پرش به محتوا

معماری و شهر سازی پارت ها یا اشکانیان

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۱۶ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «از آثار هنری اشکانیان، به‌رغم تحرک و جنب‌وجوش بسیار زیاد تجاری و سیاسی آنان، نسبت به طول دوران حکومت پانصد ساله ایشان، چیز چندان زیادی برجا نمانده است. شاید علت اصلی همان دشمنی و یا بدبینی ساسانیان نسبت به آن‌ها باشد که کوشیده‌اند آثار اش...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

از آثار هنری اشکانیان، به‌رغم تحرک و جنب‌وجوش بسیار زیاد تجاری و سیاسی آنان، نسبت به طول دوران حکومت پانصد ساله ایشان، چیز چندان زیادی برجا نمانده است. شاید علت اصلی همان دشمنی و یا بدبینی ساسانیان نسبت به آن‌ها باشد که کوشیده‌اند آثار اشکانیان را به سبب حفظ وحدت ملی از میان ببرند، و شاید نیز خصلت ایرانی که توجه نکردن به گذشتگان و آثار کهن است، سبب این امر باشد. در هر حال، از معماری چند بنای نیمه ویرانه بیشتر بر جا نمانده است،که در آغاز پیوندهای هلنی دارد و سپس معماری ناب پارتی -خراسانی، می‌گردد. لیکن تنها در دوران ساسانیان است که اعتبار و نفوذ هنر یونانی کاملاً و یکباره از میان می‌رود و می‌توان از هنری صددرصد ایرانی سخن گفت.

یکی از آثاری‌ که حفاران‌ کشف‌ کردند، بقایای شهر آشور است که بر محل ویرانه‌های آشور در عراق کنونی به دست اشکانیان و در سده‌ی اول مسیحی بنا شده بود. در محل این شهر در هترا، که حدود پنجاه کیلومتر از شهر آشور دور است، بقایای ساختمان‌های آشوری با تفاوت‌هایی که تغییر سبک و شیوه‌ی معماری را نشان می‌دهد، وجود دارد. شهر آشور در دوران اشکانیان دو بار ساخته و ویران شد. بار اول به دست تراژان رومی ویران گردید ولی دوباره ساختند و در لشکرکشی «سِتیم سِوِر» به میان‌دورود دوباره ویران شد و دیگر بازسازی نشد. از مقایسه‌ی ویرانه‌های برجا مانده این نتیجه به دست می‌آید که کاخ‌های هترا پس از لشکرکشی تراژان ایجاد شده‌اند و بنابراین، معاصر با مرحله‌ی دوم بنای اَشور می‌باشند. با این حال ساختمان اشکانی در این دو شهر با هم متفاوت هستند.

کهن‌ترین ساختمان‌های آشور از آجر و خشت خام ساخته شده‌اند. به کار بردن آجر از هزاره‌ی، چهارم پیش از مسیح آغازیده شد و از هزاره‌ی سوم در میان‌دورود مورد استفاده قرار گرفت و تداوم آن در ایران، برای ساختن خانه‌ها و کاخ‌های هخامنشی و سپس اشکانی و ساسانی و تا دوران اسلامی، دیده می‌شود. بخشی از کاخ‌های هخامنشی نیز از آجر و خشت خام بوده‌اند. امروزه هم متداول‌ترین مصالح ساختمانی آجر و خشت است. وسیع‌ترین تالارهای کاخ اصلی آشور با سقف آجری پوشیده و بامش بهِ صورت صفه ساخته شده بود. اما یکی از آن‌ها در جهت طولی، با دو کمان که به پایه‌های راست گوشه متکی بود، با کلاف‌های عرضی به سه بخش تقسیم شده بود. این‌گونه ساختمان، ساده و در عین‌حال منطقی، در بسیاری از کشورها ساخته شده بود بدون اینکه کسی در پی یافتن اصل و منشاء یا دلیل آن باشد. برخی از ساختمان‌ها دارای قوس‌های عرضی حامل تاق‌هایی هستند که در آشور می‌بینیم، یا در تیسفون، در تاق کسری، یا در بغداد، در «خان ارثما»، یا در دیگر نقاط ایران، مانند ابرقو در استان یزد کنونی، و در تربت‌جام و غیره، و در خارج از ایران نیز دیده شده است: در فرانسه در کلیسای «سن فیلیبر» دو تورنوس(Saint Philibort de Tournus)، در فارژ، در دیر «فونتنی»(Fontenay) و غیره. در نوعی دیگر، قوس‌ها حامل سقف‌هایی با تیرهایی چوبی و بام مسطحند که در سوریه، ماوراء اردن و در ایران، در ایوان کرخه، دیده شده‌اند.

