خویشاوندی نسبی
این نوع خویشاوندی، طبیعیترین، عادیترین و جهانیترین نوع خویشاوندی است. در این نوع خویشاوندی، افراد دارایِ پیوندِ خونی با یکدیگرند و از یک نیایِ واقعی سرچشمه میگیرند. خویشاوندی نسبی با در نظر گرفتن رجحانِ هریک از زوجین و یا هر دو، به سه نوع قابل تقسیم است.[۱]
خویشاوندی مادرسویی
ویژگیهای اصلیِ این نظام عبارتند از:
- اهمیتِ مادر؛ در این نظام، زن، محورِ خانه و عاملٍ انتقالِ میراث و منبع اصلی خویشاوندی است؛ امّا رئیسِ واقعیِ خانه نیست، هرچند بسیار موردِ احترام است و در جریانِ امورِ جامعه نیز سهمی عمده دارد.
- کاستی در نقشِ پدر؛ در چنین نظامی، پدر کمتر در خانه دیده میشود؛ چرا که به شبکه خویشاوندانِ مادریِ خود تعلق دارد. به همین دلیل، پدر، نقشهایِ معمولِ خود نظیرِ تقبلِ فرآیندِ اجتماعی کردن فرزندان، ارائه نفقه به خانواده و تأمین مالی و اقتصادیِ آن و... را رها میسازد و صرفاً به عنوانِ «والد» یا مولدِ زیستی کودکان مطرح میشود. بدیهی است که در صورتِ چندشوهری بودنِ نظام ازدواج جامعه، امکانِ شناختِ هویّتِ کودکان ناممکن خواهد بود و بدینسان، شوهران اهمیتِ والدی خود را نیز از دست خواهند داد.
- نقشهایِ محوریِ دایی؛ در نظام خویشاوندیِ مادرسویی، شوهر هرچند در خانه خود اهمیتی ندارد، امّا در خانه خواهرش اهمیتی ویژه مییابد. در این خانه، او نقشهایِ اساسیِ پدر و مادر را ایفا میکند و حامی و نگاهدارِ فرزندان به شمار میآید. جامعهشناسان، در اصطلاح به این حالت «داییسری» میگویند. در برخی موارد، داییسری از امتدادِ جغرافیایی نیز برخوردار میشود و به شکل «دایی مکانی» متجلّی میشود؛ به هنگامِ تولدِ کودک، او را از مادر میگیرد و به زمین میگذارد و آنگاه به عنوان نشانی از اجتماعی ساختنِ او بلندش میکند.
خویشاوندیِ پدرسویی
در این نظام، برخلافِ نظام مادرسویی، تمامی قدرت در اختیارِ مرد است و میتوان مردسالاری را در جامعه به خوبی مشاهده کرد. در این نظام، مرد انتقالدهنده خویشاوندی و میراثِ مادیِ جامعه میباشد. در نظام پدرسویی، زن با کل شبکه خویشاوندی بیگانه است؛ چرا که او را به عنوان مادرِ فرزندان نمیشناسند و حتی نگاهداری و تربیتِ آنها نیز برعهده او نیست. در این نظام، به ویژه در شکلچینیِ آن، ازدواج چندزنی، خصوصاً در شکل چند خواهرزنی مشاهده میشود. جامعهشناسان، خانوادههایِ پیوسته را با این نظام خویشاوندی در ارتباط میدانند.
خویشاوندیِ دوسویه
این نوع خویشاوندی زمانی پدید میآید که زن و شوهر از مرتبتی نسبتاً مساوی برخوردار باشند. زن حقِ تملکِ اموالِ خود را داراست، همچنان که مرد چنین حقی دارد. خویشاوندی نیز از دو منبع زن و مرد منشاء میگیرد و جریان مییابد. نمونههایِ زیادی از این نوع خویشاوندی در جهان وجود دارد؛ چنانکه میتوان آن را شایعترین انواع نظامهایِ خویشاوندی دانست. جامعهشناسان، تجلّیِ عینیِ دوسوییِ بودنِ روابطِ خویشی را در دو مکانی بودنِ زوجین یافتهاند. بدینمعناکه زن و شوهرِ جوان در فصلی از سال به خانه والدین مرد میروند و در فصلی دیگر به خانه والدین زن و اقوام او. هرچند، این رسم در شرایطی میتواند کارساز باشد که ماهیتِ کار کشاورزی یا فصلی باشد و زن و شوهر به هنگام درو به خانه والدین کشاورز خود عزیمتکنند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ باقر ساروخانی، مقدمهای بر جامعهشناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، صص ۱۹۴ - ۱۹۷.
منبع اصلی
فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.
نویسنده مقاله
هوشنگ فرخجسته