''''رهبران مشروطه'''''. تهران: انتشارات جاويدان علمي، چاپ اول 1343، ص 203-173.
2.   الگار، حامد. '''''نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت'''''. ترجمه ابوالقاسم سری، انتشارات توس، چاپ دوم، 1359، ص 297-298.


2.   الگار، حامد. '''''نقش روحانيت پيشرو در جنبش مشروطيت'''''. ترجمة ابوالقاسم سري، انتشارات توس، چاپ دوم، 1359، ص 297-298.
3.   كسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. انتشارات امیركبیر، چاپ نهم، 1351، ص 48-49.


3.   كسروي، احمد. '''''تاريخ مشروطة ايران'''''. انتشارات اميركبير، چاپ نهم، 1351، ص 48-49.
4.   دولت آبادی‌، یحیی. '''''حیات یحیی'''''. انتشارات كتابخانه ابن‌سینا، بی‌تا، ج2، ص 36-34.


4.   دولت آبادي‌، يحيي. '''''حيات يحيي'''''. انتشارات كتابخانه ابن‌سينا، بي‌تا، ج2، ص 36-34.
5.   ملک زاده، مهدی. '''''تاریخ انقلاب مشروطیت ایران'''''. انتشارات علمی، چاپ دوم، 1363، ج2، ص 338-246.


5.   ملك‌زاده، مهدي. '''''تاريخ انقلاب مشروطيت ايران'''''. انتشارات علمي، چاپ دوم، 1363، ج2، ص 338-246.
6.   '''''روزنامه مجلس'''''. سال سوم، شماره 138، 11 رجب 1328ق.


6.   '''''روزنامة مجلس'''''. سال سوم، شمارة 138، 11 رجب 1328ق.
'''''7.  ''''' مرتضوی برازجانی، اسماعیل. '''''زندانی بزهرود'''''. طبع و نشر انجمن دوستان، چاپ اول، 1337، صص106-104'''''.'''''
 
'''''7.  ''''' مرتضوي برازجاني، اسماعيل. '''''زنداني بزهرود'''''. طبع و نشر انجمن دوستان، چاپ اول، 1337، صص106-104'''''.'''''  




میرحواس احمد زاده
میرحواس احمد زاده


'''بهبهاني، سيد عبدالله'''، (ح1260-1328ق / 1844-1910م)، از رهبران مشروطيت.
'''بهبهانی، سید عبدالله'''، (ح1260-1328ق / 1844-1910م)، از رهبران مشروطیت.


در خانواده‌اي روحاني و اصالتاً بحريني، در نجف زاده شد. پدرش سيد اسماعيل متولد بهبهانِ فارس و از مجتهدان بزرگ تهران بود.<sup>1</sup> سيد عبدالله پس از تحصيل مقدمات علوم ديني در زادگاه، از محضر استاداني همچون ميرزاي شيرازي بهره گرفت و مجتهد شد. سپس به ايران آمد و جانشين پدر در مقام مذهبي و اجتماعي او شد. اين جانشيني بر موقعيت بهبهاني در جامعه افزود؛ آن گونه كه در شمار مجتهدان طراز اول تهران در آمد.<sup>2</sup> ورود به فضاي مناسبات سياسي و ارتباط با دستگاه حكومت، بر اشتهار و اعتبارش افزود و شهرت سياسي وي را بر مقام ديني و علمي‌اش برتري بخشيد. نزديكي و حمايت‌هاي امين‌السلطانِ صدراعظم، از او در اين ميان قابل توجه است.  
در خانواده‌ای روحانی و اصالتاً بحرینی، در نجف زاده شد. پدرش سید اسماعیل متولد بهبهانِ فارس و از مجتهدان بزرگ تهران بود.<sup>1</sup> سید عبدالله پس از تحصیل مقدمات علوم دینی در زادگاه، از محضر استادانی همچون میرزای شیرازی بهره گرفت و مجتهد شد. سپس به ایران آمد و جانشین پدر در مقام مذهبی و اجتماعی او شد. این جانشینی بر موقعیت بهبهانی در جامعه افزود؛ آن گونه كه در شمار مجتهدان طراز اول تهران در آمد.<sup>2</sup> ورود به فضای مناسبات سیاسی و ارتباط با دستگاه حكومت، بر اشتهار و اعتبارش افزود و شهرت سیاسی وی را بر مقام دینی و علمی‌اش برتری بخشید. نزدیكی و حمایت‌های امین‌السلطانِ صدراعظم، از او در این میان قابل توجه است.  


