تاجیکی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''تاجیکی/ tajiki/،''' یکی از سه گونه اصلی زبان [[فارسی]] است که خود عضوی از زبانهای ایرانی جنوب غربی محسوب میشود<ref name=":0">Windfuhr, G.L. "Persian", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 3, P. 183.</ref> و متعلق است به شاخه هند و ایرانی یعنی شرقیترین شاخه اصلی خانواده بزرگ هند و اروپایی<ref>Cardona, G. "Indo – Iranian Languages", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 212</ref><ref>Payne, J.R. "Iranian Languages", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 228</ref>. سه گونه اصلی فارسی عبارتند از: [[فارسی]] در [[کشور ایران|ایران]]، [[تاجیکی]] در تاجیکستان و [[دری]] در افغانستان؛ که هر سه زبان رسمی و معیار شدهاند<ref name=":0" /> و به طور مستقیم دنباله [[فارسی]] میانهاند<ref name=":1">Kamensky, I.S. "Tadjiki, 1. Languages", '''''Encyclopedia of Islam.''''' Leiden: Brill, 2000, Vol. X, P. 64</ref><ref>Payne, J.R. "Iranian Languages", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 229</ref>. | ||
در مورد وجه تسمیه واژه | در مورد وجه تسمیه واژه «تاجیک» فراوان بحث شده است. براساس بسیاری از آرا این واژه با کلمات «تاج و تاجدار» رابطه بسیار نزدیکی دارد<ref>یعقوبشاه، یوسفشاه. «تاجیکان (پیرامون اتنوگینز)»، '''''تاجیکان، آریاییها و فلات ایران'''''. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 129.</ref>. به نظر میرسد «تاجیک» واژهای است که فرهنگ وباروهایی که مردم تاجیک از قدیم با خود دارند بیان میکند<ref name=":2">میرشاهی، مسعود. «پیشگفتار»، '''''جستارها درباره زبان، ادب و فرهنگ تاجیکستان'''''. محمد جان شکوری بخارایی، تهران: اساطیر، 1382، ص 8.</ref>. از زمانهای قدیم زنیت «سر» نزد مردم این سرزمین اهمیت فراوان داشته است. این زینت به صورت کلاه و یا کلاه زینتی (تاج) بوده که اکنون نیز وجود دارد<ref name=":2" />. در زمان امروزی «تاجیک» به معنای «تاج داروعالی تبار» است<ref name=":2" />. «تاجیک» و نیز «تازیک و تاژیک» که بر وزن و معنی تاجیک است به معنی غیر عرب و غیر ترک نیز کاربرد داشته است<ref>دهخدا، علیاکبر. '''''لغتنامه'''''. تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج 4، ص 5394.</ref>. ترکان نام «تاجیک» را مانند «تات» به ایرانیان اطلاق میکردند<ref>کلباسی، ایران. '''''فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابلهای)'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 9.</ref>. تاجیکها علاوه بر تاجیکستان ـ که مرکز اصلی سکونت آنها است ـ در افغانستان، ازبکستان و بعضی نواحی قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان و حتی چین زندگی میکنند<ref name=":3">کلباسی، ایران. '''''فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابلهای)'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 11.</ref>. تاجیکهای افغانستان بیشتر در شهرهای کابل، هرات، مزار شریف و فیضآباد ساکن هستند<ref name=":3" />. تعداد قابل ملاحظهای از ساکنین سرقند و بخارا نیز تاجیک هستند<ref name=":3" /><ref>لازار، ژیلبر. «فارسی» '''''راهنمای زبانهای ایرانی'''''. ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه حسن رضاییباغبیدی، تهران: ققنوس، 1383، ص 439.