تاریخچه تعزیه در ایران

نمایش سنتی تعزیه ریشه در ساختارهای فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و تاریخی ایران دارد به این دلیل سوگنامه خوانی و نمایش مصائب بزرگان ملی و مذهبی در ایران سابقهای دیرینه دارد به نحوی که حتی میتوان آثار و نشانههای مهمی از این آیین نمایشی در ایران قبل از اسلام به دست آورد.
نمایش مذهبی به شیوه «نیایشهای آیینی» در دوره پیش از اسلام در مراسم قربانی برای خدایان، مقدسین و حکام وجود داشته است. مردم آن روزگار برای جلب رضایت معبود خویش آیینهای نمایشی توام با رقص، سرود و موسیقی اجرا میکردند که با تکرار در زمان طولانی در زمره میراث فرهنگی جامعه در آمده و نسل به نسل منتقل شده است.
به سخن دیگر تکرار آیینهای نمایشی در هیأتها، سوگواریها، قربانبها، مراسم عبادی و... آنها را به صورت یک سنت اجتماعی در آورده است که فرآیند استمرار و تکرار آنها تبدیل شدن این آیینها به نمایشهای مذهبی تحت عنوان «شبیه» یا «تعزیه» میباشد.
بنابراین، برای کشف زمینههای تاریخی و مذهبی تعزیه باید به مطالعه و بررسی اسناد و مدارک به جای مانده از دورههای قبل از اسلام بپردازیم. معتبرترین این اسناد تجزیه و تحلیل سرودهای «اوستایی»،«ملی» و «تاریخی» است که ما را به سوی مراسمی مانند «سوگ سیاووش» هدایت میکند. به سخن دیگر، اصل و منشأ آیینهای نمایش در سوگواری را باید در مراسمی همانند کشته شدن قهرمانی مانند سیاوش در ایران قبل از اسلام جستجو کرد.[۱] به گفته مایل بکتاش تعزیه یا شبیه حاصل تجاربی است که از فکر مذهبی نشأت گرفته و بتدریج دارای محتوای مذهبی میشود، حمایت اجتماع از طریق مشارکت مردم و همکاری افراد در ارائه آن در طول تاریخ به آن حیات بخشید.
واژگان «تعزیه» یا «تعزیت» و «مجلس تعزیه» به طور کلی در زمینه سنن اجتماعی، ادوار نخست اسلامی، به معنی سوگواری یا گردهمآیی برای سوگواری در مرگ افراد معمولی به کار برده نمیشد. بلکه برای مراسم سوگواری عاشورا به کار برده میشد که عبارت بود از همدردی «تعزیت» برای امام حسین (ع). این سوگواریها نخست در منازل شخصی و بعدها در اماکن عمومی برگزار میشدند و سرانجام با پیدایش این تشریفات و ظهور «نمایشی کردن واقعه کربلا» مفهوم تازه خود را یافتند و معادل «نمایشی کردن» میباشد.
مراسم سوگواری عاشورا که در سال ۳۵۳ ه.ق. (۹۶۳ میلادی) به فرمان سلطان معزالدوله دیلمی معمول شد و نخستین مراسم سوگواری دسته جمعی محسوب میشود دو هدف داشته است:
- ارزشیابی دوباره از وقایع تاریخی سال ۶۱ ه.ق. (۶۸۰ میلادی)
- مبارزه سیاسی علیه حکمرانان بغداد. (کسب استقلال).
در مرحله نخست به برقراری آیینهای یاد کردی (یادبود) پرداختند که همراه با مرثیه خوانی، زدن بر سر و صورت، به راه انداختن دستههای سوگواری در خیابانها، امامزادهها و محلات و بر افراشتن خیمهها و گریستن در مجالس سوگواری بود.
در مرحله دوم بخصوص در زمان معزالدوله خاندان بویه به نصب اعلامیههایی بر سردر مساجد بغداد پرداختند که متضمن شعارهایی علیه معاویةابن ابوسفیان و ستمگران بود. بدینسان مخالفت سیاسی خود را با خلافت موجود رسماً اعلام و آغاز کردند.
به سخن دیگر هدف دوم برگزاری مراسم عزاداری انقلاب سیاسی علیه خلافت و سرنگونی او بود.[۲] سوگواری برای امام حسین در عصر آل بویه سبب شد تا فاطمیان شیعه در مصر به آن تاسی جویند. به این دلیل شیعیان مصری دوره عاشورا را ایام ماتم و اندوه به حساب میآوردند و به اجرای آیینهای سوگواری و نوحه خوانی پرداختند.
بررسیهای تاریخی نشان داده است که از زمان دیلمیان تحت تأثیر هدفهای ذکر شده آیینهای سوگواری همراه با سیاه پوشیدن، بستن بازار، بر افراشتن خیمه و آتش زدن آنها و نقل و نمایش مصائب حسین (ع) و خاندانش در ایران معمول گردیده و طی چند قرن و با توجه به شرایط تاریخی مرحله به مرحله سیر تدریجی تکامل خود را طی کرد، تا بدل به آیینهای نمایشی دسته گردانی و تعزیه یا شبیه خوانی شده است.
با توجه به نحوه پیدایی، تکامل و اوج تعزیه میتوان گفت که
«... در ابتدای پیدایی این درام، قسمتی از دسته گردانی بدین طریق بود که دسته در سر چهار راه یا میدان توقف میکرد و گوشهای را نمایش میداد این طریق نمایش مدت زیادی طول نکشید و با تکامل و ازدیاد گوشهها شبیه خوانی از دسته گردانی جدا و تقریباً مستقل شده و از این زمان به بعد در میادین، حیاط مساجد، کاروانسراها، منازل اعیان و رجال و تکایای ثابت و مخصوص این نمایش در حالیکه روضه خوانی و دسته گردانی را به دنبال میکشید به زندگی و رشد خود ادامه داد...».[۳]
در این زمینه کنت گوبینو مینویسد:
«تعزیه در واقع دنباله و شاخههای برومند تعزیههایی است که ایرانیان در ایام عزاداری و سوگواری مذهبی سرودهاند ولی به مرور ایام کمکم از نوحه سرایی جدایی گرفت و وارد مراحل استقلال گردیده و شکی نیست که طولی، نخواهد کشید که کاملاً استقلال خواهد یافت. تعزیه، ابتدا عبارت بود از اینکه یک تن از شهدای قدسی مرتبت ظاهر میگردید و به زبان مرثیه خوانی مصائبی را که بر او وارد شده بود برای شیعیان علی (ع) حکایت میکرد و کم کم عده این مرثیه خوانان فزونی گرفتند که با هم به مصیبت خوانی میپرداختند ولی هنوز به جایی نرسیده بود که به صورت یک مجلس و پروژه تام و تمام در آمد...».[۴]
گوبینو تعزیه را حتی از تراژدی یونانی عالیتر معرفی نموده است.
بعد از تسلط خاندان آل بویه بر بغداد گام بلندی برای تقویت تعزیه برداشته شد و مراسم تعزیه و سوگواری در دهه اول محرم و بیستم صفر (اربعین حسینی) به صورت یکی از مهمترین آیینهای دائمی درآمد. حمایتهای برخی از خلفای بنی عباس و علمای مذهب تشیع نیز از جمله عوامل رونق و تکامل این آیین بوده است.
در زمان حکومت مغولان چه به سبب فقدان سختگیریهای مذهبی از جانب حکومت و چه به سبب کم رونق شدن مساجد، افراد محلههای مختلف به ساختن تکیههایی در محلات مختلف پرداختند که محل خاص برگزاری آیینهای سوگواری دهه اول محرم و سایر روزهای سوگواری بود.
مادام کارلا سرنا مینویسد:
«تاریخ برگزاری مراسم نمایشهای مذهبی در حدود یک قرن و نیم قبل از دوران به سلطنت رسیدن سلسله صفوی که نسبشان از طریق حضرت فاطمه به پیامبر میرسد آغاز میگردد، پادشاهان این سلسله برای کسب افتخار بیشتر به خود عنوان «کلب آستان علی» داده بودند. از این تاریخ به بعد «تعزیه»ها رفته رفته گسترش بیشتری یافتند. در آغاز تنها به خواندن نوحه و دعا و ذکر مصیبت امامان اکتفا میکردند ولی کم کم نمایش شهیدان باب شد و با افزودن صحنههای ابتکاری در همه جا رایج گردید.»[۵]
به نظر وی با آنکه برخی از روحانیون موافق نبودند که افراد عادی در نقش اعضای خاندان معصومین نقش بازی کنند؛ ولی استقبال مردم از تعزیه یا نمایشهای آیین مذهبی، فوق العاده بوده است. او مینویسد:
به صحنه آوردن نمایشهای حزن آور در ایران سابقه طولانی دارد. نهایت آنکه این نمایشها نوعی اثر ادبی است که صرفاً جنبه مذهبی دارد و نمایشهای قرون وسطی را به خاطر میآورد. همچنین شبیه نمایشهایی است که در همین ایام (زمان نوشتن سفرنامه) در برخی از ایالات جنوبی فرانسه و نزدیک ناپل، به خصوص در پروت (در باویر)، بر صحنه میآورند و مردم کشورهای مختلف اروپا برای تماشای آن هجوم میبرند.[۶]
در نخستین سالهای قرن شانزدهم میلادی زمانی که صفویان حکومت ایران را به دست گرفتند مذهب تشیع مذهب رسمی ایرانیان شد و از آن برای یک پارچه کردن کشور به خصوص در برابر عثمانیها و ازبکها، که هر دو پیرو مذهب تسنن بودند، استفاده کردند. آنها از مراسم محرم حمایت کردند؛ به نحوی که برگزاری آیینهای سوگواری به عنوان عملی اعتقادی و میهن پرستانه محسوب گردید. دوره صفویه و ادوار بعد از آن، عصر گسترش ارتباطات اقتصادی و سیاسی ایران با کشورهای اروپایی است. دکتر محمد جعفر محجوب مینویسد:
«به نظر میرسد که سنت صحنه پردازی و باز آفرینی وقایع کربلا طی دورهای که مورد نظر است (سدههای ۱۷ و ۱۸ میلادی) در سالهای قبل از انقلاب کبیر فرانسه از اروپا به ایران آمده. از قرار معلوم مردم شمال ایران که معتقدانی کم تعصب بودند این نمایشها را در اماکن گمنام و نامعلوم اجرا میکردند که نتایج کار بسیار عالی بود. مردم با اشتیاق آنها را پذیرا شدند و مؤمنان اشک بسیار میریختند. رفته رفته این نمایشها از صحنههای بسیار ساده به صحنههای بزرگتر، پیچیدهتر و مجللتر رفت. با اینهمه تعزیه به رونقی که سزاوارش بود نرسیده بود.
تعزیه و آیینهای سوگواری هنگامی رونق مییافت که توجه حکومت را جلب میکرد در آنصورت تسهیلات بیشتری برای نمایش آن فراهم میآورد.
آنچه تودهها را به پذیرش مشتاقانه همه این موضوعات بر میانگیخت یعنی عاملی که واقعاً بیش از هر عامل دیگر در انتشار تعزیه و پذیرش آن از سوی مردم بزرگترین تأثیر را داشت، اعتماد، عشق غیرتمندانه، و ارادت پایدار عوام به امامان و اعضای خاندان پیامبر بالاخص شهیدان کربلا بود در حقیقت، مردم منتظر اخگری بودند که باروت احساسات و عواطف آنها را منفجر سازد».[۷]
صفویان نخستین کسانی بودند که به دست اندرکاران امکان دادند تا هنر شبیهسازی را وسعت بخشند و آن را گسترش دهند (علیرغم مخالفت برخی از روحانیون). آنها شاعران مدیحه سرا را از دربار خود راندند و ارزشهای مذهبی شیعه را که زمینههای آن از قرون پیشین اکمابیش فراهم شده بود؛ مورد توجه شاعران و راویان و واعظان قراردادند. به این سبب زمینه برای رشد و تکامل سنتهایی مثل نقالی، روضه خوانی، فضائل خوانی، مناقب خوانی و موسیقی فراهم گردید که فرآیند آن پیدایی همایشهای مذهبی «شبیه خوانی» یا «تعزیه خوانی» بود و موضوع اصلی آنها شرح، نقل و نمایش واقعه کربلا بود. داستانهای مربوط به واقعه کربلا عمدتاً از کتاب روضة الشهدا اقتباس میشد که از اوایل قرن شانزدهم در بین شیعیان رواج یافته بود. در دوره صفویه، مراسم سوگواری به سبب پشتوانه دولتی که داشت جنبه رسمی و تشریفاتی به خود گرفت و دستههای سینهزنی و روضه خوانی در کوی و برزن به راه میافتادند و با خود ابزارها و علامتهابی مانند کتل، علم، طبل و نعش حمل میکردند.[۸] پیدایی این مراسم ریشه در زمینههای منطقی و تاریخی دارد که متضمن ظهور تعزیه سیار یا نمایش مذهبی متحرک با لوازم و ابزارهای مخصوص به خود است. شاردن که در زمان صفویه از ایران دیدن کرده نمونهای از این دستههای نمایشی را به شرح زیر ذکر کرده است.
«در جلوی هر دسته بیست علم، بیرق، هلالی، پنجههای فلزی مزین به نقوش رمزی کنده کاری شده از محمد (ص) و علی (ع)، سوار بر دستههای نیزهای مانند، حرکت میکردند. این وسایل برای مسلمانان نمادهای مقدسی بود از غزوات صدر اسلام، همان گونه که سربازان رومی در جنگها شبیه ساخته شده عقابها را با خودحمل میکردند، حتی امروز نیز آنها این علمها را حمل میکنند گرچه به هیچوجه اعتقاد روزگاران گذشته را نسبت به آنها ندارند. علمها هنگامی که به همراه دستهها بیرون آورده میشوند از پارچههای سبز کمرنگ پوشیده گشتهاند چنانکه شاید این امر را تداعی کنند که در حال حاضر بیم جنگ و درگیری در میان نیست. پس از اینها چند اسب تربیت شده زیبا مجهز به جوشن و سلاحهای بسیار گرانقیمت حرکت میکنند. که انواع سلاحهای سرد و گرم نیز از زین و جوشن آنها آویزاناند. این سلاحها که از فولاد ساخته شدهاند به همراه دیگر اسباب و لوازم، طلا کاری شده و با سنگهای قیمتی زینت یافتهاند. متعاقب آنها نوازندگان و بدنبال آنها مردانی هستند که سنگ پرتاب میکنند و چهره بعضی از آنها را سیاه و بعضی دیگر را خونآلود کردهاند سپس افرادی حرکت میکنند که سرتاپایشان خونآلود است و چنین مینماید که به ضرب تیر و نیزههای، بسیار مجروح گشتهاند و بعد از آنها ارابهها و اسباب و لوازمی که گویی برای تشییع جنازه مهیا شدهاند، میآیند. کجاوهها پشت سر آنها صف کشیدهاند. این کجاوهها با چادرهای سبز کمرنگ پوشیده گشتهاند و با تکه پارچههای زربفت، که هزاران زیور طلا بنا به ذوق و سلیقه کسانی که آنها را تدارک میدیدند از آنها آویزان است، زینت یافتهاند. سپس تابوتها حمل میشوند، تابوتها را نیز از مخمل زرنگار رنگارنگ یا سیاه به همراه عمامههایی که بر بالای تابوتها گذاشتهاند و سلاحهای مختلفی که به اطراف یا بالایشان متصلاند پوشاندهاند و آنها که این اقلام را حمل میکنند (آنهم با نوعی ادا و اطوار) راحت و سریع از میان دستهها و جمعی که دورشان را گرفتهاند حرکت میکنند. در پی آنها تخت بزرگی که نمایشگر تابوت امام حسین (ع) است و هشت مرد آن را بر دوش میکشند از راه میرسد. بعضی از این تابوتها شبیه تختهای روان سرپوشیده و مجللی هستند که روی دو تا از آنها دو بچه به نشانه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نشستهاند... . در میان دیگر چیزها عکسهایی از مقابر متبرکه به چشم میخورد و مردمی را نیز میبینیم که ملبس به جامه خونین غرق در تیر و سروصورتش آغشته به رگههای خون هستند که تداعیگر سرنوشت امام و شهیدان کربلا است... .»[۹]
بعد از دوره صفویه، حکومت نادرشاه افشار رسید و تعزیه و آیینهای نمایشی سوگواری از رونق افتادند زیرا نادرشاه ضمن اینکه پیرو مذهب تسنن بود، به توسعه روابط با حکومت عثمانی علاقهمند بوده است. از این روی سیاست وی در زمینه جلوگیری از اجرای مراسم سوگواری و تعزیه (شبیه خوانی) امام حسین (ع) و خاندانش موفق بوده است.
نصرالله فلسفی به نقل از یک نسخه خطی منتشر نشده آغاز اجرای مراسم نمایش مذهبی را به دوره زندیه مربوط میداند به عقیده وی یک سفیر فرنگی گزارشی درباره نمایشهای مذهبی مسیحیان به کریم خان میدهد، این گزارش مورد توجه وی قرار میگیرد و به اقتباس از این نمایشها مشتاق میشود و میخواهد تا بر اساس آنها صحنههایی برای نمایش واقعه کربلا «شبیهسازی» ساخته شود؛ بدین ترتیب مجالس تعزیه یا نمایشهای، مذهبی رونق مییابند.
روابط بین ایران و روسیه در زمان سلطنت فتحعلیشاه موجب آشنایی سران حکومت ایران با نمایشهای روسیه میشود. آنها پس از بازگشت به ایران بر تنظیم نمایشهای مذهبی و تعزیه تأکید کردند.
مرحوم سید محمد محیط طباطبایی نوشته است:
«... هنوز مدرک معتبری به دست نیاوردهایم که در آن نشانی از وجود تعزیه خوانی پیش از روزگار قاجاریه دیده شود... در تذکره ملک المریخ که به روزگار فتحعلیشاه تدوین شده در ذیل احوال یکی از شعرای، مازندران او را تعزیهگو میخواندهاند. این اولین جایی است که ذکری از آن روزگار دیدم...».[۱۰]
مسافرتها و مشاهدتهای ناصرالدین شاه قاجار در سفرهای اروپا و آشنایی و تماشای تئاترهای اروپایی در پیشرفت کار تعزیه و شبیه خوانی تأثیر داشته است. هنگامی که وی برای نخستین بار به اروپا رفت و تئاترهای اروپایی را دید پس از بازگشت به ایران (۱۲۹۰ ه .ق.) دستور احداث تکیه دولت را صادر کرد که بزرگترین شبیه خوانیها با حضور میهمانان داخلی و خارجی در آن بر پا میگردید. عبدالله مستوفی در کتاب زندگانی من (ج ۱) آورده است!
«ناصرالدین شاه که از همه چیز وسیله تفریح میتراشید در این کار هم سعی فراوان به خرج داد و شبیه خوانی را وسیله اظهار تجمل و نمایش شکوه و جلال سلطنتش کرد و آن را به مقام بزرگی رساند. شاهزادهها و رجال هم به شاه تأسی میکردند و آنها هم تعزیه خوانی راه میانداختند. کمکم تکیههای سر محل هم که سابقاً تعزیه عامیانه میخواندند از حیث نسخه و تجمل به بزرگان تأسی جستند و هر یک به فراخور توانایی اهل محل بیش و کم تجمل و شکوه را در این عزاداری وارد کردند. در دهه اول محرم روی هم رفته دویست الی سیصد از این مجالس تعزیه در خانههای اعیان و تکیههای محلی در شهر تهران دایر بود. همین که اعیانیت در تعزیه وارد شد نسخههای تعزیه هم اصلاح شد.»[۱۱]
از آنجا که تعزیه نامهها به شعر عامیانه سروده شده بود و غالباً سست، مهمل و مغلوط بود؛ امیر کبیر صدر اعظم ناصرالدین شاه میرزا نصرالله اصفهانی را که از شعرای بنام عصر خویش بود مأمور کرد تا دوازده مجلس تعزیه بسازد به نحوی که خواص و عوام از آن بهرهمند گردند.
توجه پادشاهان قاجار به احیاء و توسعه تعزیه سبب گرایش شعرا به سرودن اشعار و تعزیه نامههای متعددی در این عصر شد به طریقی که برخی از شعرا به منظور جلب توجه پادشاهان فرهنگ و سلیقه آنها را در مجالس شبیه خوانی مورد توجه قرار میدادند. تأثیر منفی این نفوذ موجب شد مجالس تعزیه و سوگواری تحریف شود که امیرکبیر از گسترش بی رویه آن جلوگیری کرد.
پیتر چلکوسکی که تعزیه را به عنوان هنر بومی پیشرو ایران مورد تحلیل و بررسی قرار داده مینویسد:
«... از حیث جنبه هنری در این دوره... فعالیت ادبی در حال افزایش بود و ابتکار بزرگی برای صحنه به کار رفتِ دیالوگها بیشتر بیان دراماتیک داشتند و مونولوگها در حال کم شدن بودند. مؤلفین از وظایف دراماتیک و نیروهای نمایش آگاه شدند. تعزیه فقط در دهه اول محرم اجرا نمیشد بلکه تا اواخر ماه بعدی صفر نیز توسعه یافته بود. نوشتن نمایشنامه برای روز مرگ یا روز تولد هر فرد مقدس یا یک پیغمبر بهانهای برای توسعه دادن نمایش دراماتیک به دیگر ماهها بود و سپس تقاضای مردم برای به صحنه درآوردن تعزیه به عنوان سپاسگزاری بعد از نتیجه خوش یک مسافرت به بهانه برگشتن از زیارت یا قبول شدن نذر؛ دسته بازیگران تعزیه را وادار میکرد که در تمام مدت سال این درام را بازیکنند.»[۱۲]
انقلاب مشروطیت و افزایش تماس با غرب بر جریان تعزیه اثر منفی گذاشت به نحوی که در زمان سلطنت خاندان پهلوی، سوگواری و تعزیه مورد بی مهری قرار گرفت و حتی در زمان رضا شاه از اجرای این قبیل مراسم ممانعت میشد ولی از آنجا که آیینهای مختلف سوگواری امام حسین (ع) و خاندانش در طی بیش از سیزده قرن بتدریج به فرهنگ تبدیل شده بود سختگیریهای حکومتی هرگز مانع از اجرای مراسم سوگواری نشد.
نمایش یک مجلس تعزیه که شخصیتهای مخالف رو در روی یکدیگر به گفتگو مشغولاند.
اجرای نمایشهای مذهبی (تعزیه) پس از انقلاب اسلامی، که در سال ۱۳۵۷ ه.ش. به وقوع پیوست، مورد عنایت خاص مردم و کارگزاران حکومتی قرار گرفته است به نحوی که هر سال در ایام محرم گروههای مختلف در پارکها و میادین مختلف و حسینیهها به اجرای، نمایش تعزیه میپردازند. سازمانهایی مانند سازمان تبلیغات اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و... بر نحوه اجرای این قبیل مراسم نظارت داشته راهنماییها و امکانات لازم را در اختیار مجریان تعزیه گردانان و هیأتهای سوگواری قرار میدهد.
