اصلاحات ارضی، مهاجرت و خانواده روستایی
پس از تصویب قانون اصلاحات ارضی در ۱۳۴۰ش این برنامه در سه مرحله اجرا شد،[۱]و بر جامعه روستایی ایران تاثیر ژرفی گذاشت. به دلیل ناآشنایی با نظام نسق، بنه و کارکرد آن، نقش این پدیده اجتماعی در اصلاحات ارضی نادیده گرفته شد و نظام نسق در بنهها برهم زده شد. با تقسیم زمین میان اعضای بنه و گرایش برخی از آنها به کشت انفرادی، در امور تخصصی کشاورزی مانند آبیاریکارشکنی پدید آمد و بسیاری از کشاورزان مجبور شدند در برابر پرداخت پول، از تجربه کشاورزان دیگر برای کار خود استفاده کنند که در بیشتر اوقات کارساز نبود و کاهش محصول را در پی داشت.[۲] از سوی دیگر با چند پاره شدن زمین نظام آبیاری و آیش، ضربهای سخت خورد. برای حل این مشکل زمینهای خود را با هم معاوضه میکردند و بدینوسیله توانستند زمینهای کوچک خود را که مساحتشان اقتصادی نبود یکپارچه سازند و در کشت خود تنوع را رعایت کنند.[۳] در برخی مناطق نظام بنه و در برخی مناطق دیگر نظام آبیاری بنه بازمانده بود؛ بدینمعنا که اعضای بنه در ایجاد تاسیسات آبرسانی (کانال، جوی، سدخاکی و...) با یکدیگر همکاری میکردند و آبیاری مزارع به شکل مشترک انجام میپذیرفت. کشاورزان در اصلاحات ارضی به میزان نسقی که داشتند صاحب زمین شدند. بنابراین پس ا اصلاحات ارضیگروهبندی کشاورزان همانند پیش از اصلاحات ارضی ثابت ماند. کشاورزان را پس از اصلاحات ارضی به سه دسته میتوان تقسیم کرد:

زارعان فقیری که پیش از اصلاحات ارضی صاحب نسق بودند و برخی یک عامل (کار) دو عامل (کار و یک لنگه گاو) و یا سه عامل در نسق داشتند. بیشتر زمین های این خانوارها از نیم هکتار تا ۵/۲ هکتار بود. تولید آنها آنچنان پایین آمد که تا حد «خود مصرفی» رسید. اما کشاورزان متوسط یا میانه حال از ۲ تا ۱۰ هکتار در اختیار داشتند که همان خرده مالکان پیش از اصلاحات ارضی بودند و چون خود روی زمینهایشان کار میکردند مشمول اصلاحات ارضی نشدند. اما خانوادههایی نیز بودند که از ۸ تا ۷۵ هکتار زمین در اختیار داشتند و بیشتر کشاورزی آنها مکانیزه بود. بسیاری از این زمینها پس از آن به شرکتهای کشت و صنعت تبدیل شدند.[۴]همانطور که در جدول زیر نیز مشاهده میشود میزان خانوارهایی که میانگین زمینهایشان ۱/۲ هکتار بود، اکثریت داشتند، این مقدار زمین کفاف محصولاتی را برای فروش نمیداد که بتواند یک خانواده را تامینکند. از همینرو بیشترین مردان به عنوان نانآوران خانوادهها برایکار به شهرها مهاجرت میکردند، مهاجرت مردان خانواده، گونهای از خانواده را پدید آورد که به خانواده ازهمگسیخته که پیش از آن شرح داده شد، نامیده میشد. اما این بدانمعنا نیست که این افراد روابط خود را با روستا قطع کنند. حتی مهاجرانی هم که با خانوادههایشان به شهرها آمدهاند، بیشتر پیوند خود را با خانوادههایشان با فرستادن پول یا کمکهای مادی نگاه میدارند.[۵]
