پرش به محتوا

جلال الدین خوارزمشاه

از ویکی ایران
جلال الدین خوارزمشاه، قابل بازیابی از https://www.rouydad24.ir/fa/news/297231/%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85

جلال‌الدین خوارزمشاه، (د. 628ق / 1231م)، ملقب به مِنْکُبرنی، آخرین سلطان خوارزمشاهیان (حک، 617- 628ق/ 1220- 1231م).

جلا‌ل‌الدین خوارزمشاه درحالی جانشین پدرش، سلطان‌محمد خوارزمشاه* شد که مغولان در حرکت به طرف ایران بودند و او توانست در غزنین به ویژه در جنگ پروان شکست‌های سختی بر آنان وارد کند[۱]، اما در مقابل پیشروی‌های چنگیزخان به هند عقب نشست و تا 622ق/ 1225م در هند به سر برد[۲]. در این مدت فرمانروایان عراق عجم (غرب ایران) در قلمرو خوارزمشاهیان حکومت داشتند در حالی که مغولان نیز به حدود همدان رسیده بودند[۳].

جلال‌الدین در اقدامی شجاعانه با سپاهی عازم ایران شد و غزنین، سیستان، کرمان و خوزستان را فتح کرد و از آن‌جا که خلیفه عباسی، الناصرلدین‌الله، به جای کمک سپاهیانی علیه او فرستاده بود[۴] او در حالی سپاهیان خلیفه را شکست داد[۵]  که قصد تسخیر بغداد را نداشت[۶]. پس از آن به آذربایجان برای شکست دادن اتابک اوزبک رفت مشغول نبرد با گرجیان و سلاجقه روم شد و پیش از آن‌که آمادگی لازم را برای مقابله با یورش مغولان به دست آورد در نبردی از آنان شکست خورد و سپاهیان او در حوالی دیاربکر تار و مار شدند و از سرنوشت او نیز اطلاع دقیقی حاصل نشد[۷].

بنا بر برخی روایات، سرانجام اسیر کردان شد و او را به طمع لباس و اسبش کشتند و پس از چندی فرمانروا می‌آمد جنازه وی را به دست آورد و دستور دفن آن را داد[۸]. دو کتاب نفثه المصدور و سیرت جلال‌الدین منکبرنی از منابع مهم تاریخ خوارزمشاهیان توسط نسوی (فوت 647ق) درباره وی نوشته شده است.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. نسوی، محمد بن احمد. سیرت جلال‌الدین منکبرنی. تصحیح مجتبی مینوی، تهران: علمی‌فرهنگی، 1365، ص63.
  2. جوینی، عطاملک. تاریخ جهانگشای. تصحیح محمد قزوینی، تهران: ارغوان، 1367، ج2، ص112.
  3. خواجه‌رشید‌الدین فضل‌الله همدانی. جامع‌التواریخ، قسمت اسماعیلیان و فاطمیان. به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه و محمد مدرس زنجانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1338، ج1، ص397.
  4. شبانکاره‌ای، محمد بن علی. مجمع‌الانساب. تصحیح میرهاشم محدث، تهران: امیرکبیر، 1365، ص145.
  5. وصاف‌الحضره، فضل‌الله شیرازی. تحریری بر تاریخ وصاف. عبدالحمید آیتی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1346، ص59.
  6. بناکتی، ابوسلیمان بن ‌داود. تاریخ بناکتی. به کوشش جعفر شعار، تهران: انجمن آثار ملی، 1348، ص378.
  7. خلعتبری، اللهیار و شرفی، محبوبه. تاریخ خوارزمشاهیان. تهران: سمت، 1380، ص34- 38.
  8. تاریخ ایران کمبریج. گردآورنده جی. آ. بویل، ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1381، ص 316-317.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اللهیار خلعتبری و محبوبه شرفی