حضور او در دو واقعة رژي و نهضت مشروطيت نمايان است. حضورش در جنبش مردم بر ضد قرارداد رژي چندان موجب خوشنامي او نيست، خاصه به لحاظ روابطش با امين‌السلطان، در تلاش براي ايجاد تفاهم ميان شركت رژي (صاحب امتياز توتون و تنباكوي ايران) با علماي تهران بود. همچنين گويا به فتواي تحريم استعمال آن‌ها نظري نداشت و از مصرف آن‌ها اجتناب نمي‌كرد.<sup>3</sup> در نهضت مشروطيت بسيار مؤثر عمل كرد و به زودي يكي از دو رهبر مذهبي ـ سياسي برجستة مشروطيت شد. نخستين حركت علني بهبهاني بر ضد نظام استبدادي قاجاريه، مربوط به ماجراي نوز[1] بلژيكي وزير كل گمركات ايران است كه عكسي از او با لباس روحانيت در مجلسِ رقص (بالماسكه[2]) به دست آمده بود (1323ق / 1905م). اعتراض شديد بهبهاني به همراه تقاضاي اخراج و تنبيه او، صداي مخالفت بسياري، خاصّه تجّار را برانگيخت تا اين كه مظفرالدين شاه، شخصاً وعدة انجام دادن خواسته‌ها را داد. عدم تحقق وعده‌ها، اعتراض و تحصن تجار در حرم عبدالعظيم را به بار آورد كه با توسلِ وليعهد به بهبهاني براي حل مسئله، خاتمه پذيرفت.<sup>4</sup> در ادامة مبارزه، بهبهاني، با ارسال پيام براي 4 مجتهد بزرگ تهران، از آنان مساعدت طلبيد كه تنها سيدمحمد طباطبائي به او پاسخ مثبت داد و در 25 رمضان 1323ق / 24 نوامبر 1905م با او پيمان اتحاد و همراهي بست. اين دو از سوي مردم به «سيدين سَنَدين» موسوم و اتحادشان از سوي كسروي آغاز نهضت خوانده شد.<sup>5</sup>  
حضور او در دو واقعه رژی و نهضت مشروطیت نمایان است. حضورش در جنبش مردم بر ضد قرارداد رژی چندان موجب خوشنامی او نیست، خاصه به لحاظ روابطش با امین‌السلطان، در تلاش برای ایجاد تفاهم میان شركت رژی (صاحب امتیاز توتون و تنباكوی ایران) با علمای تهران بود. همچنین گویا به فتوای تحریم استعمال آن‌ها نظری نداشت و از مصرف آن‌ها اجتناب نمی‌كرد.<sup>3</sup> در نهضت مشروطیت بسیار مؤثر عمل كرد و به زودی یكی از دو رهبر مذهبی ـ سیاسی برجسته مشروطیت شد. نخستین حركت علنی بهبهانی بر ضد نظام استبدادی قاجاریه، مربوط به ماجرای نوز[1] بلژیكی وزیر كل گمركات ایران است كه عكسی از او با لباس روحانیت در مجلسِ رقص (بالماسكه[2]) به دست آمده بود (1323ق / 1905م). اعتراض شدید بهبهانی به همراه تقاضای اخراج و تنبیه او، صدای مخالفت بسیاری، خاصّه تجّار را برانگیخت تا این كه مظفرالدین شاه، شخصاً وعده انجام دادن خواسته‌ها را داد. عدم تحقق وعده‌ها، اعتراض و تحصن تجار در حرم عبدالعظیم را به بار آورد كه با توسلِ ولیعهد به بهبهانی برای حل مسئله، خاتمه پذیرفت.<sup>4</sup> در ادامه مبارزه، بهبهانی، با ارسال پیام برای 4 مجتهد بزرگ تهران، از آنان مساعدت طلبید كه تنها سیدمحمد طباطبائی به او پاسخ مثبت داد و در 25 رمضان 1323ق / 24 نوامبر 1905م با او پیمان اتحاد و همراهی بست. این دو از سوی مردم به «سیدین سَنَدین» موسوم و اتحادشان از سوی كسروی آغاز نهضت خوانده شد.<sup>5</sup>  