</ref>. به گونهای که به نظر میرسد تاریخ قوم تاجیک را بدون این دو شهر نمیتوان تصور کرد<ref>حاتماف، نماز. «در بخارا بخار گردیدیم» '''''تاجیکان، آریاییها و فلات ایران'''''. گردآوری: میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 265.</ref>. جمعیت سخنگویان [[تاجیکی]] در تاجیکستان حداقل 3 میلیون نفر و بیش از این تعداد نیز در سایر مناطق ساکن هستند<ref name=":1" />. میتوان گونههای تاجیکی را در آسیای مرکزی این چنین تفکیک نمود: گروه زبانهای شمالی (بخارا، سمرقند، خجند و فرغانه)، مرکزی (زرافشان، هزار، دوشنبه)، جنوب شرقی (بدخشان، دروازه) و جنوب غربی (کولیاب، ختلان)<ref name=":1" />. [[تاجیکی]] یا گونه [[فارسی]] فرارودی (ماوراءالنهری) با زبان [[فارسی]] بسیاری از حوزههای جغرافیای ایران تفاوتهای واژگانی، ساختاری و آوایی دارد<ref name=":4">رواقی، علی. '''''زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]'''''. تهران: هرمس، 1383، ص 10.</ref>. اثرپذیری فارسی تاجیکی از زبانهای ایرانی میانه، به ویژه زبان سغدی، از عوامل مهم ناهمگونی آن با گونههای دیگر [[فارسی]] است<ref name=":4" />. با تسلط ترکان ازبک برفرارود (918هـ) و پا گرفتن صفویان در ایران، میان و فرارود جدایی فرهنگی و تاریخی بزرگی پیش آمد. جنگهای مذهبی بین ازبکها و صوفیان، به گسستگی زبانی و فرهنگی ایران و فرارود افزود<ref>رواقی، علی. '''''زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]'''''. تهران: هرمس، 1383، ص 49.</ref>. با این حال ناهمخوانی زبانی میان گونههای زبان فارسی سه کشور ایران، تاجیکستان و افغانستان بدان اندازه نیست که از درک سخن یکدیگر بازمانیم<ref>رواقی، علی. '''''زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]'''''. تهران: هرمس، 1383، ص 62.</ref>. بعضی از ویژگیهای آوایی و واژگانی تاجیکی معاصر که آن را از فارسی معاصر متمایز میکند، ناشی از تماس نزدیک این زبان با زبانهای [[ترکی]] (به ویژه ازبکی) در سدههای گذشته و زبان روسی در دهههای اخیر است<ref>ارانسکی، یوسیف. م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 31.</ref>. برای مفاهیم مربوط به تمدن امروزی واژههای روسی یا با زبان تاجیکی تطبیق داده شدهاند و یا به صورت گرتهبرداری در این زبان مورد استفاده قرار میگیرند، در حالی که برای بیان چنین مفاهیمی در زبان فارسی بیشتر از وام واژههای فرانسوی یا انگلیسی استفاده میشود<ref name=":5">لازار، ژیلبر. «فارسی» '''''راهنمای زبانهای ایرانی'''''. ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه حسن رضاییباغبیدی، تهران: ققنوس، 1383، ص 476.</ref>. برای زبان [[فارسی]] در [[ایران]] واژههای بسیاری ساخته شده و این زبان به طرف علمی شدن حرکت کرده است، اما [[تاجیکی]] به ویژه در سده اخیر و پس از انقلاب شوروی در 1917م، آنچنان مورد توجه قرار نگرفته است. تاجیکی گرچه بسیاری از لغات و ویژگیهای فارسی قدیم ایران را در خود حفظ کرده است، به نظر اغلب صاحبنظران شیوایی و روانی فارسی امروز ایران را ندارد<ref>کلباسی، ایران. '''''فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابلهای)'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 36 و 37.</ref>. نظام واجی [[تاجیکی]] متشکل از 6 واکه و 24 همخوان است. بنابراین یک همخوان از زبان [[فارسی]] معیار در [[ایران]] بیشتر دارد<ref name=":1" />. برخی از وجوه افتراق بین تاجیکی و فارسی در جریان یک تحول تاریخی خاص به وجود آمده است. مثلاً /a/ در [[فارسی]] معاصر به طور منظم با /o/ در تاجیکی معاصر متناظر است. مانند /bod/ باز، /nam/ نام و /bodom/ بادام<ref name=":6">ارانسکی، یوسیف. م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 29.</ref>. در حقیقت /o/ در تاجیکی و /a/ در فارسی معاصر از /a:/ (a کشیده) قدیمتر گرفته شدهاند<ref name=":6" />. تاجیکی از لحاظ واژگانی و دستوری نیز تفاوتهای قابل ملاحظهای با زبان [[فارسی]] در [[ایران]] دارد. بارزترین این تفاوتها صرف فعل است که در [[تاجیکی]] مفصلتر است. مثلاً /xondæ istodæ – æst/ او الان دارد میخواند (حال استمراری) / xondæ istodæ – bul/ او داشت میخواند (در زمان یعنی در گذشته)<ref name=":1" /><ref name=":5" />. همچنین درحوزه نحو، کاربرد اسم مصدر، صفت مفعولی و وجه وصفی در [[تاجیکی]] رایجتر و انعطافپذیرتر است<ref name=":5" />. کاربرد فراوان مصدر در تاجیکی در مقابل صورتهای فعلی به ویژه «حال التزامی» از دیگر تفاوتهای شاخص این زبان با فارسی ایران است. این مصدرها حتی الامکان در جایگاه آغازین قرار میگیرند: «گفتن نمیتوانم» (= نمیتوانم بگویم)، «رفتن نمیتوانست» (= نمیتوانست برود) و «دیدن میخواهم» (= میخواهم ببینم).<sup>29</sup> | ||
به نظر میرسد اولین متن [[تاجیکی]] کشف شده مربوط به اوایل سده 13م بر روی سنگی در قبرستان سمرقند باشد<ref>غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرنهای 9 و 10م)»، '''''تاجیکان، آریاییها و فلات ایران'''''. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 92.</ref>. مانند فارسی ایران و افغانستان، برای نوشتن تاجیکی قرنها از خط عربی استفاده میشد. تا آنکه در 198م خط لاتینی به کار گرفته شد.<sup>31</sup> از روند تبدیل خط عربی به الفبای لاتین تاریخ دقیقی در دست نیست اما به یقین از 1930م در مدارس تاجیکستان آموزش الفبای لاتین شروع و کتابهای درسی از جمله دستور زبان تاجیکی به خط لاتین منتشر شد.<sup>32</sup> از 1939م در تاجیکستان خط سیریلی جانشین خط لاتین شد که تاکنون نیز استفاده میشود. برای نشان دادن تعدادی از آواهای تاجیکی که در روسی وجود ندارد، چندین حرف روسی را تغییر دادند تا بیانگر واجهایی مانند /q/، h، j/ شود.<sup>34</sup> در 1989م پارلمان تاجیکستان قانونی را تصویب کرد که براساس آن دوباره خط فارسی مورد استفاده قرار میگرفت، گرچه این قانون هنوز اجرا نشده است.<sup>35</sup> دوره سامانیان، دوره پیدایش ادبیات کلاسیک تاجیک و [[فارسی]] محسوب میشود. البته این دوران زمان به وجود آمدن ادبیات نوین تاجیک و فارسی نیست، بلکه فقط دورهای است که این ادبیات رسماً پذیرفته میشود و به شکل نوشتاری در میآید.<sup>36</sup> سده 10م و سدههای پس از آن، دوره نشو نمای ادبیات کلاسیک تاجیک و فارسی به حساب میآید.<sup>37</sup> علیرغم تشابهات قابل ملاحظه ادبیات فارسی ایران و تاجیکی، به نظر میرسد ادبیات فارسی در فرارودان (ماورالنهر) اززمان سامانیان به بعد ویژگیهایی را دارد که فارسی سایر مناطق ایران زمین فاقد آن است.<sup>38</sup> سادگی و بیتکلفی و نیز کم بودن واژههای عربی از این ویژگیها است.<sup>39</sup> برخی از واژههای رایج در تاجیکی که در ایران کمتر استفاده میشوند و یا معادل عربی آنها کاربرد دارد، عبارتند از: دوزنده (= خیاط)، کژدم (= عقرب)، روی (= صورت)، اجرا کننده (= مجری)، طلبگان (= طلاب)، ضررناک (= مضر)، ازار (= شلوار) و پگاه (صبح، صبح زود).<sup>40</sup> ادبیات فارسی در قرون وسطی به شعر گرایش داشت ولی ادبیات کنونی تاجیکی با نثر ادبی (رمان، داستان و غیره) نیز آشناست.<sup>41</sup> صدرالدین عینی (1954- 1878)، نویسنده و شاعر تاجیکی در تکوین و تکامل زبان ادبی [[تاجیکی]] نقش به سزایی داشته است. او در آثار خویش به جای پیروی از قواعد قدیمی دستور زبان از زبان زنده مردم استفاه کرد و اکنون بسیاری از شعراء و نویسندگان تاجیک از سبک نگارش او پیروی میکنند.<sup>42</sup> | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== '''مآخذ''' == | |||
25. | |||
26. 25 | |||
27. ؛ | |||
27. | |||
Kamensky, Ibid. P. 64. | Kamensky, Ibid. P. 64. | ||
28. | 28. | ||
29. | 29. کلباسی. همان. ص 116 و 117. | ||
30. | 30. | ||
31. رضایی باغبیدی، حسن. «زبانهای ایرانی»، ''''' | 31. رضایی باغبیدی، حسن. «زبانهای ایرانی»، '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص 551. | ||
32. | 32. نیکولایوا، لاریسا. '''''تاجیکستان، تحولات سیاسی ـ اجتماعی در یکصد سال اخیر'''''. ویراستار: صفا اخوان، تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، 1380، ص 228. | ||
33. رضایی باغبیدی. همان. ص 551. | 33. رضایی باغبیدی. همان. ص 551. | ||
34. | 34. ارانسکی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ترجمه کریم کشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 295. | ||
35. Bečka, J. "Tadjiki, 2. Literature" '''''Encyclopedia of Islam.''''' Leiden: Brill, 2000, Vol. X, P. 64. | 35. Bečka, J. "Tadjiki, 2. Literature" '''''Encyclopedia of Islam.''''' Leiden: Brill, 2000, Vol. X, P. 64. | ||
36. | 36. غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرنهای 9 و 10م)»، '''''تاجیکان، آریاییها و فلات ایران'''''. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 95. | ||
37. | 37. غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرنهای 9 و 10م)»، '''''تاجیکان، آریاییها و فلات ایران'''''. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 85. | ||
38. میرشاهی، مسعود. «پیشگفتار» '''''جستارها درباره زبان، ادب و فرهنگ | 38. میرشاهی، مسعود. «پیشگفتار» '''''جستارها درباره زبان، ادب و فرهنگ تاجیکستان'''''. ص 16. | ||
39. همانجا. | 39. همانجا. | ||
| خط ۹۴: | خط ۴۳: | ||
40. مسلمانیان قبادیانی، رحیم. '''''زبان و ادب فارسی در فرارود'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1367، ص 10. | 40. مسلمانیان قبادیانی، رحیم. '''''زبان و ادب فارسی در فرارود'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1367، ص 10. | ||
41. | 41. ارانسکی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ترجمه کریم کشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 294. | ||
42. همانجا. | 42. همانجا. | ||
فرزین فهیم نیا | فرزین فهیم نیا | ||
نسخهٔ ۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۰۹
تاجیکی/ tajiki/، یکی از سه گونه اصلی زبان فارسی است که خود عضوی از زبانهای ایرانی جنوب غربی محسوب میشود[۱] و متعلق است به شاخه هند و ایرانی یعنی شرقیترین شاخه اصلی خانواده بزرگ هند و اروپایی[۲][۳]. سه گونه اصلی فارسی عبارتند از: فارسی در ایران، تاجیکی در تاجیکستان و دری در افغانستان؛ که هر سه زبان رسمی و معیار شدهاند[۱] و به طور مستقیم دنباله فارسی میانهاند[۴][۵].
در مورد وجه تسمیه واژه «تاجیک» فراوان بحث شده است. براساس بسیاری از آرا این واژه با کلمات «تاج و تاجدار» رابطه بسیار نزدیکی دارد[۶]. به نظر میرسد «تاجیک» واژهای است که فرهنگ وباروهایی که مردم تاجیک از قدیم با خود دارند بیان میکند[۷]. از زمانهای قدیم زنیت «سر» نزد مردم این سرزمین اهمیت فراوان داشته است. این زینت به صورت کلاه و یا کلاه زینتی (تاج) بوده که اکنون نیز وجود دارد[۷]. در زمان امروزی «تاجیک» به معنای «تاج داروعالی تبار» است[۷]. «تاجیک» و نیز «تازیک و تاژیک» که بر وزن و معنی تاجیک است به معنی غیر عرب و غیر ترک نیز کاربرد داشته است[۸]. ترکان نام «تاجیک» را مانند «تات» به ایرانیان اطلاق میکردند[۹]. تاجیکها علاوه بر تاجیکستان ـ که مرکز اصلی سکونت آنها است ـ در افغانستان، ازبکستان و بعضی نواحی قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان و حتی چین زندگی میکنند[۱۰]. تاجیکهای افغانستان بیشتر در شهرهای کابل، هرات، مزار شریف و فیضآباد ساکن هستند[۱۰]. تعداد قابل ملاحظهای از ساکنین سرقند و بخارا نیز تاجیک هستند[۱۰][۱۱]. به گونهای که به نظر میرسد تاریخ قوم تاجیک را بدون این دو شهر نمیتوان تصور کرد[۱۲]. جمعیت سخنگویان تاجیکی در تاجیکستان حداقل 3 میلیون نفر و بیش از این تعداد نیز در سایر مناطق ساکن هستند[۴]. میتوان گونههای تاجیکی را در آسیای مرکزی این چنین تفکیک نمود: گروه زبانهای شمالی (بخارا، سمرقند، خجند و فرغانه)، مرکزی (زرافشان، هزار، دوشنبه)، جنوب شرقی (بدخشان، دروازه) و جنوب غربی (کولیاب، ختلان)[۴]. تاجیکی یا گونه فارسی فرارودی (ماوراءالنهری) با زبان فارسی بسیاری از حوزههای جغرافیای ایران تفاوتهای واژگانی، ساختاری و آوایی دارد[۱۳]. اثرپذیری فارسی تاجیکی از زبانهای ایرانی میانه، به ویژه زبان سغدی، از عوامل مهم ناهمگونی آن با گونههای دیگر فارسی است[۱۳]. با تسلط ترکان ازبک برفرارود (918هـ) و پا گرفتن صفویان در ایران، میان و فرارود جدایی فرهنگی و تاریخی بزرگی پیش آمد. جنگهای مذهبی بین ازبکها و صوفیان، به گسستگی زبانی و فرهنگی ایران و فرارود افزود[۱۴]. با این حال ناهمخوانی زبانی میان گونههای زبان فارسی سه کشور ایران، تاجیکستان و افغانستان بدان اندازه نیست که از درک سخن یکدیگر بازمانیم[۱۵]. بعضی از ویژگیهای آوایی و واژگانی تاجیکی معاصر که آن را از فارسی معاصر متمایز میکند، ناشی از تماس نزدیک این زبان با زبانهای ترکی (به ویژه ازبکی) در سدههای گذشته و زبان روسی در دهههای اخیر است[۱۶]. برای مفاهیم مربوط به تمدن امروزی واژههای روسی یا با زبان تاجیکی تطبیق داده شدهاند و یا به صورت گرتهبرداری در این زبان مورد استفاده قرار میگیرند، در حالی که برای بیان چنین مفاهیمی در زبان فارسی بیشتر از وام واژههای فرانسوی یا انگلیسی استفاده میشود[۱۷]. برای زبان فارسی در ایران واژههای بسیاری ساخته شده و این زبان به طرف علمی شدن حرکت کرده است، اما تاجیکی به ویژه در سده اخیر و پس از انقلاب شوروی در 1917م، آنچنان مورد توجه قرار نگرفته است. تاجیکی گرچه بسیاری از لغات و ویژگیهای فارسی قدیم ایران را در خود حفظ کرده است، به نظر اغلب صاحبنظران شیوایی و روانی فارسی امروز ایران را ندارد[۱۸]. نظام واجی تاجیکی متشکل از 6 واکه و 24 همخوان است. بنابراین یک همخوان از زبان فارسی معیار در ایران بیشتر دارد[۴]. برخی از وجوه افتراق بین تاجیکی و فارسی در جریان یک تحول