پرش به محتوا

آموزش و پرورش پس از انقلاب اسلامی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۱۳ توسط Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)

آموزش و پرورش پس از انقلاب اسلامی (۱۳۵۷)

تغییر نظام شاهنشاهی به جمهوری اسلامی تغییرات وسیع و همه جانبه‌ای را در تمام شئون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اداری کشور ایجاب می‌کرد. از اولین قدم‌هایی که جمهوری اسلامی برای رسیدن به هدف‌های اصلی خود برداشت استقرار و بازگرداندن نظم و کوشش برای برگرداندن مردم به زندگی روزمره بود. بازگشایی مدارس و ادارات و برقراری زندگی شغلی یکی از این راه‌ها بود. از آنجا که مدارس در نتیجه انقلاب به حالت تعطیل و نیمه تعطیل در آمده بود، در راه بازگشایی آنان تنها مشکل، بررسی سریع کتب درسی بود که به نحوی با هدف‌ها و شعارهای انقلاب اسلامی هماهنگ باشد.

برای بررسی کتاب‌های درسی در اسفند ۱۳۷۵ شمسی، همزمان با بازگشایی مدارس، کمیته‌ای به نام «کمیته بررسی مسائل و مشکلات مدارس» ایجاد شد. این کمیته از حدود ششصد نفر از معلمان دروس مختلف دعوت کرد. از نخستین اقدامات آنان حذف بخش‌هایی، از کتاب‌های درسی موجود بود تا امکان تدریس آنها تا پایان سال تحصیلی مقدور باشد. در پیام رهبر انقلاب اسلامی در اول اسفند ۱۳۵۷ شمسی تأکید شده بود که کتاب‌های درسی باید از مطالب استثماری پاک شود. کودکان و جوانان باید به علم و تقوی و شعور انقلاب اسلامی مجهز شوند. اصل عدم گرایش به چپ و راست و وحدت کلمه حفظ شود، سرانجام «پاکسازی کتاب‌های درسی چه دبستانی و چه دبیرستانی و چه دانشگاهی از عکس‌ها و مطالبی، که به نفع استعمار و استبداد است و جایگزین کردن دروس انقلاب اسلامی که کودکان ما را بیدار و جوانان ما را مستقل و آزاد بار آورد...[۱]» توصیه شده بود.

در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ شمسی جامعه ایرانی و نیز نهاد آموزش و پرورش آن شاهد حوادث مهمی بود همچون انقلاب بهمن ماه ۱۳۵۷ شمسی که موجب جایگزینی نظام جمهوری اسلامی به جای نظام دیرپای شاهنشاهی شد و نیز جنگ هشت ساله ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ شمسی که هر یک آثار مهمی بر عناصر تشکیل دهنده نظام آموزش و پرورش کشور ما داشت. در این بخش از کتاب نگاهی اجمالی خواهیم داشت بر تأثیر تحولات مذکور برنهاد آموزش و پرورش. همچنین وضعیت شاخص‌های آموزش و پرورش را در سال‌های آخر رژیم پادشاهی در مقایسه با نخستین سال‌های پس از انقلاب مقایسه می‌کنیم.

از مهمترین آثار انقلاب، چنانکه خواهیم دید تأکید بر اسلامی شدن محتوای دروس و نیز تأکید بر استقلال و خودکفایی علمی و اقتصادی بود. به علاوه بر اثر جنگ شاهد ضایعات انسانی و مادی بر مدارس شهرهای مرزی و تعطیلی اجباری مدارس و به ویژه افزایش چشمگیر مردودین، افزایش مشکلات مالی آموزش و پرورش بر اثر هزینه‌های جنگی و محاصره اقتصادی بودیم که پیامدهای آن هنوز هم بر آموزش و پرورش سنگینی می‌کند. در یک تقسیم بندی کلی می‌توان تاریخ آموزش و پرورش ایران را پس از انقلاب اسلامی۱۳۵۷ شمسی به سه دوره تقسیم کرد:

  1. از سال ۱۳۵۷ تا شروع جنگ در سال ۱۳۵۹ ش
  2. از ۱۳۵۹ تا پایان جنگ در ۱۳۶۷ش
  3. از پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ ش تا امروز

با این حال از لحاظ سیاست‌های کلان از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۶۷ شمسی بیشتر سیاست دولتی کردن آموزش و پرورش و در سال‌های پس از جنگ سیاست خصوصی سازی مدارس اجرا شد. این امر بیانگر وجود دو مرحله عمده در آموزش و پرورش کشور در سال‌های پس از جنگ است.

آموزش و پرورش پس از انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ ش) آموزش و پرورش از ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۶۷ ش

از آغاز پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران و به علت اشکالات و نقایصی که در نظام آموزش و پرورش مشاهده می‌شد، برای اصلاح یا تغییر بنیادی این نظام از سوی مسئولان وزارت آموزش و پرورش یا دیگر نهادهای مسئول کوشش‌هایی به عمل آمده است. در ادامه این تلاش‌ها در سال ۱۳۶۳ شمسی وزیر وقت آموزش و پرورش به هنگام گرفتن رأی اعتماد در مجلس شورای اسلامی، تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش کشور را از اهم برنامه‌های اجرایی دوره تصدی خود عنوان کرد.

سرانجام با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، «شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش» مسئولیت تدوین نظام تعلیم و تربیت اسلامی را به عهده گرفت. شورا در اجرای این وظیفه، کار خود را از اواخر فروردین ۱۳۶۵ شمسی آغاز کرد. این شورا با تشکیل بیش از ۱۵۰ جلسه چند ساعته، مسافرت‌ها و گردهمایی‌های سراسری، کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران را در قالب طرح پیشنهادی تدوین کرد. این طرح در چهار بخش ارائه شد.

در یکی از مآخذ منتشره از سوی وزارت آموزش و پرورش در زمینه توجیه تغییرات صورت گرفته در این نهاد آمده است: «بر آموزش و پرورش رژیم گذشته بینش شاهنشاهی و غیرالهی حاکم بوده است. بین اجزاء و عناصر آن هماهنگی و انسجامی برقرار نبوده است و علی رغم تلاش‌های فراوانی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران برای اصلاح آن به عمل آمده، هنوز هم برخی آثار نامطلوب گذشته و گسیختگی بین اجزاء و عناصر آن باقی است. در برابر، نظام پیشنهادی بر اساس بینش الهی طراحی شده و انسجام و هماهنگی ارکان و عناصر آن با دقت رعایت شده است.»^{۲}

در این متن یادآوری شده است:

«چون وظیفه اصلی نظام آموزش و پرورش تربیت انسانی الهی و هم جهت و هماهنگ با معیارهای اسلامی است، لازم به تزکیه و تربیت همچون نوری به تمامی عناصر، اجزا و برنامه‌های نظام بتابد و به طور کلی آموزش و پرورش اعم از عمومی، فنی و حرفه‌ای و عالی

۲. ستاد اجرایی تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش، طرح کلیات نظام آموزش و پرورش، خرداد ۱۳۶۷، ص ۹.

باید به عنوان محور و عامل توسعه کشور شناخته شود. در گذشته خصلت اقتباسی و وارداتی بودن آموزش و پرورش سبب شده بود که نظام آموزشی بریده از نیازهای واقعی جامعه طراحی و اجرا شود. به طوری که نتواند در توسعه کشور نقش فعالی ایفا کند. نظام آموزش و پرورش باید در ارتباط و هماهنگی مناسب با نظام آموزش عالی طراحی، برنامه‌ریزی و اجرا شود و این کار بنا به ماهیت فعالیت‌ها، باید به طور مستمر و در سطوح مختلف تصمیم‌گیری صورت پذیرد.»^{۳}

متن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره ترکیب شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش

«بنا به پیشنهاد وزارت آموزش و پرورش موافقت می‌گردد که به منظور انجام بررسی‌های لازم و ارائه طرح پیشنهادی جهت تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش شورایی به نام شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش با ترکیب زیر تشکیل شود: ۱. دو تن از استادان حوزه علمیه به انتخاب مراجع تقلید.

۲. سه تن از معاونان وزارت آموزش و پرورش (معاون آموزشی، معاون پرورشی، معاون فنی و حرفه‌ای).

۳. سه تن از اعضای شورای عالی برنامه‌ریزی انقلاب فرهنگی (از گروه علوم انسانی، علوم پایه و فنی و مهندسی).

۴. یک تن از اعضای شورای عالی آموزش و پرورش.

۵. یک تن از اعضای کمیسیون آموزش و پرورش مجلس شورای اسلامی. ۶. دو تن از معلمان که حداقل یکی از آن دو از میان خواهران باشد. ۷. یکی از کارشناسان یا متخصصان وزارت برنامه و بودجه».

شورا موظف شده بود تا پایان شهریور ۱۳۶۵ شمسی طرح پیشنهاد را تهیه و تقدیم کند. ارزیابی کلی دست اندرکاران تحول در آموزش و پرورش کشور چنین بود:

3. همان، صص ۹-۱۰.


آموزش و پرورش پس از انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ ش)

۱۹۷

«نظام آموزش و پرورش فعلی که در نتیجه تغییر و اصلاح قالبی و گاه محتوایی نظام آموزشی گذشته شکل گرفته است بر فلسفه ارزشی خاصی مبتنی است که تقریباً از آغاز دهه چهل به یاری مجاری غربگرایی در ایران اشاعه یافته است و با ویژگی‌های قومی و فرهنگ اسلامی ما سنخیت ندارد. سیستم فرهنگی فرانسه به طوری که در ایران از آن پیروی شده است، به اصول تحمیل نظر و تمرکز شدید فلسفه پرورش مغز از طریق فراگرفتن موضوعات متنوع درسی متکی می‌باشد.»

برنامه‌ریزی و اقدام برای تغییر نظام آموزش و پرورش کشور

از ابتدای سال ۱۳۵۸ شمسی در سراسر کشور به طور پراکنده تحقیقات مقدماتی در زمینه تغییر نظام آموزش و پرورش آغاز شد و نتیجه بررسی به صورت مقاله، طرح و پیشنهاد به شورای، انقلاب، دفتر طرح‌های انقلاب وابسته به نخست وزیری و دفتر تحقیقات وزارت آموزش و پرورش ارائه گردید. در نخستین گام، دفتر تحقیقات در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی، شورایی متشکل از کارشناسان، وزیر، معاونان و گروه‌هایی از استادان و صاحب نظران آموزش و پرورش تشکیل داد که بحث پیرامون فلسفه تعلیم و تربیت را از ۱۳۵۸ شمسی آغاز کرد و بعد از ده روز به دلیل تشکیل شورای عالی آموزش و پرورش کارش متوقف ماند.

اولین گردهمایی خبرگان تعلیم و تربیت

در فروردین ۱۳۵۹ شمسی، بر اساس توصیه نماینده شورای انقلاب در آموزش و پرورش و نیز موافقت شورای عالی آموزش و پرورش مقدمات گردهمایی صاحبنظران و خبرگان تعلیم و تربیت فراهم گردید. اهداف اصلی و عمده این گردهمایی عبارت بود از: ۱. بررسی کلیات و ابعاد مختلف مسأله تغییر بنیادی نظام آموزشی. ۲. شناسایی افراد متخصص و کارآمد و حدود کار آنان.

۳. مشخص نمودن ماهیت و کیفیت نقطه آغاز کار و تأمین اولویت‌ها. ۴. نظرخواهی از مسئولان مملکتی و تعیین حدود همکاری آنان.

۵. بررسی عکس العمل مردم در برابر مسائل تغییر نظام آموزش و پرورش، حدود، میزان و نوع مشارکت آنان.

۶. بررسی وضع موجود نظام آموزشی و ضرورت تغییر آن.

۷. ترسیم دورنمایی از نظام آموزشی آینده و روش گذر از وضع موجود به وضع مطلوب.^{۴} از جمله مهمترین اقداماتی که در زمینه اسلامی کردن محتوای درس‌ها صورت گرفت می‌توان موارد زیر را نام برد:

گنجاندن دروس قرآن در برنامه درسی دوره ابتدایی و راهنمایی و عربی در برنامه همه پایه‌های تحصیلی از کلاس اول راهنمایی تا پایان دوره متوسطه به منظور آشنا شدن دانش‌آموزان با زبان قرآن و علوم و معارف اسلامی. افزودن درس‌هایی از قبیل ادبیات انقلاب اسلامی و جغرافیای کشورهای مسلمان به دروس دبیرستان، تألیف وتدوین کتاب تعلیمات دینی برای اهل سنت، طاغوت زدایی و زدودن اندیشه‌های غیر اسلامی شرقی و غربی از محتوای کتاب‌های درسی.

شورا به لحاظ اهمیتی که برای دوره کاربردی - علمی قایل بود، ناگزیر می‌بایست از تجارب سایر کشورها در این زمینه استفاده می‌کرد. به همین سبب از اعضای شورا در کنفرانس جهانی تعلیم و تربیت در ژنو که در زمستان ۱۳۶۵ شمسی پیرامون آموزش متوسطه و اصلاح آن تشکیل شد، شرکت جستند. به علاوه در ایام نوروز ۶۶ شمسی یک هیأت از اعضای شورا به ژاپن و استرالیا و هیأت دیگر به شوروی سفر کرد. شورا پس از بررسی دقیق اجزای طرح و رسیدن به نظر جمعی و توافق کامل، مجموع بخش‌های طرح و ضمایم و مقررات آن را به عنوان «پیش نویس طرح کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران» در ۶۰۰۰ نسخه همراه با ۳۰۰۰ پرسشنامه تفصیلی برای آموزش و پرورش تمام استان‌ها و شهرستان‌ها و مناطق آموزشی کشور و همچنین برای صاحبنظران، مسئولان و کارشناسان تعلیم و تربیت در مراکز آموزش عالی و نیز خارج از این مراکز فرستاد و پس از دریافت حدود سه هزار پرسشنامه در سمینار بهمن ۱۳۶۶ شمسی بحث و بررسی و جمع بندی درباره آنها صورت گرفت.

۴. همان، ص 30.


آموزش و پرورش پس از انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ ش)

۱۹۹

اهداف کلی تعلیم و تربیت اسلامی^{۵}

در زمینه اهداف آموزش و پرورش موارد زیر تأکید شد:

الف) اهداف اعتقادی

۱. تقویت ایمان و اعتقاد به مبانی اسلامی و بسط بینش اسلامی بر اساس قرآن کریم و سنت پیامبر (ص) و ائمه معصومین با مراعات اصول ۱۲و ۱۳ قانون اساسی در مورد پیروان مذاهب اسلامی و اقلیت‌های دینی.

۲. پرورش روحیه مبارزه با کفر، شرک و نفاق و همه مظاهر آن.

ب) اهداف اخلاقی

۱. ایجاد زمینه لازم برای خودشناسی به منظور خداشناسی. ۲. پرورش روحیه تعبد آگاهانه. ۳. پرورش روحیه اعتماد به نفس. ۴. پرورش روحیه نظم و انضباط.

ج) اهداف علمی و آموزشی

۱. تقویت روحیه حقیقت جویی، تعقل و تفکر، مطالعه، بررسی، تعمق، تحقیق، نقادی و ابتکار در تمام زمینه‌های اسلامی، فرهنگی، علمی و فنی.

۲. شناخت اسرار جهان آفرینش و قوانین طبیعت به عنوان آیات الهی. ۳. تعمیم آموزش برای تمام افراد لازم التعلیم و محو بی‌سوادی.

۴. آموختن زبان و خط فارسی به عنوان زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران و نیز آموختن زبان عربی برای آشنایی با قرآن و معارف اسلامی.

۵. همان، ص ۴۵.

د) اهداف فرهنگی و هنری

۱. شناخت، پرورش و هدایت ذوق و استعدادهای هنری و زیبایی شناسی. ۲. شناساندن هنر اسلامی و هنرهای اصلی.

