فخر الدین عراقی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
عراقی، فخرالدین (610-688ق / 1213-1289م)، عارف، شاعر. | عراقی، فخرالدین (610-688ق / 1213-1289م)، عارف، شاعر. شیخ فخرالدین ابراهیم بن بُزُرجمهر همدانی فراهانی، مشهور به عراقی. | ||
شیخ فخرالدین ابراهیم بن | در کُمجان (کُمیجان از توابع اراک امروز) زاده شد. خاندان او همه اهل علم بودند<ref>صفا، ذبیحالله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ب 1، ص 567ـ570.</ref>.<sup>1</sup> در پنج سالگی به مکتب رفت و در مدت 9 ماه حافظ ''[[قرآن]]'' مجید شد. گویا صوتی خوش و بیانی نافذ داشت، به گونهای که هرگاه ''[[قرآن]]'' را به آواز حزین میخواند، هر شنوندهای را بی طاقت میکرد<ref>محتشم (خزاعی)، نسرین. مقدمه بر '''''مجموعه آثار فخرالدین عراقی'''''. تهران: زوّار، چ 1، 1372، ص هشت (سرآغاز).</ref>. پس از آن به تحصیل علوم روی آورد، چنان که گویند در هفده سالگی در بعضی از مدارس مشهور [[همدان]] به افادت مشغول بود<ref>جامی، عبدالرحمان. '''''نفحات الانس من حضرات القدس'''''. به كوشش محمود عابدی، تهران: انتشارات اطلاعات، 1375، ص 599.</ref>. بنابر برخی روایات روزی سرگرم درس در مدرسه بود که جماعتی از قلندران، غزل خوانان و سماع کنان به مدرسه درآمدند. با شنیدن غزل آنان انقلابی در عراقی پدید آمد و پس از آنکه قلندران راه [[اصفهان]] را در پیش گرفتند، عراقی کتابها را به دور انداخت و همسفر آنان شد<ref>ظفری، ولیالله. «عراقی»، '''''نگرشی بر آثار عراقی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 254.</ref>. صاحبان بعضی از روایات نیز عراقی را مرید مستقیم شهابالدین عمر سهروردی (د 632ق / 1236م) شمرده و آوردهاند که شهابالدین به سبب گستاخی شاگردش از او رنجید و او را برای تأدیب به هندوستان نزد شیخ بهاءالدین زکریا مولتانی (د 666ق / 1268م) فرستاد<ref>صفا، ذبیحالله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ب 1، ص 572 ـ573.</ref>. در آنجا به سلک مریدان بهاءالدین زکریا پیوست و از وی خرقه گرفت. سپس بهاءالدین دخترش را به نکاح او درآورد و عراقی از این پیوند صاحب پسری به نام کبیرالدین شد. پس از 25 سال بهاءالدین او را خلیفه خود خواند<ref name=":0">نفیسی، سعید. مقدمه بر ''کلیات '''شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی متخلص به عراقی'''''. تهران: سنایی، 1335، ص ط (مقدمه).</ref>. چون مشایخ آن دیار با وی سازش نداشتند، از آنجا به قصد حج بیرون آمد و به عمّان و بحرین رفت و از آنجا به دیار روم شتافت و به خدمت شیخ صدرالدین قونیوی (د 673ق / 1274م) رسید<ref>شاهرودی (بیدار)، اسماعیل. مقدمه بر '''''دیوان کامل شیخ فخرالدین عراقی'''''. تهران: فخر رازی، چ 3، 1374، ص 8 (مقدمه مصحح).</ref>. در قونیه، چنان که نوشتهاند، ''فُصوصالحِکَم'' محییالدین بن عربی (د 638ق / 1240م) را در مجلس درس آن استاد شنید و در اثنای آن ''لمعات'' را نوشت. هم در آنجا معینالدین پروانه (د 675ق / 1276م) وزیر سلاجقه، مرید عراقی شد و خانقاهی برای وی ساخت<ref>بیانی، مهدی. '''''کارنامه بزرگان ایران'''''. تهران: اداره کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 311ـ312.</ref>. افزون بر این، عراقی در قونیه با بزرگان [[تصوف]] که در آن شهر گرد آمده بودند، مانند جلالالدین محمد مولوی<sup>*</sup> (د 672ق / 1273م)، شمسالدین ماردینی و سعید فرغانی و جز آنان معاصر و معاشر بود و مولوی توجه خاصی به وی داشت<ref>صفا، ذبیحالله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ب 1، ص 574.</ref>. پس از مرگ معینالدین پروانه، عراقی به مصر رفت و سلطان مصر به سلک مریدان او درآمد. سپس رهسپار شام شد و 6 ماه در آنجا به سر برد. سرانجام در 687 یا 688ق / 1288 یا 1289م بیمار شد و پسرش را بر بالینش خواند و به او وصیت کرد و سپس درگذشت<ref name=":0" />. پیکرش را در صالحیه دمشق به خاک سپردند. از آثارش میتوان ''دیوان شعر'' شامل حدود 5000 بیت در انواع شعر منظومه ''ده نامه'' یا ''عشاق نامه'' شامل 10 غزل و 10 مثنوی و رساله ''لمعات'' را که از نفیسترین کتابهای متصوفه به شمار میرود و بر آن شروح متعددی نوشتهاند، یاد کرد<ref>حکیمیان، ابوالفتح. '''''فهرست مشاهیر ایران'''''. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 226ـ 227.</ref>. عراقی از محییالدین عربی، احمد غزالی<sup>*</sup>، [[سنایی غزنوی]]<sup>*</sup>، [[عطار نیشابوری]]<sup>*</sup>، فردوسی<sup>*</sup>، [[ابوسعید ابوالخیر]]<sup>*</sup> و باباطاهر همدانی<sup>*</sup> متأثر بود. [[جامی|عبدالرحمان جامی]]<sup>*</sup> در ''اشعه اللمعات''، [[حافظ شیرازی]]<sup>*</sup>، شیخ محمود شبستری<sup>*</sup> در ''گلشن راز''، [[فرخی یزدی|فرّخی یزدی]]<sup>*</sup> و فخرالدین مزارعی نیز از او تأثیر پذیرفتهاند<ref>«تأثیر پذیری عراقی از بزرگان ادب و عرفان همعصر، پیش و بعد از خود»، '''''نگرشی بر آثار عراقی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 200، 202، 204، 206ـ208.</ref>. مهمترین ویژگی زبان عراقی، سادگی، روانی و طبیعی بودن آن است. او مانند مولوی و بسیاری از شاعران عارف مسلک بیش از لفظ به معنا توجه داشت<ref>صیادکوه، علیاکبر. «نگاهی اجمالی به شیوه زبان و نحوه بیان عراقی»، '''''همان'''''، ص 58.</ref>. اشعار عراقی با مرور زمان به دورترین نقاط شبه قاره رخنه کرد و بسیاری از شاعران و عارفان مشهور شبه قاره در اشعار فارسی، اردو و پنجابی خود به وی تأسی میجستهاند. از این گروه میتوان به خواجه میردرد دهلوی (د 1199ق / 1785م)، سیدعلی حیدر ملتانی (د 1177ق / 1763م)، پیر مهرعلیشاه گولروی و علامه اقبال لاهوری اشاره کرد<ref>اختر، محمدسلیم. '''''هفت گفتار درباره سنائی و عطار و عراقی'''''. تهران: دبیرخانه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1375، ص 137ـ138.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[تصوف]] | |||
* [[سنایی غزنوی]] | |||
* [[عطار نیشابوری]] | |||
* [[جامی]] | |||
== مآخذ == | == مآخذ == | ||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
ابوالقاسم رادفر | ابوالقاسم رادفر | ||
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]] | |||
[[رده:ادبیات]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۵
عراقی، فخرالدین (610-688ق / 1213-1289م)، عارف، شاعر. شیخ فخرالدین ابراهیم بن بُزُرجمهر همدانی فراهانی، مشهور به عراقی.
در کُمجان (کُمیجان از توابع اراک امروز) زاده شد. خاندان او همه اهل علم بودند[۱].1 در پنج سالگی به مکتب رفت و در مدت 9 ماه حافظ قرآن مجید شد. گویا صوتی خوش و بیانی نافذ داشت، به گونهای که هرگاه قرآن را به آواز حزین میخواند، هر شنوندهای را بی طاقت میکرد[۲]. پس از آن به تحصیل علوم روی آورد، چنان که گویند در هفده سالگی در بعضی از مدارس مشهور همدان به افادت مشغول بود[۳]. بنابر برخی روایات روزی سرگرم درس در مدرسه بود که جماعتی از قلندران، غزل خوانان و سماع کنان به مدرسه درآمدند. با شنیدن غزل آنان انقلابی در عراقی پدید آمد و پس از آنکه قلندران راه اصفهان را در پیش گرفتند، عراقی کتابها را به دور انداخت و همسفر آنان شد[۴]. صاحبان بعضی از روایات نیز عراقی را مرید مستقیم شهابالدین عمر سهروردی (د 632ق / 1236م) شمرده و آوردهاند که شهابالدین به سبب گستاخی شاگردش از او رنجید و او را برای تأدیب به هندوستان نزد شیخ بهاءالدین زکریا مولتانی (د 666ق / 1268م) فرستاد[۵]. در آنجا به سلک مریدان بهاءالدین زکریا پیوست و از وی خرقه گرفت. سپس بهاءالدین دخترش را به نکاح او درآورد و عراقی از این پیوند صاحب پسری به نام کبیرالدین شد. پس از 25 سال بهاءالدین او را خلیفه خود خواند[۶]. چون مشایخ آن دیار با وی سازش نداشتند، از آنجا به قصد حج بیرون آمد و به عمّان و بحرین رفت و از آنجا به دیار روم شتافت و به خدمت شیخ صدرالدین قونیوی (د 673ق / 1274م) رسید[۷]. در قونیه، چنان که نوشتهاند، فُصوصالحِکَم محییالدین بن عربی (د 638ق / 1240م) را در مجلس درس آن استاد شنید و در اثنای آن لمعات را نوشت. هم در آنجا معینالدین پروانه (د 675ق / 1276م) وزیر سلاجقه، مرید عراقی شد و خانقاهی برای وی ساخت[۸]. افزون بر این، عراقی در قونیه با بزرگان تصوف که در آن شهر گرد آمده بودند، مانند جلالالدین محمد مولوی* (د 672ق / 1273م)، شمسالدین ماردینی و سعید فرغانی و جز آنان معاصر و معاشر بود و مولوی توجه خاصی به وی داشت[۹]. پس از مرگ معینالدین پروانه، عراقی به مصر رفت و سلطان مصر به سلک مریدان او درآمد. سپس رهسپار شام شد و 6 ماه در آنجا به سر برد. سرانجام در 687 یا 688ق / 1288 یا 1289م بیمار شد و پسرش را بر بالینش خواند و به او وصیت کرد و سپس درگذشت[۶]. پیکرش را در صالحیه دمشق به خاک سپردند. از آثارش میتوان دیوان شعر شامل حدود 5000 بیت در انواع شعر منظومه ده نامه یا عشاق نامه شامل 10 غزل و 10 مثنوی و رساله لمعات را که از نفیسترین کتابهای متصوفه به شمار میرود و بر آن شروح متعددی نوشتهاند، یاد کرد[۱۰]. عراقی از محییالدین عربی، احمد غزالی*، سنایی غزنوی*، عطار نیشابوری*، فردوسی*، ابوسعید ابوالخیر* و باباطاهر همدانی* متأثر بود. عبدالرحمان جامی* در اشعه اللمعات، حافظ شیرازی*، شیخ محمود شبستری* در گلشن راز، فرّخی یزدی* و فخرالدین مزارعی نیز از او تأثیر پذیرفتهاند[۱۱]. مهمترین ویژگی زبان عراقی، سادگی، روانی و طبیعی بودن آن است. او مانند مولوی و بسیاری از شاعران عارف مسلک بیش از لفظ به معنا توجه داشت[۱۲]. اشعار عراقی با مرور زمان به دورترین نقاط شبه قاره رخنه کرد و بسیاری از شاعران و عارفان مشهور شبه قاره در اشعار فارسی، اردو و پنجابی خود به وی تأسی میجستهاند. از این گروه میتوان به خواجه میردرد دهلوی (د 1199ق / 1785م)، سیدعلی حیدر ملتانی (د 1177ق / 1763م)، پیر مهرعلیشاه گولروی و علامه اقبال لاهوری اشاره کرد[۱۳].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ صفا، ذبیحالله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ب 1، ص 567ـ570.
- ↑ محتشم (خزاعی)، نسرین. مقدمه بر مجموعه آثار فخرالدین عراقی. تهران: زوّار، چ 1، 1372، ص هشت (سرآغاز).
- ↑ جامی، عبدالرحمان. نفحات الانس من حضرات القدس. به كوشش محمود عابدی، تهران: انتشارات اطلاعات، 1375، ص 599.
- ↑ ظفری، ولیالله. «عراقی»، نگرشی بر آثار عراقی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 254.
- ↑ صفا، ذبیحالله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ب 1، ص 572 ـ573.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ نفیسی، سعید. مقدمه بر کلیات شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی متخلص به عراقی. تهران: سنایی، 1335، ص ط (مقدمه).
- ↑ شاهرودی (بیدار)، اسماعیل. مقدمه بر دیوان کامل شیخ فخرالدین عراقی. تهران: فخر رازی، چ 3، 1374، ص 8 (مقدمه مصحح).
- ↑ بیانی، مهدی. کارنامه بزرگان ایران. تهران: اداره کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 311ـ312.
- ↑ صفا، ذبیحالله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ب 1، ص 574.
- ↑ حکیمیان، ابوالفتح. فهرست مشاهیر ایران. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 226ـ 227.
- ↑ «تأثیر پذیری عراقی از بزرگان ادب و عرفان همعصر، پیش و بعد از خود»، نگرشی بر آثار عراقی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 200، 202، 204، 206ـ208.
- ↑ صیادکوه، علیاکبر. «نگاهی اجمالی به شیوه زبان و نحوه بیان عراقی»، همان، ص 58.
- ↑ اختر، محمدسلیم. هفت گفتار درباره سنائی و عطار و عراقی. تهران: دبیرخانه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1375، ص 137ـ138.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
ابوالقاسم رادفر