تاریخی خاص به وجود آمده است. مثلاً /a/ در فارسی معاصر به طور منظم با /o/ در تاجیکی معاصر متناظر است. مانند /bod/ باز، /nam/ نام و /bodom/ بادام[۱۹]. در حقیقت /o/ در تاجیکی و /a/ در فارسی معاصر از /a:/ (a کشیده) قدیمتر گرفته شدهاند[۱۹]. تاجیکی از لحاظ واژگانی و دستوری نیز تفاوتهای قابل ملاحظهای با زبان فارسی در ایران دارد. بارزترین این تفاوتها صرف فعل است که در تاجیکی مفصلتر است. مثلاً /xondæ istodæ – æst/ او الان دارد میخواند (حال استمراری) / xondæ istodæ – bul/ او داشت میخواند (در زمان یعنی در گذشته)[۴][۱۷]. همچنین درحوزه نحو، کاربرد اسم مصدر، صفت مفعولی و وجه وصفی در تاجیکی رایجتر و انعطافپذیرتر است[۱۷]. کاربرد فراوان مصدر در تاجیکی در مقابل صورتهای فعلی به ویژه «حال التزامی» از دیگر تفاوتهای شاخص این زبان با فارسی ایران است. این مصدرها حتی الامکان در جایگاه آغازین قرار میگیرند: «گفتن نمیتوانم» (= نمیتوانم بگویم)، «رفتن نمیتوانست» (= نمیتوانست برود) و «دیدن میخواهم» (= میخواهم ببینم).29
به نظر میرسد اولین متن تاجیکی کشف شده مربوط به اوایل سده 13م بر روی سنگی در قبرستان سمرقند باشد[۲۰]. مانند فارسی ایران و افغانستان، برای نوشتن تاجیکی قرنها از خط عربی استفاده میشد. تا آنکه در 198م خط لاتینی به کار گرفته شد.31 از روند تبدیل خط عربی به الفبای لاتین تاریخ دقیقی در دست نیست اما به یقین از 1930م در مدارس تاجیکستان آموزش الفبای لاتین شروع و کتابهای درسی از جمله دستور زبان تاجیکی به خط لاتین منتشر شد.32 از 1939م در تاجیکستان خط سیریلی جانشین خط لاتین شد که تاکنون نیز استفاده میشود. برای نشان دادن تعدادی از آواهای تاجیکی که در روسی وجود ندارد، چندین حرف روسی را تغییر دادند تا بیانگر واجهایی مانند /q/، h، j/ شود.34 در 1989م پارلمان تاجیکستان قانونی را تصویب کرد که براساس آن دوباره خط فارسی مورد استفاده قرار میگرفت، گرچه این قانون هنوز اجرا نشده است.35 دوره سامانیان، دوره پیدایش ادبیات کلاسیک تاجیک و فارسی محسوب میشود. البته این دوران زمان به وجود آمدن ادبیات نوین تاجیک و فارسی نیست، بلکه فقط دورهای است که این ادبیات رسماً پذیرفته میشود و به شکل نوشتاری در میآید.36 سده 10م و سدههای پس از آن، دوره نشو نمای ادبیات کلاسیک تاجیک و فارسی به حساب میآید.37 علیرغم تشابهات قابل ملاحظه ادبیات فارسی ایران و تاجیکی، به نظر میرسد ادبیات فارسی در فرارودان (ماورالنهر) اززمان سامانیان به بعد ویژگیهایی را دارد که فارسی سایر مناطق ایران زمین فاقد آن است.38 سادگی و بیتکلفی و نیز کم بودن واژههای عربی از این ویژگیها است.39 برخی از واژههای رایج در تاجیکی که در ایران کمتر استفاده میشوند و یا معادل عربی آنها کاربرد دارد، عبارتند از: دوزنده (= خیاط)، کژدم (= عقرب)، روی (= صورت)، اجرا کننده (= مجری)، طلبگان (= طلاب)، ضررناک (= مضر)، ازار (= شلوار) و پگاه (صبح، صبح زود).40 ادبیات فارسی در قرون وسطی به شعر گرایش داشت ولی ادبیات کنونی تاجیکی با نثر ادبی (رمان، داستان و غیره) نیز آشناست.41 صدرالدین عینی (1954- 1878)، نویسنده و شاعر تاجیکی در تکوین و تکامل زبان ادبی تاجیکی نقش به سزایی داشته است. او در آثار خویش به جای پیروی از قواعد قدیمی دستور زبان از زبان زنده مردم استفاه کرد و اکنون بسیاری از شعراء و نویسندگان تاجیک از سبک نگارش او پیروی میکنند.42
نیز نگاه کنید به
مآخذ
25.
26. 25
27. ؛
Kamensky, Ibid. P. 64.
28.
29. کلباسی. همان. ص 116 و 117.
30.
31. رضایی باغبیدی، حسن. «زبانهای ایرانی»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص 551.
32. نیکولایوا، لاریسا. تاجیکستان، تحولات سیاسی ـ اجتماعی در یکصد سال اخیر. ویراستار: صفا اخوان، تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، 1380، ص 228.
33. رضایی باغبیدی. همان. ص 551.
34. ارانسکی، ای. م. مقدمه فقه اللغه ایرانی. ترجمه کریم کشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 295.
35. Bečka, J. "Tadjiki, 2. Literature" Encyclopedia of Islam. Leiden: Brill, 2000, Vol. X, P. 64.
36. غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرنهای 9 و 10م)»، تاجیکان، آریاییها و فلات ایران. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 95.
37. غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرنهای 9 و 10م)»، تاجیکان، آریاییها و فلات ایران. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 85.
38. میرشاهی، مسعود. «پیشگفتار» جستارها درباره زبان، ادب و فرهنگ تاجیکستان. ص 16.
39. همانجا.
40. مسلمانیان قبادیانی، رحیم. زبان و ادب فارسی در فرارود. تهران: موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1367، ص 10.
41. ارانسکی، ای. م. مقدمه فقه اللغه ایرانی. ترجمه کریم کشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 294.
42. همانجا.
فرزین فهیم نیا
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ Windfuhr, G.L. "Persian", International Encyclopedia of Linguistics. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 3, P. 183.
- ↑ Cardona, G. "Indo – Iranian Languages", International Encyclopedia of Linguistics. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 212
- ↑ Payne, J.R. "Iranian Languages", International Encyclopedia of Linguistics. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 228
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ Kamensky, I.S. "Tadjiki, 1. Languages", Encyclopedia of Islam. Leiden: Brill, 2000, Vol. X, P. 64
- ↑ Payne, J.R. "Iranian Languages", International Encyclopedia of Linguistics. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 229
- ↑ یعقوبشاه، یوسفشاه. «تاجیکان (پیرامون اتنوگینز)»، تاجیکان، آریاییها و فلات ایران. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 129.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ میرشاهی، مسعود. «پیشگفتار»، جستارها درباره زبان، ادب و فرهنگ تاجیکستان. محمد جان شکوری بخارایی، تهران: اساطیر، 1382، ص 8.
- ↑ دهخدا، علیاکبر. لغتنامه. تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج 4، ص 5394.
- ↑ کلباسی، ایران. فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابلهای). تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 9.
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ کلباسی، ایران. فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابلهای). تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 11.
- ↑ لازار، ژیلبر. «فارسی» راهنمای زبانهای ایرانی. ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه حسن رضاییباغبیدی، تهران: ققنوس، 1383، ص 439.
- ↑ حاتماف، نماز. «در بخارا بخار گردیدیم» تاجیکان، آریاییها و فلات ایران. گردآوری: میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 265.
- ↑ ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ رواقی، علی. زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]. تهران: هرمس، 1383، ص 10.
- ↑ رواقی، علی. زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]. تهران: هرمس، 1383، ص 49.
- ↑ رواقی، علی. زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]. تهران: هرمس، 1383، ص 62.
- ↑ ارانسکی، یوسیف. م. زبانهای ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 31.
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ لازار، ژیلبر. «فارسی» راهنمای زبانهای ایرانی. ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه حسن رضاییباغبیدی، تهران: ققنوس، 1383، ص 476.
- ↑ کلباسی، ایران. فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابلهای). تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 36 و 37.
- ↑ ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ارانسکی، یوسیف. م. زبانهای ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 29.
- ↑ غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرنهای 9 و 10م)»، تاجیکان، آریاییها و فلات ایران. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 92.