پرش به محتوا

نوروز در میان قبطیان مصر

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۱۴ توسط Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

در میان قبطیان مصر (مصریان اصلی که متدین به آئین مسیحند) نیز عیدی به نام نیروز (نوروز) مرسوم است که در اول سال قراردادی برگذار می‌شود و نصارای شام آن را قلنداس می‌نامند. قبطیان در این جشن مراسمی نظیر ایرانیان قدیم دارند مانند برافروختن آتش و ریختن آب. در این مراسم مسلمین نیز شرکت می‌کنند شاید این عید را مصریان قدیم بر اثر تابعیت متمادی از ایرانیان اخذ کرده باشند چون از زمان کمبوجیه دومین شاه هخامنشی (۵۲۲ - ۵۳۹ پ. م.) آن مملکت به تصرف ایران درآمد و همچنان در دست ایرانیان بود تا آنکه حمله اسکندر مقدونی به حاکمیت سلسله هخامنشی خاتمه داد (۳۳۰ پ.م.)[۱][۲].

داستان ارتباط مصر با ایران به همین جا ختم نمی‌شود، چه، حتی در زمان خسروپرویز در اواخر عصر ساسانی هم این کشور بزرگ وقتی دیگر به تصرف ایرانیان درآمد و روابط کهن تازگی پذیرفت. در دوره‌های اسلامی نیز دو کشور بزرگ با فرهنگ ایران و مصر ستونهای عظیم تمدن اسلامی را در شرق و غرب جهان اسلام تشکیل دادند و تعاطی عقاید و اندیشه‌ها در صور مختلف دینی، علمی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و غیره تا مدتها ادامه داشت.

جشن آب‌پاشان

از مراسم مشترکی که در نوروز انجام می‌شد، جشن آب‌پاشان یا آب‌ریزان بود که در بسیاری از بلاد اسلامی انجام می‌پذیرفت. قلقشندی نقل کرده است که نخستین بامداد از نوروز، مردم بر سر چاه‌ها و چشمه‌ها رفته و با آب شست‌وشو می‌کردند و نیز برای ابراز شادمانی و مراسم آن جشن، به یکدیگر آب می‌پاشیدند. «آدام متز» در تحقیق خود به این رسم و گسترش آن در سراسر ممالک اسلامی اشاره کرده است. حتّی در مصر و در زمان خلفای فاطمی رسوم آتش افروختن و آتش‌بازی و آب‌پاشان، در ایام نوروز متداول بوده است. در اوایل سال قبطی و نیز نوروز ایرانی، رسم بود که مردم به همدیگر آب می‌پاشیدند. به سال ۲۸۲ هجری قمری در شرقِ اسلامی این رسم قدغن شد. با این حال بیرونی در حدود سال ۴۰۰ از وجود این رسم سخن می‌گوید و به نوشته «وانگ نیاتی» جهانگرد چینی که در میان سالهای ۹۸۳-۹۸۱ میلادی مشرق را سیاحت کرده، اهالی شهر تورخان ظروفی از نقره یا برنج می‌ساختند و از آب پر می‌کردند و به روی هم می‌پاشیدند وگاه نیز به شوخی آب را با دست می‌پاشیدند و معتقد بودند که حرارت مزاج را پایین می‌آورد و دفع بیماری می‌کند.

اینکه این‌گونه شست و شوها، در فصلی معین، دفع درد و مرض و کثافات می‌کند، نه آنکه ویژه ایرانیان باقی ماند، بلکه به اشکال دینی دیگر در میان سایر امم رواج یافت. در عصر فاطمیان در مصر در قالب و شکلی دینی، در میان مسیحیان نیز رواج داشت: در عید ظهور، جشن عظیمی در مصر برپا می‌شد و آن را «عید الغطاس» می‌نامیدند. زیرا بسیاری از مسیحیان در آن جشن خود را در نیل شست و شو می‌دادند. تا امروز نیز اکلیسای رومی «جشن آب مقدس» را می‌گیرد. از رسوم قدیم در مصر آن بود که عمال حکومت و کارگزاران خلافت، در شب و روز جشن، اجباراً مسیحیان را برای انجام مراسم آزاد می‌گذاشتند. در سحر آن شب مسیحیان به ساحل نیل آمده غسل می‌کردند و ملکانیان بویژه از کلیسای میکائیل در قصرالشمع، به صورت جمعیت انبوهی با صلیب برافراشته و دعاخوانان کنار نیل می‌آمدند. آن خوشی و خرّمی که مردم مصر را از هر مذهب در آن عید بود در دیگر اعیاد و ایّام سال نبود. مسعودی در ذکر حوادث نیمه اول قرن چهارم، در «مروج‌الذهب» شرحی از این مراسم نقل کرده است:

«لیلةالغطاس (دهم کانون عمانی، برابر با بیستم بهمن) در مصر اهمیت خاصی دارد. آن شب را مردم نمی‌خوابند من آن شب به سال ۳۳۰ در مصر بودم در فاصله شهر و جزیره هزار مشعل برافروخته بودند و بسیاری دیگر که مردم افروخته بودند. در آن شب صدها هزار مسیحی و مسلمانان بر کسب نیل می‌آیند. برخی در زورق و برخی در خانه‌های کنار نیل و برخی بر رودها. هیچ‌کس از دیگری ملاحظه و پروا نمی‌کند و هر چه دارند از پوشیدنی و خوردنی و نوشیدنی و جواهر و اسباب و طلا و نقره‌آلات و نوازندگی و شادخواری، آشکار است و آن شب خوش‌ترین و بهترین اوقات در مصر است و در خانه‌ها را نمی‌بندند و اکثراً در آب می‌روند و معتقدند که دفع درد و مرض می‌کند[۳].»'

در اینجا اشاره‌ای نیز به مراسمی که ارامنه در ایران انجام می‌دهند، شایان توجّه است، آن مراسم هم در ارتباط با آب است که روز ششم ژانویه انجام می‌شود، و برابر است با شانزدهم دی‌ماه و آغاز زمستان سال قدیم ایرانی‌که بعدها به آغاز فروردین و اعتدال بهاری منتقل شد. مراسم آبریزگان در آن فصل، به عنوان مراسم وابسته نوروزی انجام می‌شده، اما در روزگار گذشته، که آغاز سال از دی‌ماه در زمستان شروع می‌شد، از مراسم سالیانه نوروز آن هنگام بود. از سوی دیگر تهیّه «مرون» یا روغن مقدس، که در آب می‌ریزند، با مراسم آب زور در دین زرتشتی یکسان است که موبدان پراهری را که تهیه کرده‌اند و آن آب آمیخته و متبرک اوستا خوانده‌ای است که جهت تقدیس آب، به آب چشمه سارها و رودها نثار می‌شود.

ارامنه در روز ششم ژانویه در کلیسا مراسمی انجام می‌دهند در این مراسم مایع مقدس «مرون» را در آب می‌ریزند و صلیب را در آن می‌افکنند و مردم از آن برداشته برای شفای بیماران خود به خانه می‌برند. در اورشلیم مایع مقدس و صلیب را در «رود اردن» می‌اندازند و مردم از رود آب برمی‌دارند. در یونان مایع مقدس و صلیب را به آب دریا می‌افکنند. این مراسم در زاینده‌رود نیز انجام می‌شده است. در نخستین سالی که به زمان شاه عباس اول ارامنه به اصفهان آمدند[۴][1]. با اجازه خلیفه اعظم، این مراسم در سال ۱۰۲۹/۱۶۲۰ م. در زاینده‌رود در حضور شاه عباس انجام شد و هنگامی که صلیب را به آب خروشان افکندند چند جوان شناگر ارمنی فورا در آب پریدند و آن راگرفتند[۵].

در پایان این فصل شرح مختصری را نقل می‌کنیم که تحت عنوان «ارتباط ابوالهول و عید نوروز» در روزنامه اطلاعات مورخ 21 شهریور 1377 آمده است:

«آفتاب در هر سال در روز عید نوروز مستقیماً به چهره مجسمه ابوالهول می‌تابد. دانشمندان مصری به تازگی پی‌برده‌اند که آفتاب هر سال دوبار در ۲۱ مارس و ۲۱ سپتامبر یعنی اعتدال ربیعی واعتدال پائیزی به صورت عمودی به چهره مجسمه ابوالهول می‌تابد که دقیقاً برابر با اوّل فروردین و عید نوروز و همچنین اول ماه پائیز ایرانی است. کشف جدید نشان می‌دهد مصریان قدیم تصادفاً صخره‌ای را برای تراشیدن پیکر ابوالهول انتخاب نکرده‌اند بلکه به طور دقیق و با محاسبات علمی این صخره را با توجه به گردش سالانه زمین به دور خورشید برگزیدند. همچنین این مطلب را ثابت می‌کند که مصریان باستان به نوعی تقویم شمسی قائل بودند که دو نقطه فروردین و پائیز آن مطابق با تقویم باستانی ایران است.»[2].

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1]. این مهاجرت در سال ۱۰۱۳ هجری قمری روی داد.

[2].اضافه کنیم که سابقه حضور اقوام آریائی هیکسس به سده هفدهم پیش از میلاد در معسر می‌رسد و جز آنان نیز هیتی‌ها و میتانی‌ها در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد قرونی بر مصر حاکمیت داشتند.

مآخذ

  1. آلوسی(1961)، بلوغ الارب، ۲ جلد، چاپ بغداد، ص.378.
  2. رضی، هاشم(1371)، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، تهران: انتشارات بهجت، ص.102.
  3. مسعودی (2536)، مروج الذهب و معادن الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد ۱، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص.334.
  4. فلسفی، نصرالله (1353)، زندگانی شاه عباس اول، چاپ پنجم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ج.3، ص. 208.
  5. فلسفی، نصرالله (1353)، زندگانی شاه عباس اول، چاپ پنجم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ج.3، ص. 226-228.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1378)، آداب و رسوم نوروز، تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

رضا شعبانی