ایران ساسانی، دین
ایران ساسانی، دین، با روی کار آمدن ساسانیان در ایران، آئین زرتشتی دین رسمی کشور شد که از ویژگیهای حکومت ساسانی است. ساختار حکومت ساسانیان*، بر اساس اتحاد دین و دولت بوده است.
ساسانیان از خاندانی روحانی برخاستند. ساسان، جدّ بزرگ این خاندان، هیربَد آتشکده اَناهیتا در استخر پارس بود[۱]. با اینکه اردشیر بابکان*، مؤسس سلسله ساسانی در 224م بر اشکانیان پیروزی یافت، استقرار قطعی قدرت ساسانیان بی درنگ به دست نیامد. در واقع، اردشیر که برای غلبه بر آشفتگیهای موجود، تصمیم به ایجاد وحدت و تمرکز در سراسر کشور گرفته بود، استقرار یک آئین رسمی و اتحاد میان دین و دولت را لازم دید. بدین ترتیب، اردشیر برای تثبیت حکومت خویش، از تبلیغات دینی نیز بهره برد[۲].

بر اساس متن پهلویِ دینکرد، یکی از اقدامهای اردشیر بابکان* گردآوری و تنظیم اوستا* بود که به دست هیربدانْ هیربدوی، تَنسر (توسر) انجام گرفت. وی نخستین روحانی زرتشتی عهد ساسانی است که نامش در متنهای تاریخی آمده است[۳]. به این ترتیب، اردشیر با دادن اختیاراتی به تنسر و دیگر روحانیان زرتشتی، سلطنت خود را با حمایت اهل دین مربوط ساخت[۴].
در اوایل عصر ساسانی، اصلاح گاهشماری زرتشتی انجام شد. همچنین، ساسانیان استفاده از تندیس را در آیینهای دینی ممنوع کردند و در بناهای مقدس به جای شمایل، آتش مقدس نشاندند[۵]. سپس شاپور اول فرمان داد تا بخشهایی از اوستا درباره پزشکی، نجوم، حکمت و بلاغت را که در سرزمینهای دیگر پراکنده شده بود، گردآورده، به اوستا بیفزایند[۶].
دومین روحانی بزرگ عصر ساسانی کردیر (کرتیر) بود که تثبیت نفوذ دستگاه دینی زرتشتی در دوره ساسانی با برآمدن وی عملی شد. وی که در زمان شاپور اول لقب «هیربد» داشت، به تدریج قدرت دینی را در سراسر کشور به دست آورد. کردیر دینهای غیر زرتشتی را در قلمرو ساسانیان به شدت سرکوب کرد و نفوذ موبدان را توسعه بسیار بخشید[۷].
دوره پادشاهی نَرسه، مرحله بردباری دینی در قلمرو ساسانیان بود. این تسامح تا فرمانروایی شاپور دوم ادامه یافت. در این روزگار، رسمی شدن مسیحیت در امپراتوری روم (313م) و حمایت امپراتور روم از مسیحیان ایران، سبب شد که دشمنی مذهبی نیز میان ایران و روم پدید آید.
در نتیجه، سیاست تعصب مذهبی ساسانیان و تعقیب و آزار اقلیتهای دینی، به ویژه مسیحیان در ایران شدت گرفت. در این ایام، آذر بَدِ مارَسپندان، موبد بزرگ عصر شاپور دوم به تقویت دستگاه دینی زرتشتی پرداخت. به فرمان شاپور دوم، برای رفع اختلاف درباره متن صحیح اوستا، شورایی به ریاست آذربد مارسپندان تشکیل شد که در آنجا، متن قطعی اوستا تصویب، و به 21 نَسک تقسیم گردید[۸].
با کوششهای روحانیان بزرگ زرتشتی، مانند تنسر، کردیر و آذربد مارسپندان سازمان دینی منظمی ایجاد شد. این تشکیلات به تدریج به وجود آمد و ظاهراً پیش از ساسانیان وجود نداشت. به این ترتیب، سلسله مراتب روحانیان زرتشتی نیز شکل گرفت. روحانیان طبقه فرودست «مُغ» نامیده میشدند. مغی که وظایف مهمتری به عهده داشت، «موبد» بود و روحانی بزرگ،«موبدانْ موبد» نام داشت. دسته دیگری از روحانیان «هیربد» خوانده میشدند که تشریفات مذهبی را انجام میدادند و معلمان مدرسه نیز از این دسته بودند[۹].
روحانیان زرتشتی در آتشکدهها، دعاها و اعمال دینی را انجام میدادند. از میان آتشکدههای کشور، 3 آتشکده اهمیت خاص داشت: «آذَرْ فَرْنْبَغْ» یا آتش روحانیان در کاریان فارس، «آذر گُشَسب» یا آتش جنگجویان و خاندان شاهی در شیز آذربایجان، و «آذر بُرزینْ مِهر» یا آتش کشاورزان در کوه ریوند نزدیک نیشابور[۱۰].
به عقیده بعضی از محققان، بسیاری از پادشاهان ساسانی، و حتی کردیر و آذربد مارسپندان زُروانی* مذهب بودهاند. برخی دیگر، تاریخ دینی عصر ساسانیان را کشمکش میان مزداگرایان و زروانگرایان دانستهاند. به هر حال، با اینکه زروانگرایی و مزداگرایی از نظر اعتقادی دو گرایش دینی محسوب میشدند، از لحاظ عملی یکی بودند؛ چنان که درباره وجود آئینها و یا دستگاه دینی جداگانه زروانی، شواهدی به دست نیامده است[۱۱].
گذشته از آئین زروانی که شاخهای از دین زرتشتی بود ـ ایران عصر ساسانی شاهد دو حرکت دینی مستقل نیز بود: دین مانوی* و دین مزدکی* که هر دو سرکوب و پیروانشان قلع و قمع شدند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین؛ زرینکوب، روزبه. «تاریخ سیاسی ساسانیان»، تاریخ ایران باستان. ج 4، تهران: سمت، 1379، ص 6.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین؛ زرینکوب، روزبه. «تاریخ سیاسی ساسانیان»، تاریخ ایران باستان. ج 4، تهران: سمت، 1379، ص 11؛ زرینکوب، عبدالحسین. روزگاران ایران. ج 1، تهران: سخن، 1374، ص 171؛ بویس، مری. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 131؛برگرفته از : Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 101.
- ↑ کریستن سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان. ترجمه رشید یاسمی، تهران: ابن سینا، 1351، ص 162؛ کولونین، ولادیمیر. تمدن ایران ساسانی. ترجمه عنایتالله رضا، تهران: نشر علمی فرهنگی، 1372، ص 132.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین. روزگاران ایران. ج 1، ص 177.
- ↑ برای تفصیل، نک: بویس. همان. ص 133-138؛ Boyce. Ibid. PP. 104-109 .
- ↑ کریستن سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان. ترجمه رشید یاسمی، تهران: ابن سینا، 1351، ص 162؛ بویس، مری. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 143؛Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 113.
- ↑ ویدنگرن، گئو. مانی و تعلیمات او. ترجمه نزهت صفای اصفهانی، تهران: نشر مرکز، 1376، ص 54-59؛ تفضلی، احمد. «کرتیر و سیاست اتحاد دین و دولت در دوره ساسانی»، یکی قطره باران. تهران: نشر نو، 1370، ص 730-733 Widengren, G. Mani and Manichaeism. Tr. Ch. Kessler, London: Weidenfeld and Nicolson, 1965, PP. 38ff.
- ↑ پورداود، ابراهیم. خرده اوستا. بمبئی: 1310، ص 32-33؛ آموزگار، ژاله؛ تفضلی، احمد. اسطوره زندگی زرتشت. تهران: کتابسرای بابل، 1375، ص 103؛ کریستنسن. ایران در زمان ساسانیان. ص 163، 327؛ روایات داراب هرمزدیار. ج 1، بمبئی: بریتیش ایندیا پرس، 1922م، ص 287-290.
- ↑ کریستن سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان. ترجمه رشید یاسمی، تهران: ابن سینا، 1351، ص 138؛ موله، م. ایران باستان. ترجمه ژاله آموزگار، تهران: دانشگاه تهران، 1356،ص 96.
- ↑ کریستن سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان. ترجمه رشید یاسمی، تهران: ابن سینا، 1351، ص 187-191.
- ↑ بویس. همان. ص 142-143، 149؛ دوشن ـ گیمن، ژاک. دین ایران باستان. ترجمه رویا منجم، تهران: فکر روز، 1375، ص 367-369؛ فرای، ریچارد. میراث باستانی ایران. ترجمه مسعود رجبنیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1368، ص 358؛Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 112, 118.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،