دماوند
دماوند، بلندترین کوه در رشته کوههای شمال ایران در قسمت البرز مرکزی از واحد کوهستانی البرز.
این کوه قلهای است مخروطی شکل و آتشفشانی که در دوران چهارم زمینشناسی فعال بوده، اما اکنون خاموش و از برف دائمی مستور است. با این حال دامنههای این کوه از گدازههای آتشفشانی پوشیده شده و از دهانههای متعدد آن گاز گوگرد متصاعد است[۱].
قله دماوند در استان مازندران و در شهرستان آمل قرار دارد. شهری و رودی به نام دماوند نیز در استان تهران هست[۲].در منابع مختلف، میزان ارتفاع این قله یکسان نیست: «رفیعترین قله ایران با ارتفاع 5610 متر در بخش میانی این رشته کوه عظیم [البرز] قرار دارد. قله مخروطی شکل دماوند نمایانگر قدرت آتشفشان خاموشی است که در کواترنری [دوران چهارم] فعال بوده است. قطر دهانه این آتشفشان خاموش حدود 400 متر است»[۳].و در جای دیگر: «غالب کتابهای جغرافیایی ارتفاع کوه دماوند را 5671 متر نوشتهاند، ولی عملیات فتوگرامتری سالهای اخیر رقم 5628 را نشان میدهد. با توجه به اینکه دقت اندازهگیرهای ارتفاعی عملیات فتوگرامتری 1335-1360 دارای دقتی معادل 50+ متر است از این رو رقم ارتفاعی 5671 متر را میتوان به عنوان نوسان بالا پذیرفت»[۴].
قله دماوند تقریباً در میانه راه تهران ـ آمل قرار دارد و نزدیکترین شهر به آن، «گزنک» است که به فاصله حدوداً 10 کم از دامنه کوه، در جنوب شرقی قله واقع است[۵].قله دماوند، به هنگام صافی هوا، حتی از راههای دور، از جمله تهران و حتی حوالی قم قابل رویت است. در سفرنامه ناصرالدین شاه قاجار در این باره چنین آمده است: «از لب این دریاچه [حوض سلطان] کوه دماوند مثل یک کله قند پیداست و کوه البرز هم پیدا میشود. این کوههای برفی دماوند و البرز از دور یک منظر و تماشای بسیار خوشی است که کمتر همچو دورنمائی به نظر رسیده است»[۶].ناصرخسرو نیز در وصف دماوند میگوید: «میان ری و آمل کوه دماوند است مانند گنبدی... و گویند بر سرآن چاهی است که نوشادر از آنجا حاصل میشود و گویند کبریت نیز...»[۷].
از کوه دماوند با نامهای بیکنی، دُباوند، دمباوند، دنباوند، دوباهوند، دومباوند، دیمباوند، زباوند، زماوند و کوه لاجورد نیز در منابع تاریخی و جغرافیایی سخن به میان آمده است[۸].
از جمله در حدود العالم من المشرق الی المغرب:
«ویمه و شلنبه، دو شهریست از حدود کوه دنباوند و اندر وی بتابستان و زمستان سخت سرد بود و ازین کوه آهن افتد»:[۹] اما حمدالله مستوفی از این کوه با نام دماوند یاد کرده است[۱۰]. و در برخی از نسخههای عجایب المخلوقات از دماوند با نام دباوند نیز یاد شده و در شرح آن آمده است: «... چشمههاء کبریت است بر سر قله و سرقله به مساحت صد جریب است، گرد برگرد هر سوراخی کبریت بود چون زر، بخار از آن سوراخها برآید و بر هم مینشیند و گوگرد میگردد»[۱۱].
در دامنههای دماوند چشمههای آب معدنی متعددی وجود دارد که آب گرم اسک، تلخ رود و لاریجان از جمله آنهاست. دماوند منبع و منشاء بسیاری از چشمهسارها و رودخانههای منطقه است که از به هم پیوستگی آنها، رودخانه دائمی و پر آب هراز پدید میآید که به سوی دریای خزر روان است[۱۲].قله رفیع دماوند منشاء حیات و نیز همواره نشانه عظمت و صلابت و ابهت نزد مردم ایران بوده است و از این رو در افسانهها و داستانهای تاریخی ایران، از آن بسیار نام برده شده است؛ از جمله اینکه این کوه «آشیانه سیمرغ آموزنده زال پدر رستم و حامی آن پدر و پسر بوده است» و نیز «پناهگاه جادوگران سراسر جهان است و ضحاک در آن کوه زیست میکند»[۱۳].
- ↑ جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. ج1، کوهها و کوهنامه ایران. چ2، تهران: 1379، گیتاشناسی، ص256.
- ↑ الف- دفتر تقسیمات کشوری. نقشه و جدول تقسیمات کشوری. تهران: وزارت کشور، 1383. ب- سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی. جغرافیای استان تهران. چ5، تهران: 1383، شرکت چاپ و نشرکتابهای درسی ایران، ص16و23.
- ↑ سازمان نقشهبرداری کشور. اطلس زمینشناسی (اطلس ملّی ایران). نگارش دوم، چ1، تهران: 1382، سازمان نقشهبرداری کشور (سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور)، ص2.
- ↑ منبع 1. همانجا.
- ↑ سازمان حمل و نقل و پایانههای کشور (وزارت راه و ترابری). اطلس جادههای ایران (ویرایش دوم). تهران: 1380، همشهری، ص10.
- ↑ سفرهای ناصرالدین شاه. به کوشش فاطمه قاضیها، چ1، تهران: 1381، سازمان اسناد ملی ایران، ص138.
- ↑ سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی. به کوشش دکتر محمد دبیرسیاقی، چ8، تهران: 1384، زوّار، ص4 و5.
- ↑ چکنگی، علیرضا. فرهنگنامه تطبیقی نامهای قدیم و جدید مکانهای جغرافیایی ایران و نواحی مجاور. چ1، مشهد: 1378، آستان قدس رضوی (بنیاد پژوهشهای اسلامی)، ص242.
- ↑ حدود العالم من المشرق الی المغرب. به کوشش دکتر منوچهر ستوده، تهران: 1362، طهوری، ص32.
- ↑ مستوفیقزوینی، حمدالله. نزهه القلوب. به کوشش دکتر محمد دبیرسیاقی، چ1، قزوین: 1383، حدیت امروز، ص77 و 229.
- ↑ طوسی، محمد بن محمود بن احمد. عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات. چ2،. تهران: 1382، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص152و153.
- ↑ جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. ج2، رود و رودنامههای ایران. چ2، تهران: 1379، گیتاشناسی، ص475 و 476.
- ↑ لسترینج،گای. جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان، چ6،. تهران: 1383، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص396.