شال اندازی
شالاندازی سنتی است که در مناطق غربی و شمال غربی ایران معمول است. با تفاوت اینکه در ارومیه و دیگر مناطق شمالغربی کشور در شب چهارشنبهسوری، و در مناطق جنوبی کردستان در شب نوروز انجام میشود. در سلماس رسم چنین است که پس از آتشافروزی چهارشنبهسوری، جوانان بر بام خانه همسایگان و خویشاوندان میروند و از آنجا دستمال بزرگی را از طریق پنجره به درون اتاق آویزان میکنند. صاحب خانه دستمال را از میوه و آجیل انباشته میکند و به سوی آنها که بر بام منتظرند باز میفرستند. در روستاهای اطراف ارومیه نیز بچهها و جوانان، دستمالی را بر سر نخی میبندند و آن را از روزنه اتاق به درون خانه میاندازند، خداوند خانه، بادام، تخممرغ رنگ کرده، و پول توی دستمال میگذارد و میگوید،
«بکش، خدا مرادت را بدهد».
کسانی که نامزد دارند، برای شالاندازی با شالیکه به آن سالماخ میگویند پشتبام خانه نامزد خود میروند، و دستمال را از روزنه اتاق به درون میآویزند، همین که زن خانه میآید تا چیزی در دستمال بگذارد، پسر دستمال را میکشد و این کار را چند بار تکرار میکند، مادر متوجه میشود که شالانداز داماد اوست و دستمال را پر از سبزه میکند، تا همیشه سبز و خرم باشد. در ارومیه و بعضی روستاهای اطراف آن نیز دامادها این کار را با تشریفات بیشتری انجام میدهند، به این ترتیب که کجاوهای آرایششده را که بر شال بستهاند و آینهبندان شده است با طناب به داخل روزن میفرستند و صاحب خانه آجیل و شیرینی و میوه خشک در کجاوه میریزد. اگر اتاقها پنجره نداشته باشد کجاوه را پشت در خانه یا اتاق عروس میگذارند و به انتظار پرشدن آن در گوشهای پنهان میمانند. در کردستان همه مردم در شب نوروز بر بام خانههاشان آتش میافروزند و پس از آتشافروزی است که شال میاندازند. این مراسم را در مهاباد هلاوهی میگویند. صاحبخانه تخممرغ و گردو و بادام یا مقداری پول و گاهی جوراب پشمی درون شال پیچیده و میگوید: «ای کشه خدا مراگویی» یعنی برکش، خدا مرادت بدهد. بعضی مواقع به شال زنبیل و سطل میبندند و در آن چراغ میگذارند. دور چراغ را هم گندم میریزند و بر روی آن آینه و شانه و سرمهدان قرار میدهند. گذاشتن چراغ وجه امتیازی است بین جوانان و کودکان، زنان و دختران اگر دلشان بخواهد، با شانهای که داخل زنبیل است، موها را شانه میزنند و سرمه را بر چشم میکشند و هدایا را در آن میگذارند. در بعضی روستاها به جای یک ظرف دو ظرف را بگونه ترازو به جوبی میبندند در یک کفه شانه و آینه و سرمهدان و در کفه دیگر سبزی، سنجد و نان و نمک میگذارند. صاحبان خانهها کمی از نان میخورند و اندکی نمک به زبان میزنند. آنگاه ضمن نگاهی به آینه محتویات یکی از کفههای ترازو را بر وسایل کفه دیگر میافزایند و در کفه خالی هدیه نوروزی را قرار میدهند. در پایان مراسم نیز هدایا را تقسیم میکنند و به خانهها بازمیگردند.
نیز نگاه کنید به
پاورقی
[1]. روابتی هم هست که مختار برای اینکه موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد که شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال.
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی