پرش به محتوا

گفتگوی تمدن ها

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۴:۵۷ توسط Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

تمدن در لغت به معنای همکاری افراد یک جامعه در امور اجتماعی، اقتصادی، دینی و سیاسی می‌باشد. این مفهوم به معنای خو گرفتن با اخلاق و آداب شهرنشینان نیز آمده است.[۱] اگرچه واژه تمدن از مدینه به معنی شهر ریشه می‌گیرد ولی در اصل شهر معلول تمدن بوده است و نه علت آن لذا مقصود از تمدن مجموعه اعمال و آدابی است که در هر جامعه افراد انسانی از بزرگتران خود فرا می‌گیرند و به نسل جوان تحویل می‌دهند.[۲] گفتگوی تمدن‌ها به معنای ایجاد ارتباط مستقیم تمدن‌ها، تبادل آرمان‌ها، گسترش و مبادله ایده‌ها و فرهنگ‌هاست و ابعاد دیگر ارتباطی یعنی جنبه‌های اقتصادی و نظامی را به هیچ‌وجه مطمع نظر ندارد.[۳] اگرچه نظریه گفتگوی تمدن‌ها محور سیاست خارجی ایران در دوران ریاست جمهوری سید محمّد خاتمی بوده است و گفتگوی تمدن‌ها نظریه بدیل و مقابل جنگ تمدن‌های هانتینگتون تلقی می‌شود امّا مقوله گفتگوی بین فرهنگ‌ها و اهمیت آن در جهان کنونی موضوعی است که از سالیان پیش به آن پرداخته شده است. این ایده در سال 1972 از جانب روژه گارودی به یونسکو پیشنهاد شده بود و نخستین‌بار در ایران نیز در سال 1356 نخستین مجمع جهانی گفتگوی فرهنگ‌ها به این مسأله پرداخت. سمینارهای سال 1356 در سال بعد در کتابی تحت عنوان «تأثیر تفکر غرب آیا امکان گفتگوی واقعی بین تمدن‌ها را فراهم می‌آورد» در پاریس به چاپ رسید.[۴] با این وجود، تحولات پس از پایان جنگ سرد و طرح نظریه جنگ تمدن‌ها و سپس گفتگوی تمدن‌ها و اقدام مجمع عمومی سازمان ملل که به پیشنهاد آقای خاتمی سال 2001 سال گفتگوی تمدن‌ها نامیده شد سبب شد تا گفتگوی تمدن‌ها با نام ایران و سیاست خارجی خاتمی در تقابل با جنگ تمدن‌ها مشهور گردد.[۵] در واقع انقلاب اسلامی ملت ایران که انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بود و براندازی شاه با کلام صورت گرفت در دوران ساختن و آباد کردن بیشتر و بهتر می‌تواند متکی بر کلام و منطق باشد و به همین جهت نیز به جای جنگ تمدن‌ها منادی گفتگوی میان تمدن‌ها و فرهنگ‌ها باشد.[۶] اگرچه نظریه گفتگوی تمدن‌ها در تقابل با نظریه جنگ تمدن‌های هانتینگتون طرح شده است امّا نظریه جنگ تمدن‌ها نیز پیش از هانتینگتون به شکل بسیار صریح در سال 1947 توسط توین بی طرح شده بود و در کتاب تمدن در بوته آزمایش در مقالاتی تحت عنوان «برخورد میان تمدن‌ها، جنگ تمدن‌ها» «اسلام آینده و غرب» و... نوع تعامل تمدن‌ها بررسی شده بود.[۷] امّا هانتینگتون در شرایط پس از جنگ سرد و پایان رقابت‌های ایدئولوژیک میان سرمایه‌داری و کمونیسم نظریه رویارویی تمدن‌ها را به عنوان جایگزین تضادهای ایدئولوژیک مطرح کرده است به نظر او اکنون تقسیم‌بندی جهان بر حسب دولت- کشور و یا سطح توسعه اقتصادی و یا قطب‌بندی ایدئولوژیک اهمیت خود را از دست داده و بر حسب تمدن و فرهنگ صورت می‌گیرد. بنابراین جهان آینده جهانی است که در آن رقابت بر محور حوزه‌های تمدنی صورت می‌گیرد.

به نظر هانتینگتون جهان آینده عرصه کنش و واکنش میان 7 یا 8 تمدن بزرگ یعنی تمدن غربی، کنفوسیوسی، ژاپنی، اسلامی، هندو، اسلاوی ارتدوکس، تمدن آمریکای لاتین و احتمالاً تمدن آفریقایی است به اعتقاد هانتینگتون گسترش فرهنگ جهانی همگن‌ساز (جهانی شدن فرهنگ) و خودآگاهی تمدنی و خاص‌گرایی‌های قومی، مذهبی و... در تقابل این روند سبب رویارویی و تقابل هویت‌های فرهنگی و تمدنی می‌گردد. بنابراین آینده جهان با جنگ تمدنی رقم خواهد خورد.[۸] نظریه گفتگوی تمدن‌ها برخلاف جنگ تمدن‌ها معتقد است که مصائب و مشکلاتی که در گذشته گریبان‌گیر بشریت بوده جملگی ناشی از عدم تفاهم میان ملت‌ها بوده است و بشر در آستانه ورود به هزاره سوم تاریخ خود با درس‌آموزی از وقایع گذشته می‌تواند از طریق گفتگو و مفاهمه مانع بروز جنگ و تکرار دوباره مصائب تلخ در روابط کشورها گردد. گفتگوی تمدن‌ها با فرض رقابت بین تمدن‌ها قاعده بازی را بر اساس حاصل جمع غیر صفر یا نتیجه ارزیابی می‌کند و برخلاف دیدگاه هانتینگتون، مفاهمه و  گفتگوی تمدن‌ها را جایگزین رویارویی و جنگ تمدن‌ها می‌نماید.[۹]

هدف اصلی گفتگوی تمدن‌ها آن است که شرایط لازم برای آگاهی یافتن را فراهم کند و روشن سازد که مشکل‌های جهانی امروزه را که مهمترین آنها محصول سلطه درازمدت و انحصاری غرب است را جز از راه گفتگو با تمدن‌های غیر غربی به منظور پی افکندن طرح روابط تازه میان بشر و طبیعت، میان افراد بشر با یکدیگر، میان بشر و امر لاهوتی و زیستن در دامان این روابط نمی‌توان حل کرد.[۱۰]

نظریه گفتگوی تمدن‌ها دیدگاهی است واقع‌گرا و ارزش‌گرا. واقع‌گراست چون بخشی از واقعیت‌های جهان پس از جنگ سرد را تبیین می‌کند و ارزش‌گراست چون که جوامع و تمدن‌ها را از خشونت و دشمنی به تحمل و همکاری فرا می‌خواند. گفتگوی تمدن‌ها مبتنی بر برابری (گفتگو از موضع برابر) بوده و تنوع فرهنگ‌ها را زمینه‌ساز همکاری دانسته و توجه به زمینه‌های مشترک برای شروع همکاری دارد به علاوه به دنبال ایجاد پل‌های اعتماد بین طرفین، شفافیت برای همکاری و سازندگی، به کارگیری، عقل، اخلاق و... است. این ایده کاملاً برخلاف جنگ تمدن‌هاست که مبتنی بر تبعیض و نابرابری بوده و تنوع را زمینه ایجاد تضاد می‌داند و تأکید بر خطوط تمایز برای شروع درگیری دارد و به احداث دیوار بی‌اعتمادی میان ملت‌ها می‌پردازد لذا تنها گفتگوی تمدن‌ها می‌تواند برطرف‌کننده سوءدریافت‌ها و سوءنظرات باشد.[۱۱]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. معین، محمّد، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ 4، 1360.
  2. رالینتون، سیر تمدن، ترجمه پرویز مرزبان، تهران، چاپخانه تابان با همکاری مؤسسه انتشارات فرانکلین، 1337، ص3.
  3. ازغندی، علیرضا، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، قومس، 1381، ص42.
  4. اژدری، محسن، اندیشه غربی و گفتگوی تمدن‌ها (مجموع مقالات)، تهران، نشر و پژوهش فرزان، 1379، ص17.
  5. مجموع مقالات همایش بین‌المللی حقوق بشر و گفتگوی تمدن‌ها، تهران، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، 1380، ص6.
  6. مجموع مقالات همایش بین‌المللی حقوق بشر و گفتگوی تمدن‌ها، تهران، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، 1380، ص3.
  7. چیستی گفتگوی تمدن‌ها (مجموعه مقالات)، تهران، سازمان مدارک فرهنگ انقلاب اسلامی، 1377، ص3.
  8. امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، هانتینگتون و منتقدانش، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1384، ص5.
  9. ازغندی، علیرضا، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، قومس، 1381، ص40.
  10. اژدری، محسن، اندیشه غربی و گفتگوی تمدن‌ها (مجموع مقالات)، تهران، نشر و پژوهش فرزان، 1379، ص80.
  11. چیستی گفتگوی تمدن‌ها (مجموعه مقالات)، تهران، سازمان مدارک فرهنگ انقلاب اسلامی، 1377، ص107-108.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

مهدی جاودانی