پرش به محتوا

سکه های ساسانی

از ویکی ایران
دو روی سکه خسرو دوم، قابل بازیابی از https://paymanonline.ir/6/

سکه‌های ساسانی هرکدام مشخصه‌ی یکی از شاهان است و هر شاهی به نام خود سکه زده است؛ از این‌رو این سکه‌ها تنها اشیا و اسنادی هستند که می‌توانند یک ترتیب پیوسته‌ی زمانی را از سراسر تاریخ این دوران ارائه کنند. بر روی سکه‌های ساسانی نام شاهی که سکه به نام خود زده به خط پهلوی ساسانی یا فارسی میانه نوشته شده و به همین سبب تاریخ‌نویسان می‌توانند آن‌ها را دقیقاً تاریخ‌گذاری کنند. هنر سکه‌سازی با هنرهای دیگر دوران ساسانی یکسان پیشرفت و تحول داشته‌اند؛ از این‌رو با سکه‌ها می‌توان هنرهای دیگر ساسانی را نیز تاریخ‌گذاری کرد. نقش سکه‌ها شکل تاج شاهان را هم، تا دوران پیروز، مشخص می‌کند. این تاج‌ها کاملاً با هم متفاوتند. ترتیب اجزای آن‌ها بدین شرح است: بر بالای تاج شب‌کلاه و گویی قرار دارد و، نیز، هر تاج‌ کنگره، پرتوها و یا بال دارد. گاهی هم‌سطح تاج، مانند تاج‌های فروهر، میترا، و رثرغن و آناهیتا ترک‌ها و همین نقش درون دایره را مرحوم محسن مقدم برای نشانه‌ی دانشگاه تهران پیشنهاد کرد و نوشته‌ی بهلوی میان دو بال به «دانشگاه تهران» تغییر شکل داد. ح.ا. شیارهای موازی دارد. بعدها به جای‌ گوی بزرگ‌گوی‌های کوچک یا هلال ماه، که چند ستاره را در بر گرفته، به کار رفته است. در شکل‌های جبهه‌ای و از روبرو هلال ماه تکرار می‌گردد. به جز نقش بهرام دوم (بهرام گور)، که همراه با بانویش بر سکه حک شده است، شاهان دیگر فقط نقش خود را زده‌اند.

فن کنده‌کاری در طول ۴ سده فرمانروایی ساسانیان تحول ژرف و زیادی به خود دیده است. در آغاز این فن بسیار دقیق و زیباست؛ نمونه و نسبت‌های بدن انسانی بسیار دقیق ساخته می‌شود و گونه‌ای واقعی‌گرایی در ساختن تصویر اشخاص به کار می‌رود. در سده‌های سوم و دوم پیش از اسلام این فن همچنان ثابت و بدون تغییر می‌ماند؛ اما از اواخر سده‌ی دوم پیش از اسلام (سده‌ی پنجم میلادی) نقش سست می‌شود و شخص را دقیق نشان نمی‌دهد و فرّار است. در سده‌ی نخست پیش از هجرت، میلی به تجدد آشکار می‌گردد و در واقع انحطاط نقش پایان می‌پذیرد. این سکه‌ها تا سده‌ی اول هجری، در دولت اسلامی، اعتبار و رواج داشته است.

سکه هرمزد اول، قابل بازیابی از https://paymanonline.ir/6/
سکه شاپور دوم، قابل بازیابی از https://paymanonline.ir/6/

سکه‌های ساسانی که درهم نام داشتند عموماً از نقره ساخته می‌شده‌اند. نقش سکه‌ها، به‌جز یک سکه که نقش بانوی خسرو یکم است و به «بانوی محبوب» شهرت داشته است و از روبرو است، از نیم‌رخ ضرب شده‌اند و معمولاً سر تاج‌دار و شانه و سینه را نشان می‌دهد. در نقش سکه‌ی بهرام دوم، او و همسرش درکنار هم و فرزندشان روبروی آنان ضرب شده است. مظاهر هنری در سده‌های چهارم و سوم پیش از هجرت (سوم و چهارم میلادی) جهش درخور توجهی دارد. آثاری که آفریده می‌شود، از نظر کیفیت، از تمام آنچه که پیش از این خلق شده بود والاتر و برتر است؛ مگر در سده‌ی دوم پیش از هجرت که در فن و ذوق سستی آشکار می‌گردد و به‌رغم کوشش کوتاهی که برای تجدید حیات این هنر می‌شود، دیگر آفرینش و خلاقیت وجود ندارد و اثر تنها تکرار و تولید می‌شود. این انحطاط در تقریباً همه‌ی هنرها، ازجمله سنگ‌نگاری‌های صخره‌ای، زرگری و هنر کنده‌کاری مشاهده می‌شود، با این همه، هنر ساسانی یک‌پارچه و دارای و یژگی‌های واحد و منحصر می‌باشد و تجانس و تداومی دارد که در هنر هیچ دورانی دیده نمی‌شود. این امر خود نشان دهنده‌ی وحدت کشور، استحکام دولت و اجتماع و وحدت دین و آیین است. هنر ساسانی هنری است ملی و کاملاً ایرانی و سکه‌ها و مهرهای باقی‌مانده و همچنین ظروف فلزی نشانه‌ی آشکار و زیبای آن است. این وحدت تا اندازه‌ای بود که نقش مرسوم دوران ساسانی، یعنی مراسم تاج‌گذاری، جنگ، شکار و جشن‌ها در میان فلزکاران، زرگران و حتی سفال‌سازانی که سفال‌های معمولی برای مصرف همگان می‌ساختند رواج داشت و اینچنین، این نمادهای عظمت و شکوه حکومت ساسانی به خانه‌ی مستمندان نیز راه می‌یابد.

سکه‌های ساسانی عموماً از نقره‌اند و سکه‌ی طلا که دینار گفته می‌شده بسیار نادر است. تا آن‌جا که کتاب‌های سکه‌شناسی آورده‌اند، تنها یک سکه‌ی طلای ساسانی از خسرو دوم پرویز (7 - ۳۱ پ.ه) موجود است که قطر آن ۲/۲ صدم متر و متعلق به جامعه‌ی سکه‌شناسی امریکایی در نیویورک می‌باشد. به‌جز سکه‌های اردشیر یکم، که با هم تفاوت دارند، سکه‌های دیگر شاهان ساسانی هرکدام در دوران فرمانروایی آن پادشاه ثابت بوده است. سکه‌های اردشیر، که مربوط به آغاز فرمانروایی اوست، بی‌شباهت به سکه‌های پارتی نیست. با این تفاوت که نقش سکه‌های اشکانی به طرف چپ نیم‌رخ شده است؛ مگر سکه‌های چند پادشاه که از روبرو است (مهرداد سوم، اردوان دوم، بلاش چهارم)، و نقش پشت آن‌ها تصویر نمادین اشک اول، بنیان‌گذار این سلسله است. درحالی که سکه‌ی اردشیر اول به راست نیم‌رخ است و پشت سکه نقش آتشدانی است که به میز تک پایه‌ای شبیه است. سکه‌های بعدی اردشیر تاجی ساده و کره‌ای، بر بالای سر دارد و پشت آن آتش‌دان مکعبی شکل ضرب زده شده است. به‌جز سکه‌ی بانوی خسرو یکم، که از روبرو است، نقش دیگر سکه‌های ساسانی از نیم‌رخ و به سمت راست می‌باشد. شاید این نیز تأکیدی باشد بر اینکه آنان خود را از دودمان هخامنشیان می‌دانستند. سکه‌های هخامنشی نیز نقش‌های نیم‌رخ متمایل به راست دارد.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی