پرش به محتوا

پارچه های ساسانی

از ویکی ایران
پوشاک ساسانی، قابل بازیابی از https://www.mehremihan.ir/iranian-art/2850-6469

پارچه‌های ساسانی عموماً از ابریشم بافته می‌شد، و مصرف این پارچه‌ها نیز منحصر به خانواده‌ها و اشخاص متمکن بود. نمونه‌های کمی که از این آثار در دست است نشان می‌دهد که از سده‌ی چهارم یا سوم پیش از هجرت این بافته‌ها در همه‌ی قلمروهای ایرانی رواج داشتند؛ و حتی در بعضی از کشورها، مثل روم و بیزانس در سده‌های آغاز اسلام، و در خود کشورهای اسلامی، نیز نقش‌های ساسانی را تقلید می‌کرده‌اند و یا خودشان آن‌ها را با تغییراتی می‌بافته‌اند.

کشف ابریشم و صدور آن، ازکهن‌ترین ایام، خاص چین بود و آنها، قرن‌ها راز آن را پنهان‌کرده بودند و صدور ابریشم خام را در انحصار خود داشتند. این اجناس از راه ابریشم، که از ترکستان چین و سپس ایران می‌گذشت، به اروپا و روم صادر می‌شد. درحدود سده‌ی اول پیش از میلاد آنقدر ابریشم و بافته‌های ابریشمین رواج داشت که شاعران هجوسرا کسانی را که ابریشم‌چینی می‌پوشیدند هجو می‌کردند. پارچه‌های ابریشمی در آغاز عصر مسیحیت در ایران و سوریه بافته می‌شد.

ولیکن به دلیل حق عبوری که کشورهای میان راه، ازجمله ایران، از تجارت ابریشم می‌گرفتند، این محصول برای رومیان بسیار گران تمام می‌شد. در سده‌های چهارم و سوم پیش از هجرت، ایرانیان خود به تولید ابریشم اقدام کردند و صنعت ابریشم‌بافی چنان پیشرفت کرد که ظریف‌ترین پارچه‌های ابریشمین و زیباترین نقش‌ها، بافته‌های ایرانی بودند. از سده‌های سوم و دوم پیش از هجرت ایرانیان، به دلیل رواج زیاد ابریشم‌بافی در ایران، به جای عبور دادن ابریشم خام به روم خودشان اقدام به تجارت پارچه‌های ابریشمین کردند. جلوه و رواج این بافته‌های ایرانی کلیسای بیزانسی را نگران کرد و آنها «ابریشم ایرانی» را تحریم و به کار بردن آن را «ناروا» دانستند. تحول بافت و نقش پارچه‌های ایرانی را به نیمه‌ی دوم پادشاهی ساسانیان می‌توان از نقش برجسته‌های صخره‌ای و سنگ‌نگاری‌ها برآورد کرد. لباس یا بافته‌هایی از آن زمان تقریباً در دست نیست.

کهن‌ترین سند نقاشی دیواری شوش، متعلق به نیمه‌ی اول سده‌ی سوم پیش از هجرت است که در آن لباس رنگارنگ سوار، با نخل‌های زرین بافته شده و شبکه‌های لوزی شکل و کاملاً هندسی دارد. درحالی که، در نقش برجسته‌ی طاق بستان نقش‌های تزیینی متنوع‌تر و زیادتر شده است و شکل‌های نمایشی غنی‌ترند. در صحنه‌ی شکار گراز لباس شاه با نقش تکراری سیمرغ ساسانی، که دارای نشان‌های دایره‌وار است آذین شده است. از سده‌ی چهارم هجری (آغاز سال ۱۰۰۰ میلادی)، تجارت اشیای متبرکه‌ی مقدسان مسیحی رواج زیادی یافت. هر عبادتگاه یا دیری می‌خواست استخوان‌های پارسایان مسیحی را برای تیمن و تبرک داشته باشد. از این‌رو، آنها را در پارچه‌های کهن و عتیقه‌ی ساسانی پیچیده و در صندوق‌هایی به اروپا می‌بردند. هرگاه، پس از چندین سده، صندوقی باز می‌شد یک پارچه‌ی، ساسانی کشف می‌گردید. کلیساهای دوران «مروونژی»ها را با پرده‌های ساسانی کهن و یا پارچه‌هایی که کمی پس از سقوط ساسانیان با همان شیوه و در کارگاه‌های باختری ایران (شوشتر، ایوان کرخه، گندی شاپور) بافته می‌شدند، تزیین می‌کردند. هم‌اکنون در اغلب کلیساهای بزرگ اروپا و در موزه‌ی کلونی در پاریس نمونه‌های پارچه‌های ساسانی نگاهداری می‌شود. برخی از این پارچه‌ها هم از صحراهای چین و مصر به دست آمده‌اند.

نقش این بافته‌ها اغلب دایره‌هایی است که پیرامون آنها را حاشیه‌ای مزین به دایره‌های کوچک‌تری مانند دانه‌های مروارید گرفته است. این دایره‌ها دقیقاً شبیه دایره‌هایی است که در گچ‌بری‌های قالبی، ازجمله نشان تیسفون، وجود دارد. این دایره‌ها با هم‌پهلو و مماس شدن تکرار می‌شوند؛ یا هر دو دایره با دایره‌ی کوچک‌تری که نقش گلچه‌ای دارد و خودش نیز با حلقه‌ای از مروارید نماهای کوچک محصور شده است، به هم پیوسته‌اند.گاهی نیز میان هر دو دایره که با فاصله از هم قرار گرفته‌اند یک عنصر تزیینی طراحی شده است.

در میان این دایره‌ها نقش‌های اصیل ایرانی، مانند قوچ کوهی، سیمرغ ساسانی، طاووس، قرقاول و گاهی نیز نقش‌های هندسی قرار دارد. در میان دایره‌های یک قطعه پارچه‌ی ابریشمین ساسانی، که در آستانا (ترکستان چین) یافت شده، نقش سر گرازی است که دهان خود را باز کرده است. پارچه‌ای که در شهر نانسی، در موزه‌ی لورن(Laurain)فرانسه نگهداری می‌شود، پوشش ضریح

آمون مقدس(Saint Amon)در کلیسای ژنگول مقدس( St. Gengoult)در شهر تول بوده است؛ در این پارچه در میان دایره‌ها یک درخت نخل ایرانی و دو شیر که در دو طرف آن رودررو ایستاده‌اند و زیر پای آنها یک اسلیمی پیچ‌درپیچ قلاب مانند که در نوک قلاب‌ها گل انار طراحی شده است، دیده می‌شود. این دایره‌ها ۳ حاشیه دارند که حاشیه‌ی درونی مرواریدنما، حاشیه‌ی میانی زنجیره‌ای و حاشیه‌ی بیرون مضرس است و با مثلث‌های تیره و روشن طراحی شده است. در بینابین دایره‌ها یک ردیف سگ درحال دویدن و پشت به هم دیده می‌شوند، و نقش‌های گیاهی شیوه داده شده، که ویژه‌ی قالی‌های عشایری ایران است در متن پارچه بافته شده‌اند. این نقش‌ها هنوز هم در میان روستاییان و عشایر رواج دارد. شکل ساقه‌ی درخت به درختی می‌ماند که در قالی‌های جنوب ایران، بویژه فارس، به نقش هیبت لو مشهور است.

در یک پارچه‌ی ارزشمند و گرانبهای دیگر، که درگنجینه‌ی کلیسای جامع سانس( Sens) در فرانسه نگهداری می‌شود، شباهت زیادی با نقش پارچه سن آمون دیده می‌شود. در درون دایره دو شیر روبروی هم ایستاده‌اند، ولیکن درخت نخل وجود ندارد و در میان هر دو ردیف از دایره‌ها در جهت افقی دو ردیف حیوان شبیه به سگ زیر دایره‌ها درحال دویدن هستند و میان هر ردیف از سگ‌های یک دایره با سگ‌های دایره‌ی دیگر همان درخت نخل ایرانی، با طرح هندسی‌تر، دیده می‌شود.

در موزه‌ی واتیکان پارچه‌ای است که به سده‌ی اول یا دوم هجری تاریخ زده شده است. در این پارچه،که رنگ متن آن آبی و رنگ متن دایره‌ها سبز روشن است، دایره‌ها پهلو به پهلوی هم قرارگرفته‌اند و فقط یک حاشیه‌ی مرواریدی دارند که مرواریدهای آن یک در میان سبز روشن و آبی، روی زمینه‌ی سفید، می‌باشند. در هر دایره دو شیر آبی رنگ، که یال‌ها و پنجه‌هایشان با سفید طراحی شده‌اند، رودررو ایستاده‌اند. در زاویه‌ی میان هر دو دایره نقشی اسلیمی مانند و ترکیب شده از بته‌ها دیده می‌شود که بی‌شباهت به دو بال باز شده و هلال و گوی میان آن دو که نقشی شاهانه است، نیست. اینجا تحولی در نقش وجود دارد؛ این آذینه را می‌توان نیای بزرگ نقش گلجام‌ها و گل‌های عباسی دوران اخیر دانست. بدن همه‌ی شیرها با یک نوار زرد زیبا رنگین شده است و روی تن هر شیر و بر این نوار، روی شانه‌ی شیر، یک دایره با دو بال‌کوچک، و روی ران شیر، یک مروارید سبز میان دایره‌ای سفید نقش شده است.

از گورستان آنتی‌نوئه در مصر دو قطعه بافته‌ی ابریشمین ساسانی به دست آمده است که یکی به نقش قوچ‌کوهی، که مظهر فره ایزدی است، و دیگری به نقش اسب بال‌دار، که نماد دگردیس شده‌ای از ایزد ورثرغن است، می‌باشد. این تصویر را در مفرغ‌های لرستان نیز می‌توان یافت. این نقش بر روی استودان سنگی بیشاپور هم حکاکی شده است که گردونه‌ی مهر را می‌کشد. نوارهای موج‌دار، که به گردن و زیر زانوی آن بسته شده، و هلال‌گوی داری که بر بالای پیشانیش قرار دارد، نشان می‌دهد، که آن نیز باید مظهر یک نیروی الهی باشد. یک پارچه‌ی دیگر، که آن نیز از آنتی نوئه به دست آمده است، همین نقش قوچ را با نوارهای مواجی که به گردن دارد نشان می‌دهد. ولی اینجا حیوان در میان قاب‌های دایره‌ای قرار نگرفته است، بلکه در چند ردیف و در جهت مخالف هم‌نقش شده‌اند.

