آموزش و پرورش در دوره قاجاریان
قاجاریان
.
مدتی بعد از فوت کریم خان، آقامحمدخان قاجار که تحت حمایت کریم خان بود سران قاجار و زند را مطیع خود ساخت. وی در ۱۲۰۰ قمری به سلطنت رسید و بدین ترتیب با شکل گرفتن حکومت قاجار دوره دیگری از ثبات سیاسی در کشور ایجاد شد.
آقامحمدخان با تدبیر، دلاوری و قساوت مملکت را تحت لوای خود در آورد. او در سال ۱۲۱۱ قمری، زمانی که در قفقاز بر گرجیان پیروز شده بود، به دست غلامان خود کشته شد. در نوروز ۱۲۱۲ قمری، جانشین وی، فتحعلی شاه، تاجگذاری کرد و پسرش، عباس میرزا، ولیعهد و میرزا عیسی خان فراهانی معروف به قائم مقام، وزیر شد.
مهمترین واقعه دوره فتحعلی شاه، انقلاب علوم و صنایع در اروپا بود که در نتیجه آن قوای روس کاملاً مجهز شد و توانست طی دو دهه جنگ چند منطقه مانند گرجستان، گنجه و ایروان را از ایران جدا سازد و قراردادی مانند ترکمانچای را در ۱۲۴۳ قمری بر ایران تحمیل کند. بعد از فتحعلی شاه، محمد شاه ۱۴ سال سلطنت کرد. او فردی ضعیف النفس بود. ناصرالدین شاه، پسر ولیعهد محمدشاه در ۱۶ سالگی به سلطنت رسید. او میرزاتقی خان فراهانی ملقب به امیرکبیر را به صدارت برگزید. امیر کبیر اصلاحات مهمی را آغاز کرد؛ اصلاحاتی مانند سپاه منظم به دستیاری معلمان اروپایی، ایجاد امنیت در راهها، توازن بودجه، استخدام معلم و تأسیس دارالفنون در تهران، جلوگیری از مداخله مأموران روس و انگلیس در امور داخلی ایران
۱۴۶
تاریخ آموزش و پرورش در ایران
و... اما بدخواهان سرانجام ناصرالدین شاه را از نفوذ امیرکبیر ترساندند و فرمان قتل او را در ۱۲۶۸ قمری از شاه گرفتند. ناصرالدین شاه پس از پنجاه سال حکومت، سرانجام به دست میرزارضا کرمانی به قتل رسید و فرزندش، مظفرالدین میرزا، جانشین او شد.
واقعه مهم زمان مظفرالدین شاه صدور فرمان مشروطیت در ۱۴ جمادی الاول ۱۳۲۴ قمری بود. بسط افکار آزادی خواهانه و افزایش نارضایتی از حکومت قاجار باعث ظهور انقلاب مشروطه شد که بر اثر آن، مشروطیت به امضای مظفرالدین شاه رسید. به موجب این فرمان مجلس شورای ملی تشکیل گردید و پنج ماه بعد قانون اساسی به امضای شاه رسید.
با درگذشت مظفرالدین شاه، این مجلس به فرمان محمد علی شاه، جانشین مظفرالدین شاه، با کمک صاحب منصبان روسی و قزاقان به توپ بسته شد و جمعی از پیشوایان مشروطه کشته شدند. با قیام آزادیخواهان تبریز، رشت و اصفهان و حمله به تهران، محمدعلی شاه خلع و پسر کوچکش، احمد شاه جانشین او شد.
در ۱۹۱۴ میلادی جنگ جهانی اول در گرفت. در ۱۹۱۷ میلادی انقلاب روسیه به وقوع پیوست و با سرنگونی رژیم سلطنتی در روسیه سپاهان روس خاک ایران را ترک کردند.
رواج و گسترش آموزش و پرورش جدید اروپایی در ایران
معارف جدید اروپایی یعنی مجموعه علوم، هنر و آداب و رسوم ممالک پیشرفته آن خطه، پس از نهضت رنسانس هم زمان با صفویه کمکم به ایران وارد شد. در زمان سلطان محمد خدابنده، نایب السلطنه هند پرتغال به فرمان فیلیپ دوم سفیری به ایران فرستاد. او کشیشی بود به نام پریسمون مورالس که فارسی میدانست. سلطان محمد علاوه بر مسائل سیاسی از او خواست که به پسرش، حمزه میرزا، ریاضی و نجوم بیاموزد.^{۱} این نخستین اقدام برای تعلیم و ترویج علوم اروپایی در ایران بود. مسلم است که علمای آن روز ایران از ریاضی و نجوم بیاطلاع نبودند و هنوز خاطره زیج الغ بیک و کمکهای ارزشمند غیاث الدین جمشید کاشانی و معین الدین کاشانی برای ساختن آن و تألیفات و نظریات عالی غیاث الدین در زمینه ریاضی از یاد
۱، فلسفی، تاریخ روابط ایران و اروپا، ج ۱، ص ۱۹؛ حسین محبوبی اردکانی، تاریخ تحول دانشگاه تهران و مؤسسات عالی در ایران در عصر پهلوی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۰، ص ۱.
قاجاریان
۱۴۷
نرفته بود؛ لیکن یا معلومات کشیش بیشتر بود یا بهتر تدریس میکرد یا از کارش انتظار نتیجه بهتری داشتند.
بنابراین پادشاه ایران به دنبال رواج علوم اروپایی در مملکت بود. با زیادشدن ارتباط ایران و اروپا انتشار معارف جدید هم بیشتر شد. اروپاییان و تجار پیشقدم ارمنی که از شام و عثمانی به ایران میآمدند، یا ایرانیانی که برای سفارت یا سیاحت یا تجارت به اروپا رفته بودند؛ وسایل تمدن را با خود به ایران میآوردند و اصولی از آداب و مراسم اروپایی مثلاً اصول معالجات طبی در فرنگ، ساعت مکانیکی، استعمال دخانیات، نقاشی جدید و امثال اینها را در دوران صفوی در کشور رواج دادند.^{۲}
به علت وضعیت اجتماعی ایران و انقلابها و جنگها و بیثباتی حکومت پس از صفویه. غالب این امور فراموش شدند. به خصوص که این قبیل آداب و رسوم بیشتر با سران و بزرگان و به اصطلاح خواص مملکت ارتباط داشت نه عامه مردم. پس از انقراض صفویه و آشفتگی داخلی ایران، بنادر و جزایر خلیج فارس به علت تجارت و کشتیرانی، محل مراوده منظم اروپاییان بود. چه بسا نمایندگان تجاری اروپا سالها در این مناطق میماندند و گاه با خانوادههای ایرانی وصلت میکردند و همین امر باعث انتشار تمدن اروپایی در ایران شد. چنانکه سرهارفرد جونس بیش از ده سال در جنوب ایران و در سواحل و بنادر خلیج فارس مأموریت و اقامت داشت یا خاندان محمد نبی خان، سفیر دوم فتحعلی شاه در هندوستان با یک خانواده انگلیسی وصلت کرد.
از زمان فتحعلی شاه به بعد هر چه روابط سیاسی و اقتصادی ایران و کشورهای اروپایی توسعه مییافت به همان نسبت ایرانیان با تمدن اروپایی بیشتر آشنا میشدند. افسران و مستشاران نظامی فرانسوی و انگلیسی، روسهای مهاجر، صاحب منصبان فراری از ممالک .
اروپایی، کشیشهایی که به قصد تبلیغ به ایران آمده بودند، همه واسطه انتشار معارف اروپایی در ایران بودند. حتی پیش از این، اطلاعات کلی درباره اختراعات و اکتشافات علمی اروپاییان به خواص ایرانی رسیده بود. چنانکه فتحعلی خان، میزبان ژوبر^{۳} اغلب با او از به کاربردن
۲. اقبال، تاریخ تمدن، قسمت دوم، ص ۷. .Jaubert .3
۱۴۸
تاریخ آموزش و پرورش در ایران
قطبنما، اختراع برقگیر، تلگراف، بالون، الکتریسته و تلقیح مایههای ضد بیماریهای مسری صحبت میکرد.^{۴}
شاهزادگان قاجار که بیشتر با اروپاییان محشور بودند بودند؛ به تدریج با زبانهای اروپایی آ شنا شدند و در قلمرو خود از نشر زبان و علوم اروپایی حمایت کردند؛ مانند ملک قاسم میرزا، پسر هفتادم فتحعلی شاه، که میتوانست به زبانهای فرانسوی، روسی، انگلیسی، هندی و عربی، صحبت کند. او به زبان و معارف اروپایی آشنایی داشت فرهاد میرزا، پسر عباس میرزا بود که معتمدالدوله لقب یافت.
غیر از شاهزادگان، از طبقه در باریان نیز افرادی بودند که زبانهای اروپایی آشنا بودند. تأسیس مدارس خارجی در ایران به وسیله کشیشان آمریکایی و فرانسوی امکان نفوذ معارف غربی را در ایران بیشتر کرد و نفوذ سیاسی انگلستان در سواحل خلیج فارس و کثرت مراوده تجاری ما بین ایران و هند سبب شد که بعضی از مردم جنوب انگلیسی را بیاموزند. کسانی که به هندوستان رفت و آمد داشتند یا به آنجا مهاجرت کرده بودند کم و بیش با اوضاع فکری و سیاسی انگلستان آشنا شده بودند؛ به خصوص زردشتیان که نسبت به مسائل هندوستان و علاقه نداشتند؛ در نتیجه مورد اعتماد دولت انگلستان بودند. عدهای از این افراد به مدارس انگلیسی وارد و زیر دست انگلیسیها تربیت شده بودند و به وسیله هم کیشان خود در ایران اصول تمدن و افکار و معارف اروپایی را منتشر ساختند.
علاوه بر اینها عده زیادی از مهاجران قفقاز و روسهایی که به اسارت افتاده و در ایران مانده بودند؛ واسطه انتقال معارف اروپایی در ایران شدند، که از همه مهمتر و مشهورتر منوچهر خان معتمدالدوله بود. خانواده منوچهر خان به سبب زبان دانی، «انگلیو» (به زبان گرجی یعنی زباندان)^{۵} لقب داده بودند. ظاهرا او چند زبان میدانست.
اروپاییانی که در آغاز دولت قاجار به ایران آمده و در تبریز و تهران اقامت گزیده بودند، باعث انتشار زبان و آداب مملکت خود در ایران شدند. ژول ایشارد از همه مشهورتر بود. وی درزمان محمد شاه از فرانسه به ایران آمد و پس از سفری به فرانسه و بازگشت به ایران، در ۴. ژوبر، مسافرت به ارمنستان و ایران، ترجمه محمود هدایت، ص ۸۷، مرآت البدان، ج ۱، ص ۳۶۳؛ محبوبی اردکانی، همان، ص ۴.
۵. همان، ص ۷ و مقالات محیط طباطبایی در مجله تعلیم و تربیت.
قاجاریان
۱۴۹
تهران ماند، مسلمان شد و «رضاخان» نامیده شد. خانواده او هنوز در تهران هستند. زبان مادری وی فرانسوی بود؛ ولی انگلیسی، اسپانیایی، ایتالیایی، آلمانی و لاتین هم میدانست.^{۶} ایشارد در تهران بطور خصوصی به تدریس زبان فرانسوی پرداخت و نخستین کسی بود که اصول عکاسی روی صفحه نقره را به ایران آورد.^{۷} نخستین بالون را در ایران ساخت و به هوا فرستاد و پس از محمد زکریا، که کشف یا ساختن الکل را به او نسبت میدهند، برای اولین بار در ایران به ساختن الکل پرداخت. او برای نخستین بار کشتی بخاری کوچکی را در قصر محمدیه نیاوران در روز سلام در حضور درباریان به آب انداخت. پس از تأسیس دارالفنون، ریشارد معلم زبان فرانسوی آن مدرسه شد و تا پایان عمر یعنی شوال ۱۳۰۸قمری در این شغل باقی ماند.
علاوه بر این شخص، اروپاییان دیگری نیز در تهران بودند که به کسب و تجارت اشتغال داشتند؛ از آن جمله یک نفر ساعت ساز آلمانی بود و یک خیاط اتریشی که آندره نام داشت و پس از آمدن معلمان اتریشی برای تدریس در دارالفنون، مترجم آنها شدند.
نخستین مدرسه جدید در ایران
در اواخر ۱۲۵۴ قمری یا اوایل سال ۱۲۵۵ قمری، پرکینز، کشیش آمریکایی، در شهر ارومیه اولین مدرسه جدید را در ایران تأسیس کرد.^{۸} چون رئیس این مدرسه، مبلغی مذهبی بود، برای اینکه مدرسه و کارکنان آن از خطرهای احتمالی مصون بمانند، با وساطت حکمران ارومیه پادشاه وقت فرمانی در باب تأسیس و ادامه کار مدرسه صادر کرد و در آن علاقه خود را به تدریس تاریخ، جغرافیا، هندسه و حساب اظهار کرد. در این مدرسه علاوه بر مقدمات علوم جدید، قالیبافی و آهنگسازی نیز تعلیم داده میشد.^{۹} اوژن بوره، کشیش فرانسوی، دومین مدرسه را در اوایل سال ۱۲۵۵ قمری در تبریز تأسیس کرد. بوره میخواست دارالفنونی تأسیس کند و ایرانیان را از هر ملت و مذهبی که باشند با علوم جدید و زبان فرانسه آشنا سازد. شاه ۶. مقالات گوناگون مرحوم اعلم الدوله ثقفی، ص ۸۶ ۷. مقالات محیط طباطبایی.
۸ مجله ایران و امریکا، س ۱، ش ۸. صص ۳۷۸ و ۳۹. ۹. مجله یادگار، س ۲، ش ۶ و ۷، ص ۶۰.
۱۵۰
تاریخ آموزش و پرورش در ایران
هم با صدور فرمانی از این مدرسه پشتیبانی کرد و ملکه مهدعلیا، فرزند خود ناصرالدین میرزای ولیعهد را برای آموختن زبان فرانسوی به این کشیش سپرد.^{۱۰}
پیش از تأسیس دارالفنون تا اندازهای معارف و آداب و رسوم و تعلیمات اروپایی در ایران تأثیر کرده و باعث شده بود که زمامداران ایران نیاز کشور را به معارف غربی احساس کنند و در مقام چاره برآیند. در سالهای بعد عبدالرحیم طالبوف با نوشتن کتاب سفینه طالبی یا کتاب احمد، علاوه بر آنکه لزوم آشنایی ایرانیان با علوم جدید را در قالب گفتگوی پدری با پسرش، احمد، مورد تأکید قرار میدهد، از لحاظ روش تعلیم و تربیت کتاب مهمی را ارائه میکند که یادآور کتاب تربیتی و مشهور امیل اثر ژان ژاک روسو است.^{۱۱}
۱۰. همان، ص ۶۳؛ محبوبی اردکانی، همان، ص ۸
۱۱. رجوع شود به: کتاب احمد؛ عبدالحسین زرین کوب، از گذشته ادبی ایران، صص ۱۹۶-۱۹۵.