مقایسه خانواده شهری و روستایی
خانواده روستایی به دلیل پدرسالارانه بودن، گسترده بودن یا استواری پیوندهای خویشاوندی در مقایسه با شهر، در خانواده هنجارهای اخلاقی و عرفی استواری را بر عهده فرد میگذارد که موجب میشود وی در برابر خانواده مسئولیت بیشتری، در مقایسه با فرد شهری داشته باشد. در جامعه بسته روستا معاشرت زن و مرد چندان آزاد نیست و در پناه پشتیبانی، گسترده شبکه خویشاوندی و قواعد اخلاقی و کمترین موانع برای همسرگزینی زودرس،گرایش فرد به ازدواج افزایش مییابد.[۶] این گرایش در بیشتر موارد درونگروهی است، به ویژه ازدواج دخترعمو - پسرعمو از بالاترین سهم برخوردار است. در کل میتوانگفت:
- خانواده روستایی واحدی اقتصادی است و اعضایش تولیدکننده هستند، اما خانواده شهری بیشتر مصرفکننده است؛
- در خانواده روستایی زن و شوهر به امری معین یعنی کشاورزی علاقهمند هستند. در صورتی که این علاقه مشترک در خانواده شهری وجود ندارد؛
- در خانواده روستایی افزون بر مردان و جوانان، زنان و کودکان نیز کار میکنند، از همین رو بیشتر بودن شمار اعضای خانواده «مزیت» بهشمار میآید، که در خانواده شهری چنین پدیدهای در صورت بودن، نشان از ایستار روستایی خانواده دارد. البته میزان سهم خانواده از آب و زمین نیز در مسئله کاملاً دخالت دارد؛
- خانواده روستایی به زمین ده وابسته است و کمتر تحرک مکانی مانند مهاجرت دارد. خانوادهها همدیگر را به خوبی میشناسند و مراودات و همکاری میان آنها بسیار است؛
- گرایش به ازدواج در خانواده روستایی از شهر بیشتر است؛
- میزان طلاق در روستا از شهر بسیار کمتر است و شرایط فرهنگی روستا چنین پدیدهای را چه برای مرد، چه برای زن پدیدهای نپذیرفتنی میسازد.[۷]
نیز نگاه کنید به
- تقسیم خانواده عشایری براساس نوع زندگی و نظام تولید
- اقشار مختلف در روستاهای ایران
- طبقهبندی خانواده روستایی
- ویژگی های خانواده روستایی
- خانواده در روستا
مآخذ
- ↑ در اینباره ر.ک. به: محمد سوداگر، بررسی اصلاحات ارضی، تهران: مؤسسه تحقیفات اقنصادی و اجتماعی بازند، ۱۳۵۸، صص ۱۰۰ - ۸۶.
- ↑ خسرو خسروی، پژوهشی در جامعه روستایی ایران، تهران: ببام، ۲۵۳۵، صص ۱۶۶ - ۱۶۵.
- ↑ ر.ک. به: مصطفی ازکیا، «آبیاری و واحدهای کار زراعی در فردیس»، نامه علوم اجتماعی، ج ۲، ش ۲، ۱۳۵۵.
- ↑ خسرو خسروی، پژوهشی در جامعه روستایی ایران، تهران: ببام، ۲۵۳۵، صص ۱۷۳ - ۱۶۹.
- ↑ مصطفی ازکیا، مقدمهای بر جامعهشناسی توسعه روستایی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۰، ص ۸۷.
- ↑ جمشید بهنام و شاپور راسخ، طرح مقدماتی جامعهشناسی ایران، تهران: شرکت سهامی نشر اندیشه، ۱۳۳۹، ص ۹۵.
- ↑ علیاکبر ترابی، مبانی جامعهشناسی، تهران: اقبال، ۱۳۴۱، صص ۱۶۳ - ۱۶۲.
منبع اصلی
فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.
نویسنده مقاله
هوشنگ فرخجسته