در هترا، این قوس‌ها با سنگ تراشیده شده‌اند و درزهای شعاعی دارند. در آشور نیز هرکجا که سقف‌های استوانه‌ای وجود داشته این سنگ‌های سه‌بر به کار رفته‌اند، مانند سقف راهروهای کاخ. این اسلوب کهن در خاور و هرجا که برای سقف چوب به دست نمی‌آمده و یا کم بوده است معمول بود؛ مانند انبارهای رامسس در مصر یا در مقابر بابل و یا مجاری قنات در ایران، که هنوز هم همین شیوه ادامه دارد. (شکل ۷۶ و ۷۷)

معماری اشکانیان تنوع زیادی نداشت و از نظر ساختمانی بسیار معمولی و متفاوت بود. گویا آنان فقط به یک نوع سقف تاقی استوانه‌ای آشنا بوده‌اند و سپس برای شکوه بخشیدن به این‌گونه ساختمان‌ها ایوان را اختراع کردند و یا از پیشینیان خود اقتباس‌ کردند. پیشینه‌ی ایوان و تاریخ اختراع آن معلوم نیست؛ لیکن آن‌چه که مسلم است ایوان یک عنصر معماری ایرانی و از خاور ایران است که بعدها همه‌جا گیر شده و در عصر اسلامی به دیگر کشورهای اسلامی نیز گذشته است. این تاق‌های بلند و پهن، که ما در جبهه‌ی ساختمان‌ها می‌بینیم، برای ساسانیان بارگاه، و در دوره‌ی اسلامی زیور نمای ساختمان‌های مدارس و مساجد و کاروانسراها و حتی کاخ‌های ایران بود. این ایوان‌های بلند تزیینیِ زمان اشکانیان در خاور و باختر ساخته نشد؛ زیرا کهن‌ترین آن را ما در کاخ اردشیر در فیروزآباد می‌بینیم؛ یعنی حداقل دو قرن پس ازکاخ آشور، آن هم به احتمال اینکه معماری‌ کاخ فیروزآباد اشکانی باشد.

پیکر اصلی کاخ هترا، ابتدا دو ایوان بزرگ بود که با تاق‌های‌ کوچک در هر دو طرف و دو طبقه تقسیم شده بودند و سپس دو ایوان بزرگ دیگر هم به آن افزوده شد، به صورتی که وضع ساختمان به شکل نمای طویلی مرکب از چهار ایوان درآمد. در پشت یکی از ایوان‌های نخستین و چسبیده به آن تالار چهارگوشی با سقف استوانه‌ای ساخته شد. این نخستین تجربه‌ی ترکیب ساختمان رواج یافت و اهمیت درخور توجهی به دست آورد و به شکل تالار چهارگوشی در آمد که بر فراز آن‌ گنبدی افراشته شد و ایوانی بلند و ژرف در جلو آن به مثابه‌ی ورودی ساختمان برپا گردید. ساختمان‌های دیگری، چون کاخ‌های کوچک و خانه‌های شخصی، نیز در هترا یافت شده‌اند که اهمیت‌ کمتری دارند. یکی از آن‌ها از ایوانی پهناور در پیشانی ساختمان و اتاق‌هایی در سه جانب آن ترکیب شده است. در یک ساختمان دیگر اتاق‌ها در دو طرف ایوان ساخته شده‌اند. یک ساختمان دیگر نیز سه ایوان دارد که پهلوی یکدیگر قرار گرفته و اتاق‌ها در پشت آن‌ها واقع است. بنای چهارم مرکب از سه ایوان مترادف است که در پیشاپیش آن‌ها رواق ستون‌داری بنا شده است. ساختمانی دیگر شامل ایوانی است که اتاق‌هایی در یک طرف آن ساخته شده و در جلو آن تالار ستون‌داری با شیوه‌ی یونانی قرار دارد. (شکل ۷۸ و ۷۹)

کاخ اشکانی آشور نمونه‌ای از ترکیب ایوان‌هایی است که به نام رواق شبستان‌های مربعی شکل، در دوران اسلامی بسیار درخشیده و مورد توجه قرارگرفته‌اند: چهار ایوان در اطراف حیاط چهار گوش، که شکل عمومی مساجد و مدارس علوم دینی و کاروانسراهای ایران است. بدون تردید این سبک ساختمان، اگرچه در آشور اشکانی دیده شده است، ولیکن در اصل از خاور ایران برخاسته است.کاخ‌های غزنوی و بعد سلجوقی بر این شیوه ساخته شده‌اند. از دوران عظمت سلجوقیان است که این سبک از مرزهای ایران فراگذشته و به مصر و سایر جاها رفته است.