ه) اهداف اجتماعی

پرورش روحیه مسئولیت پذیری، گذشت و پاسداری از قداست و استواری بنیان روابط خانواده بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی

و) اهداف سیاسی و نظامی

آموزش فنون دفاع نظامی، مفهوم سیاست از دیدگاه اسلام و شناساندن استکبار جهانی

ز) اهداف اقتصادی

توجه به اهمیت رشد اقتصادی به عنوان وسیله رشد معنوی، قداست کار، روحیه ساده زیستی و روحیه مبارزه با بهره کشی اقتصادی

ح) اهداف زیستی

توجه به ورزش و بهداشت جسمی و روانی

اصول حاکم بر نظام آموزش و پرورش

اصل اول: محور قرار دادن قرآن و سنت معصومین (ع) اصل دوم: بازشناسی فرهنگ و تمدن مسلمین اصل سوم: تقدم تزکیه بر تعلیم اصل چهارم: تعمیم تربیت دینی

اصل پنجم: اولویت تعلیم و ترییت دینی اصل ششم: توجه به امر پرورش اصل هفتم: ارتباط اجزاء نظام


آموزش و پرورش پس از انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ ش)

اصل هشتم: استفاده از تجارب و دستاوردهای بشری

اصل نهم: هماهنگی با مراجع و مراکز سیاست گذاری جامعه اصل دهم: همگانی بودن آموزش و پرورش

اصل دهم: همگانی بودن آموزش و پرورش

اصل یازدهم: اجباری بودن آموزش و پرورش عمومی

اصل دوازدهم: تعلیم و تربیت مستمر و رفع کاستی‌های آموزشی اصل سیزدهم: اولویت برخورداری از امکانات اصل چهاردهم: توزیع عادلانه امکانات اصل پانزدهم: رعایت مقتضیات محیط اصل شانزدهم: عدم وابستگی

اصل هفدهم: توجه به مراحل رشد و بلوغ اصل هجدهم: بازشناسی هویت اسلامی زن اصل نوزدهم: رشد همه جانبه و هماهنگ اصل بیستم: ارزیابی و اصلاح

فصل دوم: برنامه‌ریزی محتوا و روش‌ها

اصل بیست و یکم: هماهنگی بین سطوح و انواع آموزش‌ها اصل بیست و دوم: انعطاف پذیری

اصل بیست و سوم: ارزش خاص رشته‌های تحصیلی اصل بیست و چهارم: ارزش کار و فعالیت‌های بدنی اصل بیست و پنجم: پرورش توان تفکر، نقد و ابتکار اصل بیست و ششم: توجه به هنر اصل بیست و هفتم: ورزش

اصل بیست و هشتم: تعاون و کار جمعی اصل بیست و نهم: بهداشت و پاکیزگی اصل سی‌ام: حفظ محیط زیست

اصل سی و یکم: آموزش‌های دفاعی

اصل سی و دوم: توجه به تکنولوژی و مواد آموزشی،

۲۰۲
اصل سی و سوم: توأم ساختن تعلیم و تعلم
اصل سی و چهارم: هدایت تحصیلی
اصل سی و پنجم: هدایت تحصیلی دختران
اصل سی و ششم: توأم ساختن علم و تجربه
اصل سی و هفتم: نظم و انضباط و آداب فردی و اجتماعی

اصل سی و هشتم: تقویت بینش سیاسی و اجتماعی و اعتماد به نفس دختران

اصل سی و نهم: تحکیم روابط خانوادگی
اصل چهل: توجه به آموزش فنی و حرفه‌ای
اصل چهل و یکم: انتخاب معلم

فصل سوم: معلم

اصل چهل و دوم: جایگاه معلم در نظام آموزش و پرورش اصل چهل و سوم: تمام وقت بودن

اصل چهل و چهارم: مقام و منزلت معلم
اصل چهل و ششم: معیار ارتقا و همسانی منزلتها
اصل چهل و هفتم: اولویت گسترش تربیت معلم

اصل چهل و پنجم: رفاه معلم

اصل چهل و هشتم: تعلیم و تربیت مستمر کارکنان

اصل چهل و نهم: هماهنگی برنامه‌های تربیت معلم با نوآوری‌ها و پژوهش اصل پنجاهم: استفاده پاره وقت از متخصصان فصل چهارم: دانش‌آموزان

اصل پنجاه و یکم: توجه به علایق و خصوصیات فردی اصل پنجاه و دوم: توجه به ویژگی‌های دختران و پسران

اصل پنجاه و سوم: رفع موانع تحصیلی و تأمین امکانات خاص آموزش و پرورش دختران اصل پنجاه و چهارم: تحصیل زنان متأهل

اصل پنجاه و پنجم: توجه به دانش‌آموزان محروم

اصل پنجاه و ششم: اولویت فرزندان شهدا

اصل پنجاه و هفتم: توجه به آموزش و پرورش کودکان استثنایی اصل پنجاه و هشتم: واگذاری مسئولیت به دانش‌آموزان اصل پنجاه و نهم: توجه به اوقات فراغت

فصل پنجم: مدیریت سازمان و تشکیلات و مشارکت اصل شصتم: عدم تمرکز

اصل شصت و یکم: شورا در نظام آموزش و پرورش

اصل شصت و دوم: تناسب سازمان و تشکیلات با ویژگی‌های نظام اصل شصت و سوم: آموزش و پرورش عشایر

اصل شصت و چهارم: نظام پژوهش و گردآوری اطلاعات اصل شصت و پنجم: نظام نظارت و هدایت اصل شصت و ششم: تناسب مسئولیت و امتیاز اصل شصت و هفتم: تأمین و تربیت مدیر

اصل شصت و هشتم: مناسبات و روابط برپایه اعتماد اصل شصت و نهم: مشارکت مردمی

اصل هفتاد: ارتباط و هم جهتی آموزش و پرورش و آموزش عالی اصل هفتاد و یکم: مشارکت سایر مؤسسات اصل هفتاد و دوم: هماهنگی با نهادهای فرهنگی،

اصل هفتاد و سوم: ارتباط متقابل آموزش و پرورش با حوزه‌های علمیه اصل هفتاد و چهارم: ارتباط خانه و مدرسه

اصل هفتاد و پنجم: آموزش و پرورش قبل از تحصیلات رسمی، اصل هفتاد و ششم: تأکید بر واگذاری مسئولیت به بانوان

ساختار آموزش و پرورش

حال به بررسی سازماندهی و چگونگی اجرای برنامه‌های آموزشی و پرورشی با توجه به مبانی، و اصول کلی حاکم بر تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی ایران در قالب دوره‌ها و مراحل مختلف تحصیلی می‌پردازیم:

ساختار دوره‌ها و مراحل مختلف تحصیل به شرح زیر است:

۱. دوره آموزش و پرورش عمومی ۹ سال است و شامل سه مرحله زیر: مرحله آموزش و پرورش «اساس» مدت ۲ سال مرحله آموزش و پرورش «ارکان» مدت ۴ سال مرحله آموزش و پرورش «ارشاد» مدت ۳ سال سن ورود به دوره عمومی ۵/۵ سال تمام است.

۲. دوره آموزش و پرورش فراگیر کاربردی - علمی که در دو شاخه متمرکز شده است: شاخه متوسطه فراگیر که طول دوره‌اش سه سال است و گرایش‌های مختلف دارد. شاخه حرفه آموزی

بدین ترتیب دوران تحصیلات ماقبل تحصیلات عالی یعنی آموزش و پرورش عمومی کشور ۱۲ سال است که در مقایسه با تعاریف یونسکو وضعیت آن به شرح زیر خواهد بود:

وضعیت نظام فعلی آموزش و پرورش

آموزش ابتدایی: آموزش متوسطه: آموزش عمومی:

آموزش رسمی پیش دانشگاه:

وضعیت نظام پیشنهادی آموزش ابتدایی: آموزش متوسطه: آموزش عمومی:

آموزش رسمی پیش دانشگاه:

۵ سال

۷ سال = ۳ سال راهنمایی + ۴ سال متوسطه ۸ سال = ۵ سال ابتدایی + ۳ سال راهنمایی ۱۲ سال = ۸ سال عمومی + ۴ سال متوسط

۶ سال = ۲ سال + ۴ سال ارکان

۶ سال = ۳ سال ارشاد + ۴ سال متوسطه فراگیر

۹ سال = ۲ سال اساس + ۴ سال ارکان + ۳ سال ارشاد ۱۲ سال = ۹ سال عمومی + 3 سال متوسطه فراگیر

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1].

[2].

منبع اصلی

ملک، حسن (1387). کتاب ایران: تاریخ آموزش و پرورش در ایران. ویراستاری مرضیه مرآت نیا. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حسن ملک

مآخذ

  1. روزنامه اطلاعات، اول اسفند، ۱۳۵۷.