بافته‌ای که در موزه‌ی فلورانس نگهداری می‌شود طرح سیمرغ را در درون دایره‌ها، که به چرخ مشهورند، دارد و بی‌شباهت به پارچه‌ی موزه‌ی هنرهای تزیینی تهران نیست. با این تفاوت که متن پارچه‌ی تهران سبز و نقش آن نیز زرد و سبز روشن است. نقش پارچه‌ی فلورانس زرد و اخرا و آبی لاجورد روشن روی زمینه‌ی لاجورد تیره می‌باشد. پارچه‌ی زیبایی با نقش خروسی، که گردن‌بند مروارید دارد و هاله‌ای رنگارنگ در اطراف سر اوست، در میان دایره قرار گرفته، حلقه‌ی دایره به جای مرواریدها نقش «دل»های سبز و سرخ دارد که یک در میان نقش شده‌اند و بر روی متن زرین زیبایی خاصی دارند. رنگ خروس نیز ترکیبی از سرخ و سبز است و پرهایش به صورت هندسی طراحی شده است. در فضای بین دایره‌ها ترنج‌ها و گل و برگ‌های ترکیبی از رنگ‌های سرخ و سبز (متمایل به آبی) نقش شده‌اند. شکل خروس در این نقش بسیار دقیق طراحی شده است. نقش آن به شیوه‌ی پرداز ساخته شده و رنگ‌های سرخ و آبی - سبز، خاکستری کم رنگ و بنفش و زرد بر تأثیر آن می‌افزاید.

در پارچه‌ی دیگری که آن هم در موزه‌ی واتیکان است، بر روی متن زرد زرین قاب‌های دایره‌وار، که برجسته به چشم می‌خورد، پرنده‌ی عجیبی نقش شده که نیم‌رخ است و پرهایش کاملاً هندسی است. این پرنده یک شاخه به منقارگرفته و در پاهایش سیخک‌هایی دارد. طرح این پرنده بسیار شبیه به قرقاول‌های آسیایی است.کناره‌ی این قاب‌ها، که دانه‌های مروارید درشت را نشان می‌دهد، شباهت بسیار آشکاری با دایره‌های درفش میکادو شومو( Micado Shomu) نارای ژاپوئی، دارد. این سنجش نشان می‌دهد که هنر ساسانی از کجا تا به کجا رفته است؛ وقتی روشن‌تر می‌شود می‌بینیم که گنجینه‌ی سوشوئینی و نقاشی‌های دیواری واحه‌ی تاریم (در ترکستان چین) چقدر مدیون هنر ساسانی است.

بافته‌هایی هم هستند که نقوش انسانی دارند. در این نقش‌ها، صحنه‌های شکار با اسب و یا پیاده و یا به کمک باز نقاشی شده است. اغلب این بافته‌ها از سده‌های دوم پیش از هجرت تا سده‌ی سوم هجری هستند و متخصصان آنها را تقلیدهایی مصری از بافته‌های ساسانی می‌دانند. در این بافته‌ها انسان‌ها و حیوان‌ها، به صورت قرینه، رودررو و یا پشت بر پشت، در میان دایره‌ها نقش شده‌اند. شاه سوار بر اسب است، با بازی در دست، که اسب او پا بر شیری خفته نهاده، و در دو طرف درخت نخل به طور قرینه، قرار گرفته است؛ و یا شاه سوار بر فیل بال‌دار است و به صورت قرینه دشمنی را شقه می‌کنند و شیر بال‌دار بر گوزنی حمله کرده است. در فاصله‌ی دایره‌های حامل این نقش، که تقریباً از حالت دایره خارج شده و لوزی شده‌اند، دو موجود شاخ‌دار، شاید دو گربه‌ی وحشی که مثل بز شاخ دارند، در دو طرف درخت زندگی قرار گرفته‌اند (دانشگاه یال و مجموعه‌ی خصوصی). یا بافته‌ای که در آن خسرو بر تخت نشسته و سربازانش درحال جنگ با حبشیان می‌باشند (موزه‌ی لیون). ساسانی بودن این بافته‌ها، از نظر بافت و موضوع و رنگ‌آمیزی و نقش‌ها، مسلم است؛ لیکن از آنها در مصر و جاهای دیگر نیز بافت شده است. این امر اصالت این بافته‌ها را مورد تردید قرار می‌دهد. از هنر ساسانی، تا چندین سده پس از سقوط آنان، ملت‌های مختلف، از ژاپن و چین و هند و ترکستان (تورفان) گرفته تا سوریه و آسیای صغیر و اروپا و مصر و حبشه، تقلید می‌کردند.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی