پرش به محتوا

ویژگی های خانواده روستایی

از ویکی ایران

همسرگزینی: در محیط روستایی کثرت روابط زناشویی به بقای خانواده پدرسالار یاری می‌رساند. دشواریهای معاشرت آزاد زن و مرد در محیط ده و جوامع کوچک موجب استیلای، قواعد عرفی می‌شود و چون‌گزینش همسر بیشتر مواقع با اولیاء جوانان است، این امر بیشتر در محیط خویشاوندی و یا در محیط ده انجام می‌پذیرد.[۱] در ایران به خاطر وجود ازدواجهای، درون‌گروهی، میان خویشاوندان دایره همسرگزینی (کسانی که امکان ازدواج با آنها وجود دارد) به پیروی از فقه و حقوق اسلامی و عرف و عادت در ایران، از جوامع غیرمسلمان و نیز جوامع مسلمان عرب که خویشاوندی بر پایه ازدواج دختر - پسر استوار شده است، گسترده‌تر می‌باشد.[۲] این امر در مناطق مختلف فرق می‌کند. برای نمونه در کردستان ازدواج دخترعمو - پسرعمو گستردگی بیشتری دارد. یک پژوهشگر این امر را این چنین تبیین می‌سازد: «دادن دختر به پسر برادر خردمندانه و درست به نظر می‌رسد. چون پدر دختر، شوهر فرزندش را می‌شناسد و پس از ازدواج نیز می‌تواند مراقب رفتار او با دخترش باشد. از آنجا که در جوامع کرد زناشویی میان خانواده‌های هم‌شان با پایگاه اجتماعی یکسان انجام می‌پذیرد، بنابراین هیچکس در میان افراد قوم پایگاه اجتماعی نزدیکتر از عموزادگان ندارد. از سوی دیگر بدین شیوه زمین و میراث خانواده را در درون خود نگاه می‌دارد.[۳] اما در مناطق دیگری نیز این گستره همسرگزینی بیشتر است و حداقل تا حد ده، محله یا ناحیه می‌رسد. برای نمونه در مناطق جلگه‌ای شمال رشته کوه البرز می‌توان این‌گستره را دید. اگرچه همسرگزینی با توجه به جایگاه اجتماعی یا «شان» خانواده هر دو طرف انجام می‌گیرد، اما به لحاظ پدیده‌های اجتماعی مانند بازار که کارکرد میانجی را انجام می‌دهند، همسرگزینی در گستره‌ای بازتر امکان می‌یابد. این امر در برخی نواحی پیشینه‌ای کهن دارد. مقدسی در ۱۰۰۰ سال پیش می‌نویسد که در جمعه‌بازارهای دیلمان :

«هرگاه مردی زنی را دو ست بدارد، با خویشان او ملاقات می‌کند».[۴]

امروزه نیز در این‌گونه بازارها که هنوز هم رایج هستند برخوردها و معاشرتهای میان دختران و پسران روی می‌دهد. حتی در بازار، میان خود قرار و مدار می‌گذارند و در محضر (محل عقد) بست می‌نشینند تا پدران و مادران به ازدواج آنِها رضایت بدهند. همچنین بازار وعده‌گاه نامزدها است و حتی اصطلاح «نامزد بازار» بسیار رایج است.[۵]

اما اکثریت ازدواجها در محیط‌های روستایی، درون‌گروهی است. در پژوهشی که در روستاهای مازندران و گرگان و روستاهای حومه تهران انجام گرفته روشن شده است:

  1. ازدواج با خویشان دور و نزدیک در محیطهای روستایی حدود ۳۲ تا ۳۳ درصد است. در میان مردم حومه تهران که ریشه‌ای روستایی دارند این امر %۲/۲۹ است؛
  2. ازدواج دخترعمو و پسرعمو بالاترین نسبت را در مجموع ازدواجهای همخون دارد. برای نمونه در تهران ۹/۲۵%؛ در تربت‌حیدریه %۵/۳۲ و در روستاهای مازندران و گرگان ۴۲/۴۷%؛
  3. ازدواج با دختردایی در این گستره پژوهش شده دومین مرتبه را دارد؛
  4. جدول دو: منبع: بهنام (۱۳۵۲) ص ۵۳
    ولی ازدواج با دخترخاله در فاصله کمی با میزان ازدواج با دختردایی است. از مقایسه ارقام به دست آمده می‌توان نتیجه گرفت که ازدواج در شهر با خویشان مادری بیشتر است و در روستاها ازدواج با خویشان پدری. اما بهر روی ازدواج دخترعمو - پسرعمو بیشترین ازدواجهاست.

در صورت تک‌افتادگی جغرافیایی و دلایلی چون کمی شمار مردان یا زنان در سن ازدواج در یک گروه خویشاوندی، مردان همسران خود را از میان دختران خویشاوند همان محله، ده یا شهر کوچک و سپس محلات دیگر برمی‌گزینند. این ازدواجها شبکه خویشاوندی را در یک محله، ده یا دهات گسترش می‌دهد و خویشاوندی جایگاه ویژه‌ای در روابط اجتماعی در روستا می‌یابد.

جدول زیر نزدیکی مکانی اقامت زوجین را پیش از ازدواج نشان می‌دهد:

جدول ۳ منبع: بهنام (۱۳۵۲)، ص ۵۶.

این جدول نشان می‌دهد که بیشتر زن و شوهرها در همان محل اقامت کنونی می‌زیستند. بالاتر بودن ارقام مربوط به مردان در مورد اقامت قبلی در دهکده طبیعی است، زیرا عده‌ای از زنان از دهات دیگر در اثر ازدواج به دهکده شوهر آمده‌اند ولی برعکس آن نادرتر است. روابط خویشاوندی و نقشی که ازدواجهای درون‌گروهی در گسترش این روابط دارند، بسیار با اهمیت است و پژوهش در این حوزه بسیار اهمیت دارد.[۶]

طلاق: در جامعه روستایی به سبب محدودیت، عرف و عادت و قوانین اخلاقی بسیار توانمند است. بنابراین قواعد اخلاقی طلاق پدیده‌ای بسیار ناپسند و حتی زشت شناخته شده است. از مهمترین عوامل بروز طلاق در چنین جامعه‌ای در ایران سترونی و نازایی یا زنای زن است. در روستا با آنکه بنا به قوانین شرعی و عرفی مرد می‌تواند همسرش را در صورت نازایی طلاق بدهد، اما مردان از این کار پرهیز می‌کنند و تنها برای بچه‌دار شدن و یا به بهانه آن، با زن دیگری ازدواج می‌کنند. زنان نیز درصورتی‌که شوهرشان بدخو و یا حتی بیمار باشد؛ تنها ممکن است به خانواده خودشان شکایت برند اما طلاق به ندرت رخ می‌دهد، زیرا در روستا زن مطلقه جایگاهی ندارد و کمتر مردی با وی ازدواج می‌کند.[۷]

دانش آموختگان دوره های متوسطه و عالی برحسب گروههای عمده رشته تحصیلی و جنس: ۱
منبع: از کیا (۱۳۷۰)ص 88

گروه یا شبکه خویشاوندی: تابع سنتها است و مجموعه‌ای از تعهدات و مسیولیتهای اجتماعی و مالی میان افراد آن وجود دارد. ازدواج درون‌گروهی از ویژگیهای اصلی آن است و ابعاد این شبکه در ده و شهر و در میان طبقات مختلف اجتماعی تفاوت دارد. این شبکه موجودیت قانونی ندارد ولی پدیده‌ای اجتماعی است که بر خانواده‌های هسته‌ای و گسترده، هر دو مسلط است. در روستا این پدیده را با نام طایفه می‌شناسند. معمولا هر ده به چند طایفه بخش می‌شود. این طایفه‌ها در غالب موارد هرکدام در یک محله از ده زندگی می‌کنند که گاهی به نام همان محله خوانده می‌شوند یا آنکه نام خود را به نام آن محله می‌دهند. در جدول زیر از بررسی ۱۹۹ ده آمار زیر به دست آمده است:

