پرش به محتوا

قزلباش: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''قزلباش'''، مریدان شاه و هسته اصلی سپاه صفوی در ترویج تشیع و تشكیل [[صفویان|سلسله صفوی]] (1501م/ 907).
'''قزلباش'''، مریدان شاه و هسته اصلی سپاه [[صفویان|صفوی]] در ترویج تشیع و تشکیل [[صفویان|سلسله صفوی]] (1501م/ 907).


به معنی سرخ‌سر و به طوایف مختلف ترك كه سلطان حیدر و شاه اسماعیل صفوی را در ترویج مذهب شیعه و تحصیل سلطنت یاری كردند، گفته می‌شود<sup>1</sup>. این طوایف به سبب كلاه سرخی كه به دستور «مرشد كامل» گذاشتند به قزلباش معروف شدند. این كلاه سرخ كه دوازده ترك به نشانه دوازده اما اولین بار توسط سلطان حیدر ایجاد شده<sup>2</sup> و پیوند دهنده تمام طوایف گوناگون قزلباش در زمان شاه اسماعیل اول بود و مركب از طوایف روملو، شاملو، استاجلو، نكلو، ذوالقدر، قاجار و افشار بودند<sup>3</sup> و مرشد كامل یعنی شاه اسماعیل را در رسیدن به قدرت یاری دادند و به سبب همین امر بیشتر مناسب و عناوین مثل امیرالامرایی و بیگلربیگی را در اختیار داشتند به گونه‌ای كه در آن زمان ایران مملكت قزلباشها خوانده می‌شد.<sup>4</sup> پس از مرگ شاه اسماعیل بر قدرت و نفوذ قزلباشها افزوده شد و با آنكه به ظاهر ارادت سران قزلباش نسبت به مرشد كامل وجود داشت<sup>5</sup> ولی با زوال ایمان و اخلاص روحانی، قزلباشها وارد درگیری‌های قدرت شدند. به گونه‌ای كه در زمان شاه تهماسب و پس از او عده‌ای حیدر میرزا و عده‌ای دیگر تمام شاهزادگان صفوی به جز محمد خدابنده را كشتند و گروهی نیز در خراسان عباس میرزا را به شاهی برداشتند.<sup>6</sup> شاه عباس اول (1629- 1588م/ 1038- 996) برای از بین بردن خطر آنجا نیروی نظامی جدیدی مركب از غلامان چركس، گرجی و ارمنی به نام غلامان شاه ایجاد كرد<sup>7</sup> ولی قدرت قزلباشها به صورت محدود حفظ و به یكی از عوامل سقوط سلسله صفوی (1736م 1148ق) تبدیل شد.<sup>8</sup>  
به معنی سرخ‌سر و به طوایف مختلف ترک که سلطان حیدر و شاه اسماعیل صفوی را در ترویج مذهب شیعه و تحصیل سلطنت یاری کردند، گفته می‌شود<ref>تهرانی شفق اكبر'''''، امیران دربار'''''، تهران، شركت سهامی انتشار، 1385، ص 123.</ref>. این طوایف به سبب کلاه سرخی که به دستور «مرشد کامل» گذاشتند به قزلباش معروف شدند. این کلاه سرخ که دوازده ترک به نشانه دوازده اما اولین بار توسط سلطان حیدر ایجاد شده<ref>'''''عالم آرای شاه اسماعیل'''''، با مقدمه و تصحیح اصغر منتظر مصاحب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران 1349، ص 26.