پرش به محتوا

مهر پرستی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''مهرپرستی'''، آئین پرستش خدای مهر (میثراس) [1]که در سراسر امپراتوری روم رواج یافت.  
'''[[مهر پرستی|مهرپرستی]]'''، آئین پرستش خدای [[مهر]] (میثراس) (Mithras)که در سراسر امپراتوری روم رواج یافت.  


نیایش مهر در ایران پیشینه بس قدیم داشته و یکی از ایزدان مهم در دین مزدایی به شمار آمده است تا آنجا که [[ایران]] را خاستگاه آئین مهرپرستی تلقی کرده‌اند.<sup>1</sup>  
نیایش [[مهر]] در ایران پیشینه بس قدیم داشته و یکی از ایزدان مهم در دین مزدایی به شمار آمده است تا آنجا که [[ایران]] را خاستگاه آئین [[مهر پرستی|مهرپرستی]] تلقی کرده‌اند<ref>Groli, G. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion''''', vol. 9, ed. M. Eliade, New York, London: 1987;


پس از ظهور زرتشت و به واسطه الهیات توحیدی او، مهر جایگاه اولیه خود را از دست داد، ولی مدتی بعد به عنوان یکی از ایزدان در [[زرتشتی، دین|دین زرتشت]] حفظ شد و در واقع در [[هخامنشیان|دوره هخامنشی]] پرستش مهر بار دیگر مطرح گردید. مهر از طریق مرزهای فرهنگی ایران به ماوراءالنهر و آسیای غربی (نواحی غربی ترکیه کنونی) رفت و آئینی که حول پرستش او شکل گرفت از آنجا در سراسر اروپای مرکزی و غربی پراکنده شد. سرانجام در امپراتوری روم کیش رازآمیز پرستش میثراس به اوج شکوفائی خود رسید.<sup>2</sup> کسانی هستند که بدون استدلال علمی آئین مهرپرستی رومی را به پیامبری به نام «مهر» که در عهد اشکانی در ایران ظهور کرد نسبت می‌دهند.<sup>3</sup>
               پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 407 به بعد. </ref>.  


با توجه به اینکه در آئین مهری اهمیت فراوانی به حفظ اسرار داده می‌شد و نیز تعقیب و آزار نومسیحی‌شدگان هیچ اثر مکتوبی از آن در دست نیست، از این رو ماهیت تعالیم مهری به روشنی آشکار نیست.<sup>4</sup> پذیرش اعضای جدید در جمع رازآموزان با تشریفات ویژه‌ای در معابد غارمانند مهری انجام می‌شد و نوآموز باید آداب تشرف را که با غسل و تطهیر همراه بود اجرا کند. نوآموز به وسیله آب، آتش، گرسنگی، تشنگی، سرما و دوری از خانواده، برای افزایش توان مقابله با سختی‌ها مورد آزمایش و تأدیب قرار می‌گرفت و باید سوگندنامه‌ای را قرائت می‌کرد.<sup>5</sup> پس از آن، نوآموز برادر سایرین قلمداد می‌شد و به طی طریق در مراحل هفتگانه‌ای می‌پرداخت که ظاهراً نماد صعود روان به آسمان بود و هر یک از آن‌ها با جرم فلکی خاصی ارتباط داشت؛ عالی‌ترین مرحله مقام پدر یا پیر بود که مسئولیت تربیت مؤمنان بر عهده او بود.<sup>6</sup>
پس از ظهور [[زرتشت]] و به واسطه الهیات توحیدی او، مهر جایگاه اولیه خود را از دست داد، ولی مدتی بعد به عنوان یکی از ایزدان در [[زرتشتی، دین|دین زرتشت]] حفظ شد و در واقع در [[هخامنشیان|دوره هخامنشی]] پرستش [[مهر]] بار دیگر مطرح گردید. [[مهر]] از طریق مرزهای فرهنگی ایران به ماوراءالنهر و آسیای غربی (نواحی غربی ترکیه کنونی) رفت و آئینی که حول پرستش او شکل گرفت از آنجا در سراسر اروپای مرکزی و غربی پراکنده شد. سرانجام در امپراتوری روم کیش رازآمیز پرستش میثراس به اوج شکوفائی خود رسید<ref>کومون، فرانتس. '''''ادیان شرقی در امپراتوری روم'''''. ترجمه ملیحه معلم، پروانه مروج‌نیا، تهران: 1377، ص 127 به بعد؛ ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 42 به بعد؛ نیزنک:


آموزه‌های مهرپرستی به شدت با نجوم و اعتقاد به سعد و نحس ستارگان درآمیخته بود تا جایی که بعضی از دانشمندان نمادهای موجود در تندیس‌ها و سنگ نگاره‌های مهری اروپائی را مرتبط با صور فلکی دانسته‌اند.<sup>7</sup> همچنین غار و معبد مهری را نشانه‌ای از کیهان و نمادهای آن را تجسم گردش ستارگان و حتی خود مهر را یکی از صور فلکی انگاشته‌اند.<sup>8</sup>
Vermaseren, M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22; Stuart J. H. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion and Ethics''''', vol. 8, ed. J. Hastings, Edinburg: 1980; Groli, ibid. </ref>. کسانی هستند که بدون استدلال علمی آئین مهرپرستی رومی را به پیامبری به نام «[[مهر]]» که در عهد اشکانی در ایران ظهور کرد نسبت می‌دهند<ref>مقدم، محمد. '''''جستار درباره مهر و ناهید'''''. تهران: مرکز ایرانی مطالعه فرهنگ‌ها، 1357، ص 59-60. </ref>.


از آنجا که خدای مهر اصلاً خدای جنگ و مورد توجه و علاقه سربازان بود، مهرپرستی نیز دینی مردانه و خاص جنگجویان محسوب می‌شد و زنان حق ورود به محافل مهری را نداشتند.<sup>9</sup>  
با توجه به اینکه در [[مهر پرستی|آئین مهری]] اهمیت فراوانی به حفظ اسرار داده می‌شد و نیز تعقیب و آزار نومسیحی‌شدگان هیچ اثر مکتوبی از آن در دست نیست، از این رو ماهیت تعالیم مهری به روشنی آشکار نیست<ref>پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 400؛ اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 32-33؛


عبادتگاه‌های مهری در ابتدا غارهای طبیعی بودند و از آنجا که مراسم مهری با غسل و تطهیر همراه بود، عبادتگاه‌ها در کنار چشمه و آب روان برپا می‌شدند.<sup>10</sup> از مهم ترین نمادهای مهرپرستی که در تمام معابد مهری وجود دارد، نبرد میثراس با گاو است. برخی کشتن گاو به دست میثراس را نماد عمل آفرینش تعبیر کرده‌اند<sup>11</sup> و برخی نیز آن را تجسم نبرد شیر و گاو و رمزی از اعتدال بهاری و آغاز سال کشاورزی دانسته‌اند.<sup>12</sup>  
Stuart. ibid.; «Mithraism», '''''Encyclopedia Britannica'''''. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989.</ref>. پذیرش اعضای جدید در جمع رازآموزان با تشریفات ویژه‌ای در معابد غارمانند مهری انجام می‌شد و نوآموز باید آداب تشرف را که با غسل و تطهیر همراه بود اجرا کند. نوآموز به وسیله آب، آتش، گرسنگی، تشنگی، سرما و دوری از خانواده، برای افزایش توان مقابله با سختی‌ها مورد آزمایش و تأدیب قرار می‌گرفت و باید سوگندنامه‌ای را قرائت می‌کرد<ref>ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 176 به بعد؛Vermaseren. Ibid. P. 105 ff; Stuart. ibid; Groli, ibid.. </ref>. پس از آن، نوآموز برادر سایرین قلمداد می‌شد و به طی طریق در مراحل هفتگانه‌ای می‌پرداخت که ظاهراً نماد صعود روان به آسمان بود و هر یک از آن‌ها با جرم فلکی خاصی ارتباط داشت؛ عالی‌ترین مرحله مقام پدر یا پیر بود که مسئولیت تربیت مؤمنان بر عهده او بود<ref>هینلز، جان. '''''شناخت اساطیر ایران'''''. ترجمه احمد تفضلی، ژاله آموزگار، تهران: 1372، ص 139 به بعد؛ ورمازرن. ص 194 به بعد؛


بنا بر نگاره‌های مهری، با کشتن گاو، از بدن او گیاهان سودمند، از مغز حرام او گندم و از نطفه‌اش حیوانات مفید به وجود می‌آیند.<sup>13</sup>  
Vermaseren. Ibid. P. 113ff.; Hinnells, J.R. '''''Persian Mythology'''''. London: Hamlyn, 1975, PP. 86-87; Groli. ibid.</ref>.


با اینکه آئین سری مهری در اروپا بیش از سیصد سال دوام آورد، لیکن با پذیرش و قدرت گرفتن دین مسیحی در روم و رنج و آزار مهرپرستان، این آئین رو به افول گذاشت و سرانجام با شروع امپراتوری تئودوسیوس[2]، در 394م نابودیش شتاب کلی گرفت تا اینکه در سده 5م به طور کامل به فراموشی سپرده شد.<sup>14</sup> لکن تأثیر کیش پرستش میثراس در مسیحیت و وام‌هایی که این دین، لااقل در ظواهر مراسم، و نیز در بعضی باورها، از کیش مزبور گرفت، غیرقابل انکار است.<sup>15</sup>  
آموزه‌های [[مهر پرستی|مهرپرستی]] به شدت با نجوم و اعتقاد به سعد و نحس ستارگان درآمیخته بود تا جایی که بعضی از دانشمندان نمادهای موجود در تندیس‌ها و سنگ نگاره‌های مهری اروپائی را مرتبط با صور فلکی دانسته‌اند<ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 46. </ref>. همچنین غار و معبد مهری را نشانه‌ای از کیهان و نمادهای آن را تجسم گردش ستارگان و حتی خود مهر را یکی از صور فلکی انگاشته‌اند<ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 49، 54. </ref>.


از آنجا که خدای مهر اصلاً خدای جنگ و مورد توجه و علاقه سربازان بود، مهرپرستی نیز دینی مردانه و خاص جنگجویان محسوب می‌شد و زنان حق ورود به محافل مهری را نداشتند<ref>ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 221 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Groli. Ibid.</ref>.


'''مآخذ:'''  
عبادتگاه‌های مهری در ابتدا غارهای طبیعی بودند و از آنجا که مراسم مهری با غسل و تطهیر همراه بود، عبادتگاه‌ها در کنار چشمه و آب روان برپا می‌شدند<ref>ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 57 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Groli. Ibid.</ref>. از مهم ترین نمادهای [[مهر پرستی|مهرپرستی]] که در تمام معابد مهری وجود دارد، نبرد میثراس با گاو است. برخی کشتن گاو به دست میثراس را نماد عمل آفرینش تعبیر کرده‌اند<ref>ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 112 به بعد؛ Groli. Ibid.؛  Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Stuart Jones, art.cit</ref> و برخی نیز آن را تجسم نبرد شیر و گاو و رمزی از اعتدال بهاری و آغاز سال کشاورزی دانسته‌اند<ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 137-140. </ref>.


1-    Groli, G. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion''''', vol. 9, ed. M. Eliade, New York, London: 1987;
بنا بر نگاره‌های مهری، با کشتن گاو، از بدن او گیاهان سودمند، از مغز حرام او گندم و از نطفه‌اش حیوانات مفید به وجود می‌آیند<ref> '''''Encyclopedia Britannica'''''. Ibid.</ref>.  


               پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 407 به بعد.  
با اینکه آئین سری مهری در اروپا بیش از سیصد سال دوام آورد، لیکن با پذیرش و قدرت گرفتن دین مسیحی در روم و رنج و آزار مهرپرستان، این آئین رو به افول گذاشت و سرانجام با شروع امپراتوری تئودوسیوس(Theodosius)، در 394م نابودیش شتاب کلی گرفت تا اینکه در سده 5م به طور کامل به فراموشی سپرده شد<ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 35؛ پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 411؛ Groli. ibid..</ref>. لکن تأثیر کیش پرستش میثراس در مسیحیت و وام‌هایی که این دین، لااقل در ظواهر مراسم، و نیز در بعضی باورها، از کیش مزبور گرفت، غیرقابل انکار است<ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 33؛ پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 414.</ref>.


2-    کومون، فرانتس. '''''ادیان شرقی در امپراتوری روم'''''. ترجمه ملیحه معلم، پروانه مروج‌نیا، تهران: 1377، ص 127 به بعد؛ ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 42 به بعد؛ نیزنک:
== نیز نگاه کنید به ==


Vermaseren, M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22; Stuart J. H. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion and Ethics''''', vol. 8, ed. J. Hastings, Edinburg: 1980; Groli, ibid.
== '''مآخذ''' ==
 
3-    مقدم، محمد. '''''جستار درباره مهر و ناهید'''''. تهران: مرکز ایرانی مطالعه فرهنگ‌ها، 1357، ص 59-60.
 
4-    پورداود. همان. ص 400؛ اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 32-33؛
 
Stuart. ibid.; «Mithraism», '''''Encyclopedia Britannica'''''. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989.
 
5-    ورمازرن. همان. ص 176 به بعد؛Vermaseren. Ibid. P. 105 ff; Stuart. ibid; Groli, ibid..
 
6-    هینلز، جان. '''''شناخت اساطیر ایران'''''. ترجمه احمد تفضلی، ژاله آموزگار، تهران: 1372، ص 139 به بعد؛ ورمازرن. ص 194 به بعد؛
 
Vermaseren. Ibid. P. 113ff.; Hinnells, J.R. '''''Persian Mythology'''''. London: Hamlyn, 1975, PP. 86-87; Groli. ibid.
 
7-    اولانسی. همان. ص 46.
 
8-    همان. ص 49، 54.
 
9-    ورمازرن. همان. ص 221 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Groli. Ibid.
 
10-  ورمازرن. همان. ص 57 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Groli. Ibid.
 
11-  ورمازرن. همان. ص 112 به بعد؛ Groli. Ibid.؛  Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Stuart Jones, art.cit
 
12-  اولانسی. همان. ص 137-140.
 
13-          '''''Encyclopedia Britannica'''''. Ibid.
 
14-  اولانسی. همان. ص 35؛ پورداود. همان. ص 411؛ Groli. ibid..
 
15-  اولانسی. همان. ص 33؛ پورداود. همان. ص 414.
----[1]. Mithras
 
[2]. Theodosius

نسخهٔ ‏۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۵۳

مهرپرستی، آئین پرستش خدای مهر (میثراس) (Mithras)که در سراسر امپراتوری روم رواج یافت.

نیایش مهر در ایران پیشینه بس قدیم داشته و یکی از ایزدان مهم در دین مزدایی به شمار آمده است تا آنجا که ایران را خاستگاه آئین مهرپرستی تلقی کرده‌اند[۱].

پس از ظهور زرتشت و به واسطه الهیات توحیدی او، مهر جایگاه اولیه خود را از دست داد، ولی مدتی بعد به عنوان یکی از ایزدان در دین زرتشت حفظ شد و در واقع در دوره هخامنشی پرستش مهر بار دیگر مطرح گردید. مهر از طریق مرزهای فرهنگی ایران به ماوراءالنهر و آسیای غربی (نواحی غربی ترکیه کنونی) رفت و آئینی که حول پرستش او شکل گرفت از آنجا در سراسر اروپای مرکزی و غربی پراکنده شد. سرانجام در امپراتوری روم کیش رازآمیز پرستش میثراس به اوج شکوفائی خود رسید[۲]. کسانی هستند که بدون استدلال علمی آئین مهرپرستی رومی را به پیامبری به نام «مهر» که در عهد اشکانی در ایران ظهور کرد نسبت می‌دهند[۳].

با توجه به اینکه در آئین مهری اهمیت فراوانی به حفظ اسرار داده می‌شد و نیز تعقیب و آزار نومسیحی‌شدگان هیچ اثر مکتوبی از آن در دست نیست، از این رو ماهیت تعالیم مهری به روشنی آشکار نیست[۴]. پذیرش اعضای جدید در جمع رازآموزان با تشریفات ویژه‌ای در معابد غارمانند مهری انجام می‌شد و نوآموز باید آداب تشرف را که با غسل و تطهیر همراه بود اجرا کند. نوآموز به وسیله آب، آتش، گرسنگی، تشنگی، سرما و دوری از خانواده، برای افزایش توان مقابله با سختی‌ها مورد آزمایش و تأدیب قرار می‌گرفت و باید سوگندنامه‌ای را قرائت می‌کرد[۵]. پس از آن، نوآموز برادر سایرین قلمداد می‌شد و به طی طریق در مراحل هفتگانه‌ای می‌پرداخت که ظاهراً نماد صعود روان به آسمان بود و هر یک از آن‌ها با جرم فلکی خاصی ارتباط داشت؛ عالی‌ترین مرحله مقام پدر یا پیر بود که مسئولیت تربیت مؤمنان بر عهده او بود[۶].