طایفه‌ها به صورتهای متفاوتی تشکیل می‌شوند. ممکن است یک تیره از یک ایل باشند که به دلایل مختلفی در یک یا چند ده ساکن شده باشند و به کار کشاورزی و دامپروری سرگرم می‌شوند، اما سازمان ایلی خود را در چهارچوب طایفه نگاه می‌دارند. ممکن است یک گروه از خانواده‌ها در زمانی دور یا نسبتا نزدیک از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر مهاجرت کرده باشند و این خانواده‌ها در اثر تک‌افتادگی در مکان تازه، در طول زمان یک شبکه خویشاوندی به وجود بیاورند، ممکن است‌گروهی از خانواده‌ها به سبب اعتقاد به مذهب یا عقیده‌ای مشترک که آنها را نسبت به اهالی دیگر روستا در اقلیت قرار می‌دهد، با یکدیگر همنشینی و نزدیکی بیابند و در اثر ازدواج در میان آنها شبکه خویشاوندی پدید آید. این طایفه‌ها از چند خانوار تا چند صد خانوار هستند، اما میانگین آنها ۲۰ تا ۳۰ خانوار است. در یک ده ممکن است ۵ تا ۷ طایفه نیز وجود داشته باشد، اما معمولا ۲ تا ۳ طایفه در هر ده است. معمولا هر طایفه مکانی جداگانه (محله) در ده دارد. رییس آن بیشتر مرد است، اما زنان نیز ممکن است پس از مرگ شوهرشان که رییس طایفه بوده است به این جایگاه گمارده شوند. روسای طایفه‌ها معمولاکدخدا را تعیین می‌کنند و گاهی نیز کدخدا بودن در یک طایفه ارثی است. در این موارد کدخدا شدن به عواملی چون داشتن زمین بیشتر یا از سادات بودن طایفه بستگی دارد. معمولا کشاورزان صاحب نسق که دارای علاقه‌ای ثابت در روستا هستند رییس طایفه می‌شوند و بهره‌برداری از زمین‌گاهی نیز بر پایه این خویشاوندی قرار می‌گیرد و افراد شبکه خویشاوندی واحد تولید کشاورزی و بهره‌برداری را تشکیل می‌دهند. ممکن است طایفه‌ای در دهات مختلفی ساکن باشند. این امر به رواج بازرگانی میان روستاها و همچنین استواری رابطه میان روستاها در برابر یورش احتمالی بیرون از دهات یاری می‌رساند. رابطه طایفه براساس پدرسالاری است. ممکن است در اثر ازدواج روابط و یژه‌ای میان طایفه‌ها پدید بیاید که بیشتر دوستانه و گاهی رقیبانه و حتی دشمنانه است. افراد طایفه زیر نظر رییس خود با یکدیگر همکاری و معاشرت دارند و در مراسم ازدواج، ختنه‌سوران و سوگواریها هزینه میان همه افراد طایفه سرشکن می‌شود. این امر موجب همبستگی میان افراد طایفه می‌شود.[۸]

جدول ۵ متوسط افراد خانوار در جامعه روستایی فردیس به تفکیک میزان حقابه منبع: خسروی (۱۳۵۸) ص ۱۱۱

کارکرد فرهنگی و آموزشی: از لحاظ جامعه شناختی، برای افراد یک جامعه روستایی، خانواده‌گروه مرجع به‌شمار می‌آید. در فرایند زیستن، افراد جوانتر خانواده از بزرگترها هنجارها و فنون تولیدی و حتی مهارتهای حرفه‌ای غیرکشاورزی می‌آموزند. اما آموزش چنان با فضای‌کار، امور مذهبی و حتی تفریحی تنیده شده است که نمی‌توان آن را جدا از امور یاد شده تصور کرد. در کل بخش بزرگ یا شاید همه فرایند اجتماعی شدن افراد خردسال جامعه، در دامان خانواده صورت می‌پذیرد.[۹] نقش فرهنگی خانواده روستایی ارزشها و هنجارها را استوار می‌سازد و سازگاری افراد دو یا سه نسل را در کنار هم ممکن می‌سازد. براساس مطالعه‌ای در فارس روستاییان ۸۸%، عشایر %۶۶ و شهرنشینان %۵۳ از اوقات فراغت را در خانواده می‌گذرانند.

کارکرد اقتصادی خانواده: خانواده در روستا حتی خانواده‌های غیر کشاورز، یک واحد تولیدی به‌شمار می‌آیند.گونه‌ای ادغام و پیوستگی کامل میان گروه خانواده و سازمان کار کشاورزی وجود دارد که موجب می‌شود خانواده از نظر اقتصادی استقلال داشته باشد.[۱۰]این نیاز به تقسیم کار در خانواده دارد. در روستا تقسیم کار میان زن و مرد مشخص‌تر از شهر است. درکل، مردان در تولید و زنان درکارهای جنبی تولید و بیشتر امور رفاهی خانواده فعال هستند. تفاوت کار زن و مرد تنها از لحاظ فیزیولوژیک نیست، بلکه عوامل فرهنگی و اجتماعی نیز هرکدام موثر هستند. چهار سنجه را در تفکیک کار و نقش زن و مرد می‌توان بررسی کرد: جنس، سن، منزلت اجتماعی و شایستگیها یا مهارت. زنان از لحاظ جنسیت به کارهای سبکتر و خانگی و مردان به کارهای سخت بیرون از خانه می‌پردازند. برای نمونه علاوه بر کارهای خانگی چون رفت‌وروب، پخت‌وپز و شست‌وشو، در کارهای کشاورزی سبکی چون نشاء، وجین و چای چینی گاهی نیز زنان به یاری مردان در درو و خرمن می‌روند؛ و کارهایی چون شخم‌زنی، کشاورزی،گاو یا گوسفندچرانی، باغداری، شکار یا شرکت در ستیزهای جمعی که نیاز به توان جسمی دارد، برعهده مردان است.گاهی نیز این تقسیم وظایف به ارزشهای فرهنگی بستگی دارد. برای نمونه شیردوشی در برخی جوامع روستایی کار زنان و در برخی جوامع دیگر کار مردان است. سن نیز در تقسیم کار اهمیت دارد و طبیعی است خردسالان کارهای سبکتری چون چراندن گله‌های کوچک پرندگان اهلی مانند اردک و بوقلمون را در پیرامون روستا، انجام می‌دهند. اما گاهی جنسیت نیز در این امور دخالت کاملی دارد. آب آوردن از چشمه را تنها دختران و زنان بسیار جوان انجام می‌دهند.[۱۱] درحالیکه چراندن گوسفندان و گاوها در کوه و دشتهای دور از ده و آوردن هیزم برعهده مردان جوان است. میوه‌چینی و وجین کار زنان جوان و میانسال است. نقش ریش سپیدی و کدخدامنشی در میانجی‌گری ستیزهای محلی و رایزنی و گرفتن تصمیم‌های سیاسی اجتماعی را سالخوردگان برعهده دارند. جایگاه و منزلت افراد در تقسیم کار تاثیر دارد. برای نمونه اعضای خانواده یک رییس طایفه یا ارباب و مالک همان کاری را که کشاورز و رعیت برعهده دارد انجام نمی‌دهند، یا زنان این خانواده‌ها برای پخت نان به تنورخانه نمی‌روند یا از چشمه آب نمی‌آورند.گاه مهارت و شایستگی ویژه‌ای نیز نقش‌هایی برعهده افراد قرار می‌دهد که در این مواردگاهی جنسیت دخالت می‌کند، مانند سفالگری‌که کاری، مردانه یا قالیبافی و جاجیم‌بافی کاری زنانه است و گاهی مانند نمدمالی میان زن و مرد مشترک است.[۱۲] با چنین تقسیم کاری، اعضای خانواده در سازمان تولید کشاورزی نقش با اهمیتی می‌یابند و حتی گاهی سازمان و اعضای خانواده با سازمان و اعضای واحد تولیدی هماهنگی، می‌یابد. در بنه‌ها همیشه سربنه رییس یا بزرگترین فرد خانواده نیز هست و وربنه‌ها سنی‌کمتر از او دارند. در بررسی در کمال‌آباد قزوین، میانگین سن سربنه‌ها به ۵۰ سال و میانگین سن وربنه‌ها به ۵/۳۲ سال می‌رسد. در همین بررسی رابطه خویشاوندی نیرومندی در بنه‌ها تشخیص داده شد. ۵۷ درصد از بنه‌ورها با هم نسبت نزدیک و %۲۱ آنها خویشاوندی دور با یکدیگر داشتند و تنها ۲۱ درصد هیچ خویشاوندی با هم نداشتند.[۱۳] در مطالعه‌ای دیگر روشن شد که شمار افراد خانواده به میزان توانایی مالی خانواده بستگی دارد. این امر در مناطق‌کم آب بسیار دیده می‌شود. در روستای فردیس ورامین، در بررسی انجام شده روشن شد شمار افراد خانواده‌های کشاورزی که ۶ ساعت حقابه دارند از کشاورزانی که حقابه کمتری دارند بیشتر است. این امر ظاهراً نشان از آن دارد که حقابه کمتر از ۶ ساعت برای زندگی کشاورزان کافی نیست و افراد آن ناگزیر به مهاجرت می‌شوند یا گونه‌ای «تنظیم خانواده» را در خانواده‌هایشان پدید می‌آوردند. خانواده‌هایی که به ترتیب ۶، ۱۲ و ۲۱ ساعت حقابه دارند، میانگین افرادشان به ترتیب ۳۸/۶، ۳۳/۶ و ۹ نفر است. در صورتیکه شمار افراد خانواده‌هایی که ۵/۱ ساعت و ۳ ساعت حقابه دارند میانگین افراد خانواده‌هایش به ۶/۵ نفر می‌رسد. هرچه شمار افراد خانواده و میزان حقابه آنان بیشتر باشد، افراد شاغل، باسواد و دانش‌آموزان نیز بیشتر می‌شود.

در کل، خانواده در روستا گروه مرجع به‌شمار می‌آید. این امر در خانواده‌های‌گسترده آشکارتر است. همه اعضای خانواده زیر نظر رییس آن در نگاهداری و گسترش واحد بهره‌برداری، کشاورزی همگان فعالیت می‌کنند حتی افرادی که بیرون از گروه خانوادگی کار می‌کنند و در روستاها یا شهرهای دیگر برای خود خانواده‌ای به ظاهر مستقل تشکیل داده‌اند، پیوندشان را با خانواده اصلی با فرستادن پول و کمکهای مادی به خانواده خود حفظ می‌کنند.

اگرچه نظارت سخت ریش سپیدان بر فرآیند تولید و بهره‌برداری کشاورزی نوآوری را کاهش می‌دهد اما در کل،هیچگاه ارزشهای سنتی مانع از نوسازی جامعه روستایی نمی‌گردد و این تصور که دهقان ایرانی به این دلیل به تولید بیشتر رغبت ندارد که مجبور است آن را با بستگانش تقسیم کند، برداشت یک جانبه‌ای است، زیرا تعهدات خانوادگی در روستا دوجانبه است و وجودگروه‌های همیاری سنتی که در میان روستاییان ایران متداول است، نشان از روابط دوجانبه دارد. این همیاری در بسیاری موارد، خرید ابزار و ادوات کشاورزی را که از توانایی یک نفر بیرون است آسان می‌سازد.[۱۴]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. جمشید بهنام و شاپور راسخ، طرح مقدماتی جامعه‌شناسی ایران، تهران: شرکت سهامی نشر اندیشه، ۱۳۳۹، ص ۹۴ - ۹۵.
  2. جمشید بهنام، ساخت خویشاوندی در خانواده‌های ایران، تهران: خورازمی، ۱۳۵۲، ص 53.
  3. علی بلوکباشی، نقش و موقع زن در جامعه روستایی ایران، (سخنرانیهای محققان مرکز مردم‌شناسی ایران در هفتمین کنگره تحقیقات ابران)، تهران: مرکز مردم‌شناسی ایران وزارت فرهنگ و هنر، ۲۵۳۶، ص ۹۰.
  4. شمس‌الدین مجد، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، به کوشش م.دخوبه، [بی‌جا]، لیدن، ۱۹۰۶، ص ۳۶۹.
  5. خسرو خسروی، پژوهشی در جامعه روستایی ایران، تهران: ببام، ۲۵۳۵، ص ۱۷ - ۱۶.
  6. جمشید بهنام، ساخت خویشاوندی در خانواده‌های ایران، تهران: خورازمی، ۱۳۵۲، ص ۵۷ - ۵۲.
  7. علی بلوکباشی، نقش و موقع زن در جامعه روستایی ایران، (سخنرانیهای محققان مرکز مردم‌شناسی ایران در هفتمین کنگره تحقیقات ابران)، تهران: مرکز مردم‌شناسی ایران وزارت فرهنگ و هنر، ۲۵۳۶، ص 120.
  8. جمشید بهنام، ساخت خویشاوندی در خانواده‌های ایران، تهران: خورازمی، ۱۳۵۲، ص ۷۵ - ۶۲.
  9. مصطفی ازکیا، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی توسعه روستایی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۰، ص ۸۷.
  10. منصور وثوقی، جامعه‌شناسی روستایی، تهران: انتشارات کبهان، ۱۳۶۸، ص 58.
  11. برای ریشه‌یابی اسطوره‌های آب آوردن زنان جوان ر.ک. به: مهرداد بهار، از اسطوره تا تاریخ، به کوشش ابوالقاسم اسماعیل‌پور، نهران: نشر چشمه، ۱۳۷۶، ص ۲۸۷.
  12. علی بلوکباشی، نقش و موقع زن در جامعه روستایی ایران، (سخنرانیهای محققان مرکز مردم‌شناسی ایران در هفتمین کنگره تحقیقات ابران)، تهران: مرکز مردم‌شناسی ایران وزارت فرهنگ و هنر، ۲۵۳۶، صص 2-6.
  13. ر.ک.به: هوشنگ الیاسیان، تحقیق اجتماعی روستاهای دشت قزوین، قزوین: سازمان عمران قزوین، ۱۳۴۸.
  14. مصطفی ازکیا، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی توسعه روستایی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۰، ص 89.

منبع اصلی

فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.

نویسنده مقاله

هوشنگ فرخجسته