پرش به محتوا

گالش

از ویکی ایران

گالش، عنوان گروه دامداران سنتی پراکنده در مناطق شمالی رشته کوه البرز.

گالش در گویش مازندرانی و گیلکی به معنای چوپان و شبان گاو است[۱]. قلمرو گالش‌ها از شمال به ناحیه جلگه‌ای گیلان، مازندران و گرگان (گلستان) و از جنوب به ارتفاعات البرز محدود می‌شود[۲]. سراسر این ناحیه شیب تندی دارد و از جنگل‌های انبوه پوشیده شده است. از همین رو از قرن‌ها پیش مردم این منطقه کمتر به کشاورزی پرداخته و بیشتر به گاوداری مشغول شده‌اند[۳]. گالش‌ها به دو گروه روستانشین و کوچنده تقسیم می‌شوند.

گالش‌های روستانشین دامداران روستایی هستند که در زندگی اقتصادی ـ اجتماعی روستا مشارکت فعال دارند و اغلب در کنار دامداری به کشاورزی نیز می‌پردازند. گالش‌های روستایی دام‌های خود را برای چرا به گالش‌های کوچنده می‌سپارند و به آنها مزد می‌دهند. گالش‌های کوچنده را اصطلاحاً  «نیمیکا» (به معنی شریک و دوست) می‌نامند. نیمیکاها اساساً زندگی روستایی ندارند و برای چرای دام‌هایشان زمستان‌ها را در جنگل‌های نزدیک روستاها و تابستان را در مراتع مرتفع به سر می‌برند[۲].

گالش‌ها عموماً به زبان و گویش مازندرانی و گیلکی مردم نواحی اطرافشان، که با آنها تماس و مراوده دارند، صحبت می‌کنند. از شمار جمعیت گالش‌ها اطلاعی در دست نیست.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

1.     دهخدا. لغت نامه. ذیل واژه.

2.     آذری دمیرچی، علاءالدین. «گالش‌ها»، هنر و مردم. ش 100، س 1349، ص 28.

3.     پورکریم، هوشنگ. «گالش‌ها و تقسیم کار»، مجموعه سخنرانی‌های هفتمین کنگره تحقیقات ایرانی. به کوشش محمدرسول دریاگشت، تهران: 1355، ص 301.

4.     آذری دمیرچی. همانجا.


معصومه ابراهیمی

  1. دهخدا، علی اکبر. لغت نامه. ذیل واژه.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱   آذری دمیرچی، علاءالدین. «گالش‌ها»، هنر و مردم. ش 100، س 1349، ص 28.
  3.   پوركریم، هوشنگ. «گالش‌ها و تقسیم كار»، مجموعه سخنرانی‌های هفتمین كنگره تحقیقات ایرانی. به كوشش محمدرسول دریاگشت، تهران: 1355، ص 301.