بررسی تاریخی پیدایی تعزیه نشان میدهد بر عکس آنچه که بعضی تصور میکنند تعزیه یک پدیده ساده فرهنگی نیست که در مقطع تاریخی خاص به وجود آمده باشد بلکه تدریجاً و پس از طی سدههای مختلف تحت تأثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، هنری و فلسفی جامعه پدید آمده به نحوی که بتواند بخشی از نیازهای روانی رفتاری مردم را برآورده سازد.
کارکرد تعزیه در ادوار مختلف وقتی تکامل یافته است که به صورت یک هنر منسجم با ابزارها و شرایط خاص خود در آمده باشد؛ زیرا هنر در حالات و شرایط گوناگون سیاسی و اجتماعی حتی در عصر اختناق هم میتواند پیام خود را به گوش مردم و دولتمردان برساند. تعزیه به عنوان یک پدیده دینی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ابتدا بین عوام، اعم از روستائیان و شهرنشینان ریشه گرفته و بتدریج به سطوح بالای جامعه رسوخ کرده و سرانجام نظر نخبگان جامعه را به خود جلب کرده است.
ظهور و پیدایی تعزیه در همه نقاط کشور یکسان نبوده است ولی امروزه در اکثر مناطق روستایی و شهری اعم از شهرهای بزرگ و کوچک چه به صورت سنتی و چه بر اساس شیوههای مدرن اجرا میشود و خوشبختانه شکل مذهبی خود را با کارکردهای مربوطه حفظ کرده است.
در شهرهای بزرگ مثل تهران تعزیه جنبههای نیمه تئاتری و ساده خود را از دست داده و به صورت یک نمایش جدی درآمده است در این نمایشها از ابزارها و وسایل مدرنی استفاده میشود که در اجرای نمایشها کاربرد دارند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ۱. ر.ک. بخش دوم، فصل اول همین کتاب.
- ↑ بُکتاش، مایل. تعزیه: هنر بومی ایران. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۱۴۰-۱۳۸.
- ↑ همایونی، صادق. تعزیه در ایران. شیراز: انتشارات نوید، ۱۳۶۸، ص ۱۲۰ به نقل از عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من.
- ↑ همایونی، صادق. تعزیه در ایران. شیراز: انتشارات نوید، ۱۳۶۸، ص ۲۰۳.
- ↑ سرنا، کارلا. آدمها و آئینها در ایران (ع. اصغر سعیدی، مترجم). تهران: زوار، ۱۳۶۲، ص ۱۷۳.
- ↑ سرنا، کارلا. آدمها و آئینها در ایران (ع. اصغر سعیدی، مترجم). تهران: زوار، ۱۳۶۲، ص ۸۸
- ↑ محجوب، محمد جعفر. تعزیه: هنر بومی پیشرو ایران. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷.
- ↑ بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: چاپخانهٔ کاویان، ۱۳۴۴، ص ۱۲۶.
- ↑ محجوب، محمد جعفر. تأثیر تئاتر اروپایی و نفوذ روشهای نمایشی آن در تعزیه. برگرفتهاند از محمد رضوانی به نقل از سیاختامه ژان شاردن. [چلکوفسکی، همانکتاب، ص ۱۸۹ تا ۱۹۰]
- ↑ فصل نامه هنر، ش ۳، زمستان ۱۳۶۱ و بهار ۱۳۶۲، ص ۱۵۹.
- ↑ مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من . تهران: کتابفروشی زوار، 1362، ج ۱، چ ۲، ص ۲۸۸.
- ↑ چلکوفسکی، پیتر. تعزیه: هنر بومی پیشرو ایران (د. حاتمی، مترجم). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۱۱.
منبع اصلی
فربد، محمد صادق (1385). کتاب ایران: سوگواری های مذهبی در ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
محمد صادق فربد