پرش به محتوا

نوروز در زمان سلاجقه و خوارزمشاهیان و ایلخانان

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۵ توسط Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

با اینکه این دوره را عصر غلبه ترکان و مغولان نام می‌گذارند ولی به دلیل توطن آنان در مهد فرهنگ و تمدن ایران اسلامی، همگان به مرور خوی ایرانی گرفتند و در جامعه بزرگ ایرانیان مستحیل شدند. به طوری که نسل دوم همه آنها عرق و حمیت ایرانی یافتند و نه تنها دین مبین اسلام را پذیرفتند که به زبان و فرهنگ ایرانی نیز تعلق شایسته نشان دادند. در تلاش برای ایرانی‌شدن هر چه بیشتر و در شمار عام درآمدن هرچه سریعتر آنان است که مشاهده می‌شود تمامی آداب و رسوم ایرانی را می‌پذیرند و جامه‌های ایرانی بر تن می‌کنند.

چنانکه از کتاب «کیمیای سعادت» امام غزالی برمی‌آید:

«... و چنگ و چغانه و صورت حیوانات فروشند برای کودکان در عید و شمشیر و سپر چوبین فروشند برای نوروز و بوق سفالین برای سده و آنچه برای نوروز و سده فروشند چون سپر و شمشیر چوبین و بوق سفالین در نفس خویش حرام نیست اما برای اظهار شعارگران حرام است[۱]

آئین‌های هدیه‌دادن و هدیه پذیرفتن بر قیاس گذشته در این ادوار رایج بود و هم از ادبیات نوروزی عصر برمی‌آید که مراسم درباری آن، کماکان برگذار می‌شد. از جمله این ابیات امیر معزّی را در مدح ملکشاه و تهنیت نوروز می‌توان یادکرد:

باد میمون و مبارک صدهزاران جشن جم

بر خداوندی که چون جّم بنده دارد صدهزار

با نشاط و رامش و پیروزی و نیک اختری

همچنین نوروز و صد نوروز دیگر برگذار[۲]

از کتاب «سیرة جلال‌الدین منکبرنی» برمی‌آید که جشن نوروز به روزگار خوارزمشاهیان در میان توده مردمان برگذار می‌شده، چنانکه از جامه‌های نوین و رنگارنگ مردم اصفهان در این روز هویدا بوده است[۳]. پس از حمله خانمان‌سوز مغول، علی‌رغم ویرانگری‌ها و کشتارهایی که آن قوم وحشی در ایران براه انداخت: «ایرانیان این عید را پناهگاه و دست‌آویز خود ساختند و به عنوان شعاری برای نمایان ساختن روح مجد و عظمت و دفاع در راه طرد آن چیره‌گران غاصب و اظهار استقلال، قرار دادند[۳]

در دواوین شعرای نامدار این ادوار، چون سعدی، سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی و دیگران به فراوانی از نوروز و مراسم خجسته آن یاد شده و گویای این مطلب است که با وجود همه مصائب و متاعبی که بر ایرانیان گذشت رشته‌های الفت خود را با فرهنگ ملّی و مردمی، سست نمی‌دیدند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. غزالی، ابوحامد محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، دو جلد، جلد۲، جاپ قاهره، ص234.
  2. امیرمعزی، دیوان به اهتمام عباس اقبال، تهران، بی‌نا، بی‌تا، ص320-321.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ الصیاد، النوروز، ص ۵۷ به نقل از: تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، ص ۱۸-۱۷.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی