آموزش و پرورش در دوره صفویان
از دوره تیموریان تا زمان صفویه حکومت مرکزی نیرومندی در ایران تأسیس نشد. در این دوران حکومتهای محلی بیثباتی در کشور وجود داشتند که بر سر منطقه نفوذ یا اختلافات دینی با یکدیگر میجنگیدند. بدیهی است که چنین وضعی امکان رشد و پیشرفت را برای نهاد آموزش و پرورش باقی نمیگذاشت. تنها پس از استقرار حکومت صفوی، پیشرفت نسبی ایجاد شد. شاه اسماعیل صفوی، در سال ۹۰۷ قمری، در تبریز به حکومت رسید. او تشیع را مذهب رسمی ایران اعلام کرد تا زمینهای برای وحدت و تجانس ملی باشد. برای رسیدن به این مقصود مخالفان تشیع را سرکوب و وادار به مهاجرت کردو دشنام دادن به سه خلیفه اول را مرسوم داشت و این امر به مخاصمه دولتهای عثمانی و ازبک، که نسبت به مذهب تسنن بسیار متعصب بودند، با ایران انجامید.
در سال ۹۹۶ قمری، شاه عباس قدرت را در دست گرفت. او با کمک عدهای کارشناس انگلیسی توپ و تفنگ ساخت و نیروهای ایران را با سلاحهای جدید مجهز کرد و توانست دولت عثمانی را شکست دهد. شاه عباس در سال ۱۰۰۰ قمری پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد و به آبادانی شهرها، به خصوص اصفهان، بسیار توجه میکرد و به هنرمندان و علمای دین احترام فراوان میگذشت.
دوره صفوی با تحولات جدید فنی و علمی در اروپا همزمان بود. این تحولات در اروپا تعداد زیادی جهانگرد و تاجر را راهی کشورهای مختلف، از جمله ایران، کرد. سفرنامههای آنان اوضاع سیاسی - اجتماعی آن دوره ایران را نشان میدهد. شاه عباس بازرگانی را توسعه داد و با بزرگترین ممالک خارجی چون اسپانیا، انگلستان، پرتغال، هلند و روسیه روابط سیاسی و تجاری برقرار کرد. در این دوران رونق داد و ستد و افزایش تولیدات کشاورزی به رشد شهرنشینی یاری نمود. شهر اصفهان توسعه یافت و بناها و مساجد و مدارس زیبایی در آن ساخته شد. در نتیجه رشد جمعیت شهری، این شهر با کمبود مسکن مواجه گردید. بعد از فوت شاه عباس (در ۱۰۳۸ قمری) دولت صفوی رو به زوال گذاشت؛ اما پادشاهان این سلسله تا حدود هشتاد سال بعد حکمروایی کردند و در سال ۱۱۳۵ قمری از افغانها شکست خوردند[۱][۲].
چنانچه میدانیم در این دوره، مذهب شیعه اساس وحدت سیاسی و نظامی بود و عوامل دیگر تابع این سیاست شدند. برای این مقصود پادشاهان صفوی خود را خادم اهل بیت علی (ع) و ذریه رسول خدا (ص) مینامیدند. نظام آموزشی و تبلیغی با استفاده از مکتب، مسجد، مدرسه و روضه خوانی و وعظ و تعزیه در خدمت سیاست تثبیت و گسترش تشیع قرار گرفت. نسبت به مدارس چهار مذهب سنی (حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی) سختگیر شد و مدارس به طلاب شیعه اختصاص پیدا کردند.
پادشاهان صفوی بر اثر توجه به مذهب تشیع و احترام فراوانی که برای پیشوایان مذهبی قائل میشدند، از اهمیت و نفوذ زیادی برخوردار شدند. در نتیجه این سیاست و توجه، تعداد طلاب دینی چندین برابر شد. مساجد، مکاتب و مدارس زیادی تأسیس شدند و محصلان با استعداد به علوم دینی روی آوردند و علمای بزرگی چون محقق ثانی، شیخ بهایی، میرداماد، ملامحسن فیض و محمدباقر مجلسی ظهور کردند که از نفوذ بسیار زیادی برخوردار بودند. بسیاری از این علما در راستای سیاست شیعه کردن ایران از سایر کشورها به ایران دعوت شدند. توجه به علوم دینی در مدارس موجب شد که تقریباً همه به این علوم روی آورند و علوم دیگر مانند: حکمت، علوم ادبی و طبیعی و ریاضی از اهمیت افتاد. از آن پس، کلمه عالم به فقها یعنی پیشوایان روحانی اطلاق میشد[۳][۴]. برای نشان دادن جایگاه و اقتدار معلمان (و در عین حال روحانیون شیعه) در این دوره به مکاتبه شاه عباس و ملا احمد اردبیلی معروف به مقدس اردبیلی درباره تقصیر یکی از کارکنان دیوانی اشاره میشود:
«بانی ملک عاریه عباس بداند که اگر این مرد اول ظالم بود اکنون مظلوم مینماید. چنانچه از تقصیر او بگذری شاید حق سبحانه و تعالی از پارهای تقصیرات تو بگذرد».
شاه مقتدر صفوی که چارهای جز اطاعت نمیدید و در پاسخ نوشت:
«به عرض میرساند عباس خدماتی که فرموده بودید به جان منت داشته به تقدیم رسانید که این محب را از دعای خیر فراموش نکنند. کتبه، کلب آستان علی، عباس»[۵][۶].
اهداف آموزش و پرورش
هدف آموزش و پرورش در این دوره همان چهار هدف دورههای قبل یعنی تحکیم دیانت اسلام (به ویژه آیین تشیع)، اخلاق نیکو، حفظ جان و روان و کسب معاش بود.
متون درسی
در مورد مواد درسی نیز تغییر عمده، گنجاندن متون و احادیثی درباره احساس محبت نسبت به حضرت امیر (ع) و یازده فرزندش بود. شاگردان مکاتب پس از قرائت قرآن و خط و سواد فارسی معمولاً به تحصیل مقدمات زبان عربی میپرداختند و کتابهایی مانند صرف میر، امثله و تعریف تدریس میشد. چهار کتاب مهم در باب فقه شیعه که در قرن چهارم و پنجم نوشته شد به نام کافی تألیف کلینی رازی، من لایحضره الفقیه از ابن بابویه، استبصار و تهذیب الاحکام از محمدبن حسن طوسی در این دوره جزو مواد درسی مدارس بود. کتابها و رسالاتی چون حیات القلوب، ابواب الجنان و جامع عباسی به فارسی ساده درباره مذهب شیعه تألیف شد که برای عموم قابل فهم بود. هم چنین در این دوره کتابهای حلیه المتقین مجلسی، مثنوی نان وحلوا شیخ بهایی و موش و گربه عبید زاکانی نیز تدریس میشدند.
اخلاق و آداب معاشرت از کتاب قابوسنامه به شکل اندرز و با استدلال و به اتکای احادیث و اخبار تعلیم داده میشد ودراین باره بیهوده افراط میشد. روش تعلیم و تدریس گرچه به سختی دوره قبل نبود، اما باز هم کودکان را از بازی و تفریح محروم میکرد. کسانی که باید ادامه تحصیل میدادند همین که به سن بلوغ میرسیدند، شهر و دیار خود را ترک میکردند و به غربت میرفتند و با فقر و تنگدستی به تحصیل میپرداختند، طوری که در جوانی تندرستی خود را از دست میدادند[۷][۸]. بعد از علوم دینی، رایجترین رشته در مدارس، ادبیات بود و شعر و شاعری، کتابهای درسی بیشتر به زبان عربی بود با ترجمه فارسی که به صورت خطی نوشته میشد به این علت خوشنویسی یک هنر محسوب میشد[۹].
به علت رونق نداشتن مظاهر فکری دیگر، توجه به برخی از هنرهای زیبا که از دوره پیش شروع شده بود در این عصر هم توسعه یافت؛ هنرهایی مانند معماری، نقاشی، تذهیب و قالیبافی. در میان کتابهای تربیتی این دوره در باب روابط معلم و شاگرد میتوان به منیه المرید از شیخ زین الدین عاملی معروف به شهید ثانی و کتاب بحرالفواید اشاره کرد.
صاحب نظران تعلیم و تربیت در دوره صفوی رساله آداب المتعلمین
در دوره صفوی، رسالهای به نام آداب المتعلمین[1] نوشته شد و نیز یکی از علمای دینی به نام ملامحمد باقر مجلسی درباره تعلیم و تربیت اظهار نظر کرد. اینک به بررسی آداب المتعلمین میپردازیم:
آداب المتعلمین رسالهای است به عربی که مؤلف آن معلوم نیست و در پایان کتاب جامع المقدمات که کتاب درسی برای مبتدیان زبان عربی است مکرر به طبع رسیده است. این رساله شامل دوازده فصل است که خلاصه مهمترین آنها آورده میشود. و از سایر فصول فقط موضوع هر فصل ذکر خواهد شد.
فصل ۱. در ماهیت علم و فضیلت آن.
فصل ۲. در نیت است. شاگرد باید برای رضای خدا درس بخواند.
فصل ۳. در انتخاب رشته تحصیلی و استاد و همدرس است.
مؤلف این رساله توصیه میکند که باید مسائل دینی را در حد نیاز آموخت و در انتخاب کتاب باید اصل متن را اختیار کرد نه شرحها و حواشی آن را. استاد باید داناترین و پارساترین و معمرترین شخص باشد. بعد از انتخاب استاد و کتاب باید در تحصیل با ثبات بود. برای مذاکره و مباحثه باید طلاب پرهیزگار و نیکو خصال انتخاب کرد نه اشخاص تبه خوی و تن پرور. استاد را باید حرمت گذاشت و به سخنان او با دقت گوش فراداد و در انتخاب مواد تحصیلی با او مشورت کرد.
فصل ۴. در حدیث تحصیل.
فصل ۵. این فصل درباره آغاز تحصیل، مقدار و تربیت آن است.
مقدار درس در ابتدا باید به اندازهای باشد که با دو مرتبه مرور فراگرفته شود و از مبحثی شروع شود که نزدیکتر به فهم باشد. معلم باید متنی کوچک و ساده انتخاب کند تا نزدیکتر به فهم و ضبط باشد؛ زیرا که محصل اگر چیزی را نفهمد یاد نمیگیرد. هر گاه محصل درس را مطالعه و چند بار تکرار کند یاد خواهد گرفت. بهتر است که مقدار درس کمتر و مطالعه وتکرار زیادتر باشد. اگر در فهم درس اشکال پیدا شد نباید سستی نشان داد؛ بلکه باید جدیت نمود و از خداوند یاری طلبید و تضرع کرد تا به مقصود رسید. درس باید به بحث و مذاکره گذاشته شود و لازمه مباحثه، رعایت انصاف و تأنی و احتراز از خشم است. فایده مذاکره و مباحثه به تنهایی بیش از مطالعه است. باید درس دیروز را پنج بار، درس پریروز را چهار بار و درس پس پریروز را سه دفعه و به همین ترتیب درسهای روزهای پیش را تکرار کرد تا خوب فراگرفته شود.
فصل ۶. در صبر و توکل در یادگیری دانش است. محصل باید به خدا توکل کند. اگر در تحصیل بردباری نشان دهد، لذتی درک میکند که فوق لذتهای دنیوی است. محصل نباید از خواندن فقه، حدیث و تفسیر و علم قرآن اعراض کند.
فصل ۷. در اوقات تحصیل است که از گهواره تا گور باید دانش فرابگیرد. بهترین ایام تحصیل مواقع جوانی و بهترین ساعات آغاز و انجام شب است.
فصل ۸ در مهربانی استاد است نسبت به محصل.
فصل ۹. در بهترین طریقه استفاده از محضر استاد است.
فصل ۱۰. در پرهیزگاری است.
فصل ۱۱. در طریق تقویت حافظه است.
فصل ۱۲. در خصوص جلب و منع روزی و افزایش و کاهش عمر است.
محصل باید طبق حدیث نبوی دعا بخواند تا روزیاش زیاد شود؛ صدقه دهد و کار خیر کند تا عمرش دراز گردد. گناه باعث محروم شدن از روزی است؛ مخصوصاً دروغ که باعث فقر است و همچنین خواب زیاد یا انداختن درخت بدون سبب. خوش نویسی و شیرین سخنی نیز مایه افزایش روزی است[۱۰].
ملا محمدباقر مجلسی
ملا محمدباقر مجلسی بزرگترین مقام دینی و نویسنده اواخر دوره صفوی و معرف فرهنگ دوره صفوی است که در باب تعلیم و تربیت نیز اظهار نظر کرده است. او در سال ۱۰۳۷ قمری در اصفهان به دنیا آمد و در ۱۱۱۱ قمری فوت کرد و در مسجد جامع اصفهان به خاک سپرده شد. مجلسی به سه کار اشتغال داشت: نخست ریاست امور دینی و حل و فصل مسائل شرعی و اجرای احکامی که صادر میکرد؛ وی از این راه قدرت زایدالوصفی کسب کرد. دوم تدریس علوم دینی، سوم تألیف کتاب به فارسی و عربی.
مهمترین تألیف او به عربی کتاب بحارالانوار در بیست و شش مجلد بزرگ است که در حقیقت دائرهالمعارف مذهب شیعه در فقه و اصول و احادیث و علوم طبیعی و ریاضی و تاریخ انبیاء و غیره است. مشهورترین تألیفات او به فارسی، عین الحیات و حلیهالمتقین نام دارند. نظریات مجلسی در باب تعلیم و تربیت در بحارالانوار، الحیات و حلیهالمتقین آمده است. مجلسی در باب آموختن علوم دینی قضایا را در شش قاعده بیان کرد که سه قاعده ذیل راجع به تعلیم است:
- قاعده اول: در فضیلت علم و یادگرفتن و یاد دادن آن؛
- قاعده دوم: در اقسام علوم و آنچه از آن نافع است؛
- قاعده سوم: در آداب و شرایط علم و عمل کردن به آن.
در حلیهالمتقین آداب مذهبی به زبانی ساده در چهارده باب (به عدد چهارده معصوم) و یک خاتمه بیان شده و هر باب به دوازده فصل به عدد (دوازده امام) تقسیم گردیده است. باب چهارم در فضیلت ازدواج و آداب معاشرت با زنان و فرزندان است و از دوازده فصل مذکور فصل یازدهم در آداب شیردادن و تربیت فرزند است.
- اوصاف دایه و مدت شیر دادن.
- برنامه: از حضرت صادق (ع) حدیث است که کودک تا هفت سالگی باید بازی کند. هفت سال دوم را خط و سواد بیاموزد. هفت سال سوم را حلال و حرام خدا را فراگیرد. از همان حضرت منقول است که کودک چون شش ساله شد نمازش یاد دهند و به نماز وادارند.
ویژگیهای عمده تعلیم و تربیت در دوره صفوی
می توان مشخصات فرهنگی عصر صفوی را بدین شکل جمع بندی کرد:
- ایجاد وحدت ملی؛
- رواج و ترقی شیعه گری؛
- پیشرفت و تکامل هنر معماری، نقاشی و خط و کاشی کاری؛
- تأسیس مساجد و ترمیم و تکمیل آنها؛
- ایجاد مدارس بزرگ علمیه و توجه به آثار دینی، نفوذ و قدرت روحانیان حتی در دربار؛
- عدم رشد علوم عقلی؛
- رواج کارهای تلقینی و تقلیدی[۱۱].
نیز نگاه کنید به
- تعلیم و تربیت در نخستین حکومتهای مستقل ایرانی
- آموزش و پرورش در دوره سلجوقیان
- حمله مغول به ایران
- آموزش و پرورش در دوره ایلخانان
- سلسلههای حاکم بر ایران از دوره ایلخانان تا حمله تیمور
- آموزش و پرورش در دوره تیموریان
پاورقی
[1]. در فرهنگ فارسی معین و نیز در الذریعه شیخ آقا بزرگ تهرانی، این رساله به خواجه نصیرالدین طوسی نسبت داده شده است.
مآخذ
- ↑ الماسی، علی محمد(1374)، تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران، تهران: دانش امروز (امیر کبیر)، ص ۳۸۷.
- ↑ سلطان زاده، حسین( 1364)، تاریخ مدارس در ایران ( از عهد باستان تا تاسیس دارالفنون)، تهران: نشر آگاه، سپهر خرد، ص ۲۳۴.
- ↑ صدیق، عیسی (1319)، تاریخ مختصر آموزش و پرورش، تهران: شرکت طبع تهران، ص ۳۰۱.
- ↑ الماسی، علی محمد(1374)، تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران، تهران: دانش امروز (امیر کبیر)، ص. ۳۹۴.
- ↑ براون، ادوارد (1346)، تاریخ ادبیات ایران، ترجمه فتح الله مجتبایی، تهران: مروارید، جلد 4، ص ۳۶۹.
- ↑ صدیق، عیسی (1319)، تاریخ مختصر آموزش و پرورش، تهران: شرکت طبع تهران، ص 302.
- ↑ الماسی، علی محمد(1374)، تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران، تهران: دانش امروز (امیر کبیر)، ص ۳۹۴.
- ↑ صدیق، عیسی (1319)، تاریخ مختصر آموزش و پرورش، تهران: شرکت طبع تهران، ص ۳۰۲.
- ↑ سفرنامه کاروی.
- ↑ الماسی، علی محمد(1374)، تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران، تهران: دانش امروز (امیر کبیر)، ص ۳۸۹.
- ↑ ضمیری، محمد علی (1375)، تاریخ آموزش و پرورش ایران و اسلام، شیراز: راهگشا، جلد 6، ص ۹۳.
منبع اصلی
ملک، حسن (1387). کتاب ایران: تاریخ آموزش و پرورش در ایران. ویراستاری مرضیه مرآت نیا. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
حسن ملک