پرش به محتوا

سکه های اشکانی

از ویکی ایران
سکه های اشکانی، قابل بازیابی از https://www.isna.ir/news/1400100603816/7

از هنگامی که ضرب سکه در جهان، و به‌ویژه در ایران، رواج یافته است، کارشناسان آن را از هنرهای خرد، یا در اصطلاح جدید خرد - هنر(Art minimal) گویند. در باب سکه‌های اشکانی باید گفت که نخستین آن‌ها بر الگوهای هلنی و با حروف یونانی ضرب شده‌اند، لیکن از زمان فرهاد دوم شکل و حروف سکه‌ها تغییر کرده و کاملاً اشکانی شده است. آنان به جای حروف یونانی از الفبای، سامی استفاده می‌کردند. در اواسط سلسله‌ی اشکانی، یعنی در سال ۶۱۱پ.ه زبان پهلوی زبان رسمی ایران شد. این زبان لهجه‌ای از لهجه‌های ایرانی و مشتق از زبان اوستایی بوده است. از این پس خط سامی نیز از روی سکه‌ها برچیده شد. سکه‌های اشکانی در این دوران رنگ و بوی یونانی را کاملاً از دست داده بودند و عموماً بر نقره ضرب می‌شدند. سکه‌های طلای بسیار کمی، از دوران اشکانی برجا مانده است، شاید دو تا سه نمونه. در اواخر دوران اشکانی نقش سکه‌ها بسیار ساده شده و به نقطه‌ها و خطوط مبدل‌گردید. به طوری‌که به سختی قابل تشخیص بودند. لیکن بعدها در سکه‌های ساسانی دوباره برجسته‌کاری‌ها آشکار شدند.

کهن‌ترین سکه‌ی اشکانی به مهرداد اول نسبت داده شده است. در روی این سکه‌ها سری بدون ریش ولی با اقتدار و دلیر با بینی منقاری، ابروی پیش آمده و چشم بزرگ‌تر از اندازه‌ی معمولی، لبهای انحنادار و چانه‌ای قوی حک شده است. این چهره کلاه نرمی از جنس نمد یا چرم بر سر دارد که انتهای نوک‌دار آن به پهلو خم شده است و دو انتهای‌کلاه در جلو و در عقب رها شده‌اند. این کلاه به کلاه سکایی‌ها در نقش‌های هخامنشی و تا اندازه‌ای نیز به کلاه مادها شباهت دارد. در پشت سکه نقش مردی‌که بر یک بلندی نشسته و لباس مادی بر تن دارد و کمانی نیز در دست‌گرفته است، بسیار ساده‌تر حک شده و در دو طرف و بالای آن به خط یونانی نوشته شده است. احتمال دارد، این نقش، اشک اول، بنیان‌گذار سلسله‌ی اشکانیان باشد که برای اشکانیان حالت نمادین پیدا کرده است.

بر روی سکه‌های مهرداد اول مجموعه‌ای از تصاویر بسیار واقعی‌گرا و طبیعی را نقش زدند. این طبیعت‌گرایی اشکانیان سبب شد که سکه‌های یونانی سلوکیه نیز به این سو کشیده شده و در جهت واقعی‌گرایی مطلوب‌تری پیش روند. بیشترین سکه‌های به دست آمده از شاهان اشکانی از مهرداد دوم (۷۰۹ - ۷۴۴ پ.ه) است؛ پادشاه بزرگی که سلسله‌ی اشکانی را به اوج عظمت خود رسانید. روی سکه‌های مهرداد دوم نیم‌رخ او با ریش بلند و یک کلاه بلند مزین با ردیف‌هایی از مروارید و جواهرات نشان داده شده است که به صورت ستاره‌ای روی‌کلاه آشکار شده‌اند. شاید بیشتر یک گل نیلوفر باشد تا ستاره، که می‌توان آن را برداشتی از هنر هخامنشی به دست هنرمندان اشکانی دانست. این‌گونه کلاه از این پس نشان پادشاهان اشکانی شد و روی سکه‌ی اغلب شاهان اشکانی نقش بست. حتی فرمانروایان و ساتراپ‌های اشکانی نیز بر سکه‌های خود همین‌کلاه را بر سر دارند. پشت سکه تقریباً همان نقش نمادین اشک اول است که در چهار طرف آن این جمله حک شده است:

«من، ارساکس (ارشک)، شاه شاهان، دادگر، خیرخواه و دوستدار یونان».

از این دوران به بعد است که نقش سکه‌ها به تدریج ساده می‌شود. اما بعضی از این سکه‌ها از زیباشناسی و اصول هنری خاص پیروی‌کرده و به پیشرفت خود ادامه می‌دهند. مثلاً یک سکه از فرهاد سوم وجود دارد که او را بر تخت نشسته و عقابی در دست و چهره به طرف چپ متمایل کرده، نشان می‌دهد، در حالی که با دست دیگر عصای شاهی بلندی را نگه داشته است. در پشت سر شاه زنی با لباس یونانی ایستاده است که از روی تاج دیوار مانند و عصای شاهی بلندش او را الهه‌ای از یکی از شهرهای یونان می‌دانند. او با دست راست خود تاج گلی را بر سر شاه می‌نهد. احتمالاً نقش این سکه جشن پیروزی فرهاد بر سلوکیه می‌باشد. سکه‌های دیگری هم از فرهاد و از سایر شاهان و فرمانروایان اشکانی وجود دارد که حوادث مهم زمان بر آن‌ها نقش شده است. سکه‌هایی نیز از فرهاد سوم وجود دارد که نقش فرهاد را به صورت تمام رخ و از روبرو نشان می‌دهد. این تحولی است در ایجاد نقش، که هرچند بر سکه‌های شاهان دیگر اَشکار نشده است، ولیکن در نقاشی و برجسته‌کاری و پیکرتراشی اشکانی ظاهر گردیده است.

تاج یا کلاه شاهان اشکانی تفاوت چندانی با هم ندارند. معمولاً یک‌کلام نرم با نوارهایی به دور سر، که اغلب از چهار نوار باریک تشکیل شده است، و دنباله‌ای‌ که در عقب سر دارد، که یا به شکل حلقه‌ای در آمده و یا بر پشت سر افتاده است. در بعضی از سکه‌ها، مانند سکه‌ی خسرو اشکانی (۵۰۱ تا ۵۲۵ پ.ه) دنباله‌ی نوار کلاه پشت سر و به سوی بالا موج می‌زند. نقش همه‌ی سکه‌های اشکانی از نیم‌رخ و به سوی چپ است، مگر یکی از سکه‌های متأخر مهرداد اول که جهت صورت به سمت راست می‌باشد. سه سکه از اردوان دوم (۶۹۸ - ۷۰۹ پ.ه)، مهرداد سوم (حدود ۶۷۸ پ.ه)، و بلاش چهارم (۴۱۴ - ۴۳۰ پ.ه) از روبرو نقش شده‌اند. در این سکه‌ها، و بویژه در سکه‌ی بلاش چهارم، موها در دو طرف صورت به شکل توده‌ای از جعدها قرار گرفته است. این آرایش مو را ساسانیان تقلید کردند که از دو طرف چهره بر شانه‌ها هموار می‌گردد. پشت همه‌ی سکه‌های اشکانی اشک اول را در میان مربعی که اضلاع آن نام و متن سکه است، درحال تقدیس آتش و یا دادگری نشان می‌دهد. استثنای دیگری که در طرح سکه‌ها وجود دارد، در سکه‌ی او تو فروداتس، سده‌ی سوم پیش از میلاد است‌ که چهره در کلاهی نمدی پوشیده شده و دو لبه‌ی کلاه از دو طرف روی گوش را تا گردن پوشانیده و در پشت سکه نیز نقش پرستشگاهی حکاکی شده است که در طرف چپ اشک اول را ایستاده و کمان در دست نشان می‌دهد و بر بالای پرستشگاه حلقه‌ی بال‌دار را نشان می‌دهد که بالای آن ستاره‌ای است. این حلقه بال‌دار به احتمال زیاد از هخامنشیان تقلید شده است.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی