پرش به محتوا

هنر نمایش در جمهوری اسلامی

از ویکی ایران

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کوشش‌های بسیار جدی در زمینه‌ی نمایش صورت گرفت تا این هنر باختری و «غربزده» هوشمندان بی‌درد پیش از انقلاب را به هنری ایرانی و برگرفته شده از فرهنگ انقلاب تبدیل‌کند. آنچه که مسلم است هر تحول اجتماعی، بویژه انقلاب‌های فرهنگی و سیاسی، فرهنگ و ادبیات و هنر خاص خود را دارد و یا باید داشته باشد. زیرا طبیعت هر انقلاب نفی ارزش‌های پیشین و پی افکندن ارزش‌های نوین است. انقلاب اسلامی نیز در هنر نمایش ایران تحول انکارنشدنی و مهمی ایجاد کرد که می‌توان به طور خلاصه چنین مطرح کرد: نمایشنامه‌های پوچ‌گرایانه و منفی که حاصل زندگی ماشینی و صنعتی و رفاه ظاهری باختری بود و اغلب نومیدی و بیچارگی انسان را در عصر صنعت مطرح می‌کرد، از صحنه‌های، نمایش دور ماندند و تنها در دانشکده‌های هنری، و آن هم برای مطالعه و بررسی دانشجویان رشته‌ی نمایش به اجرا گزارده می‌شدند. لیکن تالارهای نمایش عمومی جای خود را به اجرای، نمایشنامه‌هایی دادند که عموماً در انتقاد از نظام شاهنشاهی و رفاه وارداتی اروپایی بوده و زندگی مردم انقلابی را برای اثبات حق طبیعی آنان در انقلاب مطرح می‌کرد. به همین دلیل در اجراهای‌گروهی در تالارهای نمایش تهران و شهرستان‌ها، بیشتر تکیه بر جنبه‌های مثبت و فعال و پویای زندگی مورد توجه قرار می‌گرفت. و ستم‌ستیزی و مبارزه، که یکی از شعارهای انقلاب بود، در تمام نمایشنامه‌های پس از انقلاب بخوبی متبلور و متجلی می‌شد.

خیمه شب بازی، قابل بازیابی از https://www.irna.ir/news/83436365

از سوی دیگر، بازگشت به خویشتن و احیای نمایش و هنر ایرانی بومی و مردمی بود که در این راه گام‌های مهمی برداشته شد که کوشش در یافتن راهی برای خروج از بن‌بست‌های نمایش باختری را آشکارا نشان می‌داد. راه‌اندازی جشنواره‌های نمایش از نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب و اهمیت دادن به نمایشنامه‌های نوشته شده به دست نویسندگان ایرانی و انقلابی، بویژه نسل جوان، و حضور فعال وگسترده‌ی هنرمندان ایرانی در جشنواره‌های نمایش و مجامع هنری اروپا با اجراهای زیبایی از تعزیه و خیمه‌شب‌بازی (نمایش عروسکی)، مسیر را برای به وجود آوردن یک نمایش صددرصد ایرانی باز می‌کرد. ارتباط هنرمندان ایرانی با جریان‌های مهم نمایشی جهان و برگزاری همه ساله‌ی روز جهانی نمایش در ایران از گام‌های، مثبت دیگر در دوران کوتاه پس از پیروزی انقلاب است. نیز تشکیل مرکز هنرهای نمایشی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با امکانات نسبتاً خوب و والا، و تشکیل انجمن‌های نمایش در مراکز استان‌ها، که بر مشارکت و حضور فعالانه‌ی مردم و هنرمندان در نمایش کشور انجامیده، یکی دیگر از این گام‌های خوب و ضروری می‌باشد. با این حال کم و کاست بسیار است و هنوز شیوه و فناوری باختری و نحوه‌ی گفتار نمایشی از نمایش اروپا نشأت و بهره می‌گیرد. شاید بتوان علت این امر را در ترجمه‌هایی از آثار نمایشی باخترزمین در این سال‌های پس از پیروزی انقلاب، جستجو کرد. استادانی که آموزش نمایش را در دانشکده‌های هنری، که پیوسته بر شمار آنها افزوده می‌شود، برعهده دارند عموماً مدارج علمی خود را در بیرون از مرزهای ایران پیموده‌اند و در نهایت شیوه‌ی آموزش آنها و اصولی را که برای نمایش لازم می‌دانند در فرهنگ نمایشی «غرب» جستجو می‌کنند و این مشکل برطرف نخواهد شد مگر زمانی که آموزش برعهده مدرسان پرورده‌ی انقلاب قرارگیرد.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی