پرش به محتوا

انواع خویشاوندی

از ویکی ایران

خویشاوندی مولودِ ازدواج به شمار می‌آید. امّا این، بدان معنا نیست که شبکه خویشاوندو همواره مولودِ روابطِ زیستی، خونی یا سببی است؛ چرا که در کنارِ انواع این‌گونه خویشاوندی، موسوم به خویشاوندی واقعی، تکوین و گسترشِ صورتها و انواع متعددی از خویشاوندیهایِ غیر واقعی را نیز شاهدیم. بدین‌سان، انواع آن به شرح زیراند:

خویشاوندی نسبی

این نوع خویشاوندی، طبیعی‌ترین، عادی‌ترین و جهانی‌ترین نوع خویشاوندی است. در این نوع خویشاوندی، افراد دارایِ پیوندِ خونی با یکدیگرند و از یک نیایِ واقعی سرچشمه می‌گیرند. خویشاوندی نسبی با در نظر گرفتن رجحانِ هریک از زوجین و یا هر دو، به سه نوع قابل تقسیم است.[۱]

خویشاوندی مادرسویی

ویژگیهای اصلیِ این نظام عبارتند از:

  1. اهمیتِ مادر؛ در این نظام، زن، محورِ خانه و عاملٍ انتقالِ میراث و منبع اصلی خویشاوندی است؛ امّا رئیسِ واقعیِ خانه نیست، هرچند بسیار موردِ احترام است و در جریانِ امورِ جامعه نیز سهمی عمده دارد.
  2. کاستی در نقشِ پدر؛ در چنین نظامی، پدر کمتر در خانه دیده می‌شود؛ چرا که به شبکه خویشاوندانِ مادریِ خود تعلق دارد. به همین دلیل، پدر، نقشهایِ معمولِ خود نظیرِ تقبلِ فرآیندِ اجتماعی کردن فرزندان، ارائه نفقه به خانواده و تأمین مالی و اقتصادیِ آن و... را رها می‌سازد و صرفاً به عنوانِ «والد» یا مولدِ زیستی کودکان مطرح می‌شود. بدیهی است که در صورتِ چندشوهری بودنِ نظام ازدواج جامعه، امکانِ شناختِ هویّتِ کودکان ناممکن خواهد بود و بدینسان، شوهران اهمیتِ والدی خود را نیز از دست خواهند داد.
  3. نقشهایِ محوریِ دایی؛ در نظام خویشاوندیِ مادرسویی، شوهر هرچند در خانه خود اهمیتی ندارد، امّا در خانه خواهرش اهمیتی ویژه می‌یابد. در این خانه، او نقشهایِ اساسیِ پدر و مادر را ایفا می‌کند و حامی و نگاهدارِ فرزندان به شمار می‌آید. جامعه‌شناسان، در اصطلاح به این حالت «دایی‌سری» می‌گویند. در برخی موارد، دایی‌سری از امتدادِ جغرافیایی نیز برخوردار می‌شود و به شکل «دایی مکانی» متجلّی می‌شود؛ به هنگامِ تولدِ کودک، او را از مادر می‌گیرد و به زمین می‌گذارد و آنگاه به عنوان نشانی از اجتماعی ساختنِ او بلندش می‌کند.

خویشاوندیِ پدرسویی

در این نظام، برخلافِ نظام مادرسویی، تمامی قدرت در اختیارِ مرد است و می‌توان مردسالاری را در جامعه به خوبی مشاهده کرد. در این نظام، مرد انتقال‌دهنده خویشاوندی و میراثِ مادیِ جامعه می‌باشد. در نظام پدرسویی، زن با کل شبکه خویشاوندی بیگانه است؛ چرا که او را به عنوان مادرِ فرزندان نمی‌شناسند و حتی نگاهداری و تربیتِ آنها نیز برعهده او نیست. در این نظام، به ویژه در شکل‌چینیِ آن، ازدواج چندزنی، خصوصاً در شکل چند خواهرزنی مشاهده می‌شود. جامعه‌شناسان، خانواده‌هایِ پیوسته را با این نظام خویشاوندی در ارتباط می‌دانند.

خویشاوندیِ دوسویه

این نوع خویشاوندی زمانی پدید می‌آید که زن و شوهر از مرتبتی نسبتاً مساوی برخوردار باشند. زن حقِ تملکِ اموالِ خود را داراست، همچنان که مرد چنین حقی دارد. خویشاوندی نیز از دو منبع زن و مرد منشاء می‌گیرد و جریان می‌یابد. نمونه‌هایِ زیادی از این نوع خویشاوندی در جهان وجود دارد؛ چنان‌که می‌توان آن را شایع‌ترین انواع نظامهایِ خویشاوندی دانست. جامعه‌شناسان، تجلّیِ عینیِ دوسوییِ بودنِ روابطِ خویشی را در دو مکانی بودنِ زوجین یافته‌اند. بدین‌معناکه زن و شوهرِ جوان در فصلی از سال به خانه والدین مرد می‌روند و در فصلی دیگر به خانه والدین زن و اقوام او. هرچند، این رسم در شرایطی می‌تواند کارساز باشد که ماهیتِ کار کشاورزی یا فصلی باشد و زن و شوهر به هنگام درو به خانه والدین کشاورز خود عزیمت‌کنند.

خویشاوندیِ سببی

در این نوع خویشاوندی، پیوندها نه بنیاد گرفته براساسِ روابطِ خونی و طبیعی، بلکه بر علایق و اعتقاداتِ قومی یاگروهی متکی است. با پیدایی برون‌همسری و قواعدِ بسیار پیچیده آن، این نوع خویشاوندی وسعت می‌یابد؛ به ویژه در ازدواج مبادله‌ای، که خویشاوندیِ سببی در آن بر پایه روابطی منظم و پایاپای بسط می‌یابد.کارکردگرایان، برون‌همسری و پیداییِ قواعدِ منع زنایِ با محارم و به دنبالِ اَن، بسطِ شبکه خویشاوندیِ سببی را از دیدگاهِ وظایفی که برای فرد و جامعه دارد، مطمح نظر قرار داده‌اند.[۲]

خویشاوندیِ توتمی

نوعی خویشاوندیِ قراردادی است. می‌دانیم که هر «کلان» سه و یژگی اساسی دارد:

  1. برخورداری از نام مشترک؛
  2. همراهی این نام مشترک با یک علامتِ خاص؛
  3. اور به این نکته که همه اعضایِ کلان از تبارِ یک نیایِ مشترک هستند.

بر این اساس، می‌بینیم که در کلان‌ها، خویشاوندی واقعی نیست، بلکه قراردادی است. اعضایِ کلان، همبستگی خود را از اشتراک در توتم اخذ می‌کنند، یکدیگر را همخون به حساب می‌آورند و به همین دلیل به برون‌همسری تن می‌دهند. خویشاوندیِ توتمی از این واقعیت پرده می‌دارد که در دنیایِ پیچیده روابطِ انسانی، این تنها «واقعیتِ همخونی» نیست که واقعی دانسته می‌شود؛ چرا که در مواردی، انسانها «آرزوی همخونی» را نیز واقعیت می‌پندارند.[۳]

فرزندخواندگی

در این نوع خویشاوندی، پذیرش دختر یا پسرِ دیگری به عنوان فرزند، موجباتِ پیدایی روابط و الزاماتِ و تکالیف خاصی را فراهم می‌سازد.[۴]

خویشاوندیِ رضاعی

خوردن شیرزنی جز مادر، روابطِ خویشاوندی خاصی را پدید می‌آورد که بدین نام خوانده می‌شود. شرطِ حصولِ این نوع خویشاوندی در قواعدِ فقهیِ اسلام فصلی را به خود اختصاص داده است که براساسِ ان شیر بایستی که مستقیماً از پستان مکیده شده باشد و شیرِ زن از حملِ مشروع حاصل شده باشد و... .[۴]

خویشاوندی تعمیدی

براساسِ باورهایِ مسیحی، کسی که به فرد نامی مشخص و هویتی اجتماعی می‌بخشد و در غسل تعمیدِ او دخالت می‌کند، «پدر خوانده» او نامیده می‌شود و به برقراریِ نوعی رابطه خویشی با وی، در جریانِ روابطِ منظم و پایایی که برای تمام عمر پابرجاست، قرار می‌گیرد.[۴]

خویشاوندی از راهِ اخوت

آن هنگام که انسجامِ عقیدتی میانِ دو فرد یا دو گروه به اوجِ خود برسد و به نوعی قرارِ اخوت بستن میانِ آنها بیانجامد، با شکلِ خاصی از خویشاوندی روبرو می‌شویم که بنیادی معنوی دارد. در دهکده‌هایِ پا قلعه در اطرافِ گرگان، شاهدِ نوعی خاص از این روابطِ خویشاوندی هستیم. در این نوع روابط، به هنگام ختنه فرزندِ خانواده، فردِ دیگری از خانواده‌ای دیگر دعوت می‌شود تا بر انجام درست کار نظارت کند. این شخص در اصطلاح محلی «قریب» خوانده می‌شود و برای تمام عمر روابطی شبه خویشاوندی با خانواده مذکور خواهد داشت و خانواده خودِ او نیز به هنگام ختنه‌سورانِ فرزندشان، قریبی از خانواده اوّل برخواهد گزید. در این روابطِ متقابل، دو خانواده مَحرم یکدیگر به حساب آمده و از انعقادِ پیوندِ زوجیّت با یکدیگر اجتناب خواهند کرد.[۵]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، صص ۱۹۴ - ۱۹۷.
  2. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، صص 198.
  3. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، صص 198-199.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ باقر ساروخانی، دایرةالمعارف علوم اجتماعی، تهران: انتشارات کیهان، ۱۳۷۰، ص ۳۸۴.
  5. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، ص 200.

منبع اصلی

فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.

نویسنده مقاله

هوشنگ فرخجسته