آموزه‌های مهرپرستی به شدت با نجوم و اعتقاد به سعد و نحس ستارگان درآمیخته بود تا جایی که بعضی از دانشمندان نمادهای موجود در تندیس‌ها و سنگ نگاره‌های مهری اروپائی را مرتبط با صور فلکی دانسته‌اند[۷]. همچنین غار و معبد مهری را نشانه‌ای از کیهان و نمادهای آن را تجسم گردش ستارگان و حتی خود مهر را یکی از صور فلکی انگاشته‌اند[۸].

از آنجا که خدای مهر اصلاً خدای جنگ و مورد توجه و علاقه سربازان بود، مهرپرستی نیز دینی مردانه و خاص جنگجویان محسوب می‌شد و زنان حق ورود به محافل مهری را نداشتند[۹].

عبادتگاه‌های مهری در ابتدا غارهای طبیعی بودند و از آنجا که مراسم مهری با غسل و تطهیر همراه بود، عبادتگاه‌ها در کنار چشمه و آب روان برپا می‌شدند[۱۰]. از مهم ترین نمادهای مهرپرستی که در تمام معابد مهری وجود دارد، نبرد میثراس با گاو است. برخی کشتن گاو به دست میثراس را نماد عمل آفرینش تعبیر کرده‌اند[۱۱] و برخی نیز آن را تجسم نبرد شیر و گاو و رمزی از اعتدال بهاری و آغاز سال کشاورزی دانسته‌اند[۱۲].

بنا بر نگاره‌های مهری، با کشتن گاو، از بدن او گیاهان سودمند، از مغز حرام او گندم و از نطفه‌اش حیوانات مفید به وجود می‌آیند[۱۳].

با اینکه آئین سری مهری در اروپا بیش از سیصد سال دوام آورد، لیکن با پذیرش و قدرت گرفتن دین مسیحی در روم و رنج و آزار مهرپرستان، این آئین رو به افول گذاشت و سرانجام با شروع امپراتوری تئودوسیوس(Theodosius)، در 394م نابودیش شتاب کلی گرفت تا اینکه در سده 5م به طور کامل به فراموشی سپرده شد[۱۴]. لکن تأثیر کیش پرستش میثراس در مسیحیت و وام‌هایی که این دین، لااقل در ظواهر مراسم، و نیز در بعضی باورها، از کیش مزبور گرفت، غیرقابل انکار است[۱۵].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. Groli, G. «Mithraism», Encyclopedia of Religion, vol. 9, ed. M. Eliade, New York, London: 1987;                پورداود، ابراهیم. یشتها. تهران: 1356، ص 407 به بعد.
  2. کومون، فرانتس. ادیان شرقی در امپراتوری روم. ترجمه ملیحه معلم، پروانه مروج‌نیا، تهران: 1377، ص 127 به بعد؛ ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 42 به بعد؛ نیزنک: Vermaseren, M. J. Mithras, Geschichte Eines Kultes. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22; Stuart J. H. «Mithraism», Encyclopedia of Religion and Ethics, vol. 8, ed. J. Hastings, Edinburg: 1980; Groli, ibid.
  3. مقدم، محمد. جستار درباره مهر و ناهید. تهران: مرکز ایرانی مطالعه فرهنگ‌ها، 1357، ص 59-60.
  4. پورداود، ابراهیم. یشتها. تهران: 1356، ص 400؛ اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 32-33؛ Stuart. ibid.; «Mithraism», Encyclopedia Britannica. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989.
  5. ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 176 به بعد؛Vermaseren. Ibid. P. 105 ff; Stuart. ibid; Groli, ibid..
  6. هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمه احمد تفضلی، ژاله آموزگار، تهران: 1372، ص 139 به بعد؛ ورمازرن. ص 194 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 113ff.; Hinnells, J.R. Persian Mythology. London: Hamlyn, 1975, PP. 86-87; Groli. ibid.
  7. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 46.
  8. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 49، 54.
  9. ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 221 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Groli. Ibid.
  10. ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 57 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Groli. Ibid.
  11. ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 112 به بعد؛ Groli. Ibid.؛  Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Stuart Jones, art.cit
  12. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 137-140.
  13.  Encyclopedia Britannica. Ibid.
  14. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 35؛ پورداود، ابراهیم. یشتها. تهران: 1356، ص 411؛ Groli. ibid..
  15. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 33؛ پورداود، ابراهیم. یشتها. تهران: 1356، ص 414.