سینمای پس از انقلاب اسلامی ایران
سینمای پس از انقلاب
سینما، به دلیل ماهیت اصلی آن، که وارد کردن بینندگان به بطن ماجراها و وقایع به کمک تصویر متحرک است، در سدهی چهاردهم هجری، در تمامی دنیا، تقریباً جایگزین نمایش شده
۳۳۶
تاریخ هنر
است. در ایران پس از انقلاب، دلایل بسیار زیادی سبب شد که این هنر رونق بیشتری یافته و تماشاگران بسیار متعددتر و شایقتر بیابد، بویژه در میان نسل جوان که همیشه در جستجوی، تحرک بیشتر و گونهای ماجراجویی است.
سینمای پس از انقلاب را باید در ۵ گروه مهم ردهبندی کرد: سینمای کودک و نوجوان، سینمای داستانی، سینمای انقلابی و جنگ، سینمای تاریخی و سینمای تازه کار و فیلم کوتاه. سینمای کودک و نوجوان، که در پیش از انقلاب اسلامی ظاهر شده، ولی رونق و محتوای، چندانی نداشت، در دوران جمهوری اسلامی یک روند شتابانه را به سوی تحول در محتوا و در فناوری پیشگرفت. چندینکارگردان جوان، زن و مرد، به تولید فیلمهایکودکان پرداختند. تنوع محتوا برای اینگونه فیلمها سبب شد که آثار بسیار خوبی در ترازی جهانی تولید گردد که از آثار کارگردانان زن، پرندهیکوچک خوشبختی،کار خانم پوران درخشنده و خانهی دوست کجاست، کار آقای عباس کیارستمی را میتوان نام برد. فیلمهای کودکان و نوجوانان را باید به چندین زیر گروه طبقهبندی کرد، مانند؛ سینمای روانشناسانه و تربیتی، سینمای خنده و تفریح، سینمای داستانی و روایی، سینمای نوجوانان انقلاب و غیره؛ که از این میان سینمای روانشناسانه و تربیتی در مرحلهی نخست و سینمای داستانی و روایی در مرحلهی دوم موفقتر بوده و سپس نوبت به سینمای خنده^{۱} و تفریح میرسد که طرفداران نسبتاً زیادی در میان کودکان دارد. فیلمهای کوتاه نیز، در زمینهی مسایل کودک و نوجوان، موفقیتهای خوبی داشته است. متأسفانه سینمای نوجوانان و انقلاب کمی حالتهای شعاری به خود گرفته و همین امر از کیفیت و واقعیتگرایی آن کاسته است.
سینمای داستانی را نیز باید به چند زیر شاخه و زیر گروه تقسیم کرد. سینمایی که تداوم سینمای پیش از انقلاب است و با تغییرات اندکی که آنها را مغایر با شئون انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نکند، ساخته میشوند. اینگونه فیلمها مُبلّغ فرهنگ و تمدن باختر هستند و در ظاهری ایرانی متجلی میگردند. صحنههای تقلیدی و تکراری «غربی»، که در اصطلاح عامیانهی سینما کلیشه^{۲} میگویند، در آنها بسیار زیاد است. این آثار عموماً بر ساختههای کارگردانانی است که اغلب بررسیها و مطالعات خود را در «باختر زمین» کردهاند و به سینمای
2. Cliche
1. comedie
هنر در جمهوری اسلامی ایران
۳۳۷
اروپا و امریکا وابستگی زیادی دارند. هرچند تعداد آنان زیاد نیست ولی تولید آنها همکم نیست. نوع دیگر از سینمای داستانی، با بینشی تازه و نو، به مطالعه و بررسی در زندگانی مردم میپردازد. این فیلمها تنوع خوبی دارند، ولیکن شباهت داستانی نیز در آنها کم نیست. بیشتر از چند الگوی شناخته شده برای فیلمنامههای این آثار وجود ندارد: داستانهای مربوط به قاچاقچیان، داستانهای عشقی ناکام، مسائل مربوط به خانواده و جدایی میان زن و شوهر و رنج فرزند، داستانهایی که در شهرستانها و روستاها میگذرد و مانند آنها، که هرچند در مواردی کوشش میشود بررسیهای اخلاقی و گاهی نیز علمی داشته باشد، ولیکن تنوع آن کم است. سینمای انقلابی و جنگ، بجز چندین فیلم که به تقلید از فیلمهای جنگی امریکایی ساخته شده است و درحقیقت گونهای از فیلمهای داستانی پیش از انقلاب است، پربارترین و آموزندهترین، حتی هنرمندانهترین فیلمهای ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی را در بر میگیرد. انقلاب توفندهی ایران علیه نظام پادشاهی از سویی و هشت سال جنگ و دفاع در پیکاری نابرابر و حماسههایی که یادآور جنگهای اردشیر و شاپور علیه امپراتوران روم است، چنان دامنهی تفکر و تخیل را در این زمینه قوی و بارورکرده است که خاطرهیکوچکی موضوع داستان حماسهای شورانگیز میشود، بویژه آنها که بر حقیقتی ملموس و واقعی استوارند. سینمای جنگ ایران سبب شده است که نام سینمای ایران از مرزهای ایران فراتر رود و رقابت میان اینگونه فیلمها و فیلمهای داستانی سبب شده است که کیفیت فیلمهای داستانی نیز بالا رود.
در سینمای تاریخی، که نمونههای کمی از آنها ساخته شده و بهترین آنها از مرحوم علی حاتمی است و با فیلم کمالالملک اعتبار مییابد، آثار چندان ارزندهای را نمیتوان انتظار داشت. فیلمنامهنویسان ایرانی عادت ندارند اصالت وقایع تاریخی را حفظ کنند، و به میل خود در تاریخ مداخله مینمایند و این امر سبب شده است که از ارزش فیلمهای تاریخی ایران، بهرغم بازی و کارگردانی خوب، بکاهد و آنها را درحد داستانی معمولی تنزل دهد.
باید ردیفسازیهای سینمایی یا در اصطلاح فرنگی آن، سریال های' «تلویزیونی» را نیز مورد بررسی قرار داد.
1. Seriales
۳۳۸
تاریخ هنر
گسترش فناوری تصویری تلویزیون و امکان بردن تصویر و سینما از تالارهای بزرگ به داخل خانهها و در اقصی نقاط کشور، سبب شده است که، علاوه بر پخش فیلمها از این راه، داستانهای، به هم پیوستهای نیز تهیه شود که بتواند همه هفته تعدادی بیننده را به خود اختصاص دهد. این شیوه، که یک رهاورد فرهنگ باختر است، خیلی راحتتر و سادهتر توانسته است مردم ایران را به خود مشغول دارد. متأسفانه این گونه ردیفسازی بیشتر داستانهایی را در بر گرفته است که کارگردان بتواند به هر نحویکه شده آنها را طولانیتر کرده و در بخشهای بیشتری به نمایش دراورد. نمونهی چشمگیر آن هزاردستان، اثر علی حاتمی است که صحنههای تکراری آنکمتر از دیگر انواع ردیفسازی میباشد. تقلید و مشابهسازی که در میان کارگردانان و فیلمنامهنویسان این این ردیف سازیها وجود دارد و سبب سادهتر شدن کار میگردد، باعث شده است که در این گونه سینما، آثاری با کیفیت مطلوب ساخته نشود.