بدیع
بدیع، فنی در چگونگی آرایشهای لفظی و معنوی سخن پس از رعایت اصول علم بلاغت. بدیع را در لغت، سخن تازه، نوظهور و نوآیین تعریف کردهاند[۱].هر اثر بکر و بدیع حاصل نوآوری و ابداع نویسنده یا سراینده آن است و جوهر اصالت دارد[۲].اما فن بدیع پس از معانی و بیان سومین فن از علوم بلاغت است که گاه به هر سه و گاهی به دو فن آخر اطلاق میگردد. این فنون سه گانه که پس از اسلام پدید آمد، در ابتدا به هم آمیخته بود، ولی به مرور زمان ـ بیشتر در تألیفات عربی ـ از یکدیگر تفکیک گردید و هر یک به عنوان فنی خاص شناخته شد[۳]. نخستین بار در سده 5 ق / 11م، ابن سنان خفاجی (د 466 ق) مؤلف سرّ الفصاحه، صناعات بدیعی را به سه دسته می توان بخش کرد:
- صناعات لفظی؛
- صناعات معنوی؛
- صناعات لفظی و معنوی[۴].
بدیع پژوهی و بدیعنویسی در سده 2ق / 8 م با توجه علما به جنبههای اعجاز قرآن و تلاش راویان برای گردآوری امثال، اشعار و اخبار قبایل عرب شکل گرفت و به تدوین کتابهایی در علم لغت، صرف و نحو و انواع دیگری از علوم ادبی عرب انجامید[۵].کهنترین آثاری که به فارسی در فن بدیع نگارش یافته عبارتند از:
- ترجمان البلاغه تألیف محمد بن عمر رادویانی (سده 5ق)؛
- حدائق السحر فی دقائق الشعر اثر رشید وطواط (سده 6ق)؛
- المعجم فی معاییر اشعار العجم تألیف شمس قیس رازی (سده 7ق)[۶][۷].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ همایی ، جلالالدین. فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: توس ، چ 2، 1363، ج 1، ص.
- ↑ داد، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی. تهران: مروارید ،چ 1، ]ویرایش جدید[، 1382، ص 79.
- ↑ همایی ، جلالالدین. فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: توس ، چ 2، 1361، ص8.
- ↑ اسفندیارپور، هوشمند. عروسان سخن. تهران: فردوس، چ1، 1383، ص55، 56.
- ↑ عطاری. «بدیع»، فرهنگنامه ادبی، دانشنامه ادب فارسی (2). به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، چ1، 1376، ص229.
- ↑ نیز نگ: میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. واژه نامه هنر شاعری، تهران: كتاب مهناز، چ2، 1376، ص38 ـ 39.
- ↑ علویمقدم، محمد؛ اشرفزاده، رضا. معانی و بیان. تهران: سمت، چ1، 1376، ص 15، 16، 19.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
ابوالقاسم رادفر