خانواده در روستا
در این بخش به مفاهیم و ساختار و اقشار مختلف در روستا و... در خانواده در روستا می پردازیم.
مفاهیم و ساختار
برای درک چگونگی نهاد خانواده در جامعه روستایی باید به ساخت این جامعه توجه نشان داد، که به همین جهت عناصر سازنده آنها را بررسی میکنیم. برای این هدف نیاز است که مفاهیمی چند را مورد توجه قرار دهیم:
دِه
یا قریه، واحد سکونت و کوچکترین واحد سیاسی در تقسیمات کشوری است و محل زندگی یا اجتماع گروهی از خانوادههای روستایی است. ده پس از اصلاحات ارضی «به مرکز جمعیت و محل سکونت و کار تعداد خانواری که در اراضی آن ده به عملیات کشاورزی اشتغال داشته و درامد اکثریت آنان از طریق کشاورزی حاصل گردد»[۱] گفته میشد. این واحد سکونت از چند واحد کار کشاورزی مانند بنه، صحرا و...، یا محل کسب و کار افرادی چون پیلهوران و کارگاههای صنایعدستی تشکیل شده است. در جامعه ایران شهرهایی نیز وجود دارد که «شهرهای کشاورزی» نامور هستند؛ اینها «شهرکهایی هستند که بیش از %۳۵ جمعیت شاغل آنها در بخش کشاورزی و استخراج فعالیت دارند. [میتوان] با توجه به نوع فعالیت این آبادیها، آن را شهرک نامید».[۲]

آبادی
که از واژه پهلوی «آپاتان» آمده است، محل سکونت گروه کوچک یا بزرگی از مردم است مانند شهر، دیه، سکونتگاههای سر راه (مانند خانهای تک افتاده یا کاروانسرا) و بهطورکلی هر جا که در آن نشانی از سکونت و زندگی ثابت باشد. آبادیهای ایران را میتوان به دهکدهها، دهها و شهرکها و شهرها دستهبندیکرد.[۳]
بنه
در هر ده اراضی کشاورزی به واحدهای کوچکتری بخش میشوند که در آن کار براساس نسق انجام میگرفت و در برخی مناطق به آنها بنه میگویند. سازمان کار بنه ویژه است، ۴ تا ۶ نفر در هر بنه کار میکردند و مساحت آن را با جفت گاو میسنجیدند. اندازه بنه در مناطق مختلف، فرق میکرد. رییس بنه را سراویار (سرآبیار) میخواندند و دو نفر به نام «دم اویار» به او کمک میرساندند و نفر چهارم با عنوان برزگر کار میکرد.گاهی نیز یک نفر به صیفیکاری سرگرم بود. سر بنهها اغلب میان رعیت و مالک یا مباشرین نقش حلقه رابط را بازی میکردند و در این میان نسبت به رعیتها دارای امتیازاتی، مانند یک قطعه زمین یا مواجبی از سوی مالک بودند. بدون شک بنه در زندگی روستایی یادگاری از نظام کهن تولید کشاورزی است که دستجمعی، کار میکردهاند. شاید این امر ناشی از وضع اقلیمی و دشواری تهیه آب و به ویژه شیوه آبیاری باشد، زیرا پس از تغییر نظامهای بهرهبرداری نیز بنه در روستاهای ایران باز مانده است.
در نظام بهرهبرداری زمینداریکلان بنهبندی رواج کامل داشت. پس از اصلاحات ارضی و ملی شدن زمینها و رواج بهرهبرداری خانوادگی در کشاورزی، بنهبندی به اشکال مختلف پابرجا ماند. البته شاید عدم تغییر نظام کار کشاورزی، صنعت و تکنولوژی در کشاورزی از عوامل پایداری بنهبندی نیز باشد. اما با اینحال بنهبندی در نظام بهرهبرداری سرمایهداری ارضی نیز جایگاه خود را حفظ کرد.[۴]خصوصیت خانوادگی نیز در پایداری بنهبندی بیتاثیر نیست. احتمالا ارثی بودن سر بنگی و نیرومندی نظام خانوادگی پدرسالاری را در ایران ازجمله عوامل این امر میتوان برشمرد.[۵]
در مناطق مختلف برای واحد کشاورزی کوچک نامهایگوناگونی وجود دارد مانند:

خیش یا «درکار»
در مناطق کوهستانی جنوب، به ویژه در میان عشایر اسکان یافته این اصطلاح رایج است. این واحدهای کشاورزی مانند بنه دارای سازمان کاملی نیستند. خیش که برای واحد وزن، و برخی مناطق از ایران برای واحد سطح نیز به کار میرود، به آن مقدار از زمین کشاورزی گفته میشد که مساحت آن از ۴ تا ۶ هکتار نوسان دارد. در مناطق گرمسیر از ۱۵ دی تا ۱۰ بهمن با یک جفتگاو (یا چارپایان دیگری مانند الاغ یا یابو) شخم زده میشد. در هر خیش میانگین بذر کاشته شده، ۴۰۰ کیلوگرم بود و برای نمونه ۲۸۰۰ کیلوگرم جو برداشت میشد. هر خیش به یک خانوار تعلق دارد و به رییس آن «صاحب نسق» میگویند.[۶]
صحرا
نام واحد کشاورزی در خراسان بود.گاهی گسترهاش تا ۱۴ هکتار میرسد. هر ده از چند صحرا تشکیل شده بود. رییس هر صحرا را سالار یا یوق سالار میخوانند که گاهی مباشر مالک نیز بهشمار میآمدند. سالارها مسیول بذرپاشی و مرزبندیها بودند و بازمانده کشاورزان (از ۳ تا ۵ نفر) که دهقان نامیده میشدند در صحرا کار میکردند.[۷] سهمبری در صحراها مبتنی بر ۳ کوت است، یعنی محصول ۱ به ۳ میان مالک و کشاورز تقسیم میشد. در اغلب موارد بذر و گاو از آن کشاورز و آب و زمین از آن مالک بود. در جریان اصلاحات ارضی سالارهای صاحب نسق، از مالکیت زمین برخوردار شدند. پس از اصلاحات ارضی این دسته از واحدهای کشاورزی پایدار ماندند و براساس خویشاوندی، رفاقت، همجواری زمینها و همکاری پیشین در زمینهای مالکان دیگر،گروههایکار تشکیل میشد.[۸]
گاوبندی
حقی بود که کشاورزان پس از یک سال کار در واحدهای کشاورزی مانند بنهها، صحرا و... برای کاشت داشتند.
نسق
قواعد و نظام عرضی و حقوقی استفاده از آب و زمین در زمینهای کشاورزی است. «کشاورز صاحب نسق» کشاورزی است که بیش از یک سال در یک زمین کار کرده است و حق ریشه دارد. وی از حقوق این قواعد برخوردار است.
اقشار مختلف در روستا
الف) خوشنشینها
پس از کشاورزان صاحب نسق، بزرگترین گروه اجتماعی در روستا هستند. و درواقع کشاورزان بدون «نسق» بهشمار میآیند. در نواحی مختلف نام خوشنشینان متفاوت است. برای نمونه در خراسان به آنها «آفتابنشین» میگویند. برای نمونه در کهگیلویه که نظام ایلی بر روستایی تفوق دارد، خوشنشین به افرادی گفته میشود که بیرون از طایفه، موقتا وارد ایل میشوند. عمدتا خوشنشینها به دو دسته تقسیم میشوند:
۱. سوداگران روستا
که از لحاظ مالی قدرتمندترینگروه اجتماعی در روستا هستند که بیشتر به مغازهداری، سلفخری و رباخواری سرگرم هستند.
2. کارگران روستا
که یا روز مزد هستند یا در ده به کارهای عملگی مانند دشتبانی و سرایداری سرگرم هستند. اینگروه در روستا تهیدستترینگروه اجتماعی بهشمار میآیند.گروه دیگر از خوشنشینان، کارگران صنایعدستی روستایی مانند قالیبافی است.[۴] اینگروه از کارگران در اقتصاد روستایی سهم مهمی دارند.
ب) کشاورز صاحب حق
که کمی درباره آن توضیح داده شد.
ج) خرده مالکان
به مالک یک هکتار تا صد هکتار زمین گفته میشد که گاهی هم رعیت داشتند و حتی با آنها مزارعه برقرار میکردند. دسته بزرگی از دهقانان در ایران خرد مالک بودند. خرد مالکان در روستاهای ایران به دستههای زیر بخش میشوند:
افرادی که دارایِ زمینهای کشاورزی هستند و منشاء اجتماعی آنها روستایی است. اساس تولید آنها مبتنی بر بهرهبرداری خانوادگی میباشد.
د) صاحبان زمینهای کوچک کشاورزی
که منشاء اجتماعی آنها شهر است. این خرده مالکان از تقسیم زمینها و دهات مالکان عمده میان وراث پدید میآمدند. این دسته از خرده مالکان دهات یا زمین کشاورزی خود را از راه مباشر یا اجارهدار اداره میکردند، بنابراین شیوه ملکداری زمینداران بزرگ را داشتند.
طبقهبندی خانواده روستایی
برای قشربندی و طبقهبندی جامعه روستایی و خانواده روستایی ملاکهای متفاوتی وجود دارد؛ مانند میزان درآمد، روابط خویشاوندی (در طایفهها)، وضع افراد خانوادهها در سازمانهای، تولیدی ده (مانند صحرا یا بنه) و حتی میزان مهارت فنی دهقانان.[۹] اما برای بررسی کارآمدتر خانوادههای روستایی شاید گونه رابطه افراد با زمین بهترین باشد، چرا که رابطه بسیاری از ویژگیهای خانوادهها را پدید میآورد. پس خانوادههای روستایی را میتوان به دو دسته کلی خانوادههای صاحب زمین و بدون زمین بخش کرد. خانوادههای صاحب زمین که از قدیم خرده مالک یا صاحب نسق بودند، حق بهرهبرداری از آب و خاک را در واحدهای کشاورزی داشتند که پس از اصلاحات ارضی پدید آمدند. دسته دوم، روستاییان بدون زمین که نسبت به جامعه بومی ده بیگانه بهشمار میآیند، برای کار در روستا به عنوان مزدور به سر میبرند و این افراد در بسیاری از روستاها به «خوشنشین» مشهور هستند. این اصطلاح درباره کسبه جزء، پیلهورها و شاغلان مشاغل جدید نیز به کار برده میشود.

خانوادههای صاحب زمین به دو شکل دیده میشوند. خانوادههای هستهای به ظاهر مستقل که از زن و شوهر و فرزند تشکیل میشوند و در یک خانه (یا شاید اتاق) جداگانه از خانوادههای زن یا شوهر زندگی میکنند. در این خانوادهها رییس خانواده در واحد اقتصادی تولیدی روستا عضویت دارد و بخشی از خانواده گسترده آن است. درنتیجه وابستگی خانواده به خانواده پدری گسترده و کامل است. در این خانواده ممکن است افرادی، غیر از آنها که یاد شد مانند خواهر، برادر، مادر، خاله، عمو زندگیکنند. نوع دیگر خانوادههای صاحب زمین، خانواده گسترده پدری است. این خانوادهها در صورت وجود امکانات مالی پدیدار میشوند و گاهی نیز شکل بهرهبرداری از زمین با شکل خانواده گسترده ارتباط و پیوستگی مییابد. در نظام خرده مالکی خانواده پدری گسترش یافته بیشتر دیده میشود. (مانند کرانههای دریای خزر یا آذربایجان باختری) یا در جاهای دیگر بنه (واحد مستقلکشاورزی) یا یک خانواده گسترده یکی میباشد. خانوادههای «گاوبند» که مرفهتر نیز هستند، از این دسته خانوارها هستند.[۱۱] این درهم تنیدگی، سازمان کار و گروه خانواده،گونهای استقلال درونی در زمینه اقتصادی و خانوادگی پدید میآورد و امنیت محیط کار برای مشارکت زن در کارهای بیرون از منزل افزایش مییابد.[۱۲]
اما خانوادههای بدون زمین نیز به دو صورت دیده میشوند. خانوادههایی که زن و شوهر یا هستهای مستقل هستند. این نوع خانوادههای هستهای تفاوتشان با خانوادههای هستهای صاحب زمین در آن است که به سبب نداشتن وابستگی به واحد تولیدی کشاورزی، به شبکه خویشاوندی نیز وابستگی ندارند. با دگرگونیهایی که در روستا پدید آمده باید انتظار داشت که ساخت خانوادههای بسیاری نیز به این سمت گرایش یابند. در این خانوادهها میزان سواد، تخصص و درآمد بیشتری برای رییس خانواده میتوان انتظار داشت. رییس خانواده بیشتر صاحب مشاغلی چون راننده تراکتور، مامور تعاون، متصدی برق که در شهر ریشه دارند، است. به تدریج روستاییان وارد چنین مشاغلی میشوند.گونه دیگر خانوادههای بدون زمین، خانوادههایی هستند که رییس خانواده برایکار به شهر مهاجرت کرده است. اینگونه از خانواده را که با وارد شدن صنعت به ایران پدیدار شدند، خانوادههای «ازهم گسیخته» مینامند. در این گونه خانواده مادر و فرزندان جدا از پدر خانواده، گاهی سالیان دراز به تنهایی یا در بطن یک خانواده گسترده زندگی میکنند.[۱۳]
ویژگیهای خانواده روستایی
همسرگزینی
در محیط روستایی کثرت روابط زناشویی به بقای خانواده پدرسالار یاری میرساند. دشواریهای معاشرت آزاد زن و مرد در محیط ده و جوامع کوچک موجب استیلای، قواعد عرفی میشود و چونگزینش همسر بیشتر مواقع با اولیاء جوانان است، این امر بیشتر در محیط خویشاوندی و یا در محیط ده انجام میپذیرد.[۱۴] در ایران به خاطر وجود ازدواجهای، درونگروهی، میان خویشاوندان دایره همسرگزینی (کسانی که امکان ازدواج با آنها وجود دارد) به پیروی از فقه و حقوق اسلامی و عرف و عادت در ایران، از جوامع غیرمسلمان و نیز جوامع مسلمان عرب که خویشاوندی بر پایه ازدواج دختر - پسر استوار شده است، گستردهتر میباشد.[۱۵] این امر در مناطق مختلف فرق میکند. برای نمونه در کردستان ازدواج دخترعمو - پسرعمو گستردگی بیشتری دارد. یک پژوهشگر این امر را این چنین تبیین میسازد: «دادن دختر به پسر برادر خردمندانه و درست به نظر میرسد. چون پدر دختر، شوهر فرزندش را میشناسد و پس از ازدواج نیز میتواند مراقب رفتار او با دخترش باشد. از آنجا که در جوامع کرد زناشویی میان خانوادههای همشان با پایگاه اجتماعی یکسان انجام میپذیرد، بنابراین هیچکس در میان افراد قوم پایگاه اجتماعی نزدیکتر از عموزادگان ندارد. از سوی دیگر بدین شیوه زمین و میراث خانواده را در درون خود نگاه میدارد.[۱۶] اما در مناطق دیگری نیز این گستره همسرگزینی بیشتر است و حداقل تا حد ده، محله یا ناحیه میرسد. برای نمونه در مناطق جلگهای شمال رشته کوه البرز میتوان اینگستره را دید. اگرچه همسرگزینی با توجه به جایگاه اجتماعی یا «شان» خانواده هر دو طرف انجام میگیرد، اما به لحاظ پدیدههای اجتماعی مانند بازار که کارکرد میانجی را انجام میدهند، همسرگزینی در گسترهای بازتر امکان مییابد. این امر در برخی نواحی پیشینهای کهن دارد. مقدسی در ۱۰۰۰ سال پیش مینویسد که در جمعهبازارهای دیلمان:
«هرگاه مردی زنی را دو ست بدارد، با خویشان او ملاقات میکند».[۱۷]
امروزه نیز در اینگونه بازارها که هنوز هم رایج هستند برخوردها و معاشرتهای میان دختران و پسران روی میدهد. حتی در بازار، میان خود قرار و مدار میگذارند و در محضر (محل عقد) بست مینشینند تا پدران و مادران به ازدواج آنِها رضایت بدهند. همچنین بازار وعدهگاه نامزدها است و حتی اصطلاح «نامزد بازار» بسیار رایج است.[۱۸] اما اکثریت ازدواجها در محیطهای روستایی، درونگروهی است. در پژوهشی که در روستاهای مازندران و گرگان و روستاهای حومه تهران انجام گرفته روشن شده است:
- ازدواج با خویشان دور و نزدیک در محیطهای روستایی حدود ۳۲ تا ۳۳ درصد است. در میان مردم حومه تهران که ریشهای روستایی دارند این امر %۲/۲۹ است؛
- ازدواج دخترعمو و پسرعمو بالاترین نسبت را در مجموع ازدواجهای همخون دارد. برای نمونه در تهران ۹/۲۵%؛ در تربتحیدریه %۵/۳۲ و در روستاهای مازندران و گرگان ۴۲/۴۷%؛
- ازدواج با دختردایی در این گستره پژوهش شده دومین مرتبه را دارد؛
- ولی ازدواج با دخترخاله در فاصله کمی با میزان ازدواج با دختردایی است. از مقایسه ارقام به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که ازدواج در شهر با خویشان مادری بیشتر است و در روستاها ازدواج با خویشان پدری. اما بهر روی ازدواج دخترعمو - پسرعمو بیشترین ازدواجهاست.

در صورت تکافتادگی جغرافیایی و دلایلی چون کمی شمار مردان یا زنان در سن ازدواج در یک گروه خویشاوندی، مردان همسران خود را از میان دختران خویشاوند همان محله، ده یا شهر کوچک و سپس محلات دیگر برمیگزینند. این ازدواجها شبکه خویشاوندی را در یک محله، ده یا دهات گسترش میدهد و خویشاوندی جایگاه ویژهای در روابط اجتماعی در روستا مییابد.
جدول زیر نزدیکی مکانی اقامت زوجین را پیش از ازدواج نشان میدهد:
این جدول نشان میدهد که بیشتر زن و شوهرها در همان محل اقامت کنونی میزیستند. بالاتر بودن ارقام مربوط به مردان در مورد اقامت قبلی در دهکده طبیعی است، زیرا عدهای از زنان از دهات دیگر در اثر ازدواج به دهکده شوهر آمدهاند ولی برعکس آن نادرتر است. روابط خویشاوندی و نقشی که ازدواجهای درونگروهی در گسترش این روابط دارند، بسیار با اهمیت است و پژوهش در این حوزه بسیار اهمیت دارد.[۱۹]

طلاق
در جامعه روستایی به سبب محدودیت، عرف و عادت و قوانین اخلاقی بسیار توانمند است. بنابراین قواعد اخلاقی طلاق پدیدهای بسیار ناپسند و حتی زشت شناخته شده است. از مهمترین عوامل بروز طلاق در چنین جامعهای در ایران سترونی و نازایی یا زنای زن است. در روستا با آنکه بنا به قوانین شرعی و عرفی مرد میتواند همسرش را در صورت نازایی طلاق بدهد، اما مردان از این کار پرهیز میکنند و تنها برای بچهدار شدن و یا به بهانه آن، با زن دیگری ازدواج میکنند. زنان نیز درصورتیکه شوهرشان بدخو و یا حتی بیمار باشد؛ تنها ممکن است به خانواده خودشان شکایت برند اما طلاق به ندرت رخ میدهد، زیرا در روستا زن مطلقه جایگاهی ندارد و کمتر مردی با وی ازدواج میکند.[۲۰]
گروه یا شبکه خویشاوندی
تابع سنتها است و مجموعهای از تعهدات و مسیولیتهای اجتماعی و مالی میان افراد آن وجود دارد. ازدواج درونگروهی از ویژگیهای اصلی آن است و ابعاد این شبکه در ده و شهر و در میان طبقات مختلف اجتماعی تفاوت دارد. این شبکه موجودیت قانونی ندارد ولی پدیدهای اجتماعی است که بر خانوادههای هستهای و گسترده، هر دو مسلط است. در روستا این پدیده را با نام طایفه میشناسند. معمولا هر ده به چند طایفه بخش میشود. این طایفهها در غالب موارد هرکدام در یک محله از ده زندگی میکنند که گاهی به نام همان محله خوانده میشوند یا آنکه نام خود را به نام آن محله میدهند. در جدول زیر از بررسی ۱۹۹ ده آمار زیر به دست آمده است:


طایفهها به صورتهای متفاوتی تشکیل میشوند. ممکن است یک تیره از یک ایل باشند که به دلایل مختلفی در یک یا چند ده ساکن شده باشند و به کار کشاورزی و دامپروری سرگرم میشوند، اما سازمان ایلی خود را در چهارچوب طایفه نگاه میدارند. ممکن است یک گروه از خانوادهها در زمانی دور یا نسبتا نزدیک از نقطهای به نقطهای دیگر مهاجرت کرده باشند و این خانوادهها در اثر تکافتادگی در مکان تازه، در طول زمان یک شبکه خویشاوندی به وجود بیاورند، ممکن استگروهی از خانوادهها به سبب اعتقاد به مذهب یا عقیدهای مشترک که آنها را نسبت به اهالی دیگر روستا در اقلیت قرار میدهد، با یکدیگر همنشینی و نزدیکی بیابند و در اثر ازدواج در میان آنها شبکه خویشاوندی پدید آید. این طایفهها از چند خانوار تا چند صد خانوار هستند، اما میانگین آنها ۲۰ تا ۳۰ خانوار است. در یک ده ممکن است ۵ تا ۷ طایفه نیز وجود داشته باشد، اما معمولا ۲ تا ۳ طایفه در هر ده است. معمولا هر طایفه مکانی جداگانه (محله) در ده دارد. رییس آن بیشتر مرد است، اما زنان نیز ممکن است پس از مرگ شوهرشان که رییس طایفه بوده است به این جایگاه گمارده شوند. روسای طایفهها معمولاکدخدا را تعیین میکنند و گاهی نیز کدخدا بودن در یک طایفه ارثی است. در این موارد کدخدا شدن به عواملی چون داشتن زمین بیشتر یا از سادات بودن طایفه بستگی دارد. معمولا کشاورزان صاحب نسق که دارای علاقهای ثابت در روستا هستند رییس طایفه میشوند و بهرهبرداری از زمینگاهی نیز بر پایه این خویشاوندی قرار میگیرد و افراد شبکه خویشاوندی واحد تولید کشاورزی و بهرهبرداری را تشکیل میدهند. ممکن است طایفهای در دهات مختلفی ساکن باشند. این امر به رواج بازرگانی میان روستاها و همچنین استواری رابطه میان روستاها در برابر یورش احتمالی بیرون از دهات یاری میرساند. رابطه طایفه براساس پدرسالاری است. ممکن است در اثر ازدواج روابط و یژهای میان طایفهها پدید بیاید که بیشتر دوستانه و گاهی رقیبانه و حتی دشمنانه است. افراد طایفه زیر نظر رییس خود با یکدیگر همکاری و معاشرت دارند و در مراسم ازدواج، ختنهسوران و سوگواریها هزینه میان همه افراد طایفه سرشکن میشود. این امر موجب همبستگی میان افراد طایفه میشود.[۲۱]
کارکرد فرهنگی و آموزشی
از لحاظ جامعه شناختی، برای افراد یک جامعه روستایی، خانوادهگروه مرجع بهشمار میآید. در فرایند زیستن، افراد جوانتر خانواده از بزرگترها هنجارها و فنون تولیدی و حتی مهارتهای حرفهای غیرکشاورزی میآموزند. اما آموزش چنان با فضایکار، امور مذهبی و حتی تفریحی تنیده شده است که نمیتوان آن را جدا از امور یاد شده تصور کرد. در کل بخش بزرگ یا شاید همه فرایند اجتماعی شدن افراد خردسال جامعه، در دامان خانواده صورت میپذیرد.[۲۲] نقش فرهنگی خانواده روستایی ارزشها و هنجارها را استوار میسازد و سازگاری افراد دو یا سه نسل را در کنار هم ممکن میسازد. براساس مطالعهای در فارس روستاییان ۸۸%، عشایر %۶۶ و شهرنشینان %۵۳ از اوقات فراغت را در خانواده میگذرانند.

کارکرد اقتصادی خانواده
خانواده در روستا حتی خانوادههای غیر کشاورز، یک واحد تولیدی بهشمار میآیند.گونهای ادغام و پیوستگی کامل میان گروه خانواده و سازمان کار کشاورزی وجود دارد که موجب میشود خانواده از نظر اقتصادی استقلال داشته باشد.[۲۳]این نیاز به تقسیم کار در خانواده دارد. در روستا تقسیم کار میان زن و مرد مشخصتر از شهر است. درکل، مردان در تولید و زنان درکارهای جنبی تولید و بیشتر امور رفاهی خانواده فعال هستند. تفاوت کار زن و مرد تنها از لحاظ فیزیولوژیک نیست، بلکه عوامل فرهنگی و اجتماعی نیز هرکدام موثر هستند. چهار سنجه را در تفکیک کار و نقش زن و مرد میتوان بررسی کرد: جنس، سن، منزلت اجتماعی و شایستگیها یا مهارت. زنان از لحاظ جنسیت به کارهای سبکتر و خانگی و مردان به کارهای سخت بیرون از خانه میپردازند. برای نمونه علاوه بر کارهای خانگی چون رفتوروب، پختوپز و شستوشو، در کارهای کشاورزی سبکی چون نشاء، وجین و چای چینی گاهی نیز زنان به یاری مردان در درو و خرمن میروند؛ و کارهایی چون شخمزنی، کشاورزی،گاو یا گوسفندچرانی، باغداری، شکار یا شرکت در ستیزهای جمعی که نیاز به توان جسمی دارد، برعهده مردان است.گاهی نیز این تقسیم وظایف به ارزشهای فرهنگی بستگی دارد. برای نمونه شیردوشی در برخی جوامع روستایی کار زنان و در برخی جوامع دیگر کار مردان است. سن نیز در تقسیم کار اهمیت دارد و طبیعی است خردسالان کارهای سبکتری چون چراندن گلههای کوچک پرندگان اهلی مانند اردک و بوقلمون را در پیرامون روستا، انجام میدهند. اما گاهی جنسیت نیز در این امور دخالت کاملی دارد. آب آوردن از چشمه را تنها دختران و زنان بسیار جوان انجام میدهند.[۲۴] درحالیکه چراندن گوسفندان و گاوها در کوه و دشتهای دور از ده و آوردن هیزم برعهده مردان جوان است. میوهچینی و وجین کار زنان جوان و میانسال است. نقش ریش سپیدی و کدخدامنشی در میانجیگری ستیزهای محلی و رایزنی و گرفتن تصمیمهای سیاسی اجتماعی را سالخوردگان برعهده دارند. جایگاه و منزلت افراد در تقسیم کار تاثیر دارد. برای نمونه اعضای خانواده یک رییس طایفه یا ارباب و مالک همان کاری را که کشاورز و رعیت برعهده دارد انجام نمیدهند، یا زنان این خانوادهها برای پخت نان به تنورخانه نمیروند یا از چشمه آب نمیآورند.گاه مهارت و شایستگی ویژهای نیز نقشهایی برعهده افراد قرار میدهد که در این مواردگاهی جنسیت دخالت میکند، مانند سفالگریکه کاری، مردانه یا قالیبافی و جاجیمبافی کاری زنانه است و گاهی مانند نمدمالی میان زن و مرد مشترک است.[۲۵] با چنین تقسیم کاری، اعضای خانواده در سازمان تولید کشاورزی نقش با اهمیتی مییابند و حتی گاهی سازمان و اعضای خانواده با سازمان و اعضای واحد تولیدی هماهنگی، مییابد. در بنهها همیشه سربنه رییس یا بزرگترین فرد خانواده نیز هست و وربنهها سنیکمتر از او دارند. در بررسی در کمالآباد قزوین، میانگین سن سربنهها به ۵۰ سال و میانگین سن وربنهها به ۵/۳۲ سال میرسد. در همین بررسی رابطه خویشاوندی نیرومندی در بنهها تشخیص داده شد. ۵۷ درصد از بنهورها با هم نسبت نزدیک و %۲۱ آنها خویشاوندی دور با یکدیگر داشتند و تنها ۲۱ درصد هیچ خویشاوندی با هم نداشتند.[۲۶] در مطالعهای دیگر روشن شد که شمار افراد خانواده به میزان توانایی مالی خانواده بستگی دارد. این امر در مناطقکم آب بسیار دیده میشود. در روستای فردیس ورامین، در بررسی انجام شده روشن شد شمار افراد خانوادههای کشاورزی که ۶ ساعت حقابه دارند از کشاورزانی که حقابه کمتری دارند بیشتر است. این امر ظاهراً نشان از آن دارد که حقابه کمتر از ۶ ساعت برای زندگی کشاورزان کافی نیست و افراد آن ناگزیر به مهاجرت میشوند یا گونهای «تنظیم خانواده» را در خانوادههایشان پدید میآوردند. خانوادههایی که به ترتیب ۶، ۱۲ و ۲۱ ساعت حقابه دارند، میانگین افرادشان به ترتیب ۳۸/۶، ۳۳/۶ و ۹ نفر است. در صورتیکه شمار افراد خانوادههایی که ۵/۱ ساعت و ۳ ساعت حقابه دارند میانگین افراد خانوادههایش به ۶/۵ نفر میرسد. هرچه شمار افراد خانواده و میزان حقابه آنان بیشتر باشد، افراد شاغل، باسواد و دانشآموزان نیز بیشتر میشود.
در کل، خانواده در روستا گروه مرجع بهشمار میآید. این امر در خانوادههایگسترده آشکارتر است. همه اعضای خانواده زیر نظر رییس آن در نگاهداری و گسترش واحد بهرهبرداری، کشاورزی همگان فعالیت میکنند حتی افرادی که بیرون از گروه خانوادگی کار میکنند و در روستاها یا شهرهای دیگر برای خود خانوادهای به ظاهر مستقل تشکیل دادهاند، پیوندشان را با خانواده اصلی با فرستادن پول و کمکهای مادی به خانواده خود حفظ میکنند.
اگرچه نظارت سخت ریش سپیدان بر فرآیند تولید و بهرهبرداری کشاورزی نوآوری را کاهش میدهد اما در کل،هیچگاه ارزشهای سنتی مانع از نوسازی جامعه روستایی نمیگردد و این تصور که دهقان ایرانی به این دلیل به تولید بیشتر رغبت ندارد که مجبور است آن را با بستگانش تقسیم کند، برداشت یک جانبهای است، زیرا تعهدات خانوادگی در روستا دوجانبه است و وجودگروههای همیاری سنتی که در میان روستاییان ایران متداول است، نشان از روابط دوجانبه دارد. این همیاری در بسیاری موارد، خرید ابزار و ادوات کشاورزی را که از توانایی یک نفر بیرون است آسان میسازد.[۲۷]
نیز نگاه کنید به
- تقسیم خانواده عشایری براساس نوع زندگی و نظام تولید
- اقشار مختلف در روستاهای ایران
- طبقهبندی خانواده روستایی
- ویژگی های خانواده روستایی
- اصلاحات ارضی، مهاجرت و خانواده روستایی
مآخذ
- ↑ بند ۱۰ ماده اول فصل اول قانون اصلاحی اصلاحات ارضی، ۱۹ دی، ۱۳۴۰ خورشیدی.
- ↑ مصطفی نیرومند، تحول شهرنشینی و فعالیت عمده شهرهای ایران، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۵۲، ص ۱۸.
- ↑ خسرو خسروی، جامعهشناسی روستایی ایران، تهران: انتشارات پیام، ۱۳۵۸، صص ۴۱ - ۴۰.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ر.ک.به: هوشنگ الیاسیان، تحقیق اجتماعی روستاهای دشت قزوین، قزوین: سازمان عمران قزوین، ۱۳۴۸.
- ↑ خسرو خسروی، جامعهشناسی روستایی ایران، تهران: انتشارات پیام، ۱۳۵۸، صص 82-83.
- ↑ ر.ک.به: هوشنگ کشاورز، بررسی روستایی دشمن زیار، تهران: موسسه مطالعات اجتماعی، ۱۳۴۸؛ حسین ملک و جواد صفینژاد، واحد اندازهگیری در روستاهای ایران، تهران: موسسه مطالعات اجتماعی، ۱۳۴۹، ص ۶۴.
- ↑ ر. ک.علیاکبر نیکخلق و دیگران، بررسی روستای ابراهیمآباد کاشان، تهران: موسسه مطالعات اجتماعی، [بی تا ].
- ↑ خسرو خسروی، جامعهشناسی روستایی ایران، تهران: انتشارات پیام، ۱۳۵۸، ص 70-86.
- ↑ اسماعیل عجمی، ده شش دانگی، شیراز: دانشگاه پهلوی، ۱۳۴۸، ص ۶.
- ↑ توزیع خانواده گسترده و هستهای در میان کشاورزان برخی جوامع روستایی ایران منبع: وثوقی (۱۳۶۸)، ص ۷۶
- ↑ جمشید بهنام، ساخت خویشاوندی در خانوادههای ایران، تهران: خورازمی، ۱۳۵۲، ص ۳۱.
- ↑ منصور وثوقی، جامعهشناسی روستایی، تهران: انتشارات کبهان، ۱۳۶۸، ص ۵۷.
- ↑ جمشید بهنام، ساخت خویشاوندی در خانوادههای ایران، تهران: خورازمی، ۱۳۵۲، ص 32.
- ↑ جمشید بهنام و شاپور راسخ، طرح مقدماتی جامعهشناسی ایران، تهران: شرکت سهامی نشر اندیشه، ۱۳۳۹، ص ۹۴ - ۹۵.
- ↑ جمشید بهنام، ساخت خویشاوندی در خانوادههای ایران، تهران: خورازمی، ۱۳۵۲، ص 53.
- ↑ علی بلوکباشی، نقش و موقع زن در جامعه روستایی ایران، (سخنرانیهای محققان مرکز مردمشناسی ایران در هفتمین کنگره تحقیقات ابران)، تهران: مرکز مردمشناسی ایران وزارت فرهنگ و هنر، ۲۵۳۶، ص ۹۰.
- ↑ شمسالدین مجد، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، به کوشش م.دخوبه، [بیجا]، لیدن، ۱۹۰۶، ص ۳۶۹.
- ↑ خسرو خسروی، پژوهشی در جامعه روستایی ایران، تهران: ببام، ۲۵۳۵، ص ۱۷ - ۱۶.
- ↑ جمشید بهنام، ساخت خویشاوندی در خانوادههای ایران، تهران: خورازمی، ۱۳۵۲، ص ۵۷ - ۵۲.
- ↑ علی بلوکباشی، نقش و موقع زن در جامعه روستایی ایران، (سخنرانیهای محققان مرکز مردمشناسی ایران در هفتمین کنگره تحقیقات ابران)، تهران: مرکز مردمشناسی ایران وزارت فرهنگ و هنر، ۲۵۳۶، ص 120.
- ↑ جمشید بهنام، ساخت خویشاوندی در خانوادههای ایران، تهران: خورازمی، ۱۳۵۲، ص ۷۵ - ۶۲.
- ↑ مصطفی ازکیا، مقدمهای بر جامعهشناسی توسعه روستایی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۰، ص ۸۷.
- ↑ منصور وثوقی، جامعهشناسی روستایی، تهران: انتشارات کبهان، ۱۳۶۸، ص 58.
- ↑ برای ریشهیابی اسطورههای آب آوردن زنان جوان ر.ک. به: مهرداد بهار، از اسطوره تا تاریخ، به کوشش ابوالقاسم اسماعیلپور، نهران: نشر چشمه، ۱۳۷۶، ص ۲۸۷.
- ↑ علی بلوکباشی، نقش و موقع زن در جامعه روستایی ایران، (سخنرانیهای محققان مرکز مردمشناسی ایران در هفتمین کنگره تحقیقات ابران)، تهران: مرکز مردمشناسی ایران وزارت فرهنگ و هنر، ۲۵۳۶، صص 2-6.
- ↑ ر.ک.به: هوشنگ الیاسیان، تحقیق اجتماعی روستاهای دشت قزوین، قزوین: سازمان عمران قزوین، ۱۳۴۸.
- ↑ مصطفی ازکیا، مقدمهای بر جامعهشناسی توسعه روستایی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۰، ص 89.
منبع اصلی
فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.
نویسنده مقاله
هوشنگ فرخجسته