</ref><ref>آنجوللو'''''، سفرنامه‌های ونیزیان'''''، ترجمه منوچهر امیری، تهران: خوارزمی، 1349، ص 223- 226.</ref><ref>نوایی عبدالسین، '''''تاریخ ایران و جهان'''''، تهران: همان، 1366، ص 145.</ref> و پیوند دهنده تمام طوایف گوناگون قزلباش در زمان شاه اسماعیل اول بود و مرکب از طوایف روملو، شاملو، استاجلو، نکلو، ذوالقدر، [[قاجاریه|قاجار]] و [[افشاریه|افشار]] بودند<ref>سیوری راجر، '''''ایران عصر صفوی'''''، ترجمه کامبیز عزیزی، تهران: مرکز 1393، ص 24.</ref><ref>لکهارت لارنس، '''''انقراض سلسله صفویه و ایام  استیلای افاغنه در ایران'''''، ترجمه مصطفی قلی عماد، ص 19.</ref> و [[مرشد]] کامل یعنی شاه اسماعیل را در رسیدن به قدرت یاری دادند و به سبب همین امر بیشتر مناسب و عناوین مثل امیرالامرایی و بیگلربیگی را در اختیار داشتند به گونه‌ای که در آن زمان ایران مملکت قزلباشها خوانده می‌شد<ref>فلسفی نصرالله، '''''زندگانی شاه عباس اول'''''، تهران: علمی، 1364، ج، ص 221.</ref>. پس از مرگ شاه اسماعیل بر قدرت و نفوذ قزلباشها افزوده شد و با آنکه به ظاهر ارادت سران قزلباش نسبت به مرشد کامل وجود داشت<ref>سیوری راجر، '''''تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی'''''، ترجمه عباسقلی غفاری‌فرد و محمد باقر آرام، تهران: امیر کبیر، 1382، ص 112.</ref> ولی با زوال ایمان و اخلاص روحانی، قزلباشها وارد درگیری‌های قدرت شدند. به گونه‌ای که در زمان شاه تهماسب و پس از او عده‌ای حیدر میرزا و عده‌ای دیگر تمام شاهزادگان [[صفویان|صفوی]] به جز محمد خدابنده را کشتند و گروهی نیز در خراسان عباس میرزا را به شاهی برداشتند<ref>لوئی بلان لوسین، '''''زندگی شاه عباس صوفی'''''، ترجمه ولی الله شادان، اساطیر، ص،40.</ref>. شاه عباس اول (1629- 1588م/ 1038- 996) برای از بین بردن خطر آنجا نیروی نظامی جدیدی مرکب از غلامان چرکس، گرجی و [[ارمنی]] به نام غلامان شاه ایجاد کرد<ref>سیوری راجر، '''''تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی'''''، ترجمه عباسقلی غفاری‌فرد و محمد باقر آرام، تهران: امیر کبیر، 1382، ص 76.</ref> ولی قدرت قزلباشها به صورت محدود حفظ و به یکی از عوامل سقوط [[صفویان|سلسله صفوی]] (1736م 1148ق) تبدیل شد<ref>لوئی بلان لوسین، '''''زندگی شاه عباس صوفی'''''، ترجمه ولی الله شادان، اساطیر، ص 40.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''''مآخذ:'''''
* [[صفویان]]
* [[قاجاریه]]
* [[افشاریه]]


1-    تهرانی شفق اكبر'''''، امیران دربار'''''، تهران، شركت سهامی انتشار، 1385، ص 123.
== مآخذ ==
1-    تهرانی شفق اکبر'''''، امیران دربار'''''، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1385، ص 123.


2-    '''''عالم آرای شاه اسماعیل'''''، با مقدمه و تصحیح اصغر منتظر مصاحب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران 1349ص 26 و آنجوللو'''''، سفرنامه‌های ونیزیان'''''، ترجمه منوچهر امیری، تهران: خوارزمی، 1349، ص 223- 226 و هم‌چنین نوایی عبدالسین، '''''تاریخ ایران و جهان'''''، تهران: همان، 1366، ص 145.
2-    '''''عالم آرای شاه اسماعیل'''''، با مقدمه و تصحیح اصغر منتظر مصاحب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران 1349ص 26 و آنجوللو'''''، سفرنامه‌های ونیزیان'''''، ترجمه منوچهر امیری، تهران: خوارزمی، 1349، ص 223- 226 و هم‌چنین نوایی عبدالسین، '''''تاریخ ایران و جهان'''''، تهران: همان، 1366، ص 145.


3-    سیوری راجر، '''''ایران عصر صفوی'''''، ترجمه كامبیز عزیزی، تهران: مركز 1393، ص 24، هم‌چنین، لكهارت لارنس، '''''انقراض سلسله صفویه و ایام  استیلای افاغنه در ایران'''''، ترجمه مصطفی قلی عماد، ص 19.
3-    سیوری راجر، '''''ایران عصر صفوی'''''، ترجمه کامبیز عزیزی، تهران: مرکز 1393، ص 24، هم‌چنین، لکهارت لارنس، '''''انقراض سلسله صفویه و ایام  استیلای افاغنه در ایران'''''، ترجمه مصطفی قلی عماد، ص 19.


4-    فلسفی نصرالله، '''''زندگانی شاه عباس اول'''''، تهران: علمی، 1364، ج، ص 221.
4-    فلسفی نصرالله، '''''زندگانی شاه عباس اول'''''، تهران: علمی، 1364، ج، ص 221.


5-    سیوری راجر، '''''تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی'''''، ترجمه عباسقلی غفاری‌فرد و محمد باقر آرام، تهران: امیر كبیر، 1382، ص 112.
5-    سیوری راجر، '''''تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی'''''، ترجمه عباسقلی غفاری‌فرد و محمد باقر آرام، تهران: امیر کبیر، 1382، ص 112.


6-    لوئی بلان لوسین، '''''زندگی شاه عباس صوفی'''''، ترجمه ولی الله شادان، اساطیر، ص،40.
6-    لوئی بلان لوسین، '''''زندگی شاه عباس صوفی'''''، ترجمه ولی الله شادان، اساطیر، ص،40.


7-    سیوری، '''''ایران عصر صفوی'''''، ص 76.
7-    سیوری راجر، '''''تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی'''''، ترجمه عباسقلی غفاری‌فرد و محمد باقر آرام، تهران: امیر کبیر، 1382، ص 76.


8-    لوئی بلان، ص 40.
8-    لوئی بلان لوسین، '''''زندگی شاه عباس صوفی'''''، ترجمه ولی الله شادان، اساطیر، ص 40.


  فاطمه نوبخت
  فاطمه نوبخت

نسخهٔ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۰۲

قزلباش، مریدان شاه و هسته اصلی سپاه صفوی در ترویج تشیع و تشکیل سلسله صفوی (1501م/ 907).

به معنی سرخ‌سر و به طوایف مختلف ترک که سلطان حیدر و شاه اسماعیل صفوی را در ترویج مذهب شیعه و تحصیل سلطنت یاری کردند، گفته می‌شود[۱]. این طوایف به سبب کلاه سرخی که به دستور «مرشد کامل» گذاشتند به قزلباش معروف شدند. این کلاه سرخ که دوازده ترک به نشانه دوازده اما اولین بار توسط سلطان حیدر ایجاد شده[۲][۳][۴] و پیوند دهنده تمام طوایف گوناگون قزلباش در زمان شاه اسماعیل اول بود و مرکب از طوایف روملو، شاملو، استاجلو، نکلو، ذوالقدر، قاجار و افشار بودند[۵][۶] و مرشد کامل یعنی شاه اسماعیل را در رسیدن به قدرت یاری دادند و به سبب همین امر بیشتر مناسب و عناوین مثل امیرالامرایی و بیگلربیگی را در اختیار داشتند به گونه‌ای که در آن زمان ایران مملکت قزلباشها خوانده می‌شد[۷]. پس از مرگ شاه اسماعیل بر قدرت و نفوذ قزلباشها افزوده شد و با آنکه به ظاهر ارادت سران قزلباش نسبت به مرشد کامل وجود داشت[۸] ولی با زوال ایمان و اخلاص روحانی، قزلباشها وارد درگیری‌های قدرت شدند. به گونه‌ای که در زمان شاه تهماسب و پس از او عده‌ای حیدر میرزا و عده‌ای دیگر تمام شاهزادگان صفوی به جز محمد خدابنده را کشتند و گروهی نیز در خراسان عباس میرزا را به شاهی برداشتند[۹]. شاه عباس اول (1629- 1588م/ 1038- 996) برای از بین بردن خطر آنجا نیروی نظامی جدیدی مرکب از غلامان چرکس، گرجی و ارمنی به نام غلامان شاه ایجاد کرد[۱۰] ولی قدرت قزلباشها به صورت محدود حفظ و به یکی از عوامل سقوط سلسله صفوی (1736م 1148ق) تبدیل شد[۱۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