بنابراین، ایوان در دوران اشکانیان از خراسان به میان‌دورود رفته است و پس از آن، به‌ویژه در دوران اسلامی، ایوان‌های ورودی شبستان‌ها و بقاع متبرکه و کاخ‌ها (مثلاً فیروزآباد) و مدارس بزرگ نظامیه،که سبک مشخص و متمایز آن است، نقش مهمی در معماری ایرانی دارد. دیوارهای کاخ هترا از بیرون با سنگ نماسازی شده، و یا استادانه اندود شده‌اند و با ستون‌هایی چهار پهلو و نیم ستون‌هایی از همین‌گونه، که بالای آن نقوش نباتات و اشکال دیگر دارد، تزیین‌گشته‌اند. از تزیینات داخلی آن هیچ‌گونه آگاهی در دست نیست.

لیکن فیلاسترات(Philastrate)، نویسنده‌ی معاصر هترا می‌نویسد:

«...تالاری است با سقف مرصع به سنگ‌های لاجورد درخشان به رنگ آسمان که در زمینه‌ی آبی سنگ‌ها با طلا شکل‌هایی که مانند ستاره‌های آسمان می‌درخشد نقش شده است. در آنجا شاه به هنگام دادگری جلوس می‌کرده است.»

و درباره‌ی تالار دیگری می‌نویسد:

«...خورشید و ماه و ستارگان و تصویر شاه در آسمانی از بلور می‌درخشد.»

این نشان‌دهنده‌ی آن است که کاخ‌های اشکانی کاملاً شرقی و ایرانی بوده‌اند هرچند که نمای آن تأثیر یونانی داشته باشد[4]. ساختمان‌های مذهبی در دوره‌ی اشکانی یا کاملاً ایرانی بوده‌اند، مانند «بدر نشانده»، «شیز» و «میدان نفت» و یا تقلیدی از بناهای یونانی، مانند «خورهه» و کنگاور و نیز «نهاوند»، و البته امکان ساختمان‌های مذهبی ترکیبی از این دو شیوه نیز وجود دارد، لیکن هنوز اثری از چنین بناهایی به دست نیامده است. مقایسه‌ای میان نقشه و گستره‌ی ساختمان‌های مذهبی اشکانی و هخامنشی روشن‌گر این است که اساس بناهای اشکانی همان بناهای هخامنشی است که دگرگونی‌هایی در آن رخ نموده و از نظر استفاده از مصالح ساختمانی هم راه ساده‌تری پیش گرفته است (شکل ۸۰ - ۸۴). آیا این دگرگونی‌ها گونه‌ای انحطاط در هنر اشکانیان است یا تحولی که اشکانیان، به عمد، ایجاد کرده‌اند؟ مسلم است که حجاری ایرانی در دوره‌ی اشکانیان تنزل‌ کرده و مهارت و استادی خود را از دست داده است. لیکن این انحطاط دلیلی بر ناپدید شدن روح هنری ایرانی نیست. هنر هخامنشی نمودار قدرت مطلقه‌ی شاهی بوده است و چنین معماری‌ای، به مقتضیات زمان، ممکن است تغییرات ظاهری پیدا کند، لیکن تقلید امکان ندارد، در روحیه‌ی ایرانی تأثیر چندانی گذاشته باشد. چنان‌که می‌بینیم وجه مشترکی میان هنر ایرانی و یونانی هرگز به وجود نیامده و وجود هم نداشته است انحطاط آثار اشکانی، که به تقلید از یونان ساخته شده بود، به‌سرعت به یک هنر کاملاً ایرانی فرادیس گشته است.

از معماری اشکانی باید ساختمان چند معبد آتش‌پرستی را نام برد که چندتای آن در باختر و جنوب باختری ایران شناسایی شده است. نخست «بدر نشانده» که در اراضی نفت‌خیز جنوب باختری در شمال و چند کیلومتری آتشکده‌ی مسجد سلیمان واقع شده است و در ترکیب و ساختمان به آن شباهت دارد. تاریخ این بنا به دوره اشکانی نزدیک است ساختمان این دو بنا کمی با هم متفاوت است ولی از هردوی آنها یک استفاده می‌شده است. بنای مسجدسلیمان در پای صفه‌هایی است که بر آن مسلط است و علت اصلی آن وجود گازهای طبیعی است که از زمین بیرون می‌شده است. بدر نشانده، برعکس مسجدسلیمان، بر نقطه‌ی مرتفعی بنا شده است و مرکب از چندین صفه و سکوی مختلف‌السطح است. صفه‌ی بالاتر ۱۰۰ متر درازا و هفتاد متر پهنا دارد که با دیوارهای محکم پشت بنددار محصور شده است. ساختمان هردوی این بناها یکسان و از تکه سنگ‌های بزرگ نامنظم و تراشیده با ابعاد مختلف درست شده، که بدون ملاط روی هم چیده شده‌اند. روی این صفه هم، مانند صفه‌ی مسجدسلیمان، یک سکوی چهارگوش هست که درازای هریک از ابعادش ۲۰ متر می‌باشد. در مسجدسلیمان اثر ساختمانی که روی سکو بوده و بعداً هموار شده است دیده می‌شود. اما در بدر نشانده ویرانه‌ی یک ساختمان چهارگوش کوچک که با سنگ سفید ساخته شده برجا مانده است. دو پلکان بزرگ، که یکی از آن‌ها در سمت باختر واقع شده، ۱۷ و ۱۲ متر درازا دارند و به طرف سکوی بالایی می‌روند. هیچ‌کدام از این دو پلکان روی محور صفه واقع نشده‌اند. بنای ساختمان بدر نشانده احتمالاً زمان مهرداد اول اشکانی (۷۶۱ - ۷۹۱ پ.ه) می‌باشد. زمان استفاده از بدر نشانده همان دوران اشکانیان بوده است؛ در حالی که مسجد سلیمان در زمان ساسانیان نیز مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

به‌تازگی مقام مرتفع دیگری در شمال خاوری مسجدسلیمان و در ۴۰ کیلومتری آن شناخته شده است. این ساختمان بر فراز تپه‌ای قرار دارد و کوه بیلاوه بر آن مسلط است و خود این ساختمان بر تنگه‌ای مسلط است که به گورستان زیرزمینی «شامی» راه دارد. این ساختمان مرکب از یک صفه‌ی مستطیل است که پلکان پهنی به آن راه می‌یابد و روی آن سکوی چهارگوشی، است که شباهت کاملی به ساختمان بدر نشانده دارد. ساختمان دیگری که درخور توجه است ساختمان تخت سلیمان در آذربایجان است. این ساختمان و مسجدسلیمان هر دو در محلی اسرارآمیز ساخته شده‌اند. تخت سلیمان در آذربایجان، آتشکده‌ای است که در متن‌های پهلوی آتشکده‌ی گنجک نامیده شده است و جغرافی‌دانان آغاز دوران اسلامی آن را «شیر» نامیده‌اند. گفته می‌شود این آتشکده در دوران اشکانی در نزدیکی دریاچه‌ی سحرآمیزی ساخته شده که کسی نمی‌توانسته است ژرفای آن را اندازه‌گیری کند. یاقوت معتقد بوده است که آب با ۷ نهر پیوسته از آن بیرون آمده و ۷ آسیاب را می‌چرخانده است. در آن‌جا آتش معروف آذرگشسب نگهداری می‌شده است. در دوره‌ی ساسانیان این آتشکده اهمیت زیادی پیداکرد. مهلهل در کتاب خود، که در سنه‌ی ۳۳۱ه نوشته شده است، می‌نویسد که در این آتشکده ۷۰۰ سال آتش جاویدان می‌سوخته است. این آتشکده در سال ۷ه، یعنی در ۶۲۸م به دستور هراکلیوس، امپراتور روم خاوری، ویران‌گردید.

مسجدسلیمان در محلی ساخته شده بود که گاز طبیعی از زمین بیرون می‌آمده است. در زمان اشکانیان صفه‌ای به پهنای ۱۲۰ و درازای ۱۵۰ متر در آن‌جا ساخته شد که از یک طرف به کوه متکی بوده و در جهت برابر آن پلکان پهنی به ارتفاع ۴ تا ۵ متر داشت. در طرف دیگر این صفه سکوی بلند چهارگوشی است به ضلع ۳۰ متر که محل ساختمان چهارگوشی مانند بدر نشانده بوده است.