در پي گراني قند و چوب خوردن چند تن از تجّار بدان سبب، از سوي حاكم تهران، تاجران به زعامت بهبهاني و طباطبائي، معترضانه در مسجد شاه تجمع كردند. اين اجتماع به مهاجرت علما و تجّار به عبدالعظيم 16 شوال 1323ق / 12 دسامبر 1905م) و تحصن در آنجا انجاميد. قول موافقت شاه به تأسيس عدالتخانه، و بازگشت پيروزمندانة متحصنين به تهران 16 ذيقعده 1323ق / 12 ژانوية 1906م به هجرت صغري پايان داد.<sup>6</sup> عدم تحقق عامدانة ايجاد عدالتخانه توسط شاه و عين‌الدوله، كار را به تقابل و درگيري مردم با حكومت كشاند كه در نتيجة آن به سبب خودداري حكومت از برآوردن خواسته‌هاي مردم، رهبران نهضت به اتفاق عده‌اي از علما، تهران را به قصد مهاجرت به عتبات (هجرت كبري)، ترك كردند (23 جمادي‌الاول 1324ق / 15 ژوئيه 1906م).<sup>7</sup>  
در پی گرانی قند و چوب خوردن چند تن از تجّار بدان سبب، از سوی حاكم تهران، تاجران به زعامت بهبهانی و طباطبائی، معترضانه در مسجد شاه تجمع كردند. این اجتماع به مهاجرت علما و تجّار به عبدالعظیم 16 شوال 1323ق / 12 دسامبر 1905م) و تحصن در آنجا انجامید. قول موافقت شاه به تأسیس عدالتخانه، و بازگشت پیروزمندانه متحصنین به تهران 16 ذیقعده 1323ق / 12 ژانویه 1906م به هجرت صغری پایان داد.<sup>6</sup> عدم تحقق عامدانه ایجاد عدالتخانه توسط شاه و عین‌الدوله، كار را به تقابل و درگیری مردم با حكومت كشاند كه در نتیجه آن به سبب خودداری حكومت از برآوردن خواسته‌های مردم، رهبران نهضت به اتفاق عده‌ای از علما، تهران را به قصد مهاجرت به عتبات (هجرت كبری)، ترك كردند (23 جمادی‌الاول 1324ق / 15 ژوئیه 1906م).<sup>7</sup>  


از سوي ديگر جمع كثيري از كسبه در سفارت انگلستان تحصن كردند. اين هجرت و تحصن، ابتدا شاه را به عزل عين‌الدوله و نصب مشيرالدوله و سپس امضاي فرمان مشروطيت در 14 جمادي‌الثاني 1324ق 5 اوت 1906م مجبور ساخت. از قِبَلِ مشروطيت، نخستين دورة مجلس شوراي ملي در 18 شعبان 1324ق / 8 اكتبر 1906م افتتاح و بهبهاني از سوي اقليت كليمي و ارامنه نماينده شد. به واسطة جايگاهش، نفوذ بسياري در ميان نمايندگان داشت و مرجع حل و فصل بسياري از كارها بود.  
از سوی دیگر جمع كثیری از كسبه در سفارت انگلستان تحصن كردند. این هجرت و تحصن، ابتدا شاه را به عزل عین‌الدوله و نصب مشیرالدوله و سپس امضای فرمان مشروطیت در 14 جمادی‌الثانی 1324ق 5 اوت 1906م مجبور ساخت. از قِبَلِ مشروطیت، نخستین دوره مجلس شورای ملی در 18 شعبان 1324ق / 8 اكتبر 1906م افتتاح و بهبهانی از سوی اقلیت كلیمی و ارامنه نماینده شد. به واسطه جایگاهش، نفوذ بسیاری در میان نمایندگان داشت و مرجع حل و فصل بسیاری از كارها بود.  


با به توپ بستن و تعطيلي مجلس از سوي محمدعلي شاه (23 جمادي‌الاول 1326ق / 23 ژوئن 1908م)، بهبهاني را كه شاه كينة بسيار از او داشت، دستگير كردند و با ضرب و شتم و جراحت بسيار به باغشاه بردند. سپس به عتبات تبعيد گرديد كه پس از 8 ماه زندگي تحت نظر در بزهرودِ كرمانشاه، عملي شد. پس از فتح تهران، در ذيقعده 1327ق / نوامبر 1909م به تهران بازگشت.<sup>8</sup> اگرچه شغل و سمتي ديگر نيافت، منزلش محل رجوع از جمله رجال بود. سرانجام در 8 رجب 1328ق / 16 ژوئيه 1910م در خانه‌اش به قتل رسيد. قتل او را به افراد حزب دموكرات نسبت داده‌اند. پيكرش در مقبرة خانوادگي در نجف مدفون شد.<sup>9</sup>  
با به توپ بستن و تعطیلی مجلس از سوی محمدعلی شاه (23 جمادی‌الاول 1326ق / 23 ژوئن 1908م)، بهبهانی را كه شاه كینه بسیار از او داشت، دستگیر كردند و با ضرب و شتم و جراحت بسیار به باغشاه بردند. سپس به عتبات تبعید گردید كه پس از 8 ماه زندگی تحت نظر در بزهرودِ كرمانشاه، عملی شد. پس از فتح تهران، در ذیقعده 1327ق / نوامبر 1909م به تهران بازگشت.<sup>8</sup> اگرچه شغل و سمتی دیگر نیافت، منزلش محل رجوع از جمله رجال بود. سرانجام در 8 رجب 1328ق / 16 ژوئیه 1910م در خانه‌اش به قتل رسید. قتل او را به افراد حزب دموكرات نسبت داده‌اند. پیكرش در مقبره خانوادگی در نجف مدفون شد.<sup>9</sup>  




'''مآخذ:'''  
'''مآخذ:'''  


1-    صفايي، ابراهيم. '''''رهبران مشروطه'''''. تهران: جاويدان، 1363، چ 3، ج 1، ص 173.  
1-    صفایی، ابراهیم. '''''رهبران مشروطه'''''. تهران: جاویدان، 1363، چ 3، ج 1، ص 173.  


2-    بامداد، مهدي. '''''شرح حال رجال ايران قرن‌هاي 12 و 13 و 14'''''. تهران: زوار، 1371، چ 4، ج 2، ص 284.  
2-    بامداد، مهدی. '''''شرح حال رجال ایران قرن‌های 12 و 13 و 14'''''. تهران: زوار، 1371، چ 4، ج 2، ص 284.  


3-    همان. ص 284 و 285.  
3-    همان. ص 284 و 285.  


4-    كسروي، احمد. '''''تاريخ مشروطة ايران'''''. تهران: اميركبير، 1369، چ 15، ص 48-52.  
4-    كسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: امیركبیر، 1369، چ 15، ص 48-52.  


5-    همان. ص 48-49؛ دولت‌آبادي، يحيي. حيات يحيي. تهران: فردوسي ـ عطار، 1361، ج 2، ص 35.
5-    همان. ص 48-49؛ دولت‌آبادی، یحیی. حیات یحیی. تهران: فردوسی ـ عطار، 1361، ج 2، ص 35.


