صفی الدین اردبیلی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''صفيالدين اردبيلي،''' شيخ صفيالدين اسحاق اردبيلي (736-650ق / ؟ م) از مشايخ بزرگ صوفيه. او پسر امينالدين جبرائيل و جد اعلاي سلسلة صفويان بود و سلسلة صفوي نام خود را از او گرفته بود.. صفيالدين در آغاز براي طي طريق و تزكيه نفس نزد نجيبالدين بزغ...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''صفیالدین اردبیلی،''' شیخ صفیالدین اسحاق اردبیلی (736-650ق / ؟ م) از مشایخ بزرگ [[صوفیه]]. او پسر امینالدین جبرائیل و جد اعلای [[صفویان|سلسله صفویان]] بود و [[صفویان|سلسله صفوی]] نام خود را از او گرفته بود. | ||
صفیالدین در آغاز برای طی طریق و تزکیه نفس نزد نجیبالدین بزغوش راهی [[شیراز]] شد. اما پیش از رسیدن او به شیراز نجیبالدین درگذشت<ref>سیوری، راجر. '''''ایران عصر صفوی'''''. ترجمه کامبیز عزیزی، تهران: 1372، نشر مرکز، ص6.</ref>. بنابراین صفیالدین به دیدار سعدی شیرازی شتافت اما معاشرت او را نپسندید و به توصیه برخی نزد شیخ زاهد گیلانی در لاهیجان رفت. شیخ زاهد در تحولات روحی و فکری او تأثیر بسیار داشت، او را صفی خطاب کرد و به مراتب علیه و مقامات سینه مژده داد<ref>اسکندربیک منشی (ترکمان)، '''''تاریخ عالم آرای عباسی'''''. به کوشش ایرج افشار، تهران: 1334، امیرکبیر و کتابفروشی تأیید اصفهان، ج1، ص12.</ref>. با مرگ شیخ زاهد، صفی دختر او را به زنی گرفت. او که کرامات بسیار داشت<ref>ولی قلی بن داود قلی شاملو. '''''قصص الخاقانی'''''. تصحیح دکتر سیدحسن سادات ناصری، تهران: 1371، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، ج1، ص22.</ref>، چندان بر مریدانش افزوده شد که در [[ایلخانان|دوران ایلخانان]] از شکوه، جلال، قدرت و شوکت بسیار برخوردار بود<ref> مذاوی، میشل. '''''پیدایش دولت صفوی'''''. ترجمه یعقوب آژند، تهران: 1368، نشر گسترده، ص129.</ref>. او چندان با حکومت دنیوی سروکاری نداشت، اما عاری از نفوذ سیاسی هم نبود و در عرفان و [[تصوف]] ایران، به ویژه آذربایجان، تأثیر بسیار گذارد<ref>موحد، صمد. '''''صفیالدین اردبیلی چهره اصیل تصوف آذربایجان'''''. تهران: 1381، طرح نو، ص400.</ref>. رشیدالدین فضلالله همدانی وزیر [[ایلخانان]] و پسرش، ارادت خاصی به او داشتند<ref>هینتس، والتر. '''''تشکیل دولت ملی در ایران'''''. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: 1367، خوارزمی، ص3.</ref>. پس از شیخ صفی پسرش صدرالدین موسی جانشین او شد و آرامگاه پدر را که در [[صفویان|دوره صفویان]] کانون مذهبی آنان بود توسعه داد<ref>کسرویتبریزی، احمد. '''''شیخ صفی و تبارش.''''' تهران: 1342، پایدار.</ref>. | |||
== مآخذ == | |||
1. سیوری، راجر. '''''ایران عصر صفوی'''''. ترجمه کامبیز عزیزی، تهران: 1372، نشر مرکز، ص6. | |||
''' | 2. اسکندربیک منشی (ترکمان)، '''''تاریخ عالم آرای عباسی'''''. به کوشش ایرج افشار، تهران: 1334، امیرکبیر و کتابفروشی تأیید اصفهان، ج1، ص12. | ||
3. ولی قلی بن داود قلی شاملو. '''''قصص الخاقانی'''''. تصحیح دکتر سیدحسن سادات ناصری، تهران: 1371، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، ج1، ص22. | |||
4. مذاوی، میشل. '''''پیدایش دولت صفوی'''''. ترجمه یعقوب آژند، تهران: 1368، نشر گسترده، ص129. | |||
5. موحد، صمد. '''''صفیالدین اردبیلی چهره اصیل تصوف آذربایجان'''''. تهران: 1381، طرح نو، ص400. | |||
6. هینتس، والتر. '''''تشکیل دولت ملی در ایران'''''. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: 1367، خوارزمی، ص3. | |||
7. برای آگاهی بیشتر: کسرویتبریزی، احمد. '''''شیخ صفی و تبارش.''''' تهران: 1342، پایدار. | |||
مهدی ابوالحسنی ترقی | مهدی ابوالحسنی ترقی | ||
نسخهٔ ۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۲۰
صفیالدین اردبیلی، شیخ صفیالدین اسحاق اردبیلی (736-650ق / ؟ م) از مشایخ بزرگ صوفیه. او پسر امینالدین جبرائیل و جد اعلای سلسله صفویان بود و سلسله صفوی نام خود را از او گرفته بود.
صفیالدین در آغاز برای طی طریق و تزکیه نفس نزد نجیبالدین بزغوش راهی شیراز شد. اما پیش از رسیدن او به شیراز نجیبالدین درگذشت[۱]. بنابراین صفیالدین به دیدار سعدی شیرازی شتافت اما معاشرت او را نپسندید و به توصیه برخی نزد شیخ زاهد گیلانی در لاهیجان رفت. شیخ زاهد در تحولات روحی و فکری او تأثیر بسیار داشت، او را صفی خطاب کرد و به مراتب علیه و مقامات سینه مژده داد[۲]. با مرگ شیخ زاهد، صفی دختر او را به زنی گرفت. او که کرامات بسیار داشت[۳]، چندان بر مریدانش افزوده شد که در دوران ایلخانان از شکوه، جلال، قدرت و شوکت بسیار برخوردار بود[۴]. او چندان با حکومت دنیوی سروکاری نداشت، اما عاری از نفوذ سیاسی هم نبود و در عرفان و تصوف ایران، به ویژه آذربایجان، تأثیر بسیار گذارد[۵]. رشیدالدین فضلالله همدانی وزیر ایلخانان و پسرش، ارادت خاصی به او داشتند[۶]. پس از شیخ صفی پسرش صدرالدین موسی جانشین او شد و آرامگاه پدر را که در دوره صفویان کانون مذهبی آنان بود توسعه داد[۷].
مآخذ
1. سیوری، راجر. ایران عصر صفوی. ترجمه کامبیز عزیزی، تهران: 1372، نشر مرکز، ص6.
2. اسکندربیک منشی (ترکمان)، تاریخ عالم آرای عباسی. به کوشش ایرج افشار، تهران: 1334، امیرکبیر و کتابفروشی تأیید اصفهان، ج1، ص12.
3. ولی قلی بن داود قلی شاملو. قصص الخاقانی. تصحیح دکتر سیدحسن سادات ناصری، تهران: 1371، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، ج1، ص22.
4. مذاوی، میشل. پیدایش دولت صفوی. ترجمه یعقوب آژند، تهران: 1368، نشر گسترده، ص129.
5. موحد، صمد. صفیالدین اردبیلی چهره اصیل تصوف آذربایجان. تهران: 1381، طرح نو، ص400.
6. هینتس، والتر. تشکیل دولت ملی در ایران. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: 1367، خوارزمی، ص3.
7. برای آگاهی بیشتر: کسرویتبریزی، احمد. شیخ صفی و تبارش. تهران: 1342، پایدار.
مهدی ابوالحسنی ترقی
- ↑ سیوری، راجر. ایران عصر صفوی. ترجمه کامبیز عزیزی، تهران: 1372، نشر مرکز، ص6.
- ↑ اسکندربیک منشی (ترکمان)، تاریخ عالم آرای عباسی. به کوشش ایرج افشار، تهران: 1334، امیرکبیر و کتابفروشی تأیید اصفهان، ج1، ص12.
- ↑ ولی قلی بن داود قلی شاملو. قصص الخاقانی. تصحیح دکتر سیدحسن سادات ناصری، تهران: 1371، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، ج1، ص22.
- ↑ مذاوی، میشل. پیدایش دولت صفوی. ترجمه یعقوب آژند، تهران: 1368، نشر گسترده، ص129.
- ↑ موحد، صمد. صفیالدین اردبیلی چهره اصیل تصوف آذربایجان. تهران: 1381، طرح نو، ص400.
- ↑ هینتس، والتر. تشکیل دولت ملی در ایران. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: 1367، خوارزمی، ص3.
- ↑ کسرویتبریزی، احمد. شیخ صفی و تبارش. تهران: 1342، پایدار.