1-    تهرانی شفق اکبر، امیران دربار، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1385، ص 123.

2-    عالم آرای شاه اسماعیل، با مقدمه و تصحیح اصغر منتظر مصاحب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران 1349ص 26 و آنجوللو، سفرنامه‌های ونیزیان، ترجمه منوچهر امیری، تهران: خوارزمی، 1349، ص 223- 226 و هم‌چنین نوایی عبدالسین، تاریخ ایران و جهان، تهران: همان، 1366، ص 145.

3-    سیوری راجر، ایران عصر صفوی، ترجمه کامبیز عزیزی، تهران: مرکز 1393، ص 24، هم‌چنین، لکهارت لارنس، انقراض سلسله صفویه و ایام  استیلای افاغنه در ایران، ترجمه مصطفی قلی عماد، ص 19.

4-    فلسفی نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران: علمی، 1364، ج، ص 221.

5-    سیوری راجر، تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی، ترجمه عباسقلی غفاری‌فرد و محمد باقر آرام، تهران: امیر کبیر، 1382، ص 112.

6-    لوئی بلان لوسین، زندگی شاه عباس صوفی، ترجمه ولی الله شادان، اساطیر، ص،40.

7-    سیوری راجر، تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی، ترجمه عباسقلی غفاری‌فرد و محمد باقر آرام، تهران: امیر کبیر، 1382، ص 76.

8-    لوئی بلان لوسین، زندگی شاه عباس صوفی، ترجمه ولی الله شادان، اساطیر، ص 40.

  فاطمه نوبخت

  1. تهرانی شفق اكبر، امیران دربار، تهران، شركت سهامی انتشار، 1385، ص 123.
  2. عالم آرای شاه اسماعیل، با مقدمه و تصحیح اصغر منتظر مصاحب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران 1349، ص 26.
  3. آنجوللو، سفرنامه‌های ونیزیان، ترجمه منوچهر امیری، تهران: خوارزمی، 1349، ص 223- 226.
  4. نوایی عبدالسین، تاریخ ایران و جهان، تهران: همان، 1366، ص 145.
  5. سیوری راجر، ایران عصر صفوی، ترجمه کامبیز عزیزی، تهران: مرکز 1393، ص 24.
  6. لکهارت لارنس، انقراض سلسله صفویه و ایام  استیلای افاغنه در ایران، ترجمه مصطفی قلی عماد، ص 19.
  7. فلسفی نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران: علمی، 1364، ج، ص 221.
  8. سیوری راجر، تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی، ترجمه عباسقلی غفاری‌فرد و محمد باقر آرام، تهران: امیر کبیر، 1382، ص 112.
  9. لوئی بلان لوسین، زندگی شاه عباس صوفی، ترجمه ولی الله شادان، اساطیر، ص،40.
  10. سیوری راجر، تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی، ترجمه عباسقلی غفاری‌فرد و محمد باقر آرام، تهران: امیر کبیر، 1382، ص 76.
  11. لوئی بلان لوسین، زندگی شاه عباس صوفی، ترجمه ولی الله شادان، اساطیر، ص 40.