6-    ناظم‌الاسلام كرماني، محمد. '''''تاريخ بيداري ايرانيان'''''. تهران: آگاه ـ نوين، 1362، چ 4، ج 2، ص 331-370؛ كسروي. همان. ص 60-76.  
6-    ناظم‌الاسلام كرمانی، محمد. '''''تاریخ بیداری ایرانیان'''''. تهران: آگاه ـ نوین، 1362، چ 4، ج 2، ص 331-370؛ كسروی. همان. ص 60-76.  


7-    ناظم‌الاسلام كرماني. همان. ص 476-500.  
7-    ناظم‌الاسلام كرمانی. همان. ص 476-500.  


8-    ملك‌زاده، مهدي. '''''تاريخ انقلاب''''' '''''مشروطيت ايران'''''. تهران: علمي، 1371، چ 3، ج 4، ص 750، 751، 762 و 763؛ دولت‌آبادي. همان. ج 2، ص 327-334 و ج 3، ص 126 به بعد.  
8-    ملکزاده، مهدی. '''''تاریخ انقلاب''''' '''''مشروطیت ایران'''''. تهران: علمی، 1371، چ 3، ج 4، ص 750، 751، 762 و 763؛ دولت‌آبادی. همان. ج 2، ص 327-334 و ج 3، ص 126 به بعد.  


9-    ملك‌زاده. همان. ج 6-7، ص 1335-1336.
9-    ملکزاده. همان. ج 6-7، ص 1335-1336.





نسخهٔ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۵۷

بهبهانی، سید عبدالله، مشهور به "شاه عبدالله" و "شاه سیاه"، (1260-1327ه.ق)[۱] مجتهد و آزادیخواه و از رهبران مشروطه. او فرزند سید اسماعیل بود، از آن‌كه در نجف به درجه اجتهاد رسید در 1295ق / ؟ م  به تهران آمد و پس از فوت پدر مقام او را احراز كرد.

از آن‌جا كه با تحریم تنباكو مخالف بود، با استعمالِ علنی تنباكو در جلسه علما متهم به رشوه‌گیری شد[۲].

در جهت پیشرفت مشروطه‌خواهی با طباطبائی متحد شد[۳]. مهاجرت‌ها با تأیید و رهبری سیاسی[۴] آنان به صدر فرمان مشروطه انجامید[۵].

وی كه وكیل مجلس اول بود اختلافاتی با شیخ فضل‌الله نوری داشت و پس از بمباران مجلس(1326ه.ق) به نجف تبعید و پس از بازگشت در رجب 1328 شبانه در منزل كشته شد[۶].

كتب فقهی و حاشیه‌ای بر كتاب جواهر از آثار قلمی او است[۷]

مآخذ

1.   صفائی، ابراهیم. رهبران مشروطه. تهران: انتشارات جاویدان علمی، چاپ اول 1343، ص 203-173.

2.   الگار، حامد. نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت. ترجمه ابوالقاسم سری، انتشارات توس، چاپ دوم، 1359، ص 297-298.

3.   كسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. انتشارات امیركبیر، چاپ نهم، 1351، ص 48-49.

4.   دولت آبادی‌، یحیی. حیات یحیی. انتشارات كتابخانه ابن‌سینا، بی‌تا، ج2، ص 36-34.

5.   ملک زاده، مهدی. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. انتشارات علمی، چاپ دوم، 1363، ج2، ص 338-246.

6.   روزنامه مجلس. سال سوم، شماره 138، 11 رجب 1328ق.

7.   مرتضوی برازجانی، اسماعیل. زندانی بزهرود. طبع و نشر انجمن دوستان، چاپ اول، 1337، صص106-104.


میرحواس احمد زاده

بهبهانی، سید عبدالله، (ح1260-1328ق / 1844-1910م)، از رهبران مشروطیت.

در خانواده‌ای روحانی و اصالتاً بحرینی، در نجف زاده شد. پدرش سید اسماعیل متولد بهبهانِ فارس و از مجتهدان بزرگ تهران بود.1 سید عبدالله پس از تحصیل مقدمات علوم دینی در زادگاه، از محضر استادانی همچون میرزای شیرازی بهره گرفت و مجتهد شد. سپس به ایران آمد و جانشین پدر در مقام مذهبی و اجتماعی او شد. این جانشینی بر موقعیت بهبهانی در جامعه افزود؛ آن گونه كه در شمار مجتهدان طراز اول تهران در آمد.2 ورود به فضای مناسبات سیاسی و ارتباط با دستگاه حكومت، بر اشتهار و اعتبارش افزود و شهرت سیاسی وی را بر مقام دینی و علمی‌اش برتری بخشید. نزدیكی و حمایت‌های امین‌السلطانِ صدراعظم، از او در این میان قابل توجه است.

حضور او در دو واقعه رژی و نهضت مشروطیت نمایان است. حضورش در جنبش مردم بر ضد قرارداد رژی چندان موجب خوشنامی او نیست، خاصه به لحاظ روابطش با امین‌السلطان، در تلاش برای ایجاد تفاهم میان شركت رژی (صاحب امتیاز توتون و تنباكوی ایران) با علمای تهران بود. همچنین گویا به فتوای تحریم استعمال آن‌ها نظری نداشت و از مصرف آن‌ها اجتناب نمی‌كرد.3 در نهضت مشروطیت بسیار مؤثر عمل كرد و به زودی یكی از دو رهبر مذهبی ـ سیاسی برجسته مشروطیت شد. نخستین حركت علنی بهبهانی بر ضد نظام استبدادی قاجاریه، مربوط به ماجرای نوز[1] بلژیكی وزیر كل گمركات ایران است كه عكسی از او با لباس روحانیت در مجلسِ رقص (بالماسكه[2]) به دست آمده بود (1323ق / 1905م). اعتراض شدید بهبهانی به همراه تقاضای اخراج و تنبیه او، صدای مخالفت بسیاری، خاصّه تجّار را برانگیخت تا این كه مظفرالدین شاه، شخصاً وعده انجام دادن خواسته‌ها را داد. عدم تحقق وعده‌ها، اعتراض و تحصن تجار در حرم عبدالعظیم را به بار آورد كه با توسلِ ولیعهد به بهبهانی برای حل مسئله، خاتمه پذیرفت.4 در ادامه مبارزه، بهبهانی، با ارسال پیام برای 4 مجتهد بزرگ تهران، از آنان مساعدت طلبید كه تنها سیدمحمد طباطبائی به او پاسخ مثبت داد و در 25 رمضان 1323ق / 24 نوامبر 1905م با او پیمان اتحاد و همراهی بست. این دو از سوی مردم به «سیدین سَنَدین» موسوم و اتحادشان از سوی كسروی آغاز نهضت خوانده شد.5

در پی گرانی قند و چوب خوردن چند تن از تجّار بدان سبب، از سوی حاكم تهران، تاجران به زعامت بهبهانی و طباطبائی، معترضانه در مسجد شاه تجمع كردند. این اجتماع به مهاجرت علما و تجّار به عبدالعظیم 16 شوال 1323ق / 12 دسامبر 1905م) و تحصن در آنجا انجامید. قول موافقت شاه به تأسیس عدالتخانه، و بازگشت پیروزمندانه متحصنین به تهران 16 ذیقعده 1323ق / 12 ژانویه 1906م به هجرت صغری پایان داد.6 عدم تحقق عامدانه ایجاد عدالتخانه توسط شاه و عین‌الدوله، كار را به تقابل و درگیری مردم با حكومت كشاند كه در نتیجه آن به سبب خودداری حكومت از برآوردن خواسته‌های مردم، رهبران نهضت به اتفاق عده‌ای از علما، تهران را به قصد مهاجرت به عتبات (هجرت كبری)، ترك كردند (23 جمادی‌الاول 1324ق / 15 ژوئیه 1906م).7

از سوی دیگر جمع كثیری از كسبه در سفارت انگلستان تحصن كردند. این هجرت و تحصن، ابتدا شاه را به عزل عین‌الدوله و نصب مشیرالدوله و سپس امضای فرمان مشروطیت در 14 جمادی‌الثانی 1324ق 5 اوت 1906م مجبور ساخت. از قِبَلِ مشروطیت، نخستین دوره مجلس شورای ملی در 18 شعبان 1324ق / 8 اكتبر 1906م افتتاح و بهبهانی از سوی اقلیت كلیمی و ارامنه نماینده شد. به واسطه جایگاهش، نفوذ بسیاری در میان نمایندگان داشت و مرجع حل و فصل بسیاری از كارها بود.

با به توپ بستن و تعطیلی مجلس از سوی محمدعلی شاه (23 جمادی‌الاول 1326ق / 23 ژوئن 1908م)، بهبهانی را كه شاه كینه بسیار از او داشت، دستگیر كردند و با ضرب و شتم و جراحت بسیار به باغشاه بردند. سپس به عتبات تبعید گردید كه پس از 8 ماه زندگی تحت نظر در بزهرودِ كرمانشاه، عملی شد. پس از فتح تهران، در ذیقعده 1327ق / نوامبر 1909م به تهران بازگشت.8 اگرچه شغل و سمتی دیگر نیافت، منزلش محل رجوع از جمله رجال بود. سرانجام در 8 رجب 1328ق / 16 ژوئیه 1910م در خانه‌اش به قتل رسید. قتل او را به افراد حزب دموكرات نسبت داده‌اند. پیكرش در مقبره خانوادگی در نجف مدفون شد.9


مآخذ:

1-    صفایی، ابراهیم. رهبران مشروطه. تهران: جاویدان، 1363، چ 3، ج 1، ص 173.

2-    بامداد، مهدی. شرح حال رجال ایران قرن‌های 12 و 13 و 14. تهران: زوار، 1371، چ 4، ج 2، ص 284.

3-    همان. ص 284 و 285.

4-    كسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: امیركبیر، 1369، چ 15، ص 48-52.

5-    همان. ص 48-49؛ دولت‌آبادی، یحیی. حیات یحیی. تهران: فردوسی ـ عطار، 1361، ج 2، ص 35.

6-    ناظم‌الاسلام كرمانی، محمد. تاریخ بیداری ایرانیان. تهران: آگاه ـ نوین، 1362، چ 4، ج 2، ص 331-370؛ كسروی. همان. ص 60-76.

7-    ناظم‌الاسلام كرمانی. همان. ص 476-500.

8-    ملکزاده، مهدی. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. تهران: علمی، 1371، چ 3، ج 4، ص 750، 751، 762 و 763؛ دولت‌آبادی. همان. ج 2، ص 327-334 و ج 3، ص 126 به بعد.

9-    ملکزاده. همان. ج 6-7، ص 1335-1336.


جعفر گلشن


[1]. Naus

[2]. Bal Masqué

  1. صفائی، ابراهیم. رهبران مشروطه. تهران: انتشارات جاویدان علمی، چاپ اول 1343، ص 203-173.
  2. الگار، حامد. نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت. ترجمه ابوالقاسم سری، انتشارات توس، چاپ دوم، 1359، ص 297-298.
  3. كسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. انتشارات امیركبیر، چاپ نهم، 1351، ص 48-49.
  4. دولت آبادی‌، یحیی. حیات یحیی. انتشارات كتابخانه ابن‌سینا، بی‌تا، ج2، ص 36-34.
  5. ملک زاده، مهدی. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. انتشارات علمی، چاپ دوم، 1363، ج2، ص 338-246.
  6. روزنامه مجلس. سال سوم، شماره 138، 11 رجب 1328ق.
  7. مرتضوی برازجانی، اسماعیل. زندانی بزهرود. طبع و نشر انجمن دوستان، چاپ اول، 1337، صص106-104.